Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

محمد حیدر اختر               

حمله تروریستی  بر  آموزشگاه در غرب کابل

تمام مردم افغانستان را در سراسر دنیا سوگوار ساخت

 قسمی که  از طریق رسانه ها و صفحات اجتماعی آگاهی حاصل کردیم، ساعت  هفت و سی دقیقه صبح روز جمعه   گذشته، یک مهاجم انتحاری قبل از اینکه وارد صنف درسی شود و مواد منفجره همراهش را انفجار دهد، دو نفر از محافظان این مرکز را به شهادت رسانید. این مهاجم پیش از انفجار به سمت دانش ‌آموزان نیز تیراندازی کرده است. دانش آموزانی که جز قلم وکتاب و دلهای پاک برای آموزش چیزی نداشتند.علاوه بر کشته‌شدگان، ده‌ها نفر در این حمله زخم برداشتند و بیشتر قربانیان این حمله، دختران هستند.

 بعد از این واقعۀ دلخراش، سازمان ملل متحد، دیپلمات‌های غربی، سازمان‌های حقوق بشری و رهبران سیاسی افغانستان و برخی از کشورهای منطقه این حمله انتحاری مرگ‌بار به یک مرکز آموزشی در ناحیه هزاره‌نشین دشت برچی کابل را محکوم کردند.

 تعداد فراوانی از خانم ها در شهر کابل و ولایات افغانستان دست  به تظاهرات زدند و همچنان   در خارج از کشور مردم شریف و با احساس ما با دایر نمودن تظاهرات و مجالس ترحیم  این عمل وحشیانه  را تقبیح کردند.

تا جایی که دیده می شود این عمل تروریستی  اکثریت تمام مردم افغانستان را در داخل و خارج از افغانستان سوگوار ساخته است و حتی برخی از برگذاری  مجالس  سرور و پای کوبی  و یا بخش موسیقی در سمینارها  امتناع ورزیدند.

ناشر وبسایت رنگین این حملۀ وحشیانه و نیت نسل کشی مردم نجیب و شریف هزارۀ وطن غمدار را به شدت محکوم نموده، آرزو دارد که عتکس العمل ها مسیر خوبی بگیرد.

.......................................... 

نصیر مهرین

  رهبر القاعده در     کابل کشته شد

و ما طیارۀ بدون سرنشین و "اجرای کنندۀ عدالت" نداریم!

الظواهری رهبر"القاعده" در کابل توسط طیارۀ بدون سرنشین امریکا کشته شده است. در پیوند با آن:

- حضور الظواهری در کابل نشان داد که گروه طالبان افزون بر ادامۀ حفظ افکار و کردارعقب مانده و ستمگرانۀ ضد انسانی علیه مردم ما، همچنان حامی و پناه دهندۀ دهشت افگنان مشهورجهانی است.

- رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا، قتل الظواهری را "اجرای عدالت" نامید.

- دهشت افگنی که رنج بیشتر مظالم اش را مردم افغانستان دیده اند.

- این خبر برای ملیون ها انسانی که در چنگال خونین وسیاه دهشت افگنان طالبان، مظلومانه به سر می برند، آیا تبسم آمیخته با اندوه و درد را  نیز بار نخواهد آورد. زیرا تحویل دهی قدرت به یک گروه تروریستی – دهشت افگن، بی عدالتی بود و با چنین تبعات.

- پیداست که این معاهدۀ دوحه(توطئه آمیخته با شیطنت خلیلزاد)، کمترمزخرف نبوده است.

- مشکل با طالبان، در محدودۀ بازگشایی مکاتب دختران پایان نمی یابد. آنها روزی مدارس مغز شویی را با ترویج مضامین انسان ستیزانه باز خواهند کرد، اما از تروریست دوستی، تحجر و ابعاد تبعیض های ننگین فرو نخواهند آمد.

- تجارب جهانی و اوضاع کشور ما حاکی از آنست که تحقق عدالت زمانی میسر تواند شد که  عدالت خواهی در افغانستان به ثمر بنشیند ومردم دارندۀ نهاد های عدالت خواه و حکومت تأمین کنندۀ عدالت شوند.

- رهایی مردم افغانستان  از زیر تسلط خونبار واسارت مرکبار طالبان، نه با طیاره های بمب افگن بدون سرنشین میسر است ونه مردم آنرا دارند. مردمی که شب وروز درد میکشند، نیاز به ایجاد تشکلهای نجاتبخش، همسویی وهماهنگی آنها بر بنیاد تأمین عدالت اجتماعی، رفع هرگونه تبعیض جنسیتی واجتماعی و... دارند که حکومت غیر دینی به آن چهرۀ شفاف تر می بخشد.

*الظواهر در منطقۀ شیرپور با خانواده اش در پناه طالبان به سر می برد.

*عکس از صفحۀ فارسی بی بی سی.. 2 اگست 2022

..........................................

     عتیق الله نایب خیل  

جوبایدن چه گفت؟

«اگر فکر می‌کنید کسی می‌تواند افغانستان را در یک دولت واحد متحد کند، دست‌تان را بلند کنید».

قدیمی ها می گفتند که: وقتی انگشت اتهام و ملامت را به سمت کسی نشانه می رویم باید توجه داشته باشیم که چهار انگشت دیگر به طرف خودماست.

هیچ کشوری، مخصوصاً کشورهای استعماری بزرگ، بدون داشتن مقاصد سیاسی و سود آوری برای شان، کمک های بلاعوض و مفت و مجانی، در اختیار کشورهای دیگر قرار نمی دهند.

ایالات متحدۀ امریکا بعد از حادثۀ یازده سپتمبر به افغانستان لشکرکشی کرد و با سقوط امارت طالبانی حکومت دست نشانده اش را رویکار آورد. حالا که منافع اش ایجاب نمی کرد در افغانستان باقی بماند، راه اش را گرفت و رفت. جوبایدن هم برای این که رسوایی اش در بیرون رفت عجولانه و برنامه ریزی ناشده اش از افغانستان را توجیه نماید انگشت ملامت به سوی مردم ما دراز می نماید، غافل از این که چهار انگشت دیگر به جانب خودش است و به این بهانه نمی تواند جنایتِ بازی با سرنوشت مردم را کتمان نماید.

جانب دیگر این است که اگر ما هم انگشت ملامت به سوی جوبایدن دراز می کنیم، باید بپذیریم که چهار انگشت ملامت دیگر به طرف خودماست. کجای این گفته اش غلط است که: «اگر فکر می‌کنید کسی می‌تواند افغانستان را در یک دولت واحد متحد کند، دست‌ تان را بلند کنید».

.....................................

عتیق الله نایب خیل

مثلث خبیثه!

 

زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور افغانستان، از جانب وزارت خارجۀ ایالات متحدۀ امریکا از وظیفه اش سبکدوش گردید. قربانی شدن او مثلثی را تکمیل کرد که در بیست سال اخیر بیشترین تلاش را در حفظ نیروهای تروریست طالبی و نقش فعال در به قدرت رسیدن دوبارۀ این گروه متحجر قرون وسطایی داشتند.

به همه گان معلوم است که سلاح و مهمات و هرنوع امکانات لوژیستیکی و جاهای امن برای گروه تروریست طالب به وسیلۀ پاکستان مهیا ساخته می شد و مشروعیت بین المللی اش نتیجۀ کار همین مثلث خبیثه، خلیل زاد، حامد کرزی و اشرف غنی است.

بدون شک پالیسی سازان سیاست خارجی ایالات متحده سیستم سرمایه داری حاکم بر این کشور است؛ ولی این سیستم مشوره های لازم و ضروری را از افرادی می گیرد که از اوضاع کشورهای مورد بحث مطلع باشند. بنابرآن نقش افراد را در تعیین این پالیسی ها و سیاست ها نمی توان نادیده گرفت. نقشی را که حامد کرزی، اشرف غنی و زلمی خلیلزاد در بیست سال اخیر ایفا کردند فاجعه یی را بر کشور تحمیل کردند که نتیجه طبیعی اش به قدرت رسانیدن طالبان بود.    

این سه شخص اما نه تنها از نتیجۀ کارشان نفعی نبردند؛ بلکه روسیاهی ابدی نیز نصیب شان گردید. خلیلزاد به استعفا جبری سوق داده شد، اشرف غنی به صورت شرم آوری از کشور فرار کرد و حامد کرزی دورۀ تحقیرآمیزی را در داخل کشور سپری می کند و نامش نیز از میدان هوایی کابل حذف گردید. (همین یک نکته آمدن طالبان مثبت است که از اثر آن این مثلث خبیثه حذف شد.)

..........................................  

 داکتر لعلزاد

چه باید کرد ؟

برنامه غنی «ادامه راه نجیب با آموزش از تجربه ناکام او» است !

? آنچه غنی می خواهد «ادامه حکومت خودش تا پایان دوره ۵ ساله»، «چوروچپاول بیشتر دارایی های عامه» و در نهایت، «تجهیز/اکمال بیشتر طالبان» (برای ادامه‌ی افغانیزه/پشتونیزه سازی کامل کشور) است!

? «تخلیه شهرستان ها»، «ملیشه سازی دولتی» و «دفاع از مراکز ولایات» (به ویژه شهرهای بزرگ/عمده)، دقیقا ادامه برنامه داکتر نجیب است که شاید بتواند عمر حکومت غنی در ارگ کابل را اندکی دراز کند (دیگر برای او هیچ مهم نیست که در شهرستان/ولایت ها چه می گذرد، روزانه چند نفر کشته می شوند و یا مردم با چه قحطی و قیمتی و مصیبت ها گرفتار می شوند)!

? حال، غنی می داند که طالبان آن‌قدر تقویه، تجهیز و اکمال شده اند و در تمام شهرستان ها آن‌قدر گسترش یافته اند که وارث بالاستحقاق و جانشین بلامنازعه قدرت او برای مدت های طولانی تر خواهند بود (زیرا او از یک سو با نابود سازی مستحکم ترین «پشت جبهات مقاومت» در گام اول، خواست که از «تجربه ناکام تسلیمی شهر کابل توسط نجیب به حکمتیار» جلوگیری کند و از سوی دیگر، رهبران و بزرگان اقوام غیرپشتون را آن‌قدر خسی و آلوده در فساد خود ساخته است که هیچ‌یک از آن ها «شهامت مقاومت» یا «ادعای زعامت» در کشور را ندارند... با آنکه «میدان برای همگان باز است»)!

? اثبات گفته های بالا را می توان در این «ادعا» و در «میدان عمل» دید که «غنی هرگز در صدد سرکوب طالبان و پاک سازی آن ها از شهرستان ها نبوده و نمی باشد» (او فقط می خواهد که به کمک «ملیشه های دولتی و نیروهای امنیتی» خود از سقوط شهرهای بزرگ/عمده جلوگیری کند… اگر بتواند)!

? غنی با این برنامه، «تا که می چلد، می چلاند» (ادامه حکومت تا سقوط و پس از آن نوبت طالبان کرام)!

+ + +

? در چنین اوضاع و احوال، وظیفه «نسل جوان» است که با تحلیل شرایط عینی (گیرماندن در بین دو «آسیا-سنگ») و تجربه/الگوی ماندگار مسعود بزرگ، بیندیشند که چگونه می توانند خود را حفظ کنند، منسجم شوند، رهبری خود را بوجود آورند، پایگاه های مقاومت خود را ایجاد کنند، لابیگری نمایند، ارتباطات (داخلی و خارجی) خود را گسترش دهند، حلقات خود را با هم وصل کنند و به «مبارزه و مقاومت» ادامه دهند...

? اگر کسانی توان ایجاد پایگاه و شهامت مقاومت در مقابل غنی/طالب را دارند، فراخوان «پیوستن افراد و نیروهای امنیتی» به پایگاه خود را صادر کنند، تا افراد و نیروهای عدالت‌خواه که نمی خواهند بیهوده در صفوف غنی/طالب کشته شوند، به پایگاه آن ها مراجعه کنند و «چوب سوخت ملیشه های دولتی و طالبی» نشوند...

..........................................

نعیم اساس، پاریس

خروج نیروهای امریکایی از افغانستان،

برنده اصلی ای اس ای پاکستان

امریکا یکبار دیگر افغانستان را به مرکز تمام نا امنی های جهان مبدل کرد و بدست گرگان ای اس ای پاکستان تسلیم میکند.  ادارات استخبارات پاکستان که با استفاده از ستون پنجم نظام  افغانستان را  متلاشی کرده، توانست با مهارت خاص یک گروه جاهل و قرون اوستایی را مشروعیت بین المللی دهند وبا هزار نیرنگ و دروغ  جهان را به کمک لا بگری های چند خارجی افغان تبار قوم پرست فریب دهند و این موجودات عصر حجر را بر گرده های مردم مظلوم افغانستان حاکم سازند.

افغانستان وارد یک جنگ داخلی و قومی خواهد شد؟ پرسیدن این سوال چند سال پیش پوچ به نظر می رسید. نه در سال ۲۰۲۱. حادثه بهسود و مسلح شدن هزاران نفر در مناطق مرکزی،  آغاز جنگ های قومی خواهد بود.

موجودیت یک نظام پو شالی، ضعیف و وابسته به امریکا،  نداشتن یک تعریف درست از دشمن، نبود یک الترنتیف سیاسی ملی و تمایلات قومی دولتمردان افغانستان، با خروج نیروی های خارجی از این کشور، خطر از هم پاشیدن رژیم فعلی، گرفتن قدرت توسط طالبان،  و جنگ داخلی را در بر دارد.

جنگ داخلی چیست و چه وقت باوجود می آید؟

جنگ های داخلی معمولاً زمانی بو جود می آیند که بخشی از مردم احساس ظلم جدی را می کنند و وقتی معتقدند که هیچ چیز دیگری جز مبارزه مسلحانه نمی تواند شرایط را اصلاح کند.

چه کسی در افغانستان  احساس ظلم می کند؟ با گرفتن قدرت توسط طالبان، اکثریت جامعه، هم از مرد وزن، اقلیت های قومی و مذهبی، نخبگان، جوانان آزاد اندیش و زنان که بیشتر از ۵۰ فیصد نفوس جامعه را تشکیل میدهند، تحت تظلم طالبان قرار خواهند گرفت. قوم پرستی، زن ستیزی و تبعیضات مذهبی نزد طالبان هنوز یک پدیده عادی و نور مال به نظر میخورد .

آیا خروج نیروی امریکایی از افغانستان نگران کننده است؟

اگر مذاکرات صلح  به پیروزی نرسد، خشونت های قومی ممکن است پس از خروج نیروی های امریکایی بروز کند. اشرف غنی که خود معمار حالت فعلی است، با حامد کرزی و یک حلقه خبیثه  طالبان را به مشروعیت بین المللی رسانده است و امکان دارد قدرت را برایشان به یک شکلی  تسلیم دهد. در این صورت جنگ قومی می تواند به راحتی آغاز شود و از آنجا جنگ داخلی سرتاسری بو جود آید.

برخی از گروه های مسلح از اقلیت های قومی می توانند تلاش های خود را در وجود یک جنبش دموکراتیک ، جبهه متحد ملی، برای مقابله با توسعه طلبی طالبان اغازکنند.

اما اگر یک رژیم وجود میداشت که تصور می شود می تواند این شبح جنگ داخلی را دفع کند ، این دموکراسی است.

..........................................

عتیق الله نایب خیل

سال ۱۵۰۰ خورشیدی مبارک!

(از بیانات رهبر انقلاب)

«یک بار دیگه نوروز باستانی ره و حلول سال ۱۵۰۰ هجری شمسی ره به تمام افغانا، به تمام مسلمانا و به تمام هه هه همسایای ما از صمیم قلب تبریک می گم»*

این که به عوض سال ۱۴۰۰، سال ۱۵۰۰ تبریک گفته شود می پذیریم که انسان از سهو و خطا خالی نیست و زبان می تواند اشتباه نماید. اما صورت تبریک گفتن و کلمات و جملاتی که بکار برده می شود، مخصوصا" وقتی که از زبان شخص اول مملکت باشد، باید بسیار دقیق و سنجیده باشد.

این را هم می پذیریم که شاید رئیس جمهور بنابر مصروفیت های بیش از حد نتواند بیانیه اش را بنویسد تا از روی آن خط خوانی نماید. اما نمی دانم مصروفیت تعداد کثیری از مشاورین، از جمله مشاورین فرهنگی، چی است تا چند جملۀ که شایستۀ رئیس جمهور است، مخصوصا" در مواقعی که باید آماده گی ها از قبل گرفته شود، بنویسند و در اختیارش بگذارند.

حال بیایید این سخنرانی را در اختیار کشورهای همسایه بگذاریم که رئیس جمهورما، و دومین مغز متفکرجهان، برای آن ها چه پیامی دارد. 

باسواد بودن تنها به خواندن و نوشتن خلاصه نمی شود. متاسفانه کم سوادی و بی سوادی از صدر تا ذیل دولت و احزاب سیاسی ما مشاهده می شود. یک نظر اجمالی کافیست تا دریابیم این رهبران از سواد کافی بی بهره هستند. گاهی عقب تریبون و یا در مصاحبه های شان چنان کلمات و جملاتی به کار می برند که فقط در کوچه و بازار گفته می شود.

عیب دیگر کار این است که همان کلمات و جملات مورد استقبال حاضرین قرار می گیرد و برای شان کف زده می شود.  

     *************************

*از سخنرانی رئیس جمهور به مناسبت سال نو.

..........................................

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

مکثی بر فتوای های کرونائی امام‌علی

رحمانف رهبرمدام العمر تاجکستان !

هیچکسی ندانیست که چرا امام‌علی شریفوویچ رحمانف مردی از بازمانده گان نسل و تباری از رهبران کمونیست قدیم که هیچگونه التزام و اعتقاد برارکان دینی همچون روزه و حج و سائر فریضه ها را نه تنها ندارد بلکه اسلاف فیلسوف اش هسته اصلی چنین  مناسک و باورها را آفیون ملت ها می خواندند  در مقدم حلول ماه رمضان که بدون شک ماه تزکیه نفوس انسانی است  در خطاب به ملت و مردم مسلمان تاجیکستان دست به صدور فتوای های پارادُکسیال کرونائی بزند ؟ از قول آگاهان امورشاید از کمترین نتائج و عوارض ویروس کشنده کورونا یا Covid-19 همین است که مرد میان سالی چون امام‌علی شریفوویچ رحمانف را که گاه گاهی در جشن های به اصطلاح ملی به رقص و پایکوبی شهرت یافته است  در مغائرت با آنچه که خواست قلبی و باورهای ایمانی اش  میباشد واداشته شود  که به بهانه فرارسیدن ماه رمضان این ماه تزکیه و ایثار به سخنان فتوی گونه ای که ما آنرا فتوی های کورونائی می نامیم بپردازد . ما وقتی این خبررا از وسائل ارتباط جمعی به مضمون « درخواست رئیس جمهور تاجیکستان از کشاورزان که  روزه را به وقت مساعد دیگری موکول کنند » شنیدیم با توجه به شناختی که از استبداد استالین و استالینیست ها در زمان معاصر بویژه در کشورهای آسیای میانه داریم برآن شدیم تا این مسأله را برویت اسناد موثق دنبال کنیم که در راستای همین تلاشها توانیستیم براصل سخنرانی امام‌علی شریفوویچ رحمانف رئیس جمهور جمهوری تاجکستان که پس از سقوط اردوگاه وارسا خود را امام‌علی رحمان می نامد دسترسی پیدا کنیم و سپس به عنوان نه تنها معتقدان به دین اسلام بلکه پاسداران و نگهبانان آزادی و عدالت در زمین به آن اشاراتی داشته باشیم

بهترین راه خواب کردن یک حقیقت بد دفاع کردن از آن است !

این سخن ناب ازیک دانشمند نامورجهان اسلام است که برای انسان های آزاده و عدالت خواه می آموزاند که مخالفان آزادی واستقلال درجهان چگونه وبا استفاده ازکدامین روشها واسلوب های مبارزاتی عمل می کنند وبه میدان می آیند  ؟ چنانچه ملاحظه می فرمائید چون دین اسلام به مثابه یک بسته  و مجموعه ای متشکل از ارزش ها میباشد ، لهذا همه انسان ها که در هرکجای اززمین و هرمقطعی از تاریخ  به سرمیبرند به خود حق دفاع علمی و عقلانی  از ظهور و موجودیت تاریخی آن  را می دهندالبته در کنار این دفاع عقلانی و علمی برخی از اهرم های زر و زور به تناسب شرائط حاکم برجوامع بشری بصورت عوام فریبانه  و پوپولیستی در دفاع از این ارزشهای والا برمی خیزند و به همه پدیده های مردمی و فراگیر با دید رسیدن و یا هم بقای قدرت مینگرند که  در تاریخ معاصر دشوارترین حمله ها بر ضد دین اسلام به وسیله رسانه ها وحاکمان شکست خورده و بازمانده گانی از اردوگاه انترناسیونالیستی اتحاد جماهیر شوروی سابق انجام گرفته است .حالا اگر تاریخچه وشجرة النسب سران جمهوری های آسیای میانه و مرکزی که همین اکنون زمام امورمردم مسلمان این سرزمین ها را دردست گرفته اند مرور کنیم شخص امام‌علی شریفوویچ رحمانف ازنخستین ایام انهدام امپراطوریی بزرگ اتحاد جماهیر شوروی ازجمله تیوری سازان شماره اول تیوریی بد دفاع کردن از دین مقدس اسلام به شمار می آید که با ضرب زبانیهـاوشعبده بازیهای" سیأ "سی افکارعمومی راازآنچه که باید به آن متوجه شوند منحرف میسازد .

https://www.youtube.com/watch?v=NGgyEOO6OmY

البته در باره اظهارات فتوی گونه ای که همین اکنون وبا حلول ماه مبارک رمضان بیان داشته است و بصورت واضیح انجام روزه گرفتن برای کسانی را که به قول امام‌علی شریفوویچ رحمانف ماه رمضان امسال علاوه بر بیماریی خطرناک کرونا ویروس به دوره کشت وکار بهاری و جمع آوریی حاصل بروقتی برابر آمد بنابراین ماباید موافق شرائط عمل کنیم و پیش از همه در فکر سلامی خود و اهل خاندان باشیم این مسأله در سرچشمه های معتبر فقهی ذکرشده است یعنی ما نباید دیده و دانیسته در نتیجه نوشیدن آب و نه خوردن خوراک که خصوصأ به سلامتی کلان سالان ضرردارد به جان خود جبر کنیم وبه خود کُشی دست زنیم زیرا درنتیجه روز دراز تشنه وگرسنه بودن مصؤنیت بدن آدم پس شده  آنرا به قبول هرگونه بیماریهای سرایتی آسیب پذیر میگرداند اکثر فقیهان اسلامی مقرر کرده اند که به کشاورزان ...واشخاص مشغول به دیگر کسب وکار های پر مشقت که گرسنه گی یا تشنه گی سخت به سلامتی آنها ضرر می رساند خوردن روزه اجازت است یعنی اشخاصی که آسائیش جامعه از کسب وکار آنها وابسته میباشد وبه عباره دیگر در خدمت مردم هستند میتوانند براساس سبک های ذکرشده روزه خود را به وقت دیگر گذارد ...

پهلوان رحمانوف و بی اطلاعی اش ا دین و اسلام  !

 

متأسفانه درحد مجالی که امروز داریم تنها می خواهیم به یک چشمه از هزارها چشمه بی اطلاعی ها ، شعبده بازی ها و شعارهای عوام فریبانه پهلوان  شریفوویچ رحمانف پیشواو رهبرمدام العمر تاجکستان اشاره کنیم . البته این واقیعتی است مشهود و ازمقوله توضیح واضحات و غیر قابل انکار که دستاویز ها و شعبده بازی های دوره حضور امام‌علی شریفوویچ رحمانف در حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی مبنی برداشتن  بینش مادی و ماتریالیستی  به تاریخ زندگی انسان منجمله انسان باشنده تاجکستان در یکی دو یا چند مورد و ده ها و صدها فقره  ختم نه میشود وازهمین روست که به وضاحت مـــی بینـیم « هرلحظه به رنگی بت عیار در آمد...» به هرحال یکی ازاین صدها چشمه فریب کاری امام علی رحمانوف که فوقأ ذکر خیرش بعمل آمد !! برخورد ریأ کارانه ومنافقانه ای است که شخص امام رحمانف و به طورکلی اردوگاه جهانی نفاق  معاصر با مسأله دینخدا و انسان دارند . زیرا کاملأ بی معنا و مورد قبول هیچ کسی بویژه انسان های که آفرینش هستی را نه تصادفی بلکه با فورمول بندی های خدا محورانه مینگرند واقع نخواهند شد قبل از اینکه نسبت به سرشت ، هویت و فطرت انسان درهستی و جایگاهش در تاریخ بر مبنای قواعد فلسفی با میکانیزم توحیدی استوار باشد با سرازیرساختن آراجیفی ازمنبرقدرت برای زندگی فلسفی و تاریخی انسان خط ونشان کشید . البته تصویر وجودی انسان ،تعریف فلسفی همچنین عینیت او درتاریخ و جامعه ، همه اموری اند که قبل از صدور حکم و تبیین راه رستگاری و نجات اش تبیین باید  شوند.اکنون دراین جا ودر بخشی از این گفتمان اعتراف باید کرد که بینیش وقضاوت فلسفی تمامی فلاسفه و اندیشوران درباره  چگونگی آفرینش هستی ،دینوانسان تابع معلومات واطلاعاتی است که ازمجرأها ومنفذهای مختلف ودرشرائط گوناکون در دسترس انها قرار میگیرند لهذا نباید قضاوت و فتوای کرونائی  امام شریفوویچ رحمانف پیشواو رهبرمدام العمرتاجکستان درباره ارکان و فرائیض دینی مانند رمضان وحج ازآن مستثنا دانیست با چنین بینیش فکری و چنین وضعیت سیاسی  است که امام شریفوویچ رحمانف پیشوای سیاسی مردم تاجکستان به خود  اجازه می دهد تا خودرا مجتهد اعلم خواند  ودرکنارسائرالقاب موروثی از وی به عنوان یک مجتهد مذهبی نیزیادی بعمل آورند زیرا درروزگاری که اگرازیکسو"کورونای " هولناک همه بشرراقرنطینه ساخته است، فلاخن های بلندپروازومقتدراستبداد مذهبی یکجاوبا موتورنفاق مادی می کوشد کشورهای جهان بویژه جوامع اسلامی را از نظر اصالت و ماهیت باورها و اعتقادات خلع سلاح کنند  و آنچه که پیوسته تهدید می شود و روبه زوال است نیروی عقلانیت و هوشیاری ملت های است که در زیر چنگ استعمار جهانی قرار دارند . به همین دلیل و درچنین مؤقیعتی در برج عاج بی تفاؤتی نشستن را جفا به خود وتاریخ آئنده ما می دانیم و اینک صدا وفریاد  مانرا نه بخاطر جفای که از سوی حاکمان بی رحم  و دیکتاتورهای مستبد با ارزشهای  بلند انسانی و ملی روا داشته میشود که توقع از آنها را توهمی بیش نه میدانیم بلکه به غرض انجام مأموریت و مسؤلیت روشنگرانه ای است که برای نجات نسلهای امروز و آئنده در تاریخ داریم . 

ماه رمضان وارتباط آن با هستی و انسان !

یکی ازنگاه های معیوب درفلسفه تاریخ همانا کژفهمی معرفتی نسبت به فلسفه خلقت و آفرینش انسان در طبیعت است که بر اندیشه ها و نظریات نزدیک به اکثریتی از فلاسفه و جامعه شناسان سایه افگنده  است البته صمیمانه اعتراف باید کرد تمامی فلاسفه و دانشمندانی که با بینیش ومعادلات مادی به چگونگی زنده گی انسان در تاریخ نگریسته و برای به حق جلوه دادن آنچه که به عنوان نقشه راه علمی برای زندگی بشر مورد استفاده قرارداده اند شیوه مسؤلانه و بیشترعاقلانه به نظر می آید . اکنون که بحثی از رمضان به میان آمد لزومأ باید معنا و مفهوم این واژه را با تبعات تاریخی آن در زندگی انسان مورد مطالعه قرارداد . محققان و پژوهشگران زبان و ادبیات عرب درباره واژه " رمضان " می گویند که رمضان مشتق از «رَمَض» به معنای شدّت حرارت، و حرارت سنگ، بر اثر شدّت حرارت خورشید آمده‌است. قرآن شناسان و مفسران  روی همین استدلال و تفسیر سوره دیگری از قرآن که بنام سوره قدر یاد میشود ودر آن ماه  قرآن بر پیامبر اسلام نزول یافته است

https://www.youtube.com/watch?v=l1r_Z_9qSls

۱: إ نا اءنزلنه فى ليلة القدر

۱: ما قرآن  را در شب قدر نازل كرديم .

چنین استنباط میکنند که در این ماهی از سال تمامی حلقه های از هستی و کائینات ویرائیش و تزکیه میشوند و طبیعی است که انسان به عنوان یک حلقه ای خردمند و مسؤل بیش وپیش ازهرحلقه دیگری در نظام آفرینش و در این عملیه تزکیه و ویرائیش سهیم می باشد تا یکجا و همراه  با تمامی حلقه های از آفرینش در فرآیند تزکیه و تجدید سرنوشت انسان و کائینات اشتراک کند .

تسبیح و عملیۀ رمضان

                             

https://www.youtube.com/watch?v=FMdx_TnkeGE

چنانچه تأکید کردیم و گفتیم که اصل روزه گرفتن در ماه رمضان مانند آنکه موتر و یا هرماشین دیگری را سالی یکمترتبه بصورت مجموعی معائنه میکنند پروردگار هستی نیز میکانیزم هستی و کائینات را در یک زمان معین و با حضورواشتراک  انسان توانمند با توجه به ظرفیت های فزیکی و مادیی هرحلقه ای از هستی منجمله انسان واجب گردانیده است و وجوب چنین فرآیند نیز نه تنها بر انسان بلکه برتمامی حلقه های از کائینات دلالت میکند اما با توجه به زندگی عقلانی  انسان در زمین دربخشی از  آیه ۱۸۵ سوره بقره چنین می یابیم

https://www.youtube.com/watch?v=0-sMP9IOB8U

از این آیه بصورت روشن هویدا میگردد که در این زمان معین  که با ایام یا وقت فلسفی نامیده شده باید این مکانیزم انجام یابد  ولی اگر کسی از همین انسانها بیمار و یاهم در سفر اند میتوانند این عملیه را بصورت فردی در زمان دیگری اعاده نمایند و اگر درزمان دیگری نیز توانائی انجام آنرا ندارد لازم است کفاره آن را بپردازد که خوراک دادن به مسکین و نادار است ، طبیعی است که این عملیه برضایت انسان مؤمن و بطوررضاکارانه انجام باید گیرد این بدان معناست که حتی اگر توان پرداخت فدیه و تغذیه به مساکین و ناتوانان ندارند طبیعی است که ازاجرای هرنوع مسؤلیت عبادی فارغ میباشند

صدور فتوی های کرونائی و گریز از مسولیت حاکمان

 

 پیش ازاین در این آشفته بازارفروش  فتوی های مذهبی که از سوی حاکمان دیکتاتور نه به دلیل حضور شان در بلند ترین مقامات مذهبی در جامعه  بلکه با تکیه بر قدرت  نامشروع آنها در خطبه های از زر و زور صادر میشود برچگونگی ؤجوب روزه ورمضان سخن گفتیم که وقتی هوای سقوط امپراطوریی سرخ بهاری شد ناگهان اکثریتی از دیکتاتورها منجمله امام شریفوویچ رحمانف رئیس شورای عالی تاجکستان عافیت گویان برخاستند در جوامع و کشورهای که اکثریت مردم آن از دین اسلام پیروی می نمودند بی هیچ سوابقی و بدون اندکترین تغییرفلسفی در نگاه شان به انسان و جامعه  جامه ناجیان بر تن کردند و خویش را ازفراعنه های سرخ جدا دانیستند و در رقص وپایکوبی برای آزادی اشتراک نمودند

https://www.youtube.com/watch?v=HfaXS8OMBDQ

 

که سرانجام به فکروانگیزه ءغصب قدرت با استفاده از« زر، زور و تزویر» وتغییردرقانون اساسی تاجکستان زمینه ای رهبریی دائیم العمر و پیشوائی مردم فقیرتاجکستان را فراهم کرد و در حالی که وضع اقتصادی تاجیکستان وخیم تر می شود امام شریفوویچ رحمانف پیشوای سیاسی مردم تاجکستان در صدد تغیر قانون اساسی برآمده تا تمرکز قدرت را در دست داشته و مخالفانش را بیشتر سرکوب کند و در این راستا در اواخر سال گذشته پارلمان تاجیکستان که به قول بسیاری از تحلیلگران از استقلال چندانی برخوردارنبوده است به اتفاق آرا قانونی را تصویب کرد که به امام شریفوویچ رحمانف لقب "پیشوای ملت" اعطاکرد که برایش اجازه می دهد مادام العمر رئیس جمهوری باشد. بدون شک که این وضعیت با چنین عزائیم دیکتاتورانه امام علی رحمانف  به ما حق میدهد تا بگوئیم با وجود آنکه امام علی رحمانف مانند هر دیکتاتور دیگری در منطقه ازسوی کمیسیون انتخابات تاجکستان بحیث رئیس جمهور آنکشور برگزیده شده است نباید به  صدور چنین فتوی ها که آسان ترین راه گریز ازانجام  مسؤلیت تاریخی وی در برابر مردم تاجکستان میباشد متوصل گردد بلکه بجایی صدور چنین  فتوای های پیچیده در امور حساس زندگی مردم زمینه رسیدگی بهتر برای تمامی شهروندان تاجکستان که سال یکمرتبه و در دوران یکماه در روزه به سر می برند فراهم سازد. پایان

................................................................................................................................................... 

                                                                                   

Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin