Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

پرتو نادری

                   پرسش و پاسخ 

پرسش: از بدخشان تا کابل، کندز، بغلان، فاریاب، غور، هلمند

دریای خون جاری شده است، شما چه هوایی در سر دارید؟

پاسخ: هیچ هوای در سر ندارم، مرا از انسان متکبر بدم می آید!

پرسش : هدفم این است که در برابر این کشتار مردم چه پاسخی دارید؟

پاسخ: هیچ از قدیم گفته اند: جهان را آب بگیرد مرغابی را تا به زانو است!

پرسش: جناب این دریای خون است نه دریای آب!

پاسخ: خوب در هردو یش می شود شنا کرد!

پرسش: هدف این است که تا چه وقت مردم کشور کشته شوند!

پاسخ: هیچ افغان از هیچ افغان کم نیست. آن که می کشد خود نیز کشته می شود؛ در همین فاریاب داعش 50 طالب را کشته است، حالا طالبان خون نداشتند، جان نداشتند، داشتند، داعش هم همان طالب، مردم می گویند خر همان خر است ،پالان اش عوض شده است ! ما به سوی دموکراسی روانیم ، وقتی طالبان کشته می شوند؛ اگر طالبان نکشند، اعتدال جامعه از بین می رود، ما باید جامعه متعادل داشته باشیم! آیا متعادل است که از یک مردم کشته شود و از مردم دیگر نه ؟

این اعتدال ماست که سبب می شو تا هر ساله پنج ملیون گردشگر به افغانستان بیاید!

پرسش: مخالفان شما می گویند که اینان گردشگران نیستند، هراس افگنان اند، شما چه می گویید؟

پاسخ: این گز و این میدان، من به یک مناظره حاضر هستم، مگر هراس افگنان گردشگری نمی کنند، شما فکر کنید آنان برای اجرای کار خود هزاران کیلومتر راه را گردشگری می کنند، مسافرت می کنند ، از شهری به شهری می روند. پس آنان گردشگران نیز هستند! گردشگران اند !

ما باید از گردشگری تعریفی افغانی خود را داشته باشیم!

پرسش: باوجود که شما 16 ساعت کار می کنید چرا یک ذره هم کار ها به سامان نمی شود!

پاسخ: کار می کنم یا نمی کنم باشد به جای خود، اما من بیماری بیدار خوابی هم دارم، این یک نعمت خدایی است برای مردم افغانستان . من بیدار می مانم، تا ملت خاطر جمع بخوابد! خوب یگان انتحاری منتظری می شود ، در آمریکا و پاریس هم می شود!

می خواستم چیز دیگری بپرسم که آسمان بر سرم فرو ریخت، فکر کردم در نزدیکی ها انفجاری رخ داده است؛ متوجه شدم که چنین نیست؛ بلکه جناب شان با حنجره ی پنج هزار ساله ی تاریخی فریاد می زند:

گر نداری غیرت افغانی ام

چون به میدان آمدی می دانیم

..........................................

:

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

داکترشکرالله کُهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

قانون اساسی جمهوری فدرالی

خراسان

خاکه پیشنهادی:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دیباچه, دولت, ریاست جمهوری, حقوق و وظایف اساسی مردم, قوه مقننه, شورای فوق العاده, قوه اجراییه, قوه قضاییه, دیوان قانون اساسی, مطبوعات آزاد, اداره, تعدیل, حکومت نظامی

___________________________________

  این خاکۀ پیشنهادی قانون اساسی از طرف رییس بنیاد ژورنالیستان آریانا (شکرالله کُهگدای)در11 بخش و124 اصل با استفاده از تجارب کاری چهارساله در شورای ملی کشور در دهه قانون اساسی بحیث خبرنگار پارلمانی روزنامه کاروان تهیه ودر ماهنامه کاروان چاپ کالیفورنیا درسال 2003 انتشاریافت که مورد استقبال فراوان هموطنان بویژه اهل دانش وفرهنگ قرارگرفت وحالا که همه خواهان تعدیل قانون اساسی اند, مجددا آن خاکه قانون اساسی مرور و با تطابق با شرایط عصرمتحول و پیشرونده تکنالوژی وجهانشمول شدن کشورها ومرزها, نوسازی شده بصورت بسیار فشرده یگان مطالب آن نشر میگردد  تا مورد نقد وبررسی صاحب نظران وهمچنان استفاده قانون سازان قراربگیرد. ___________________________________

دیباچه

  با پیروی از دین مقدس اسلام وبه منظور تأمین صلح وثبات , آزادی, مردم سالاری و شایسته سالاری, زیست مساویانه وعادلانه همه شهروندان این سرزمین درسایه قانون بصورت مسالمت آمیز و عدم خشونت گرایی , پابندی به  منثور سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد واعلامیه جهانی حقوق بشر, یکپارچگی ملی وهمبستگی اجتماعی به منظور حمایت از تمامیت ارضی, حاکمیت ملی واستقلال کشور.

  به منظور انتفای استبداد, خشونت وتروریزم از عرصه حیات ملی ومناسبات بین المللی مطابق با اصول زیست باهمی صلح آمیز ومیثاق های جهانی.

بمنظور تامین عدالت اجتماعی درمقابل قانون وبرمبنای اصل احترام به کرامت انسانی وحقوق بشر.

  به منظور تقویت وانسجام بنیاد دفاعی, سیاسی, علمی, تکنالوژی فرهنگی واجتماعی.

و به منظور فراهم سازی یک محیط زیست سالم, عصری ومرفه برای همه شهروندان کشور بدون هرگونه امتیازطلبی وتبعیض زبانی, قومی , قبیلوی ومنطقوی.

سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونهاد ها و نامهای لشکری وکشوری به شمول رتبه های نظامی وپولیس ودانشگاهی به زبان بین الاقوامی پارسی دری که بیش از هزار سال است زبان محاوره و مکالمه ومفاهمه ومکاتبه و افهام وتفهیم باشندگان این سرزمین, وزبان گفتاری ونوشتاری دربار شاهان وفرمانروایان  ودفتر ودیوان مردمان این حوزه  بزرگ فرهنگی بوده است, تهیه میشود, چونکه  زبان پارسی دری، زبان یک قومِ خاص و زبان محلی خاص در این سرزمین نیست، بلکه زبان تاریخی، ادبی، رسمی و ملیِ اقوام این سرزمین است که آن‌ها از این زبان به عنوان عنصر مشترکِ ملی برای وحدت سیاسی و ملی استفاده می‌کردند و می‌کنند, زیرا هیچ زبان دیگری دراین سرزمین این امکانِ تاریخی، ادبی و بین الاقوامی را ندارد که از آن به عنوانِ عنصر مشترکِ ملی و زبان مشترکِ ملی برای وحدت ملی استفاده شود.

دولت

    دولت سرزمین آریایی ما بنام جمهوری فدرالی خراسان یاد میشود که کشوری است با نظام جمهوری شورایی, مستقل واحد وغیر قابل تجزیه وحاکمیت ملی به مردم تعلق دارد.

   سیاست خارجی کشور برمبنای منافع داخلی کشور تنظیم میگرددتا با همه کشورهای جهان بویژه با کشورهای اسلامی و همسایه وآنهایی که برای ارتقای کشور کمکهای بی شایبه ارایه میدارند, برپایه حقوق واحترام متقابل و با شناخت مرزهای جغرافیایی همسایگان به شمول مرزهای جنوبی وشرقی با پاکستان ودرسطح بین المللی استوار میباشد و همانگونه که همسایگان حق هیچگونه مداخله در امور داخلی و ادعای ارضی بالای اراضی کشور را ندارند ما هم هیچگونه مداخله در امور کشورهای همسایه را جایز ندانسته  وهیچگونه ادعای ارضی ویاهم تجزیه کشورهای همسایه را مدنظر نداریم وحق شان رابرای پاسداری وحراست ازمرزهای شان را به رسمیت می شناسیم.

  دولت فدرالی خراسان کوشش مینماید تا با کشورهای تاجیکستان, اوزبیکستان, تورکمنستان, قرغیزستان, قزاقستان وحتی ایران وترکیه با تشکیل بازار مشترک اقتصادی وسیاسی , دفاع واحد, امنیت منطقوی, زمینه های ایجاد پول واحد, پرچم واحد, سرودملی واحد, مرزهای آزاد و رفت وآمد بدون روادید را مهیا ساخته سرانجام یک حکومت وکشور مشترک را با احترام وحراست از فرهنگها وزبانهای هرکدام تاسال 1400 هجری شمسی بوجود بیاورد.

   اتباع  خراسان عبارت اند از همه افرادی که دراین سرزمین تولد شده اند ویا از نسل این سرزمین درکشورهای دیگر به دنیا آمده باشند. برهر فرد این افراد با حفظ هویت فرهنگی هرکدام کلمه (آرین) را میتوان اطلاق کرد واز کلیه حقوق شهروندی وامتیازات معنوی ومادی این سرزمین بویژه تابعیت دوگانه شان میتوانند استفاده نمایند.

  دین رسمی کشور دین مقدس اسلام است. دولت وظیفه دارد تا با درنظرداشت تامین خوشبختی وآسایش انسانهای روی کره زمین درگسترش ودفاع از دین مسالمت آمیز اسلام درسطح ملی وجهانی دست به اقدامات آرامش دهنده وضد تروریزم بزند.

  آن عده هموطنانی که پیرو دین مقدس اسلامی نیستند, در اجرای مراسم دینی شان آزاد میباشند واز حقوق مساوی شهروندی در امور اجتماعی برخوردارند.

 رشد وانکشاف هر زبان حق گویندگان و وارثان همان زبان است . وارثان هر زبان میتوانند  درمحلات شان با همان زبان مادری شان حل مطلب نمایند. دولت در حمایت یکجانبه یا کم بها دادن هیچ یک از زبانهای کشور حق مداخله را ندارد بلکه وظیفه دارد تا در انفاذ, تاسیس, وضع وچاپ ونشر کلیه قوانین, نهادها, سرودملی, چاپ پول وپیسه, مراکز, مراتب ومراحل ونامهای لشکری وکشوری را به شمول نامهای رتبه های نظامی وپولیس و دانشگاهی را به زبان پارسی دری که زبان بین الاقوامی کشور است تهیه, نشروچاپ نماید. دولت حق ندارد واژه ها واصطلاحات یک زبان رابر زبان دیگر تحمیل نماید. مردم این کشور حق دارند نظر به فیصله سازمان ملل متحد قانونا از تساوی حقوق (زبان مادری) برخوردارباشند وگفتار ونوشته وخواندن خودرابه زبان های مادری خود نظر به آرزوی خودانجام بدهند. همانگونه که هیچ قوم وطایفه وقبیلۀ بردیگری امتیاز وبرتری ندارد, هیچ زبانی نیز بردیگری برتری وامتیاز ندارد.

   کاربرد تخلص های قومی, قبیلوی , منطقوی ومحلی به منظور جلوگیری از برتری جویی های قومی, قبیلوی ومنطقوی ودرنتیحه ایجاد همگونی وامتزاج اجتماعی و تفاهم همگانی, ملغا اعلام میگردد وهیچ کس حق ندارد که از تخلص های قومی, قبیلوی ومنطقوی که تعلقات وی رابه یک قوم وقبیله ومنطقه نشان بدهد, استفاده نماید. در تذکره نفوس هم بخاطر رفتن به سوی وحدت ملی از ذکر وابستگی های قومی, قبیلوی ومنطقوی خودداری شده تنها شماره ثبت, تاریخ تولد , نام ونام پدر وپدرکلان وشهرک محل تولد و ولایت تولد هر شهروند کشور ذکر میگردد.

   بخاطر فراهم سازی زمینه رشد واستفاده از نیروی جوانان , سن رییس جمهور, صدراعظم, وزرا , سفرا و والی ها  درهنگام نامزد شدن باین وظایف از 40 سال به بالانباشند وسن معاون ها و معین های شان از 30 سال به بالانباشد.

آبهای کشور که از منابع داخلی سرچشمه میگیرد وبه کشورهای همسایه سرازیر میشود, حق ساختن بند وانهار برای تولید برق وامور کشاورزی برای استفاده داخلی یک حق مسلم باشندگان این سرزمین است واگر آب اضافی سنجش شود طبق قرارداد جداگانه برای هر مترمکعب آب صادره پول عادلانه طبق موافقه طرفین تعیین میشود.

  درهمه اموری که بین کشور خراسان وکشورهای دیگر به شمول کشورهای همسایه اختلافی بروز نماید, از سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد برای میانجیگری تقاضای کمک میشود.

سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونامهای لشکری وکشوری به شمول رتبه های نظامی وپولیس ودانشگاهی به زبان پارسی دری که یک زبان بین الاقوامی کشور است تهیه میشود.

  چون تا به سلطنت نادرخان همه شاهان کشور در ضرب سکه های شان از زبان بین الاقوامی فارسی دری بهره می جستند مثلا:

   سجع مهر سکۀ احمدشاه این‌چنین بود:

مژده که شد پادشاه میر جهان پهلوان

احمد گیتی ستان وارث تخت کیان

این سجع بعد از فتح سرزمین هند این‌گونه تغییر کرد:

حکم شد از خالق بی‌چون به احمد پادشاه

سکه زن بر سیم و زر از پشت ماهی تا به ماه

احمدشاه ابدالی به زبان پارسی دری شعر دارد؛ تیمورشاه نیز شاعر و شعرشناس بود و در زبان پارسی دری شعرهای نسبتاً خوب دارد:

چون از کمین سرما ترکان کمان گشادند

بر کوهسار کابل خفتان ز نقره دادند

سلطان دی چو بگذشت بر تخت عاج فوجش

دست ادب به سینه در پیش ایستادند

فرمود تا نمایند تاراج گلستان را

دست تطاول آن‌ها بر گلستان گشادند

سجع سکۀ زر و سیمِ تیمورشاه چنین بود:

چرخ می‌آرد طلا و نقره از خورشید و ماه

تا زند بر چهره نقش سکه تیمورشاه

سجع سکۀ امیر دوست‌محمد خان این‌گونه بود:

امیر دوست‌محمد به عزم جنگ و جهاد

کمر ببست و بزد سکه، ناصرش حق باد

شاه‌شجاع بر سکه‌اش این بیت را نوشت:

سکه زد بر سیم و زر روشن‌تر از خورشید و ماه

نور چشم دُر دُران شه شجاع

سجع سکۀ امیر محمد افضل خان این‌گونه بود:

دو فوج مشرق و مغرب زهم مفصل شد

امیر ملک خراسان محمد افضل شد

پس در ضرب سکه های امروز نیز از زبان بن الاقوامی فارسی دری استفاده گردد تا اغتشاش فکری میان مردم عاید نگردد.

 

  واحد پولی کشور (آرین) نامیده میشود.

ریاست جمهوری

 رییس جمهور از میان اعضای مجلس نمایندگان و از طرف نمایندگان برای یک دوره پنج ساله با رای مستقیم وعلنی نمایندگان ملت انتخاب میگردد که یک مقام نمادین وتشریفاتی بوده  و با صدراعظم حزب اکثریت , وزرا و والی های انتخابی, حاکمیت ملی را با درنظرداشت منافع ملی تمثیل میکنند ولی مافوق قانون نیستند. یک شخص نمیتواند بیش از دو دوره رییس جمهور باشد. رییس جمهور وروسای قوای ثلاثه دولت ومعاونان شان نمیتوانند پدر, مادر,خانم, خواهر, برادر, کاکا,ماما, خاله , عمه وفرزندان شان را با استفاده از قدرت ونفوذ رسمی خود به وظایف مافوق رتبه بویژه درسفارتخانه ها مقرر نمایند.

حقوق  و وظایف اساسی مردم

  حاکمیت ملی حق انفکاک ناپذیر شهروندان کشور است. تمام شهروندان کشور بصورت مساوی وبدون امتیاز از حقوق زندگی آرام, آزادی ملکیت وخوش بودن طبیعی برخوردار وبدون امتیاز دربرابرقانون, حقوق و وظایف مساوی دارند. هر شهروندی که در دوران تجاوز کشورهای بیگانه, بهرکشور که مهاجرت نموده و تابعیت کشور دیگری را حاصل کرده باشد واز وی فرزندانی هم درهرکشوری که به دنیا آمده باشد, امتیاز شهروندی همه آنها حفظ وازکلیه حقوق وامتیازات مساوی معنوی ومادی تابیعت دوگانه برخوردار میباشند.

 رسانه های اجتماعی به شمول رادیو وتلویزیون ونشرات چاپی به مردم تعلق دارد. حکومت نمیتواند رادیو وتلویزیون و وسایل چاپی را باختیار داشته باشدویاهم از آن به نفع تبلیغات حکومتی خود استفاده نماید بلکه با برپایی نشست های مطبوعاتی به ابراز نظریات خود بپردازد.

  مردم حق دارند به تاسیس وبراه اندازی احزاب سیاسی وگردهمآیی ها واجتماعات واعتراضات بپردازند. احزاب وگروهای که بنام قوم یا ملت ویاهم تفرقه های زبانی, قومی, قبیلوی ومنطقوی را تبلیغ نموده نفاق افگنی نمایند, نمیتواند فعالیت نمایند.

  مردمانی که تابحال بنام کوچی یادشده واز امتیازات خاصی استفاده کرده اند, پس ازاین اگر میخواهند درپاکستان باقی بمانند, اختیار با خودشان, ولی اگر میخواهند باین طرف مرز بیایند باید درمحلات شرقی کشور جابجا شده از رفت وبرگشت به بیرون از کشور ویاهم در محلات دیگر کشور بویژه محلات مرکزی خودداری کرده بمانند شهروندان عادی کشور خدمت نموده تذکره تابیعت بگیرند ودریک محل ثابت باقی بمانند تا از حقوق وامتیازات مساوی با دیگر شهروندان بهره مندباشند.

  هیچکس حق ندارد به اعمال خشونت بار وخلاف ارزشهای اسلامی وانسانی برخود ودیگران دست بزند. آنهایی که دست به خشونت وخونریزی برخود ودیگران بهر عنوانی که باشد میزنند مورد پیگرد قانون قرارگرفته مجازات میشوند.

قوه مقننه یا مجلس نمایندگان

   شورای ملی, یک اتاقه و متشکل از یک مجلس نمایندگان است که از طرف مردم با رای مستقیم سری وآزاد برای هردوره پنج ساله مقننه انتخاب میشود.

   مجلس نمایندگان در نخستین جلسه افتتاحیه خود یک رییس, دو معاون , یک منشی ویک معاون منشی وروسای انجمن ها را انتخاب میکند.

  مجلس نمایندگان از میان اعضای خود یک نفر را با رای علنی, مستقیم وآزاد بحیث رییس جمهور انتخاب میکند ورییس جمهور یک معاون رانامزد کرده برای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید. چوکی ریاست جمهوری, یک چوکی نمادین وتشریفاتی میباشد .

     پس از آنکه  حزبی در مجلس نمایندگان اکثریت چوکی ها رابه دست بیآورد, رییس جمهور, رییس آن حزب را,  بحیث صدراعظم, موظف به تشکیل کابینه مینماید. صدراعظم,  وزرای خودرابرای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید.

  رای اعتماد وتایید وزرا, سفرا و نامزد  چوکی های ملکی مافوق رتبه وهمچنان سلب صلاحیت از آنها از جمله وظایف مجلس نمایندگان است.

    تغییر وتعدیل وتصویب قوانین به شمول قانون اساسی وتصامیم کلان کشوری بمانند پیمان های سیاسی ونظامی واقتصادی وقراردادهای تجارتی داخلی وخارجی وتصویب یا تعدیل یا رد بودجه عادی وانکشافی دولت, از جمله صلاحیت های مجلس نمایندگان است وهیچ نهادیا جرگه یا هرمجلس دیگری از چنین صلاحیتی برخورددارنیست.

شورای فوق العاده یا اضطراری

  درصورت وقوع حالات فوق العاده, شورای فوق العاده یا اضطراری متشکل از اعضای مجلس نمایندگان و اعضای شورای ولایتی به ریاست رییس مجلس نمایندگان تشکیل شده واوضاع را مورد بررسی قرارداده تصاویبی صادر می نمایند.

  تصویب قانون اساسی نو ویا تعدیل آن, هم از صلاحیت همین شورای فوق العاده است و هیچ مجلس دیگری نمیتواند جایگزین این شورای فوق العاده شود. قانون اساسی درهرده سال سراز نومطابق به شرایط عصروزمان  تجدید میگردد.

قوه اجراییه یا حکومت

 قوه اجراییه عبارت از حکومت مرکزی با وزرای که از طرف مجلس نمایندگان مورد تایید قرار بگیرند و والی های انتخابی در ولایات است . حکومت را حزبی تشکیل میدهد که در انتخابات مجلس نمایندگان اکثریت کرسی ها را بدست آورده باشدویا با ایتلاف احزاب دیگر, اکثریت را در مجلس نمایندگان تشکیل داده باشد.

   مجلس نمایندگان, وزرای پیشنهادی صدراعظم را ارزیابی کرده درصورت قناعت  به آنها رای اعتماد میدهد وهمچنان میتواند رای اعتماد خودرا از هر وزیری که متهم به پول شویی, بیکفایتی وناکارآیی شود, پس بگیرد واو را از وظیفه وزارت خلع نماید.

  رییس جمهور یا صدراعظم نمیتواند وزارت ها یا وظایف مهم دیگر را با اشخاص سرپرست اداره نماید. درصورت فوت, استعفا, برکناری یا سلب صلاحیت وزیر از طرف مجلس نمایندگان, معاون یا معین همان وزارت, وظایف همان وزارت را تا تعیین وزیر نو به پیش ببرد. یک شخص نمیتواند دوبار دریک وزارت یاهم ازاین وزارت به آن وزارت تعیین یا تبدیل شود.

  هر کارمند مافوق وخارج رتبه دولتی به شمول سفرا , شارژدافیرهاونمایندگان دایمی کشور در خارج, پیش از آغاز وظیفه باید به انجمن امورخارجه مجلس نمایندگان رفته تقاضای تایید نماید و پس از تایید انجمن مربوطه, می تواند به کارش آغاز نماید.

  حکومت برنامه جامعی پیرامون رسیدگی به زندگی شهروندانی که درخارج از کشور بسرمیبرند تدوین کرده از حقوق انسانی آنها در کشورهای دیگر دفاع و زمینه برگشت رضاکارانه شان را با مساعدت های بهتر زندگی نو مهیا میسازد.

  سفارت های کشور وظیفه دارند تا به حال شهروندانی که درآن کشورها بسر میبرند توجه جدی نموده از همکاری ومساعدت لازم دریغ نکرده درهر سه ماه گزارش کاری خودرا به انجمن خارجه مجلس نمایندگان بفرستند.

  همه افرادی که در رتبه های بالایی قوای ثلاثه دولت به شمول عضویت در مجلس نمایندگان میخواهند بکار آغاز نمایند, باید حد اقل درجه لیسانس داشته باشند.

   حکومت زمینه آموزش وپرورش مساوی را از آغاز تا انجام بصورت مجانی برای همه فرزندان کشور فراهم می نماید.

  حکومت در نصاب آموزشی مراکز تعلیمات متوسطه کشور تعلیمات نظامی ابتدایی را جهت آمادگی شهروندان کشور در دفاع از تمامیت ارضی  مدنظر میگیرد تا همه جوانان کشور درصورت وقوع تجاوز خارجی آماده دفاع از تمامیت ارضی کشور باشند.

  حکومت وظیفه دارد تا امنیت وآرامش شهروندان را به بهترین صورت ممکن تامین نماید و هرگاهی که شهروندان مورد حملات تروریستی قرارمیگیرند, دست به اقدامات بازدارنده زده, با شدیدترین اقدامات لازم همه لانه های تروریستی را درهرکجایی که باشد سرکوب ونابود نماید.  

  حکومت وظیفه دارد تا دختران وپسران را مورد حمایت همه جانبه قرارداده از بدرفتاری و آزار آنها  جلوگیری نماید. حکومت برای جلوگیری از همجنس بازی که یک عمل غیراخلاقی وخلاف شرعیت است, اقدامات لازم بازدارنده را اتخاذ می نماید و مرتکبین آنرا مورد پیگرد قانونی قرارداده مجازات می نماید.

  ولایات کشور که بوسیله والی انتخابی وروسای ملکی انتخابی با مشوره شورای ولایتی اداره میشود, در مسایل پیشرفت داخلی شان آزاد مگر درمسایل چاپ پول وامورنظامی ودفاعی ومناسبات خارجی تابع حکومت مرکزی میباشند.

  تاوان جنگ

  حکومت به همکاری قوه قضاییه یک مرکزی را برای سنجش خسارات انسانی ومادی ناشی از تجاوز روسیه شوروی سابق زیرنام حکومت خلقی وپرچمی وپاکستان را زیرنام (طالبان) تشکیل داده غرامات جنگ را ازاین کشورها طبق معیارهای بین المللی, مطالبه می نماید. دراین درخواست غرامات جنگ از روسیه فعلی, برای هرخانواده بازمانده شهدا یکصد میلیون دالر , برای هرسال زندانیان ده میلیون دالر وبرای معیوبین دوران تجاوز روسیه وپاکستان 20 میلیون دالر مدنظر گرفته خواهدشد.

  حکومت وظیفه دارد تا برای بازماندگان آنعده شهروندانی که دراثر تجاوز روسیه شوروی زیر نام حکومت خلق وپرچم و طالبان که ور  همسران شان را از دست داده اند, تا اخیر عمر, مددمعاش, بیمه صحی, مواد خوراکه وسرپناه تهیه نماید.

    ثروت های طبیعی ومنابع معدنی کشور مال بیت المال است, هیچکس نمیتواند بصورت شخصی ازاین منابع استفاده نماید. حکومت وطیفه دارد تا برای بهره برداری از این منابع جهت رفاه عامه اقدامات لازم اتخاذ نماید. 

  حکومت وظیفه دارد تا برنامه مشخصی در تعریف از کشورهای دوست ودشمن طرح نماید. مناسبات کشور با کشورهای دیگر برمبنای احترام متقابل, همزیستی مسالمت آمیز, حسن روابط وعدم مداخله در امور داخلی یک دیگر استوار میباشد. کشورهای که بهر شکلی از اشکال در امور داخلی کشور ما مداخله نموده باعث ایجاد بحران ونا امنی شده تلفات جانی وخسارات مالی را به بار بیاورند, بحیث دشمن شناخته شده با واکنش باالمثل و اقدامات تلافی جویانه وتقاضای تاوان جنگ, مقابل میگردد.

  حکومت وظیفه داردتا برای همه شهروندان کشور خدمات بیمه صحی را بصورت رایگان تدارک نماید.   حکومت همه مادران شیرده را از تولد نوزاد شان تا سه سالگی زیر پوشش بیمه صحی وموادغذایی کافی  قرارمیدهد.

  حکومت موظف است تا از اعمال نفرت افزایی وخشونت گرایی بهر عنوانی که باشد جلوگیری نماید. افرادی که متهم به نفرت گرایی شوند از 2 تا 4 سال حبس محکوم میگردند.

  حکومت وطیفه دارد تا برای حمایت حیوانات کشور اقدامات لازم را روی دست بگیرد. جنگ انداختن حیوانات و شکار حیوانات کم پیدا یک عمل نادرست تلقی شده به مرتکبین آن مجازات زندان وجریمه نقدی اعمال میشود.

  خدمت سربازی داوطلبانه است. حکومت وظیفه دارد تا برای همه نیروهای امنیتی معاش مکفی بپردازد وبرای خود و خانواده آنها خدمات صحی رایگان را تدارک نماید. آنعده از نیروهای امنیتی که باثر حملات انفجاری وانتحاری ویا مقابله با دشمنان شهید میشوند ده چند معاش شان برای همسرشان تا آخر زندگی پرداخته میشود. نیروهای امنیتی پس از تقاعد از پول تقاعد وخدمات رایگان صحی بهره مند میشوند.

  روسای دانشگاه ها ودانشکده ها با رای مستقیم علنی وآزاد استادان هردانشگاه انتخاب میشوند وحکومت هیچگونه مداخله ونفوذ در آن انتخابات نمیداشته باشد.

حکومت نظامی

 درصورتی که تمامیت ارضی کشور مورد تهدید یا تجاوز خارجی قراربگیرد ویاهم حکومت ملکی قادر به تامین امنیت وازبین بردن لانه های تروریستی  وحملات انتحاری وانفجاری نباشد, حکومت نظامی به ریاست معاون اول وزیر دفاع وکابینه نظامی متشکل از جنرال های ارتش وپولیس تا رفع ودفع خطر تجاوز خارجی و نابودسازی لانه های تروریستی, قدرت کشور را بدست میگیرد. حکومت نظامی نمیتواند قانون اساسی را تعلیق, تعدیل ویا هم ملغا نماید ویاهم حق ندارد به بازداشت وزندانی سازی اعضای حکومت ملکی ورهبران سیاسی ونمایندگان شورای ملی ویاهم توقیف رسانه های آزاد وناشران آن دست بزند.   درپایان رفع خطر, حکومت ملکی انتخابی به رهبری همان حزبی تشکیل میشود که از طرف دیوان عالی قانون اساسی بحیث برنده اعلان شده باشد. تشکیل حکومت نظامی به معنی کودتاگری نیست.

  کودتا یک عمل غیر قانونی ونامردانه است. افرادی که درگذشته دست به کودتا زده اند ویا درآینده به چنین عمل غیر قانونی دست بزنند, مورد پیگرد قانونی قرار گرفته بحیث  خاینین ملی توسط (دادگاه اختصاصی) به مجازات لازم محکوم میگردند.

قوه قضاییه                

  قوه قضاییه متشکل از دیوان عالی ودادگاه های آن است که عدالت را در کشور به بهترین شکل آن, بدون هرنوع جانبداری, تامین می نمایند. قاضی القضات که از طرف رییس جمهور با موافقه صدراعظم نامزد میشود  باید رای اعتماد مجلس نمایندگان را حاصل نماید وقاضی های دیگر از طرف قاضی القضات با موافقت صدراعظم, پیشنهاد وآنها هم باید رای مجلس نمایندگان را کسب نمایند.

  قوه قضاییه هرچه زود تر یک (دادگاه اختصاصی) را تشکیل بدهد تا آنهایی را که متهم به جنایات بشری از قبیل: خیانت ملی, وطنفروشی, راکت زنی و ویرانی شهرها, رهبری,صدور دستور وارتکاب به حملات انفجاری وانتحاری, گرفتاری, شکنجه و اعدام مردم بویژه در پولیگون پلچرخی طی  40 سال گذشته اند وهمچنان آنهایی که طی سالهای اخیر متهم به اختلاس دارایی عامه وغصب زمینهای دولتی ومردم شده اند با جمع آوری اسناد و  شواهد, آنها را بصورت علنی به محاکمه کشانیده به جزای لازم محکوم نماید.

دیوان قانون اساسی

درچوکات قوه قضاییه, دیوان قانون اساسی متشکل از 19 نفر باین شرح تشکیل میشود:

2 استادانتخابی از دانشکده های شرعیات دانشگاه های کشور, 2 استادانتخابی از دانشکده های حقوق دانشگاه های کشور, 2 نفر انتخابی از طرف مرکز رسانه های آزاد, 3 نفر انتخابی از طرف جوامع مدنی, 2 نفرانتخابی  از طرف جامعه حقوق بشر , 4 نفر انتخابی از شبکه زنان, 2 نفر از استادان دانشکده های زبان وادبیات دانشگاه ها و2 نفر از دانشکده های ژورنالیزم دانشگاه ها.

  دیوان قانون اساسی, یک نفر را بحیث رییس ویک نفر را بحیث معاون ویک نفر را بحیث منشی از میان اعضای خود با رای مستقیم وعلنی انتخاب می نماید.

  دیوان قانون اساسی, وظیفه تفسیر قانون اساسی وهمچنان براه اندازی ونظارت انتخابات کشور, از جمله انتخابات مجلس نمایندگان , شوراهای ولایتی, والی ها, حاکمان شهرستانها , شهردارها وسایر انتخابات ملکی را بدوش دارد.

  شمارش واعلام نتایج انتخابات هم از وظایف ومسولیت های همین دیوان قانون اساسی است.

  انتخابات کشور در یک روز به شمول انتخابات شورای ملی, والی ها, حاکم های شهرستان ها , روسای بلدیه ها (شهردارها) وروسای اداره های ملکی هر ولایت در هر 5 سال در اول میزان برگزار میگردد.

  سفارت ها ونمایندگی های کشور درخارج, زمینه رای دهی رابرای شهروندانی که در خارج از کشور زندگی و تابعیت دوگانه دارند و می خواهند در رایدهی ها اشتراک نمایند, مساعد می سازد.

مطبوعات آزاد

  مطبوعات بحیث رکن چهارم دولت از آزادی بیان وهمه امکانات دسترسی اطلاعات آزاد  برخوردارمیباشد. دولت کلیه امکانات دسترسی به اطلاعات را به رسانه ها مهیا میسازد و از آزادی رسانه ها حمایت کامل می نماید مگر دولت هیچگونه اعمال نفوذ برآنها نمی داشته باشد. دولت ضامن گردش آزاد اطلاعات است.

................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin