Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

 داکتر لعلزاد

چه باید کرد ؟

برنامه غنی «ادامه راه نجیب با آموزش از تجربه ناکام او» است !

? آنچه غنی می خواهد «ادامه حکومت خودش تا پایان دوره ۵ ساله»، «چوروچپاول بیشتر دارایی های عامه» و در نهایت، «تجهیز/اکمال بیشتر طالبان» (برای ادامه‌ی افغانیزه/پشتونیزه سازی کامل کشور) است!

? «تخلیه شهرستان ها»، «ملیشه سازی دولتی» و «دفاع از مراکز ولایات» (به ویژه شهرهای بزرگ/عمده)، دقیقا ادامه برنامه داکتر نجیب است که شاید بتواند عمر حکومت غنی در ارگ کابل را اندکی دراز کند (دیگر برای او هیچ مهم نیست که در شهرستان/ولایت ها چه می گذرد، روزانه چند نفر کشته می شوند و یا مردم با چه قحطی و قیمتی و مصیبت ها گرفتار می شوند)!

? حال، غنی می داند که طالبان آن‌قدر تقویه، تجهیز و اکمال شده اند و در تمام شهرستان ها آن‌قدر گسترش یافته اند که وارث بالاستحقاق و جانشین بلامنازعه قدرت او برای مدت های طولانی تر خواهند بود (زیرا او از یک سو با نابود سازی مستحکم ترین «پشت جبهات مقاومت» در گام اول، خواست که از «تجربه ناکام تسلیمی شهر کابل توسط نجیب به حکمتیار» جلوگیری کند و از سوی دیگر، رهبران و بزرگان اقوام غیرپشتون را آن‌قدر خسی و آلوده در فساد خود ساخته است که هیچ‌یک از آن ها «شهامت مقاومت» یا «ادعای زعامت» در کشور را ندارند... با آنکه «میدان برای همگان باز است»)!

? اثبات گفته های بالا را می توان در این «ادعا» و در «میدان عمل» دید که «غنی هرگز در صدد سرکوب طالبان و پاک سازی آن ها از شهرستان ها نبوده و نمی باشد» (او فقط می خواهد که به کمک «ملیشه های دولتی و نیروهای امنیتی» خود از سقوط شهرهای بزرگ/عمده جلوگیری کند… اگر بتواند)!

? غنی با این برنامه، «تا که می چلد، می چلاند» (ادامه حکومت تا سقوط و پس از آن نوبت طالبان کرام)!

+ + +

? در چنین اوضاع و احوال، وظیفه «نسل جوان» است که با تحلیل شرایط عینی (گیرماندن در بین دو «آسیا-سنگ») و تجربه/الگوی ماندگار مسعود بزرگ، بیندیشند که چگونه می توانند خود را حفظ کنند، منسجم شوند، رهبری خود را بوجود آورند، پایگاه های مقاومت خود را ایجاد کنند، لابیگری نمایند، ارتباطات (داخلی و خارجی) خود را گسترش دهند، حلقات خود را با هم وصل کنند و به «مبارزه و مقاومت» ادامه دهند...

? اگر کسانی توان ایجاد پایگاه و شهامت مقاومت در مقابل غنی/طالب را دارند، فراخوان «پیوستن افراد و نیروهای امنیتی» به پایگاه خود را صادر کنند، تا افراد و نیروهای عدالت‌خواه که نمی خواهند بیهوده در صفوف غنی/طالب کشته شوند، به پایگاه آن ها مراجعه کنند و «چوب سوخت ملیشه های دولتی و طالبی» نشوند...

..........................................

نعیم اساس، پاریس

خروج نیروهای امریکایی از افغانستان،

برنده اصلی ای اس ای پاکستان

امریکا یکبار دیگر افغانستان را به مرکز تمام نا امنی های جهان مبدل کرد و بدست گرگان ای اس ای پاکستان تسلیم میکند.  ادارات استخبارات پاکستان که با استفاده از ستون پنجم نظام  افغانستان را  متلاشی کرده، توانست با مهارت خاص یک گروه جاهل و قرون اوستایی را مشروعیت بین المللی دهند وبا هزار نیرنگ و دروغ  جهان را به کمک لا بگری های چند خارجی افغان تبار قوم پرست فریب دهند و این موجودات عصر حجر را بر گرده های مردم مظلوم افغانستان حاکم سازند.

افغانستان وارد یک جنگ داخلی و قومی خواهد شد؟ پرسیدن این سوال چند سال پیش پوچ به نظر می رسید. نه در سال ۲۰۲۱. حادثه بهسود و مسلح شدن هزاران نفر در مناطق مرکزی،  آغاز جنگ های قومی خواهد بود.

موجودیت یک نظام پو شالی، ضعیف و وابسته به امریکا،  نداشتن یک تعریف درست از دشمن، نبود یک الترنتیف سیاسی ملی و تمایلات قومی دولتمردان افغانستان، با خروج نیروی های خارجی از این کشور، خطر از هم پاشیدن رژیم فعلی، گرفتن قدرت توسط طالبان،  و جنگ داخلی را در بر دارد.

جنگ داخلی چیست و چه وقت باوجود می آید؟

جنگ های داخلی معمولاً زمانی بو جود می آیند که بخشی از مردم احساس ظلم جدی را می کنند و وقتی معتقدند که هیچ چیز دیگری جز مبارزه مسلحانه نمی تواند شرایط را اصلاح کند.

چه کسی در افغانستان  احساس ظلم می کند؟ با گرفتن قدرت توسط طالبان، اکثریت جامعه، هم از مرد وزن، اقلیت های قومی و مذهبی، نخبگان، جوانان آزاد اندیش و زنان که بیشتر از ۵۰ فیصد نفوس جامعه را تشکیل میدهند، تحت تظلم طالبان قرار خواهند گرفت. قوم پرستی، زن ستیزی و تبعیضات مذهبی نزد طالبان هنوز یک پدیده عادی و نور مال به نظر میخورد .

آیا خروج نیروی امریکایی از افغانستان نگران کننده است؟

اگر مذاکرات صلح  به پیروزی نرسد، خشونت های قومی ممکن است پس از خروج نیروی های امریکایی بروز کند. اشرف غنی که خود معمار حالت فعلی است، با حامد کرزی و یک حلقه خبیثه  طالبان را به مشروعیت بین المللی رسانده است و امکان دارد قدرت را برایشان به یک شکلی  تسلیم دهد. در این صورت جنگ قومی می تواند به راحتی آغاز شود و از آنجا جنگ داخلی سرتاسری بو جود آید.

برخی از گروه های مسلح از اقلیت های قومی می توانند تلاش های خود را در وجود یک جنبش دموکراتیک ، جبهه متحد ملی، برای مقابله با توسعه طلبی طالبان اغازکنند.

اما اگر یک رژیم وجود میداشت که تصور می شود می تواند این شبح جنگ داخلی را دفع کند ، این دموکراسی است.

..........................................

عتیق الله نایب خیل

سال ۱۵۰۰ خورشیدی مبارک!

(از بیانات رهبر انقلاب)

«یک بار دیگه نوروز باستانی ره و حلول سال ۱۵۰۰ هجری شمسی ره به تمام افغانا، به تمام مسلمانا و به تمام هه هه همسایای ما از صمیم قلب تبریک می گم»*

این که به عوض سال ۱۴۰۰، سال ۱۵۰۰ تبریک گفته شود می پذیریم که انسان از سهو و خطا خالی نیست و زبان می تواند اشتباه نماید. اما صورت تبریک گفتن و کلمات و جملاتی که بکار برده می شود، مخصوصا" وقتی که از زبان شخص اول مملکت باشد، باید بسیار دقیق و سنجیده باشد.

این را هم می پذیریم که شاید رئیس جمهور بنابر مصروفیت های بیش از حد نتواند بیانیه اش را بنویسد تا از روی آن خط خوانی نماید. اما نمی دانم مصروفیت تعداد کثیری از مشاورین، از جمله مشاورین فرهنگی، چی است تا چند جملۀ که شایستۀ رئیس جمهور است، مخصوصا" در مواقعی که باید آماده گی ها از قبل گرفته شود، بنویسند و در اختیارش بگذارند.

حال بیایید این سخنرانی را در اختیار کشورهای همسایه بگذاریم که رئیس جمهورما، و دومین مغز متفکرجهان، برای آن ها چه پیامی دارد. 

باسواد بودن تنها به خواندن و نوشتن خلاصه نمی شود. متاسفانه کم سوادی و بی سوادی از صدر تا ذیل دولت و احزاب سیاسی ما مشاهده می شود. یک نظر اجمالی کافیست تا دریابیم این رهبران از سواد کافی بی بهره هستند. گاهی عقب تریبون و یا در مصاحبه های شان چنان کلمات و جملاتی به کار می برند که فقط در کوچه و بازار گفته می شود.

عیب دیگر کار این است که همان کلمات و جملات مورد استقبال حاضرین قرار می گیرد و برای شان کف زده می شود.  

     *************************

*از سخنرانی رئیس جمهور به مناسبت سال نو.

..........................................

عتیق الله نایب خیل

نامۀ سرگشاده به حاکمان

 عالیۀ مُلک خداداد افغان!

(طنز)

 

خدمت خادمین مُلک خداداد افغان و دومین مغز متفکرجهان به عرض رسانیده شود که درین ایامی که مهمترین وقایع تاریخ بشریت در بلاد ما اتفاق می افتد، پنجهزار برادر ناراضی که ازبند رها شده اند چنان وظایف محوله را به وجه احسن انجام داده و چنان در برهم زدن آرامش طاغوتیان شهرکابل سهم شان را ادا نموده اند که خواب را ازچشمان فرد فرد این پایتخت طاغوتی ربوده اند. حذف و پاک سازی زنجیره یی فعالین مدنی در روزهای اخیر شاهد این مدعاست. خداوند به شما و جمله مومنینی که در رهایی این برادران ناراضی سهمی داشته اند به زودی اجر اٌخروی نصیب گرداند! زیرا هر مومنی بخوبی می داند که فعالیت های مدنی مخالف نص صریح همۀ ادیان است و رعایای همیشه در صحنۀ ذوات ملوکانه حق دارند در سایۀ فضل و مرحمت خادمین صدیق خویش و مخصوصا" دومین مغز متفکرجهان آسوده بخوابند!

اگر درایت و آینده نگری ذوات محترم و شخص شما نبود اوضاع به سمتی می رفت تا این ارباب رسانه ها با فعالیت های مدنی شان رعیتی را بی ارباب و فرزندانی را بی پدر سازند و شما نه تنها موفق شدید جان خود و نوکران خاص خود را از خطرنجات دهید بلکه تدبیری اتخاذ فومودید تا طالبان کرام کمترین آسیب را ازین بلایا نصیب شوند.

انتظار داریم تا هرچه زودتر فرمان رهایی هفت هزار برادر ناراضی دیگر را که در بندهای طاغوت بسر می برند صادر فرمایید تا تخم هرچه مدنی و فعالیت مدنی است برکنده شود و کشور از وجود آنان پاک سازی گردد تا زمینه برای حکومت عدل الهی مساعد ساخته شود و رعایای شما دوباره زیر سایۀ خلافت و یا دست کم زیر سایۀ امارت اسلامی از مزایای دینی و اخروی بیعت شان در پرتو اوامر و ارشادات امر بالمعروف و نهی از منکر بهره مند و مستفید گردند!

به نوبۀ خویش یک بار دیگر تجدید بیعت خود و هم تباران خود را حضور ذات ملوکانۀ شما پیش کش می نمایم تا باشد در برکندن هرچه مدنی و فعالیت مدنی است موفق باشید!

و السلام علی من اتبع الهدی

..........................................

                         

  عتیق الله نایب خیل

شاعررا ببرید ببندید به

طویله!

روزی فتحعلی شاه قاجار شعری می‌سراید و از ملک‌الشعرای دربار می خواهد در بارۀ آن نظر بدهد. ملک الشعرا همین که شعر را می شنود بی‌تعارف می‌گوید که شعر بی‌پایه و اساسی است و ارزش ادبی ندارد. شاه عصبانی می‌شود و دستور می دهد تا او را ببرند و ببندند به طویله. خدمۀ شاه او را به طویله می بندند.

 ساعتی بعد فتحعلی‌شاه که روی شعرش کار کرده بود و اندک تغییراتی در آن آورده بود دوباره دستور می‌دهد ملک الشعرا را به حضورش بیاورند و این بار شعر اصلاح شده اش را می‌خواند و از او می‌خواهد در مورد نظر بدهد.

ملک الشعرا بدون این که کلمه ی صحبت نماید به سمت دروازه حرکت می کند. شاه می پرسد کجا می روی؟ ملک الشعرا می گوید: به طویله! در حالی که مستحق اصلی طویله فتحلی شاه قاجار بود و نه ملک الشعرا.

در روزهای پسین وقتی اخباری را در رسانه ها خواندم مبنی بر این که تعلیمات ابتدایی از صنف اول تا سوم به مساجد سپرده می شود گفتم این دولت مردان را باید ببریم ببندیم به طویله.

درعصری که دنیا با سرعت چشم گیری پیشرفت می کند دولتمردان ما با سرعت احمقانۀ پسرفت می کنند. این در حالیست که اکثریت ملا امامان ما هم از سواد کافی بی بهره هستند و خود به آموختن ضرورت دارند و هم بیشترین شان همه روزه طالب و انتحاری پرورش می دهند. دولت با این کارش به تروریست پروری رسمیت می بخشند.

طالبان نکتایی پوش، کشور را به آزمایشگاه و لابراتوار تیوری های جهالت آمیز مبدل کرده اند و خود به کرسی های قدرت بی حدو حصر بدون پاسخگویی تکیه زنده اند. جای این ها طویله است.

..........................................

داکترشکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

شورای ملی باید رئیس جمهور را عزل

و به دادستانی ودادگاه معرفی نماید

  حمله انتحاری به دانشگاه کابل بدنبال حمله هفته پیش به مرکز آموزشی کوثر دانش درکابل ورشته حملات بی وقفه طالبان شیطان پرست به همه مراکز آموزشی و ملکی که آینده سازان میهن ما اند, چنان غم جانکاهی را درکشور سبب شده که قلب همه را به شدت داغدار ساخته است.

با این که در غم جانسوز قربانیان دانشگاه کابل خود را شریک می دانیم و مقام ارواح شهدای گلگون کفن را در بهشت برین میخواهیم مگر این همدردی وافسوس وغم شریکی به تنهایی خود کافی نیست وباید در بدل این همه جنایات طالبان شیطان پرست, باید نخست خط سرغ ارگ نشینان فاسد به خط زرد شان در رهایی طالبان شیطان پرست, رنگ نمی باخت وحالا که اشرف غنی احمدزی نسبت همنوایی با طالبان تروریست, حدود شش هزار  شیطان پرست را به اثر دستور زلمی خلیلزاد رها کرده, در بدل حملات خونین طالبان به دانشگاه کابل ودیگر مراکز آموزشی چون کوثر دانش وغیره, تقاضا می نمایم بمانند رهبران با وجدان کشورهای عدالت خواه, از رییس جمهور تا وزرای دفاع وداخله وامنیت استعفا بدهند و حکومت بعدی, هرچه طالب شیطان پرست در بند زندان اند بی درنگ به دار آویخته شوند و امرالله صالح, صالح بودن خود رابه اثبات برساند ودر بدل هر حمله انتحاری وانفجاری, هم مراکز طالبان را به شدت از هوا وزمین بکوبد وهم طالبان زندانی را هماندم به دار بیاویزد. طالبان یعنی مزدور آی ای پاکستان اصلا آدم شدنی واصلاح شدنی نیستند وباید مذاکرات قطر همین حالا قطع گردد. دانشگاه کابل که بایست امن ترین ومصؤن ترین مکان کشور می بود باثر بی کفایتی حکومت فاسد به چنین فاجعه جانسوز تبدیل شده است. پس باین وضع موجود هیچ مکانی از شر طالبان شیطان پرست در امان نیست تا که رگ وریشه این جنایت کاران سوزانده نشود

  مسؤل این همه حملات انتحاری وانفجاری وقتل وکشتار بی امان مردم بی گناه ما, در دو دهه اخیر,  درپهلوی طالبان شیطان پرست, حامیان آن ها بمانند:حامد کرزی, اشرف غنی احمدزی, حنیف اتمر, معصوم ستانکزی جمع وزرای بی کفایت فعلی دفاع وداخله وامنیت ملی است. همه این ها باید به دادستانی معرفی و محاکمه ومجازات شوند.

..........................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

داکترشکرالله کُهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

قانون اساسی جمهوری فدرالی

خراسان

خاکه پیشنهادی:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دیباچه, دولت, ریاست جمهوری, حقوق و وظایف اساسی مردم, قوه مقننه, شورای فوق العاده, قوه اجراییه, قوه قضاییه, دیوان قانون اساسی, مطبوعات آزاد, اداره, تعدیل, حکومت نظامی

___________________________________

  این خاکۀ پیشنهادی قانون اساسی از طرف رییس بنیاد ژورنالیستان آریانا (شکرالله کُهگدای)در11 بخش و124 اصل با استفاده از تجارب کاری چهارساله در شورای ملی کشور در دهه قانون اساسی بحیث خبرنگار پارلمانی روزنامه کاروان تهیه ودر ماهنامه کاروان چاپ کالیفورنیا درسال 2003 انتشاریافت که مورد استقبال فراوان هموطنان بویژه اهل دانش وفرهنگ قرارگرفت وحالا که همه خواهان تعدیل قانون اساسی اند, مجددا آن خاکه قانون اساسی مرور و با تطابق با شرایط عصرمتحول و پیشرونده تکنالوژی وجهانشمول شدن کشورها ومرزها, نوسازی شده بصورت بسیار فشرده یگان مطالب آن نشر میگردد  تا مورد نقد وبررسی صاحب نظران وهمچنان استفاده قانون سازان قراربگیرد. ___________________________________

دیباچه

  با پیروی از دین مقدس اسلام وبه منظور تأمین صلح وثبات , آزادی, مردم سالاری و شایسته سالاری, زیست مساویانه وعادلانه همه شهروندان این سرزمین درسایه قانون بصورت مسالمت آمیز و عدم خشونت گرایی , پابندی به  منثور سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد واعلامیه جهانی حقوق بشر, یکپارچگی ملی وهمبستگی اجتماعی به منظور حمایت از تمامیت ارضی, حاکمیت ملی واستقلال کشور.

  به منظور انتفای استبداد, خشونت وتروریزم از عرصه حیات ملی ومناسبات بین المللی مطابق با اصول زیست باهمی صلح آمیز ومیثاق های جهانی.

بمنظور تامین عدالت اجتماعی درمقابل قانون وبرمبنای اصل احترام به کرامت انسانی وحقوق بشر.

  به منظور تقویت وانسجام بنیاد دفاعی, سیاسی, علمی, تکنالوژی فرهنگی واجتماعی.

و به منظور فراهم سازی یک محیط زیست سالم, عصری ومرفه برای همه شهروندان کشور بدون هرگونه امتیازطلبی وتبعیض زبانی, قومی , قبیلوی ومنطقوی.

سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونهاد ها و نامهای لشکری وکشوری به شمول رتبه های نظامی وپولیس ودانشگاهی به زبان بین الاقوامی پارسی دری که بیش از هزار سال است زبان محاوره و مکالمه ومفاهمه ومکاتبه و افهام وتفهیم باشندگان این سرزمین, وزبان گفتاری ونوشتاری دربار شاهان وفرمانروایان  ودفتر ودیوان مردمان این حوزه  بزرگ فرهنگی بوده است, تهیه میشود, چونکه  زبان پارسی دری، زبان یک قومِ خاص و زبان محلی خاص در این سرزمین نیست، بلکه زبان تاریخی، ادبی، رسمی و ملیِ اقوام این سرزمین است که آن‌ها از این زبان به عنوان عنصر مشترکِ ملی برای وحدت سیاسی و ملی استفاده می‌کردند و می‌کنند, زیرا هیچ زبان دیگری دراین سرزمین این امکانِ تاریخی، ادبی و بین الاقوامی را ندارد که از آن به عنوانِ عنصر مشترکِ ملی و زبان مشترکِ ملی برای وحدت ملی استفاده شود.

دولت

    دولت سرزمین آریایی ما بنام جمهوری فدرالی خراسان یاد میشود که کشوری است با نظام جمهوری شورایی, مستقل واحد وغیر قابل تجزیه وحاکمیت ملی به مردم تعلق دارد.

   سیاست خارجی کشور برمبنای منافع داخلی کشور تنظیم میگرددتا با همه کشورهای جهان بویژه با کشورهای اسلامی و همسایه وآنهایی که برای ارتقای کشور کمکهای بی شایبه ارایه میدارند, برپایه حقوق واحترام متقابل و با شناخت مرزهای جغرافیایی همسایگان به شمول مرزهای جنوبی وشرقی با پاکستان ودرسطح بین المللی استوار میباشد و همانگونه که همسایگان حق هیچگونه مداخله در امور داخلی و ادعای ارضی بالای اراضی کشور را ندارند ما هم هیچگونه مداخله در امور کشورهای همسایه را جایز ندانسته  وهیچگونه ادعای ارضی ویاهم تجزیه کشورهای همسایه را مدنظر نداریم وحق شان رابرای پاسداری وحراست ازمرزهای شان را به رسمیت می شناسیم.

  دولت فدرالی خراسان کوشش مینماید تا با کشورهای تاجیکستان, اوزبیکستان, تورکمنستان, قرغیزستان, قزاقستان وحتی ایران وترکیه با تشکیل بازار مشترک اقتصادی وسیاسی , دفاع واحد, امنیت منطقوی, زمینه های ایجاد پول واحد, پرچم واحد, سرودملی واحد, مرزهای آزاد و رفت وآمد بدون روادید را مهیا ساخته سرانجام یک حکومت وکشور مشترک را با احترام وحراست از فرهنگها وزبانهای هرکدام تاسال 1400 هجری شمسی بوجود بیاورد.

   اتباع  خراسان عبارت اند از همه افرادی که دراین سرزمین تولد شده اند ویا از نسل این سرزمین درکشورهای دیگر به دنیا آمده باشند. برهر فرد این افراد با حفظ هویت فرهنگی هرکدام کلمه (آرین) را میتوان اطلاق کرد واز کلیه حقوق شهروندی وامتیازات معنوی ومادی این سرزمین بویژه تابعیت دوگانه شان میتوانند استفاده نمایند.

  دین رسمی کشور دین مقدس اسلام است. دولت وظیفه دارد تا با درنظرداشت تامین خوشبختی وآسایش انسانهای روی کره زمین درگسترش ودفاع از دین مسالمت آمیز اسلام درسطح ملی وجهانی دست به اقدامات آرامش دهنده وضد تروریزم بزند.

  آن عده هموطنانی که پیرو دین مقدس اسلامی نیستند, در اجرای مراسم دینی شان آزاد میباشند واز حقوق مساوی شهروندی در امور اجتماعی برخوردارند.

 رشد وانکشاف هر زبان حق گویندگان و وارثان همان زبان است . وارثان هر زبان میتوانند  درمحلات شان با همان زبان مادری شان حل مطلب نمایند. دولت در حمایت یکجانبه یا کم بها دادن هیچ یک از زبانهای کشور حق مداخله را ندارد بلکه وظیفه دارد تا در انفاذ, تاسیس, وضع وچاپ ونشر کلیه قوانین, نهادها, سرودملی, چاپ پول وپیسه, مراکز, مراتب ومراحل ونامهای لشکری وکشوری را به شمول نامهای رتبه های نظامی وپولیس و دانشگاهی را به زبان پارسی دری که زبان بین الاقوامی کشور است تهیه, نشروچاپ نماید. دولت حق ندارد واژه ها واصطلاحات یک زبان رابر زبان دیگر تحمیل نماید. مردم این کشور حق دارند نظر به فیصله سازمان ملل متحد قانونا از تساوی حقوق (زبان مادری) برخوردارباشند وگفتار ونوشته وخواندن خودرابه زبان های مادری خود نظر به آرزوی خودانجام بدهند. همانگونه که هیچ قوم وطایفه وقبیلۀ بردیگری امتیاز وبرتری ندارد, هیچ زبانی نیز بردیگری برتری وامتیاز ندارد.

   کاربرد تخلص های قومی, قبیلوی , منطقوی ومحلی به منظور جلوگیری از برتری جویی های قومی, قبیلوی ومنطقوی ودرنتیحه ایجاد همگونی وامتزاج اجتماعی و تفاهم همگانی, ملغا اعلام میگردد وهیچ کس حق ندارد که از تخلص های قومی, قبیلوی ومنطقوی که تعلقات وی رابه یک قوم وقبیله ومنطقه نشان بدهد, استفاده نماید. در تذکره نفوس هم بخاطر رفتن به سوی وحدت ملی از ذکر وابستگی های قومی, قبیلوی ومنطقوی خودداری شده تنها شماره ثبت, تاریخ تولد , نام ونام پدر وپدرکلان وشهرک محل تولد و ولایت تولد هر شهروند کشور ذکر میگردد.

   بخاطر فراهم سازی زمینه رشد واستفاده از نیروی جوانان , سن رییس جمهور, صدراعظم, وزرا , سفرا و والی ها  درهنگام نامزد شدن باین وظایف از 40 سال به بالانباشند وسن معاون ها و معین های شان از 30 سال به بالانباشد.

آبهای کشور که از منابع داخلی سرچشمه میگیرد وبه کشورهای همسایه سرازیر میشود, حق ساختن بند وانهار برای تولید برق وامور کشاورزی برای استفاده داخلی یک حق مسلم باشندگان این سرزمین است واگر آب اضافی سنجش شود طبق قرارداد جداگانه برای هر مترمکعب آب صادره پول عادلانه طبق موافقه طرفین تعیین میشود.

  درهمه اموری که بین کشور خراسان وکشورهای دیگر به شمول کشورهای همسایه اختلافی بروز نماید, از سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد برای میانجیگری تقاضای کمک میشود.

سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونامهای لشکری وکشوری به شمول رتبه های نظامی وپولیس ودانشگاهی به زبان پارسی دری که یک زبان بین الاقوامی کشور است تهیه میشود.

  چون تا به سلطنت نادرخان همه شاهان کشور در ضرب سکه های شان از زبان بین الاقوامی فارسی دری بهره می جستند مثلا:

   سجع مهر سکۀ احمدشاه این‌چنین بود:

مژده که شد پادشاه میر جهان پهلوان

احمد گیتی ستان وارث تخت کیان

این سجع بعد از فتح سرزمین هند این‌گونه تغییر کرد:

حکم شد از خالق بی‌چون به احمد پادشاه

سکه زن بر سیم و زر از پشت ماهی تا به ماه

احمدشاه ابدالی به زبان پارسی دری شعر دارد؛ تیمورشاه نیز شاعر و شعرشناس بود و در زبان پارسی دری شعرهای نسبتاً خوب دارد:

چون از کمین سرما ترکان کمان گشادند

بر کوهسار کابل خفتان ز نقره دادند

سلطان دی چو بگذشت بر تخت عاج فوجش

دست ادب به سینه در پیش ایستادند

فرمود تا نمایند تاراج گلستان را

دست تطاول آن‌ها بر گلستان گشادند

سجع سکۀ زر و سیمِ تیمورشاه چنین بود:

چرخ می‌آرد طلا و نقره از خورشید و ماه

تا زند بر چهره نقش سکه تیمورشاه

سجع سکۀ امیر دوست‌محمد خان این‌گونه بود:

امیر دوست‌محمد به عزم جنگ و جهاد

کمر ببست و بزد سکه، ناصرش حق باد

شاه‌شجاع بر سکه‌اش این بیت را نوشت:

سکه زد بر سیم و زر روشن‌تر از خورشید و ماه

نور چشم دُر دُران شه شجاع

سجع سکۀ امیر محمد افضل خان این‌گونه بود:

دو فوج مشرق و مغرب زهم مفصل شد

امیر ملک خراسان محمد افضل شد

پس در ضرب سکه های امروز نیز از زبان بن الاقوامی فارسی دری استفاده گردد تا اغتشاش فکری میان مردم عاید نگردد.

 

  واحد پولی کشور (آرین) نامیده میشود.

ریاست جمهوری

 رییس جمهور از میان اعضای مجلس نمایندگان و از طرف نمایندگان برای یک دوره پنج ساله با رای مستقیم وعلنی نمایندگان ملت انتخاب میگردد که یک مقام نمادین وتشریفاتی بوده  و با صدراعظم حزب اکثریت , وزرا و والی های انتخابی, حاکمیت ملی را با درنظرداشت منافع ملی تمثیل میکنند ولی مافوق قانون نیستند. یک شخص نمیتواند بیش از دو دوره رییس جمهور باشد. رییس جمهور وروسای قوای ثلاثه دولت ومعاونان شان نمیتوانند پدر, مادر,خانم, خواهر, برادر, کاکا,ماما, خاله , عمه وفرزندان شان را با استفاده از قدرت ونفوذ رسمی خود به وظایف مافوق رتبه بویژه درسفارتخانه ها مقرر نمایند.

حقوق  و وظایف اساسی مردم

  حاکمیت ملی حق انفکاک ناپذیر شهروندان کشور است. تمام شهروندان کشور بصورت مساوی وبدون امتیاز از حقوق زندگی آرام, آزادی ملکیت وخوش بودن طبیعی برخوردار وبدون امتیاز دربرابرقانون, حقوق و وظایف مساوی دارند. هر شهروندی که در دوران تجاوز کشورهای بیگانه, بهرکشور که مهاجرت نموده و تابعیت کشور دیگری را حاصل کرده باشد واز وی فرزندانی هم درهرکشوری که به دنیا آمده باشد, امتیاز شهروندی همه آنها حفظ وازکلیه حقوق وامتیازات مساوی معنوی ومادی تابیعت دوگانه برخوردار میباشند.

 رسانه های اجتماعی به شمول رادیو وتلویزیون ونشرات چاپی به مردم تعلق دارد. حکومت نمیتواند رادیو وتلویزیون و وسایل چاپی را باختیار داشته باشدویاهم از آن به نفع تبلیغات حکومتی خود استفاده نماید بلکه با برپایی نشست های مطبوعاتی به ابراز نظریات خود بپردازد.

  مردم حق دارند به تاسیس وبراه اندازی احزاب سیاسی وگردهمآیی ها واجتماعات واعتراضات بپردازند. احزاب وگروهای که بنام قوم یا ملت ویاهم تفرقه های زبانی, قومی, قبیلوی ومنطقوی را تبلیغ نموده نفاق افگنی نمایند, نمیتواند فعالیت نمایند.

  مردمانی که تابحال بنام کوچی یادشده واز امتیازات خاصی استفاده کرده اند, پس ازاین اگر میخواهند درپاکستان باقی بمانند, اختیار با خودشان, ولی اگر میخواهند باین طرف مرز بیایند باید درمحلات شرقی کشور جابجا شده از رفت وبرگشت به بیرون از کشور ویاهم در محلات دیگر کشور بویژه محلات مرکزی خودداری کرده بمانند شهروندان عادی کشور خدمت نموده تذکره تابیعت بگیرند ودریک محل ثابت باقی بمانند تا از حقوق وامتیازات مساوی با دیگر شهروندان بهره مندباشند.

  هیچکس حق ندارد به اعمال خشونت بار وخلاف ارزشهای اسلامی وانسانی برخود ودیگران دست بزند. آنهایی که دست به خشونت وخونریزی برخود ودیگران بهر عنوانی که باشد میزنند مورد پیگرد قانون قرارگرفته مجازات میشوند.

قوه مقننه یا مجلس نمایندگان

   شورای ملی, یک اتاقه و متشکل از یک مجلس نمایندگان است که از طرف مردم با رای مستقیم سری وآزاد برای هردوره پنج ساله مقننه انتخاب میشود.

   مجلس نمایندگان در نخستین جلسه افتتاحیه خود یک رییس, دو معاون , یک منشی ویک معاون منشی وروسای انجمن ها را انتخاب میکند.

  مجلس نمایندگان از میان اعضای خود یک نفر را با رای علنی, مستقیم وآزاد بحیث رییس جمهور انتخاب میکند ورییس جمهور یک معاون رانامزد کرده برای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید. چوکی ریاست جمهوری, یک چوکی نمادین وتشریفاتی میباشد .

     پس از آنکه  حزبی در مجلس نمایندگان اکثریت چوکی ها رابه دست بیآورد, رییس جمهور, رییس آن حزب را,  بحیث صدراعظم, موظف به تشکیل کابینه مینماید. صدراعظم,  وزرای خودرابرای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید.

  رای اعتماد وتایید وزرا, سفرا و نامزد  چوکی های ملکی مافوق رتبه وهمچنان سلب صلاحیت از آنها از جمله وظایف مجلس نمایندگان است.

    تغییر وتعدیل وتصویب قوانین به شمول قانون اساسی وتصامیم کلان کشوری بمانند پیمان های سیاسی ونظامی واقتصادی وقراردادهای تجارتی داخلی وخارجی وتصویب یا تعدیل یا رد بودجه عادی وانکشافی دولت, از جمله صلاحیت های مجلس نمایندگان است وهیچ نهادیا جرگه یا هرمجلس دیگری از چنین صلاحیتی برخورددارنیست.

شورای فوق العاده یا اضطراری

  درصورت وقوع حالات فوق العاده, شورای فوق العاده یا اضطراری متشکل از اعضای مجلس نمایندگان و اعضای شورای ولایتی به ریاست رییس مجلس نمایندگان تشکیل شده واوضاع را مورد بررسی قرارداده تصاویبی صادر می نمایند.

  تصویب قانون اساسی نو ویا تعدیل آن, هم از صلاحیت همین شورای فوق العاده است و هیچ مجلس دیگری نمیتواند جایگزین این شورای فوق العاده شود. قانون اساسی درهرده سال سراز نومطابق به شرایط عصروزمان  تجدید میگردد.

قوه اجراییه یا حکومت

 قوه اجراییه عبارت از حکومت مرکزی با وزرای که از طرف مجلس نمایندگان مورد تایید قرار بگیرند و والی های انتخابی در ولایات است . حکومت را حزبی تشکیل میدهد که در انتخابات مجلس نمایندگان اکثریت کرسی ها را بدست آورده باشدویا با ایتلاف احزاب دیگر, اکثریت را در مجلس نمایندگان تشکیل داده باشد.

   مجلس نمایندگان, وزرای پیشنهادی صدراعظم را ارزیابی کرده درصورت قناعت  به آنها رای اعتماد میدهد وهمچنان میتواند رای اعتماد خودرا از هر وزیری که متهم به پول شویی, بیکفایتی وناکارآیی شود, پس بگیرد واو را از وظیفه وزارت خلع نماید.

  رییس جمهور یا صدراعظم نمیتواند وزارت ها یا وظایف مهم دیگر را با اشخاص سرپرست اداره نماید. درصورت فوت, استعفا, برکناری یا سلب صلاحیت وزیر از طرف مجلس نمایندگان, معاون یا معین همان وزارت, وظایف همان وزارت را تا تعیین وزیر نو به پیش ببرد. یک شخص نمیتواند دوبار دریک وزارت یاهم ازاین وزارت به آن وزارت تعیین یا تبدیل شود.

  هر کارمند مافوق وخارج رتبه دولتی به شمول سفرا , شارژدافیرهاونمایندگان دایمی کشور در خارج, پیش از آغاز وظیفه باید به انجمن امورخارجه مجلس نمایندگان رفته تقاضای تایید نماید و پس از تایید انجمن مربوطه, می تواند به کارش آغاز نماید.

  حکومت برنامه جامعی پیرامون رسیدگی به زندگی شهروندانی که درخارج از کشور بسرمیبرند تدوین کرده از حقوق انسانی آنها در کشورهای دیگر دفاع و زمینه برگشت رضاکارانه شان را با مساعدت های بهتر زندگی نو مهیا میسازد.

  سفارت های کشور وظیفه دارند تا به حال شهروندانی که درآن کشورها بسر میبرند توجه جدی نموده از همکاری ومساعدت لازم دریغ نکرده درهر سه ماه گزارش کاری خودرا به انجمن خارجه مجلس نمایندگان بفرستند.

  همه افرادی که در رتبه های بالایی قوای ثلاثه دولت به شمول عضویت در مجلس نمایندگان میخواهند بکار آغاز نمایند, باید حد اقل درجه لیسانس داشته باشند.

   حکومت زمینه آموزش وپرورش مساوی را از آغاز تا انجام بصورت مجانی برای همه فرزندان کشور فراهم می نماید.

  حکومت در نصاب آموزشی مراکز تعلیمات متوسطه کشور تعلیمات نظامی ابتدایی را جهت آمادگی شهروندان کشور در دفاع از تمامیت ارضی  مدنظر میگیرد تا همه جوانان کشور درصورت وقوع تجاوز خارجی آماده دفاع از تمامیت ارضی کشور باشند.

  حکومت وظیفه دارد تا امنیت وآرامش شهروندان را به بهترین صورت ممکن تامین نماید و هرگاهی که شهروندان مورد حملات تروریستی قرارمیگیرند, دست به اقدامات بازدارنده زده, با شدیدترین اقدامات لازم همه لانه های تروریستی را درهرکجایی که باشد سرکوب ونابود نماید.  

  حکومت وظیفه دارد تا دختران وپسران را مورد حمایت همه جانبه قرارداده از بدرفتاری و آزار آنها  جلوگیری نماید. حکومت برای جلوگیری از همجنس بازی که یک عمل غیراخلاقی وخلاف شرعیت است, اقدامات لازم بازدارنده را اتخاذ می نماید و مرتکبین آنرا مورد پیگرد قانونی قرارداده مجازات می نماید.

  ولایات کشور که بوسیله والی انتخابی وروسای ملکی انتخابی با مشوره شورای ولایتی اداره میشود, در مسایل پیشرفت داخلی شان آزاد مگر درمسایل چاپ پول وامورنظامی ودفاعی ومناسبات خارجی تابع حکومت مرکزی میباشند.

  تاوان جنگ

  حکومت به همکاری قوه قضاییه یک مرکزی را برای سنجش خسارات انسانی ومادی ناشی از تجاوز روسیه شوروی سابق زیرنام حکومت خلقی وپرچمی وپاکستان را زیرنام (طالبان) تشکیل داده غرامات جنگ را ازاین کشورها طبق معیارهای بین المللی, مطالبه می نماید. دراین درخواست غرامات جنگ از روسیه فعلی, برای هرخانواده بازمانده شهدا یکصد میلیون دالر , برای هرسال زندانیان ده میلیون دالر وبرای معیوبین دوران تجاوز روسیه وپاکستان 20 میلیون دالر مدنظر گرفته خواهدشد.

  حکومت وظیفه دارد تا برای بازماندگان آنعده شهروندانی که دراثر تجاوز روسیه شوروی زیر نام حکومت خلق وپرچم و طالبان که ور  همسران شان را از دست داده اند, تا اخیر عمر, مددمعاش, بیمه صحی, مواد خوراکه وسرپناه تهیه نماید.

    ثروت های طبیعی ومنابع معدنی کشور مال بیت المال است, هیچکس نمیتواند بصورت شخصی ازاین منابع استفاده نماید. حکومت وطیفه دارد تا برای بهره برداری از این منابع جهت رفاه عامه اقدامات لازم اتخاذ نماید. 

  حکومت وظیفه دارد تا برنامه مشخصی در تعریف از کشورهای دوست ودشمن طرح نماید. مناسبات کشور با کشورهای دیگر برمبنای احترام متقابل, همزیستی مسالمت آمیز, حسن روابط وعدم مداخله در امور داخلی یک دیگر استوار میباشد. کشورهای که بهر شکلی از اشکال در امور داخلی کشور ما مداخله نموده باعث ایجاد بحران ونا امنی شده تلفات جانی وخسارات مالی را به بار بیاورند, بحیث دشمن شناخته شده با واکنش باالمثل و اقدامات تلافی جویانه وتقاضای تاوان جنگ, مقابل میگردد.

  حکومت وظیفه داردتا برای همه شهروندان کشور خدمات بیمه صحی را بصورت رایگان تدارک نماید.   حکومت همه مادران شیرده را از تولد نوزاد شان تا سه سالگی زیر پوشش بیمه صحی وموادغذایی کافی  قرارمیدهد.

  حکومت موظف است تا از اعمال نفرت افزایی وخشونت گرایی بهر عنوانی که باشد جلوگیری نماید. افرادی که متهم به نفرت گرایی شوند از 2 تا 4 سال حبس محکوم میگردند.

  حکومت وطیفه دارد تا برای حمایت حیوانات کشور اقدامات لازم را روی دست بگیرد. جنگ انداختن حیوانات و شکار حیوانات کم پیدا یک عمل نادرست تلقی شده به مرتکبین آن مجازات زندان وجریمه نقدی اعمال میشود.

  خدمت سربازی داوطلبانه است. حکومت وظیفه دارد تا برای همه نیروهای امنیتی معاش مکفی بپردازد وبرای خود و خانواده آنها خدمات صحی رایگان را تدارک نماید. آنعده از نیروهای امنیتی که باثر حملات انفجاری وانتحاری ویا مقابله با دشمنان شهید میشوند ده چند معاش شان برای همسرشان تا آخر زندگی پرداخته میشود. نیروهای امنیتی پس از تقاعد از پول تقاعد وخدمات رایگان صحی بهره مند میشوند.

  روسای دانشگاه ها ودانشکده ها با رای مستقیم علنی وآزاد استادان هردانشگاه انتخاب میشوند وحکومت هیچگونه مداخله ونفوذ در آن انتخابات نمیداشته باشد.

حکومت نظامی

 درصورتی که تمامیت ارضی کشور مورد تهدید یا تجاوز خارجی قراربگیرد ویاهم حکومت ملکی قادر به تامین امنیت وازبین بردن لانه های تروریستی  وحملات انتحاری وانفجاری نباشد, حکومت نظامی به ریاست معاون اول وزیر دفاع وکابینه نظامی متشکل از جنرال های ارتش وپولیس تا رفع ودفع خطر تجاوز خارجی و نابودسازی لانه های تروریستی, قدرت کشور را بدست میگیرد. حکومت نظامی نمیتواند قانون اساسی را تعلیق, تعدیل ویا هم ملغا نماید ویاهم حق ندارد به بازداشت وزندانی سازی اعضای حکومت ملکی ورهبران سیاسی ونمایندگان شورای ملی ویاهم توقیف رسانه های آزاد وناشران آن دست بزند.   درپایان رفع خطر, حکومت ملکی انتخابی به رهبری همان حزبی تشکیل میشود که از طرف دیوان عالی قانون اساسی بحیث برنده اعلان شده باشد. تشکیل حکومت نظامی به معنی کودتاگری نیست.

  کودتا یک عمل غیر قانونی ونامردانه است. افرادی که درگذشته دست به کودتا زده اند ویا درآینده به چنین عمل غیر قانونی دست بزنند, مورد پیگرد قانونی قرار گرفته بحیث  خاینین ملی توسط (دادگاه اختصاصی) به مجازات لازم محکوم میگردند.

قوه قضاییه                

  قوه قضاییه متشکل از دیوان عالی ودادگاه های آن است که عدالت را در کشور به بهترین شکل آن, بدون هرنوع جانبداری, تامین می نمایند. قاضی القضات که از طرف رییس جمهور با موافقه صدراعظم نامزد میشود  باید رای اعتماد مجلس نمایندگان را حاصل نماید وقاضی های دیگر از طرف قاضی القضات با موافقت صدراعظم, پیشنهاد وآنها هم باید رای مجلس نمایندگان را کسب نمایند.

  قوه قضاییه هرچه زود تر یک (دادگاه اختصاصی) را تشکیل بدهد تا آنهایی را که متهم به جنایات بشری از قبیل: خیانت ملی, وطنفروشی, راکت زنی و ویرانی شهرها, رهبری,صدور دستور وارتکاب به حملات انفجاری وانتحاری, گرفتاری, شکنجه و اعدام مردم بویژه در پولیگون پلچرخی طی  40 سال گذشته اند وهمچنان آنهایی که طی سالهای اخیر متهم به اختلاس دارایی عامه وغصب زمینهای دولتی ومردم شده اند با جمع آوری اسناد و  شواهد, آنها را بصورت علنی به محاکمه کشانیده به جزای لازم محکوم نماید.

دیوان قانون اساسی

درچوکات قوه قضاییه, دیوان قانون اساسی متشکل از 19 نفر باین شرح تشکیل میشود:

2 استادانتخابی از دانشکده های شرعیات دانشگاه های کشور, 2 استادانتخابی از دانشکده های حقوق دانشگاه های کشور, 2 نفر انتخابی از طرف مرکز رسانه های آزاد, 3 نفر انتخابی از طرف جوامع مدنی, 2 نفرانتخابی  از طرف جامعه حقوق بشر , 4 نفر انتخابی از شبکه زنان, 2 نفر از استادان دانشکده های زبان وادبیات دانشگاه ها و2 نفر از دانشکده های ژورنالیزم دانشگاه ها.

  دیوان قانون اساسی, یک نفر را بحیث رییس ویک نفر را بحیث معاون ویک نفر را بحیث منشی از میان اعضای خود با رای مستقیم وعلنی انتخاب می نماید.

  دیوان قانون اساسی, وظیفه تفسیر قانون اساسی وهمچنان براه اندازی ونظارت انتخابات کشور, از جمله انتخابات مجلس نمایندگان , شوراهای ولایتی, والی ها, حاکمان شهرستانها , شهردارها وسایر انتخابات ملکی را بدوش دارد.

  شمارش واعلام نتایج انتخابات هم از وظایف ومسولیت های همین دیوان قانون اساسی است.

  انتخابات کشور در یک روز به شمول انتخابات شورای ملی, والی ها, حاکم های شهرستان ها , روسای بلدیه ها (شهردارها) وروسای اداره های ملکی هر ولایت در هر 5 سال در اول میزان برگزار میگردد.

  سفارت ها ونمایندگی های کشور درخارج, زمینه رای دهی رابرای شهروندانی که در خارج از کشور زندگی و تابعیت دوگانه دارند و می خواهند در رایدهی ها اشتراک نمایند, مساعد می سازد.

مطبوعات آزاد

  مطبوعات بحیث رکن چهارم دولت از آزادی بیان وهمه امکانات دسترسی اطلاعات آزاد  برخوردارمیباشد. دولت کلیه امکانات دسترسی به اطلاعات را به رسانه ها مهیا میسازد و از آزادی رسانه ها حمایت کامل می نماید مگر دولت هیچگونه اعمال نفوذ برآنها نمی داشته باشد. دولت ضامن گردش آزاد اطلاعات است.

................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin