Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

     عتیق الله نایب خیل  

جوبایدن چه گفت؟

«اگر فکر می‌کنید کسی می‌تواند افغانستان را در یک دولت واحد متحد کند، دست‌تان را بلند کنید».

قدیمی ها می گفتند که: وقتی انگشت اتهام و ملامت را به سمت کسی نشانه می رویم باید توجه داشته باشیم که چهار انگشت دیگر به طرف خودماست.

هیچ کشوری، مخصوصاً کشورهای استعماری بزرگ، بدون داشتن مقاصد سیاسی و سود آوری برای شان، کمک های بلاعوض و مفت و مجانی، در اختیار کشورهای دیگر قرار نمی دهند.

ایالات متحدۀ امریکا بعد از حادثۀ یازده سپتمبر به افغانستان لشکرکشی کرد و با سقوط امارت طالبانی حکومت دست نشانده اش را رویکار آورد. حالا که منافع اش ایجاب نمی کرد در افغانستان باقی بماند، راه اش را گرفت و رفت. جوبایدن هم برای این که رسوایی اش در بیرون رفت عجولانه و برنامه ریزی ناشده اش از افغانستان را توجیه نماید انگشت ملامت به سوی مردم ما دراز می نماید، غافل از این که چهار انگشت دیگر به جانب خودش است و به این بهانه نمی تواند جنایتِ بازی با سرنوشت مردم را کتمان نماید.

جانب دیگر این است که اگر ما هم انگشت ملامت به سوی جوبایدن دراز می کنیم، باید بپذیریم که چهار انگشت ملامت دیگر به طرف خودماست. کجای این گفته اش غلط است که: «اگر فکر می‌کنید کسی می‌تواند افغانستان را در یک دولت واحد متحد کند، دست‌ تان را بلند کنید».

.....................................

عتیق الله نایب خیل

مثلث خبیثه!

 

زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور افغانستان، از جانب وزارت خارجۀ ایالات متحدۀ امریکا از وظیفه اش سبکدوش گردید. قربانی شدن او مثلثی را تکمیل کرد که در بیست سال اخیر بیشترین تلاش را در حفظ نیروهای تروریست طالبی و نقش فعال در به قدرت رسیدن دوبارۀ این گروه متحجر قرون وسطایی داشتند.

به همه گان معلوم است که سلاح و مهمات و هرنوع امکانات لوژیستیکی و جاهای امن برای گروه تروریست طالب به وسیلۀ پاکستان مهیا ساخته می شد و مشروعیت بین المللی اش نتیجۀ کار همین مثلث خبیثه، خلیل زاد، حامد کرزی و اشرف غنی است.

بدون شک پالیسی سازان سیاست خارجی ایالات متحده سیستم سرمایه داری حاکم بر این کشور است؛ ولی این سیستم مشوره های لازم و ضروری را از افرادی می گیرد که از اوضاع کشورهای مورد بحث مطلع باشند. بنابرآن نقش افراد را در تعیین این پالیسی ها و سیاست ها نمی توان نادیده گرفت. نقشی را که حامد کرزی، اشرف غنی و زلمی خلیلزاد در بیست سال اخیر ایفا کردند فاجعه یی را بر کشور تحمیل کردند که نتیجه طبیعی اش به قدرت رسانیدن طالبان بود.    

این سه شخص اما نه تنها از نتیجۀ کارشان نفعی نبردند؛ بلکه روسیاهی ابدی نیز نصیب شان گردید. خلیلزاد به استعفا جبری سوق داده شد، اشرف غنی به صورت شرم آوری از کشور فرار کرد و حامد کرزی دورۀ تحقیرآمیزی را در داخل کشور سپری می کند و نامش نیز از میدان هوایی کابل حذف گردید. (همین یک نکته آمدن طالبان مثبت است که از اثر آن این مثلث خبیثه حذف شد.)

..........................................  

 داکتر لعلزاد

چه باید کرد ؟

برنامه غنی «ادامه راه نجیب با آموزش از تجربه ناکام او» است !

? آنچه غنی می خواهد «ادامه حکومت خودش تا پایان دوره ۵ ساله»، «چوروچپاول بیشتر دارایی های عامه» و در نهایت، «تجهیز/اکمال بیشتر طالبان» (برای ادامه‌ی افغانیزه/پشتونیزه سازی کامل کشور) است!

? «تخلیه شهرستان ها»، «ملیشه سازی دولتی» و «دفاع از مراکز ولایات» (به ویژه شهرهای بزرگ/عمده)، دقیقا ادامه برنامه داکتر نجیب است که شاید بتواند عمر حکومت غنی در ارگ کابل را اندکی دراز کند (دیگر برای او هیچ مهم نیست که در شهرستان/ولایت ها چه می گذرد، روزانه چند نفر کشته می شوند و یا مردم با چه قحطی و قیمتی و مصیبت ها گرفتار می شوند)!

? حال، غنی می داند که طالبان آن‌قدر تقویه، تجهیز و اکمال شده اند و در تمام شهرستان ها آن‌قدر گسترش یافته اند که وارث بالاستحقاق و جانشین بلامنازعه قدرت او برای مدت های طولانی تر خواهند بود (زیرا او از یک سو با نابود سازی مستحکم ترین «پشت جبهات مقاومت» در گام اول، خواست که از «تجربه ناکام تسلیمی شهر کابل توسط نجیب به حکمتیار» جلوگیری کند و از سوی دیگر، رهبران و بزرگان اقوام غیرپشتون را آن‌قدر خسی و آلوده در فساد خود ساخته است که هیچ‌یک از آن ها «شهامت مقاومت» یا «ادعای زعامت» در کشور را ندارند... با آنکه «میدان برای همگان باز است»)!

? اثبات گفته های بالا را می توان در این «ادعا» و در «میدان عمل» دید که «غنی هرگز در صدد سرکوب طالبان و پاک سازی آن ها از شهرستان ها نبوده و نمی باشد» (او فقط می خواهد که به کمک «ملیشه های دولتی و نیروهای امنیتی» خود از سقوط شهرهای بزرگ/عمده جلوگیری کند… اگر بتواند)!

? غنی با این برنامه، «تا که می چلد، می چلاند» (ادامه حکومت تا سقوط و پس از آن نوبت طالبان کرام)!

+ + +

? در چنین اوضاع و احوال، وظیفه «نسل جوان» است که با تحلیل شرایط عینی (گیرماندن در بین دو «آسیا-سنگ») و تجربه/الگوی ماندگار مسعود بزرگ، بیندیشند که چگونه می توانند خود را حفظ کنند، منسجم شوند، رهبری خود را بوجود آورند، پایگاه های مقاومت خود را ایجاد کنند، لابیگری نمایند، ارتباطات (داخلی و خارجی) خود را گسترش دهند، حلقات خود را با هم وصل کنند و به «مبارزه و مقاومت» ادامه دهند...

? اگر کسانی توان ایجاد پایگاه و شهامت مقاومت در مقابل غنی/طالب را دارند، فراخوان «پیوستن افراد و نیروهای امنیتی» به پایگاه خود را صادر کنند، تا افراد و نیروهای عدالت‌خواه که نمی خواهند بیهوده در صفوف غنی/طالب کشته شوند، به پایگاه آن ها مراجعه کنند و «چوب سوخت ملیشه های دولتی و طالبی» نشوند...

..........................................

نعیم اساس، پاریس

خروج نیروهای امریکایی از افغانستان،

برنده اصلی ای اس ای پاکستان

امریکا یکبار دیگر افغانستان را به مرکز تمام نا امنی های جهان مبدل کرد و بدست گرگان ای اس ای پاکستان تسلیم میکند.  ادارات استخبارات پاکستان که با استفاده از ستون پنجم نظام  افغانستان را  متلاشی کرده، توانست با مهارت خاص یک گروه جاهل و قرون اوستایی را مشروعیت بین المللی دهند وبا هزار نیرنگ و دروغ  جهان را به کمک لا بگری های چند خارجی افغان تبار قوم پرست فریب دهند و این موجودات عصر حجر را بر گرده های مردم مظلوم افغانستان حاکم سازند.

افغانستان وارد یک جنگ داخلی و قومی خواهد شد؟ پرسیدن این سوال چند سال پیش پوچ به نظر می رسید. نه در سال ۲۰۲۱. حادثه بهسود و مسلح شدن هزاران نفر در مناطق مرکزی،  آغاز جنگ های قومی خواهد بود.

موجودیت یک نظام پو شالی، ضعیف و وابسته به امریکا،  نداشتن یک تعریف درست از دشمن، نبود یک الترنتیف سیاسی ملی و تمایلات قومی دولتمردان افغانستان، با خروج نیروی های خارجی از این کشور، خطر از هم پاشیدن رژیم فعلی، گرفتن قدرت توسط طالبان،  و جنگ داخلی را در بر دارد.

جنگ داخلی چیست و چه وقت باوجود می آید؟

جنگ های داخلی معمولاً زمانی بو جود می آیند که بخشی از مردم احساس ظلم جدی را می کنند و وقتی معتقدند که هیچ چیز دیگری جز مبارزه مسلحانه نمی تواند شرایط را اصلاح کند.

چه کسی در افغانستان  احساس ظلم می کند؟ با گرفتن قدرت توسط طالبان، اکثریت جامعه، هم از مرد وزن، اقلیت های قومی و مذهبی، نخبگان، جوانان آزاد اندیش و زنان که بیشتر از ۵۰ فیصد نفوس جامعه را تشکیل میدهند، تحت تظلم طالبان قرار خواهند گرفت. قوم پرستی، زن ستیزی و تبعیضات مذهبی نزد طالبان هنوز یک پدیده عادی و نور مال به نظر میخورد .

آیا خروج نیروی امریکایی از افغانستان نگران کننده است؟

اگر مذاکرات صلح  به پیروزی نرسد، خشونت های قومی ممکن است پس از خروج نیروی های امریکایی بروز کند. اشرف غنی که خود معمار حالت فعلی است، با حامد کرزی و یک حلقه خبیثه  طالبان را به مشروعیت بین المللی رسانده است و امکان دارد قدرت را برایشان به یک شکلی  تسلیم دهد. در این صورت جنگ قومی می تواند به راحتی آغاز شود و از آنجا جنگ داخلی سرتاسری بو جود آید.

برخی از گروه های مسلح از اقلیت های قومی می توانند تلاش های خود را در وجود یک جنبش دموکراتیک ، جبهه متحد ملی، برای مقابله با توسعه طلبی طالبان اغازکنند.

اما اگر یک رژیم وجود میداشت که تصور می شود می تواند این شبح جنگ داخلی را دفع کند ، این دموکراسی است.

..........................................

عتیق الله نایب خیل

سال ۱۵۰۰ خورشیدی مبارک!

(از بیانات رهبر انقلاب)

«یک بار دیگه نوروز باستانی ره و حلول سال ۱۵۰۰ هجری شمسی ره به تمام افغانا، به تمام مسلمانا و به تمام هه هه همسایای ما از صمیم قلب تبریک می گم»*

این که به عوض سال ۱۴۰۰، سال ۱۵۰۰ تبریک گفته شود می پذیریم که انسان از سهو و خطا خالی نیست و زبان می تواند اشتباه نماید. اما صورت تبریک گفتن و کلمات و جملاتی که بکار برده می شود، مخصوصا" وقتی که از زبان شخص اول مملکت باشد، باید بسیار دقیق و سنجیده باشد.

این را هم می پذیریم که شاید رئیس جمهور بنابر مصروفیت های بیش از حد نتواند بیانیه اش را بنویسد تا از روی آن خط خوانی نماید. اما نمی دانم مصروفیت تعداد کثیری از مشاورین، از جمله مشاورین فرهنگی، چی است تا چند جملۀ که شایستۀ رئیس جمهور است، مخصوصا" در مواقعی که باید آماده گی ها از قبل گرفته شود، بنویسند و در اختیارش بگذارند.

حال بیایید این سخنرانی را در اختیار کشورهای همسایه بگذاریم که رئیس جمهورما، و دومین مغز متفکرجهان، برای آن ها چه پیامی دارد. 

باسواد بودن تنها به خواندن و نوشتن خلاصه نمی شود. متاسفانه کم سوادی و بی سوادی از صدر تا ذیل دولت و احزاب سیاسی ما مشاهده می شود. یک نظر اجمالی کافیست تا دریابیم این رهبران از سواد کافی بی بهره هستند. گاهی عقب تریبون و یا در مصاحبه های شان چنان کلمات و جملاتی به کار می برند که فقط در کوچه و بازار گفته می شود.

عیب دیگر کار این است که همان کلمات و جملات مورد استقبال حاضرین قرار می گیرد و برای شان کف زده می شود.  

     *************************

*از سخنرانی رئیس جمهور به مناسبت سال نو.

..........................................

                         

  عتیق الله نایب خیل

شاعررا ببرید ببندید به

طویله!

روزی فتحعلی شاه قاجار شعری می‌سراید و از ملک‌الشعرای دربار می خواهد در بارۀ آن نظر بدهد. ملک الشعرا همین که شعر را می شنود بی‌تعارف می‌گوید که شعر بی‌پایه و اساسی است و ارزش ادبی ندارد. شاه عصبانی می‌شود و دستور می دهد تا او را ببرند و ببندند به طویله. خدمۀ شاه او را به طویله می بندند.

 ساعتی بعد فتحعلی‌شاه که روی شعرش کار کرده بود و اندک تغییراتی در آن آورده بود دوباره دستور می‌دهد ملک الشعرا را به حضورش بیاورند و این بار شعر اصلاح شده اش را می‌خواند و از او می‌خواهد در مورد نظر بدهد.

ملک الشعرا بدون این که کلمه ی صحبت نماید به سمت دروازه حرکت می کند. شاه می پرسد کجا می روی؟ ملک الشعرا می گوید: به طویله! در حالی که مستحق اصلی طویله فتحلی شاه قاجار بود و نه ملک الشعرا.

در روزهای پسین وقتی اخباری را در رسانه ها خواندم مبنی بر این که تعلیمات ابتدایی از صنف اول تا سوم به مساجد سپرده می شود گفتم این دولت مردان را باید ببریم ببندیم به طویله.

درعصری که دنیا با سرعت چشم گیری پیشرفت می کند دولتمردان ما با سرعت احمقانۀ پسرفت می کنند. این در حالیست که اکثریت ملا امامان ما هم از سواد کافی بی بهره هستند و خود به آموختن ضرورت دارند و هم بیشترین شان همه روزه طالب و انتحاری پرورش می دهند. دولت با این کارش به تروریست پروری رسمیت می بخشند.

طالبان نکتایی پوش، کشور را به آزمایشگاه و لابراتوار تیوری های جهالت آمیز مبدل کرده اند و خود به کرسی های قدرت بی حدو حصر بدون پاسخگویی تکیه زنده اند. جای این ها طویله است.

..........................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد طاهر --  امریکا

جنبش زنان وطالبان

 

بخش ۷ و۸

 

کدام عوامل سبب پراکندگی و وقفه در جنبش زنان معترض افغانستان شده اند ؟

طالبان طی هفت ماه حاکمیت جبری که هویت ملی و بین المللی ندارند ، بوسیله ای دستگاه های ویژه سرکوب و پلیس با آزاد اندیش ، دگر اندیش ، معترض خیابانی، منتقد سخنور و تحلیل گر ، آواز خوان ، روز نامه نگار ، آهنگ نوا ، آهنگ شنو ، و هر آنکی و هر آنچه به قانون شریعت شان برابر نیست، برخورد زشت ضد انسانی و استبدادی نموده و آنها  را با نوک تفنگ ، زندان و اعدام صحرایی از پیش چشم شان دور می سازند.

 جنبش زنان این صدای رسا مردم که خواهان حاکمیت قانون ، بر استبداد طالبان است. از آن جمله اعتراضاتی است که با قانون شریعت طالبی در مغایرت قرار دارد . خواست مردم افغانستان برقراری  نظام مردم سالاری است ، نظام که همه ای مردم از حقوق مساوی در آن برخوردار باشند. برای تامین این هدف ( نظام مردم سالار) زنان افغانستان پیش قدم شدند. زنان در افغانستان سالهاست که بوسیله حاکمین دولت های مستبد،  مرد سالار و دین سالار، از حقوق و آزادی های مدنی محروم اند . از اینکه جنبش بدون خشونت زنان ظرفیت فراگیر شدن را دارد ، در تقابل با خشونت نظام زن ستیز طالبان قرار گرفته است.

فقر ، و بیکاری روز افزون عوامل اعتراض برانگیز اند ، اما ذهن زحمتکشان را  ترس و دلهره از استبداد رژیم طالبان ، مانند تارهای عنکبوت محصور نموده ، و کمر شان را لباس های سنگین و  مندرس ، دین ، فرهنگ و سنت های قبیلوی ، خم گردانیده ، و هم کمبود عناصر آگاه،  سبب شده است که حرکت ها ، اعتراضات و نارضایتی های خود جوش برخاسته ای مردم از نظام متحجّر طالبان ، پراکنده بوده و احتمال آن می رود که این جنبش ها « سرکوب » و یا استحاله گردند.

وقتی طالبان خواستند دامن جنبش زنان را با برچسب های، سیاسی و دینی ، لکه دار و بد نام سازند . زنان نیز برای تبرئه جنبش ، و کسب و حمایت مردم ، گامی به عقب گذاشتند. این توقف اعتراضات زنان، از دیدگاه طالبان شکست و از نظر بعضی  مفسران و تحلیل گران سیاسی سرکوب تلقی گردیده است. همانگونه که جنبش زنان نظر به شرایط مشخص با عناصر خود انگیخته ، جوشید و به غلیان آمد ، به همان شکل نظر به وضعیت پیش آمده  در خود فرو رفت و جوشش آن فرو کش کرد . این سکون یا وقفه  بایست ایجاد می شد، تا جنبش زنان از پراکندگی و ضربه نجات می یافت. گرچه این سکوت را بعضی دست اندرکاران سیاسی  ضروری نمی پندارند،  ولی هر گاه  به شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی افغانستان بطور دقیق نظر اندازی صورت گیرد ، دیده می شود که این وقفه ، در جنبش زنان برای به دست گرفتن کنترول احساسات بانوان که حاصل بی تجربه گی و عدم آگاهی از اعتراضات خیابانی بود ، ضروری پنداشته می شود.

 قراریکه میدانید ، نزد مردم افغانستان  و خانواده های بانوان معترض ،  دین ، فرهنگ و سنت های خرافاتی مروج ، ارزش بمراتب بالاتر از مطالبات مشروع  و مدنی زنان را دارند. حفظ «حیثیت» و «آبروی» فامیل و خانواده ، از دید آنها والاتر از فداکاری دختران و زنان شان است . مردم هر قدر هم که سواد داشته باشند ، در تنور دین، آتشکده فرهنگ و دیگدان سنت های قبیلوی مسلط در جامعه افغانستان همانگونه که سالها سوختند، باز هم میسوزند . مردم افغانستان در پایان قرن بیست و یک ، که جهان و کیهان را ساینس و تکنولوژی ، تسخیر نموده است ،  هنوز نه آموخته اند که چگونه خود را از چنگال خرافات و سنت های مسلط خانواده ، قوم و  قبیله ، نجات دهند.

این تنها مردم و بخصوص زنان افغانستان، نه بلکه زنان اکثر کشورها و بخصوص زنان مسلمان در پنچ قاره جهان اند که حقوق و آزادی مدنی شان ، توسط نظام های مردسالار و دین ستیز ،  و هم بوسیله مردان خانواده  غضب شده و مانند برده از ایشان استفاده می گردد . با تزریق خرافات دینی و فرهنگی  توسط ملا ها ، آخوند ها ، ریش سفیدان قوم و قبیله ، در ذهن مردان، آنها را تا آخر عمر با ترس از خدا و «روز آخرت» و رویای  گشودن دروازه های جنت به رخ شان نشه و منتظر نگاه میدارند . این مردان که وسیله ایی  ارتباطی بین مسجد ، ریش سفید قوم و بزرگ قبیله با خانواده اند ، پیام های را از خطابه ای ملا مسجد ، فیصله ای جرگه های قومی و قبیله ایی،  به گوش زنان و دوشیزگان شان می رسانند و بانوان را از آموزش علم و رفتن به مدرسه  مانع شده ، تحصیل و تعلیم را کفر پنداشته و با تفسیر و تعبیر شان از دین و مذهب ، ذهن اعضای خانواده را چنان با ترس و دلهره مملو و مغز شویی می نمایند ،که  با اندک تعلل و اشتباه و سرپیچی از نصایح و دستور مردان فامیل ، ملا و آخوند مسجد و بزرگان خانواده ، قبیله و قوم ، دروازه های ورد به بهشت بروی شان بسته شده و از مزایای آن محروم می گردند

یگانه راه نجات زنان از استبداد مرد سالاری و دین ستیزی، شکستن زنجیر های خرافات ، فرهنگ و دین ، از ذهن شان است. برای شکستن این زنجیر به آگاهی، و فرا گرفتن دانش ، ضرورت است تا خود را از زیر چتر سیاه مرد سالاری و تاریک اندیشی نجات دهند. نخستین گامی را که زنان و مردان آگاه و روشنفکر ، برای روشنگری خانواده و بخصوص زنان فامیل می بردارند ، این است که معتقد شوند که چرا زنان به خرافات، فرهنگ و سنت های مروج هنوز پابند اند. چگونه ذهن زنان را روشن ساخت که زن «ناقص العقل» نیست. چگونه توضیح و عملی نشان داد که عقل زنان در بسیاری مسایل از مردان بیشتر و خوب تر عمل می کند. زن ماشین تولید اولاد سازی نیست. زن قدرت انجام کار های بمراتب شاقه تر نسبت به مرد را دارد. زن می تواند بخش از اقتصاد خانواده را با کار در کارخانه ، دفتر، مدرسه و دانشگاه ،‌ برآورده سازد و سهم مشترک اقتصادی در زندگی خانواده بگیرد. جن، جادو، تعویض، دم و دعا موهوماتی خرافاتی اند که زنان را در قید مردان حفظ و در چهار دیوار خانه برای همیش زندانی نگاه میدارند. سواد آموختن گناه نیست. تبلیغات از این نوع برای تمام مردم و اعضای خانواده مهم و حیاتی است

گام دوم، بدست آوردن خواست های بر حق زنان است. همانگونه که زنان در هشت مارچ ۱۹۰۸، برای خواست های بر حق شان دست به اعتصاب زدند و با قربانی دادن  ۱۲۹ زن کارگر صنایع پوشاک در نیویورک حماسه آفریدند. و سازمان ملل روز ۸ مارچ را در ۱۹۷۷ بنام روز همبستگی بین المللی زنان به رسمیت شناخت. زنان کشور های اسلامی نیز روزی از چنگال دیو اهریمن دین سالار ، و متحجّر مذهبی آزاد خواهند شد. زنان افغانستان فقط زمانی می توانند خواست های شان را بدست آورند که خواست اعتراضی خود را با خواست های طبقات و اقشار دیگری زحمت کشان افغانستان ، پیوند و ارتباط دهند، و آگاهانه به حرکت های اعتراضی و مبارزات شان که از حمایت و پشتیبانی همه جانبه ای مردم افغانستان  برخوردار باشد ، ادامه دهند.

از منابعی که در این نوشته استفاده شده است:

صفحه فیس بوک « حرکت خود جوش زنان مبارز افغانستان »

فیس بوک «انجمن حمایت از زنان افغانستان»

« اخبار »  تلویزون های افغانستان و جهان

                               *************************************************************************************

 

جنبش زنان وطالبان

 

بخش ۸

آیا تحصیل برای زن جرم است؟

تحصیل به موارد چون آموزش  و پرورش ، با سوادی ، دانش آموختن ، اندوختن ... گفته می شود. تحصیل از حقوق ابتدایی انسان است ، که شامل هر دو جنس زن و مرد می شود. حقی که در بسیاری از کشور ها نظر به دلایل دینی ، فرهنگی ، اجتماعی و جنسیتی بوسیله ای حکومت ها و خانواده ها از زنان گرفته شده است . نظر سنجی که در کشور های در حال رشد و توسعه صورت گرفته نشان میدهد که آموزش و پرورش دختران در این کشور ها چقدر مهم است چون تحصیل زنان سبب می شود که آنها سهم اقتصادی در خانواده بگیرند ، و خانواده های کوچک، سالم و تحصیل کرده داشته باشند.

 نتایج تحقیق یونسکو نشان داده است که کشور های که دارای آمار پایین تحصیل و بخصوص دانش آموز زن دارند،  در صدر فقیر ترین  کشور های جهان قرار دارند ، و کشور های که سطح بالای دختران و زنان دانش آموز را دارند، از جمله ای پیشرفته ترین و موفق ترین کشور ها به شمار میایند.  افغانستان کشوری است که مردمش اکثراً بی سواد اند و سالهاست که  آمار تحصیلات و بخصوص تحصیلات دختران و زنان دانش آموزش،  در سطح پایین ترین آمار  تحقیقی ثبت شده است ، از جمله ای فقیر ترین کشور ها جهان به شمار می رود.

افغانستان کشوری که مردمش عمیقا دینی و مذهبی و از لحاظ فرهنگی محافظه کار است. دین به عنوان بستری برای پذیرش فرهنگ نابرابر جنسیتی به کار می رود ،جامعه افغانی از نظر جنسیتی و حمایت از حقوق زنان از لحاظ فرهنگی جامعه ای پدر سالار ، پدر تبار و پدر بومی است ، که صلاحیت و اختیار زنان در دستان مردان کهن سال و در کلیت بدست مرد فامیل است. میراث بری از دارایی ها و موقعیت اجتماعی زنان از مجاری فیصله ای گردهمایی( جرگه های) مردان عبور میکند، و زنان مجبور می گردند که به محل زندگی شوهر نقل مکان یابند ، بیوه برادر با برادر شوهر ( ایورش ) نکاح کند و دختران برای رفع اختلافات و جلوگیری از تشدید دشمنی خانواده ها و قبایل به «بد» تبادله گردند.

فرصت های تحصیلی و عدم حضور زنان در تحصیلات عالی و کار، در حکومت های پیشین کم رنگ بود ، و با تسلط طالبان این فرصت کاملا از زنان گرفته شده است. روشن است که بی سوادی سبب فقر زدایی می شود و بر جامعه و بخصوص روان زنان تاثیر بسزایی دارد. رییس دانشگاه «هار ورد» و همکاران وی در پنجاهمین سالگرد اعلان جهانی حقوق بشر، در سال (۱۳۷۷) ۱۹۹۸ در ارزیابی از سیاست های تبعیض آمیز سیستماتیک طالبان بر علیه محدودیت آموزش زنان چنین تحلیل کرده است:  « طالبان با این شیوه ای زن ستیزانه شان به رفاه فیزیکی، روانی و اجتماعی زنان افغانستان صدمه می زند. تبعیض های این چنینی و رنج های را که به دنبال دارد اهانت به کرامت و ارزش زنان افغانستان و انسانیت در کل  است » . طالبان این اهانت به کرامت و ارزش زنان افغانستان ، را در (۱۴۰۱) ۲۰۲۲ برای بار دوم نیز تکرار کردند.

 دانش آموزان دختر بر اساس خبر تلویزیونی  که مکاتب دختران به تاریخ سوم حمل آغاز می گردد ،  ۸ صبح سوم حمل سال ۱۴۰۱ خورشیدی با شوق و اشتیاق زیاد برای فراگیری علم و دانش ، به پشت درب های مکاتب شان رسیدند ، و با فرمان وزارت معارف طالبان که بر روی دروازه ها نصب شده بود برخوردند  در آن چنین نوشته شده بود: « اطلاعیه وزارت معارف: به اطلاع تمام دختران بالاتر از صنف ششم مکاتب و لیسه ها ، رسانیده می شود که دروس شان تا امر ثانی معطل است. هر زمانی که طرح لباس شان مطابق شریعت و فرهنگ افغانی ، آماده و مقامات بلند پایه امارت اسلامی حکم صادر کرد ، به دختران مکاتب و لیسه ها رسما اطلاع داده خواهد شد. وزارت معارف امارت اسلامی » ( ترجمه از زبان پشتو).

دروازه ای مکاتب و لیسه ها  برروی دختران دانش آموز بالاتر از صنف ششم بسته گردید، ولی درب ریزش اشک دختران گشوده شد. جوی اشک رخ این دوشیزگان عاشق تحصیل را در هر صحن مکتب شست و این سیل اشک قلب هر انسان را در افغانستان و جهان لمس کرد. دانش آموزی در جریان صحبت با خبر نگاری گفت : دیروز خبر گشایش دروازه های مکاتب را شنیدم خیلی خوشایند بود بریم. بخدا اشک ریختم، اما امروز خیلی جگر خون شدم.» گریه مانع صحبت -اش شد . و ادامه داد: «مام دختر هستیم، از همین افغانستان هستیم. مام بشر هستیم چرا ما مکتب نریم؟»  

دختر دانش آموزی دیگری در حالیکه گریه می کرد و اشک می ریخت گفت: « قلب ما خون گریه میکنه، تا چه وقت ؟ سه سال است که ما د ریشخندی تیر می کنیم. ۱۸۶ روز شد ما مکتب نرفتیم. چرا؟ چه گناه داریم؟ چرا اینا با آینده ما بازی میکنن؟»

دانش آموزی دختر که اشک و گریه چشمانش را نمناک  و بغض گلویش را پر ساخته بود ، چنین گفت : « ما حق داریم، انسان هستیم. انسانی اینمی وطن هستیم. اینمقه می خواهیم که فقط ما درس خوده ادامه بتیم ، بخوانیم . گناست که ما دختر هستیم؟ گناست که ما درس میخوانیم؟ »

صحنه روان کش از مصاحبه های دختران دانش آموز که با خبر نگار دیگری صحبت داشتند : «  امروز خیلی جگر خون شدم... اشک مجال ادامه صحبت را برایش نداد، و اضافه کرد : « چه بگویم ، چیزی گفته نمیتوانم.»  و در پیام که بین دو دختر دانش آموز در فضای مجازی رد و بدل شده آماده است : « کم پیدایی ، امیدوارم حالت خوب باشد؟» جواب : « افسرده شدم ... حالم همین لحظه هیچ خوب نیست مکتب رفتیم دختران با هزار امید لباس مکتب پوشیده آمدن همه را دوباره جواب دادن امروز به نواختن زنگ مکتب آمادگی گرفته بودم تمام استادان گریه کردن و از صدا بلند کردن ( علیه بسته شدن مکاتب) گفتن عزت ما در بین است بندی می شویم تمام ( شاگردان) حس برآمدن و فریاد زدن داشتن...».

در هرات بعد از دو روز دختران دانش آموز بالاتر از صنف ششم را از صنف درسی به خانه فرستادند. زینب و آمنه دو خواهر ، در حالیکه اشک بر رخ شان جاری بود در مقابل دوربین تلویزیون چنین قصه کردند: « زینب : ما دو روز در صنف بدون معلم بودیم، رفتیم به نزد معاون مکتب که چرا به صنف ما استاد نمیآید؟ در جواب ما گفت که شما را نمیخواهند که دگه درس بخوانین.» و آمنه نیز با چهره ای غمگین که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت « واقعن آنچی خیلی سخت بود ، حس کردم ابر های تاریک و سیاه بلند سرمه.» طلوع نیوز ۲۷ مارچ ۲۰۲۲

دختران دانش آموز در صفحات مجازی با نشر فوتو  و پیام های دست داشته شان، درد ها و غم های دل شان را  چنین بیان داشته اند ، «بگذار مکتب بروم»، « بگذار نفس بکشم» ، « بسته ماندن مکاتب دخترانه آغاز یک فاجعه بی سابقه است» ، « آموختن علم در اسلام فرض است» ، « آیا تحصیل برایم جرم است؟».« ما به چه جرمی از ادامه تحصیل باز داشته شده ایم؟»

از متن مصاحبه ها، تصاویر ، و پیام ها حالت روانی دانش آموزان دختر کاملا روشن است. امارت اسلامی  صدمه ای روانی و اجتماعی که به دختران دانش آموز ، خانواده ها ، جامعه افغانستان و جهانیان زد ، جبران نا پذیر است. علاوه بر دختران بالاتر از صنف ششم ، که خواهان باز گشایی مکاتب و لیسه های دخترانه اند. هر عضو خانواده افغانی ، جوامع مدنی ، سازمانها حقوق بشری، افغانهای مقیم خارج، این عمل ضد انسانی و ضد بشری طالبان را محکوم کردند و خواهان بازگشایی مکاتب دختران صنف شش به بالا شدند. از آنجاییکه ریشه ای این بنیاد گرایان افراطی از مدرسه های حقّانی ، و دیو بندی ، از کشور همسایه شرقی افغانستان آب می خورد ، مشکل به نظر میرسد که طالبان دروازه های مکاتب و لیسه ها را به روی دانش آموزان دختر صنوف بالاتر از ششم  باز نمایند.  ادامه دارد

از منابعی که در این نوشته استفاده شده است:

« واژه یاب»

صفحه فیس بوک « حرکت خود جوش زنان مبارز افغانستان » و « انجمن حمایت از زنان افغانستان»

« حق تحصیل جزو حقوق اصلی زنان است» ایران انترنشنال.

« نگاهی به وضعیت آموزشی زنان در افغانستان» نوشته دیوید جی روف، ترجمه عبدالله غفاری روز نامه افغانستان ما. 

« اخبار » ، تلویزون طلوع و افغانستان انترنشنال، بی بی سی فارسی و  روزنامه ای  ۸ صبح

...................................................................................................................................... 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin