Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

خواجه بشیراحمد انصاری

دهلیزهای استراتژیک

و صدای پای طالبان

در هفته‌ای که گذشت از تقابل و تفاهم دو استراتژی در پیوند به افغانستان حرف زدیم که یکی از مسیر واشنگتن- خلیج- اسلام‌آباد عبور می‌کند، و دیگرش از راه مسکو- تهران. یکی دو روز بعد از نشر مقال و در راستای همین قطب‌بندی‌ها ما شاهد دو خبر دیگر هم بودیم که یکی اظهارات «ماریا سخاروفا» سخنگوی وزارت خارجه روسیه بود که گفت «امریکایی‌ها با پشتی‌بانی از کاندید مشخصی، کشمکش‌های سیاسی پساانتخابات افغانستان را شدت بخشیده‌اند»؛ و دیگرش ورود نماینده‌ی ایران در امور افغانستان بود که با شماری از مهره‌های سیاسی دیدار و گفت‌وگو نمود.

پرسشی که مطرح می‌شود: طالبان چه جایگاهی در این استراتژی‌ها دارند. همان طوری که سال‌ها پیش گفته شده بود، طالبان جزء مهم استراتژی واشنگتن-خلیج-اسلام‌آباد بوده‌اند که پیوسته کوشش کرده‌اند ماهیت اصلی‌شان را با شعاری چند ستر و اخفا کنند.

در ۱۸ سالی که گذشت، من هیچ گاهی شعار جنگ با طالبان را جدی نگرفته‌ام. در حالی که تمامی عناصر تروریسم در وجود این گروه دیده می‌شود، ولی باز هم هیچ سازمان بین‌المللی‌ای این گروه را هنوز تروریست نخوانده است که دولت‌مردان کشور ما هم از این امر مستثنا نبوده‌اند.

شماری از سیاست‌مداران افغانستان، طالبان را پیوسته برادران ناراضی خوانده‌اند، که برخی از فعالان سیاسی این سلوک عجیب و غریب آن‌ها را به مشترکات قومی پیوند می‌دهند، ولی به باور من، آن‌چه این سیاست‌مداران را با طالبان برادر ساخته است، پیش از آن که به قومی رابطه داشته باشد، به یکی از این دو چتر بزرگ استراتژیک پیوند دارد. آری! طالبان کودکان گستاخ، نازدانه و مردم‌آزار کوچه، یکی از این دو استراتژی به شمار می‌آیند که اختلاف با آن‌ها چیزی جز یک اختلاف خانواده‌گی نیست.

آخر چه کسی می‌تواند باور کند که این جنگ را می‌توان بدون داشتن سلاح هوایی که ارتش افغانستان از نبود آن رنج می‌برَد، یک‌طرفه نمود. چند سال پیش از زبان یک افسر ارتش شنیدم، سنگین‌ترین سلاحی که در هلیکوپتر‌های جنگی اردوی افغانستان حمل می‌شود «پی‌کا» است.

امروز تلفون‌های همراه به عنوان وسیله‌ای که می‌توان از طریق آن داده‌ها و ارتباطات را ردیابی و شبکه‌ها را کشف کرد، اساسی‌ترین ابزار در جهت تأمین و یا برهم زدن امنیت کشور‌ها به شمار می‌رود. پرسشی که مطرح می‌شود، چرا سیم کارت این تلفن‌ها چون پیاز و کچالو و بدون گرفتن نشان انگشت به فروش می‌رسد؟

خلاصه‌ی سخن، تا زمانی که خیانت ملی بر مبنای منافع ملی تعریف نگردد، و تا زمانی که این منافع، معیار دوستی و دشمنی با استراتژی‌های بیرونی قرار نگیرد و باز از میزان وابسته‌گی‌های ما کاسته نشود، چرخ جهنمی جنگ هم به بهانه‌های مختلفی خواهد چرخید و دور و تسلسل آن ادامه خواهد یافت.

..........................................

عارف منصوری

روزهاى دشوار و پر چالشِ پيشرو !

سرانجام پروسه مهندسى شده، مملو از تقلب و زمانگير انتخابات به آخر رسيد و نقطه پايانى به عمر حكومت تحميلى و مصلحتى وحدت ملى گذاشته شد. ناكامى و جانبدارى امريكا در مديريت نتيجه انتخابات، منجر به دو دستگى سياسى در كشور گرديد كه تحليف همزمان دو تيم پيشتاز ثمره ى آنست.

غنى يك بار ديگر با عدم مشروعيت داخلى اما با حمايت خارجى، ظاهراً تا هنوز در ارگ ابقاء شده كه با مخالفت سياسى و نظامى تيم ثبات و طالبان مواجه است. اينكه با چه سازوكارى اين دو معضل را حل و از اين دو گردنه ى دشوار عبور خواهد كرد، به تحولات آينده بستگى دارد.

و اما داكتر عبدالله كه تهور و ريسك بزرگ سياسى را نموده، با مخالفت صريح با خواست و سياست امريكا در برابر دشوارى هاى زيادى در آينده نزديك روبروست. او كه تا ديروز در خانواده جهادى به نزديكى و همسويى بيش از حد و حرف شنوى از امريكا متهم بود، در يك اقدام غيرمنتظره همه رشته هاى بافته شده روابطش را با امريكا، پنبه نموده و در قد و قامت يك رهبر مردمى ظهور كرد كه در راس يك اجماع بزرگ ملى قرار دارد.

مسلم است كه دو حكومت در يك اقليم نمى گنجد و امكان ندارد افغانستان براى پنج سال آينده از ارگ و سپيدار بطور موازى رهبرى شود. اما سئوال اينست كه تا چه مدتى و با چه ميكانيزمى اينگونه به پيش خواهيم رفت؟ و آنچنانكه هر دو طرف راه هاى تفاهم و مذاكره را همچنان باز گذاشته اند، چطور و با چه سازوكارى تفاهم خواهند نمود و در چنين فضاى بى اعتمادى و تقابل، با چه ميكانيزم و سهمبندى قدرت در ساختار نظام، كنار هم قرار خواهند گرفت؟

قطعاً روزهاى پيشرو، فرصتهاى سريعى براى مانور هاى سياسى خارجى و تحركات نظامى داخلى دو تيم براى تثبيت، تحكيم و تقويت جايگاه و پايگاه شان در مقياس ملى و بين المللى است.

در بُعد داخلى، حمايت هاى مردمى در ولايت، تعين واليان و مقامات محلى، تشكيل كابينه و در دست داشتن ميديا جدى و مؤثر است. و در عرصه خارجى، تأمين رابطه با كشور هاى خارجى و برسميت شناختن كشور هاى ذينفوذ و ذيدخل در افغانستان است كه براى بقاى هر يكى در قدرت لازم و ضرورى پنداشته ميشود.

تا هنوز جامعه جهانى و نيروهاى نظامى داخلى تا حدى و عملاً بيطرفى خود را در ميان دو تيم حفظ نموده اند و كشور هاى تأثير گذارى نظير روسيه، چين، ايران، پاكستان، عربستان، تركيه، هند و برخى ديگر موضع شفافى در خصوص تنش كنونى اتخاذ ننموده اند. كه قطعاً بزودى تصميم خواهند گرفت و اعلان خواهند نمود.

بعيد نيست خواسته امريكا چنين بوده باشد كه در آستانه توافقات آنها با طالبان، حكومت ضعيف و فضاى پُر چالشى در افغانستان حاكم شود تا زمينه و بستر طبيعى براى تطبيق مرحله وار و تدريجى تفاهمات شان با طالبان قرار گيرد.

بى ترديد گماشتگان امريكا و سازمان ملل از همين امروز دست به كار شده اند تا قبل از تشكيل كابينه و هر اقدام ديگر دو تيم كه شگاف را ميان شان بيشتر خواهد ساخت، اسباب گفتگوى رهبران دو جناح را فراهم سازند. و چنانكه تصور ميرود، خواهان انعطاف بيشتر از داكتر عبدالله خواهند بود تا از ادعاى رياست جمهورى اش منصرف شده، با كسب امتيازاتى با غنى تفاهم نمايد. اينكه او چگونه اين مهم را مديريت و هوادارانش را توجيه و اقناع خواهد نمود، دشوارى ايست كه در پيشرو دارد.

نصیرمهرین

معرفی کتاب دل گفته های من

دل گفته ها بردل می نشینند

نام کتاب: دل گفته های من

نویسنده: ویس سرور

ناشر: انتشارات شاهمامه

نشانی نویسنده در فیسبوک:

Wais Soroor

"دلگفته های من"، سخنان ویس سرور، انسان عزیز، اجتماعی و وارسته از قید وبند هرگونه  تعصب، تبعیض، تحجر، ترس آلوده گی و محافظه کاری های مصلحت آمیز است. این ویژه گیها سبب شده اند که شنیده گی ها ویا دیده گیهای نامطلوب وسزاوار اعتراض را به نکوهش بگیرد، از کلیشه کاری و شعاربازی برکنار بماند و در برابر آنها پای صمیمانۀ پیشنهاد اصلاحی را پیش بیاورد.

هنگامی که وقت ابراز برخی از این سخنان را نگاه می نمودم، متوجه شدم که گاهی دست در تهیۀ سرودۀ کنایی و طنز الود داشته، اما به زودی او را خبر تکانۀ انتحار و انفجار ویا سایر زشتی های مردم آزار در میهن، به گریستن واداشته که احساس ایجاد شده وآن گریۀ دل را نیز با خروشنده گی و بی پروایی بر فرق انسانکشان فرو برده است. چنین بود که من پس از خواندن کوتاه نوشت های وی، پیشنهاد ترتیب مطالب را از روی موضوعیت آنها نه نمودم. ترجیح دادم که تنوع مطالب که در سیر زمان خاطر او را مشغول نموده یا آزرده اند، مطابق زمان تهیه شدن بیایند.

شایان یادآوری میدانم که من نیز درکنار چند دوست دیگر، برای ویس سرور گرامی این پیشنهاد را نموده ام که به گلچین نمودن این فراورده ها از "فیسبوک" بپردازد و کتابی فراهم نماید.  زیرا به رغم جاذبه وکششی که "فیسبوک" آفریده از نقش وارزش کتاب و خواندن چنین مطالب در آن نه کاسته است.

آرزو می نمایم سخنانی که از دل پاک وی برخاسته اند و آرزویی جز بهبود خواهی ندارند، بر دلهای درد آشنا بنشینند ونیازهای تحول و دگرگونی پذیری زشتی وپلشتی ها را همراه صمیمی باشند

...............................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

داکتر شکر الله کهگدای

سابق استاد دانشگاهٔ کابل 

 

اشرف غنی تروریست

دست به جنایت دیگری زد

 

    درشب نزول قرآن پاک از ماه مبارک رمضان  بازهم حکومت غدروخیانت اشرف غنی پشتون محورطالب زی دست به جنایت دیگری زده به یگانه خیمه دادخواهان درشهر کابل یورش برده 5 جوان را زیر تانک های زرهی کرده کشت , 27 تن را زخمی و11 تن را بازداشت کرد.

  مرگ ونفرین زمین وزمان به اشرف غنی طالبزی ودار ودسته غدار وخاین آن باد که این ماه مبارک را با کشت وخون جوانان عدالت خواه ما به بدترین وخونبارترین ماه تبدیل کرده اند.

  حکومت تروریستی اشرف غنی طالبخواه همان روشی را پیش گرفته که حکومت کمونیستی تره کی- امین- ببرک ونجیب احمدزی پیش گرفته بود یعنی حمله وکشتار بیرحمانه دادخواهان بیدفاع وملکی.

حمله خاینانه حکومت تروریستی اشرف غنی طالبزی نشان داد که آن حکومت غدر وخیانت به هیچ یک از اصول انسانی ودموکراسی باورندارد وجنبش های مدنی نیز هچ کار آیی نداشته مردم شاید بنگرند که راه دیگری بجز دست زدن به اسلحه برای از بین بردن حکومت غدروخیانت اشرف غنی طالب زی باقی نمانده است.

  حمله وقتل دادخواهان یک جنایت نابخشودنی بشری است که باید مرتکبین آن دادگاهی شده به جرم قتل عمدی مورد قصاص قراربگیرند. این قاتلان شامل اشرف غنی احمدزی, حنیف اتمر, معصوم ستانکزی, گل نبی احمدزی قوماندان گارنیزیون وشلیک کنندگان بر جوانان دادخواه میباشند.

  ضمن دفاع از خواستهای برحق معترضان, ازهمه هموطنان دادخواه خود تقاضا تداریم تابهروسیله ممکن برضد استبداد وکشت وخون حکومت تروریستی اشرف غنی طالبخواه بپا برخیزند وصدای دادخواهی را برای تغییر حکومت تروریستی اشرف غنی با یک رهبری سالم ومردمی, همچنان بلندنگهدارند.

  جنبش رستاخیز تغییر در واکنش به حملات خون‌بار چهارراهی زنبق شکل گرفت که در هژدهمین شبش از طرف حکومت تروریستی اشرف غنی طالب زی مورد حمله خاینانه قرارگرفت.

رستاخیز تغییر این حمله را یک عمل «ضد بشری» گفته و تاکید کرده که به حرکت‌های مدنی‌شان ادامه می‌دهند و تسلیم نمی‌شوند.

آنان از حکومت می‌خواهند که ۱۱ تن از اعضای بازداشتی این جنبش را رها کند.

در اعلامیه‌ای که این جنش صادر کرده، آمده است: «رستاخیز تغییر، من‌حیث یک حرکت مدنی در سایه قانون به ضرورت‌های یک جامعه مدرن و دموکراتیک از چندی به این سو در اعتراض به بی‌‌کفایتی حکومت در باب تامین امنیت و رفاه شهروندان اقدام به اعتراض مدنی کرده و خواهان پاسخ‌گویی حکومت و نیز برآورده شدن مطالبات مشروع ملی خود است.»

در این اعلامیه هم‌چنان ذکر شده که «متأسفانه برای بار دوم حکومت فاجعه آفرید و وحشت و خون‌خواری تا حدی بود که یکی از معترضان را زیر تایر هاموی کردند.»

کلیم‌الله هم‌سخن عضو رستاخیز تغییر در باره‌ حمله اخیر می‌گوید: «با توجه به این که پیش از این تحت تهدید فراوان حکومت قرار داشتیم، شب گذشته حکومت افغانستان آن‌چه در توان داشت، در برابر معترضان دریغ نکرد.»

او ادامه می‌دهد: «دقیقاً ساعت یازده و نیم (سه‌شبنه‌شب, شب نزول قرآن کریم) ما در خیمه‌ها بودیم که اتفاق داشت می‌افتاد، تصور ما این بود که حکومت و یا نیرو‌های امنیتی شاید بر ما حمله نکنند و ما را مورد لت و کوب قرار ندهند اما نیرو‌های پولیس، امنیت و آن‌چه در توان حکومت بود، همه بسیج شده بودند و بر ما حمله کردند.»

آقای هم‌سخن می‌گوید: «حمله اول خفیف بود که با مقاومت معترضان روبه‌رو شد و پولیس‌ عقب‌نشینی کرد. یک مدت کوتاهی را در بر گرفت، دوباره [نیروهای امنیتی] بسیج شدند.»

او گفت: «این بار با شلیک و حملات شدیدتر به میدان آمدند، حمله‌ی دومی هم پس به عقب رفت و در حمله‌ی سومی آخرین توان‌شان را به خرج دادند.»

آقای هم‌سخن گفت که در آخرین حمله، حکومت از هیچ نوع تهدید، لت و کوب و فشار دریغ نورزید. این حمله تا ساعت چهار بامداد دوام کرد.

او حمله شب گذشته را نکوهش کرده می‌گوید: «حمله شب گذشته نه انسانی بود نه قانونی، این حمله باید علیه دشمن به کار می‌رفت، نه [علیه] دادخوهان.»

عملیات برچیدن خیمه رستاخیز تغییر با واکنش‌های متعدد همراه شده است.

فوزیه کوفی نماینده مردم ولایت بدخشان در مجلس نماینده‌گان می‌گوید: «استفاده از هر نوع وسیله خشونت‌زا برای جلوگیری از تجمعات صلح‌آمیز مردم ملکی در مغایرت صریح با احکام قانون اساسی بوده و نقض واضح و آشکار مصوبه چند روز قبل مجلس از جانب حکومت می‌باشد.»

خانم کوفی گفت که نیروی که برای تأمین امنیت روز هنگام مردم است نباید «علیه مردم» دستور داده شود. او افزود:‌ «حرکت شب گذشته در برابر معترضان خیمه‌نشین قابل قبول نبوده و حکومت در برابر هر نوع نقض حقوق انسانی معترضان مسوول است.»

در همین حال، کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز در واکنش به حمله بر خیمه معترضین می‌گوید: «کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از ادامه خشونت علیه تحصن‌کننده‌‌گان، از طرف نیروهای امنیتی نگران است. حمله شب هنگام توأم با خشونت بر تحصن کننده‌گان یک عمل خشونت‌بار، غیر قانونی و برخلاف ارزش‌های حقوق بشری و حقوق و آزادی‌های سیاسی و مدنی شهروندان کشور بوده که باعث ایجاد بیشتر فضای رعب‌وترس در یک جامعه دموکراتیک می‌شود. هم‌زمانی این حادثه بعد از جلسه رییس جمهور با فعالان مدنی، اراده واقعی دولت را برای احترام‌گزاری به ارزش‌های حقوق بشری و حقوق وآزادی‌های اساسی شهروندان به آزمایش جدی مواجه می‌سازد.»

این کمیسیون از حکومت می‌خواهد که تعهدات ملی و بین‌المللی خویش را در راستای احترام، حمایت و رعایت ارزش‌های حقوق بشر جهت تامین فضای امن و مصون عملی سازد و عاملان حادثه دیشب و حوادث مشابه را هرچه عاجل شناسایی و مورد پی‌گرد عدلی قرار داده و با نماینده‌گان تحصن‌کننده‌گان به صورت مستقیم گفت‌وگو کرده و با رعایت اصل عدالت و حقوق بشر، خواسته‌ها و مطالبات آنان را مورد رسیده‌گی قرار داده و به خشونت‌ها در جریان اجتماعات در اسرع وقت پایان بدهد.

در همین حال، مجما یا مجتمع جامعه مدنی افغانستان با نشر اعلامیه‌ای خشونت بر معترضان را نکوهش کرده و «کشتن شهروندان را جنایت ضد بشری» دانسته است. در اعلامیه مجما آمده است: «این حرکت، [عملیات برچیدن خیمه‌ معترضان] خلاف قانون اساسی کشور و تمامی میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشریست که افغانستان به آن پیوسته است.»

اقدام حکومت مبنی بر برچیدن خمیه رستاخیز تغییر با واکنش‌های زیاد فیس‌بوکی نیز همراه شده است. با آن که خیمه متعرضان برداشته شده است اما کانتینرهایی که گارنیزیون کابل در ساحه گذاشته بود، هنوز هم با پر جاست

معاون اول مجلس نمایندگان که ریاست نشست امروز را به عهده داشت به رسم اعتراض نشست نمایندگان را بدون جمع بندی ترک کرد.

وی در اعتراض به «ضعف مدیریتی از سوی حکومت، و بردن کشور به سوی دیکتاتوری از سوی رییس جمهور و یکه‌تازی‌های او، بی‌احترامی به مجلس، تیراندازی به معترضان و حمله در مراسم تشییع جنازه سالم ایزدیار،پسر معاون اول مجلس سنا، عدم توجه حکومت به مصوبه‌های مجلس و عدم معرفی نامزد وزیران» نشست امروز( چهارشنبه، ۳۱جوزا) مجلس را بدون جمع‌بندی ترک کرد.

وی افزود که به خاطر عزت مجلس و مردم افغانستان، این تصمیم را پیش از شرکت در نشست امروز مجلس گرفته است.

وی گفت که گرچه این کارش خلاف اصول وظایف داخلی مجلس است اما به خاطر قانون شکنی های رییس‌جمهور آن را انجام می‌دهد.

نماینده‌گان در نشست امروز شان با اشاره به برچیدن خیمه مرکزی جنبش رستاخیز برای تغییر، تیراندازی و کشتار معترضان را «خلاف قانون و توجیه‌ناپذیر» خواندند.

ناهید فرید، نماینده مردم هرات در مجلس گفت:«مردم افغانستان در برابر آدم‌کشی‌های حکومت سکوت نخواهد کرد».

اعضای مجلس تأکید کردند که باید عاملان شلیک و کشتار معترضان هرچه زودتر شناسایی شده و مورد بازپرسی قرار گیرند.

جنبش رستاخیز برای تغییر پس از انفجار مرگبار در چهار راهی زنبق شهر کابل شکل گرفت.

معترضان در واکنش به بی توجهی حکومت نسبت به تامین امنیت شهروندان خیمه تحصن برپا کردند و این خیمه ها پس از نزدیک به ۱۵ روز از سوی نیروهای امنیتی برداشته شد.

نیروهای امینتی دوشنبه‌شب اقدام به برداشتن خیمه معترضان کرد که در نتیجه‌ی آن درگیری میان دو طرف رخ داد.

 

ناامنی درهرات نتیجه دسیسه اشرف غنی طالبزی است

 

  اشرف غنی طالبخواه کانتینرزی درمدت سه سال ریاست جمهوری تروریستی خود زیرتاثیر لجن همان پندار فارسی ستیزی اش تابحال چند بار به هرات باستان رفته برای اینکه آن مهد تمدن وفرهنگ را نا امن وبدست طالبان بسپارد, فرماندهان لشکری وکشوری آنجا را برطرف وزمینه آدم ربایی, سرقت های مسلحانه, قاچاق وبی بندوبارهای فراوانی را قصدا وعمدا ایجاد کرده است.

 

   کابل وبلخ وهرات سه ضلع عمده سرزمین خراسان باستان است که از فرهنگ پرشکوه قندپارسی بهره فراوانی دارند ومردمان این سه خطه بزرگ ونواحی آن در درازنای سده های متوالی توانسه اند بهترین ونامدارترین شخصیت های علمی وفرهنگی را  تقدیم جامعه بشری نمایند وامروز هم  تلاش شبانه روزی دارند  تا شهر شان را زیبا تر و انکشاف یافته تر بسازند که برای ارگ نشینان بدسرشت و تروریست, خار چشم است. کار اشرف غنی کانتینرزی وشرکای جرمش تنها دروغ گفتن ودسیسه بازی وفریبکاری است وبس تا طالبان درشهرهای متمدن زمینه گسترش بیشتر بدهد و آن شهرهای زیبا را نا امن وفاسد بسازد.

 

   مردمان این خطه های باستانی چون از میراث بزرگترین فرهنگ پربار بشری بهره مند اند از راه های صلح آمیز  کوشیده اند تا سرزمین شانرا به مدارج بلند ترقی وانکشاف انسانی برسانند که همین رشد فزاینده اقتصادی وجواب رد بر سینه طالبان وشرکای جرم شان سبب شده است تا اشرف غنی کانتینرزی وحلقه فاسد آن درپی بی ثبات سازی وایجاد هرج ومرج و بی امن سازی شهرهای کابل وبلخ وهرات برآیند که حملات برشفاخانه اردو, چارراهی زنبق, حملۀ گارد ریاست جمهوری بر جوانان دادخواه  ,حمله انتحاری در مراسم خاکسپاری سالم ایزدیار وحمله بر مسجد الزهرا درکابل وهمچنان حمله بر قول اردوی شاهین دربلخ وحمله در جوار مسجد جامع هرات از همین دست است. معصوم استانکزی متهم به قتل استادربانی فعلا رییس سازمان استخبارات افغانستان که دربیکفاتی ونافهمی مشهور است ادعا دارد که معترضان مسلح بودند وقصد کودتا را داشتند. درحالی که آن جوانان معترض ما نه مسلح بودند ونه هم قصد کودتا را داشتند. صدای دادخواهانه (رستاخیزتغییر) آنها بخاطر مخالفت با حملات انتحاری وانفجاری است که گفته میشود از داخل ارگ اشرف غنی کانتینرزی رهبری میشود.

 

  توجه نمایید که فعلا اوضاع امنیتی درهرات عزیز ما  درچه حال است:

 

  درهمین چند روز گشته دزدان مسلح در هرات با ورود به دفترهای تجارتی، عمده‌فروشی‌ها و دکان‌های سطح شهر چندین سرقت مسلحانه انجام داده‌ و در مواردی نیز پس از پایین‌کشیدن صاحبان وسایط نقلیه، موترهای‌شان را با خود بُرده‌اند.

این اتفاقات موجی از نگرانی‌ها را در میان باشند‌گان این شهر ایجاد کرده است. در تازهترین مورد،  ۸ فرد مسلح با خیال آسوده وارد یک مارکیت تجارتی در مرکز شهر هرات شده و با بستن درب مارکیت، دارایی‌های چندین مغازه عمده‌فروشی را به غارت بردند.

در پی این رویدادها در بسیاری از اماکن تجارتی گاردهای مسلح توسط دکانداران وظیفه‌ حفاظت از اموال ‌شان را بر عهده گرفته‌اند. دزدان مسلح هفته‌ گذشته حتا با ورود به یک سوپر مارکیت در شرق شهر هرات، صاحب آن را کُشتند تا اموال او را به سرقت ببرند.

در واقعاتی حتا در یک روز چندین مورد دزدی مسلحانه نیز طی یک هفته اخیر در هرات به وقوع پیوسته است. ۶ تن از دزدان مسلح روز پنج‌شنبه هفته گذشته ابتدا به یک فروشگاه کولرهای آبی حمله کردند اما در پی تیراندازی یکی از محافظان شرکت‌های تجارتی آن منطقه، پا به فرار گذاشتند. ساعتی پس از این رویداد، دزدان مسلح به یک مغازه خشک‌بار فروشی رفته و یک میلیون افغانی دارایی او را به یغما بردند.

 چند روز پیش نیز دزدان مسلح با توقف یک موتر در جاده لیسه مهری در یکی از مهم‌ترین مناطق این شهر، فردی را از موترش پایین کشیده و موترش را با خود بردند. چند شب پیش از این حادثه، در رویداد مشابهی، دزدان مسلح با پیاده‌ساختن یک شهروند دیگر در جاده موسوم به روشن در مرکز شهر، موترش را با خود بردند.

آمار دزدی‌های مسلحانه در هرات به این واقعات خلاصه نمی‌شود، دزدان مسلح تنها در ماه رمضان با یورش به یک مغازه طلافروشی در منطقه پل رنگینه، بخشی از دارایی‌های آن را سرقت کردند. دزدان مسلح در همین روزها با ورود به یک شرکت تجارتی در منطقه فرقه سابق هرات به گفته مسؤل این شرکت، مبلغ ۳۰۰ هزار افغانی‌اش را سرقت کردند. در همین منطقه یک هفته پیش از این رویداد نیز دو شرکت تجارتی در یک روز توسط سارقان غارت شد. طی دو هفته اخیر دزدان مسلح یک فروشگاه بزرگ موبایل را مورد دست‌برد قرار دادند و اتحادیه موبایل‌فروشان هرات جهت دادخواهی به شورای ولایتی هرات رفتند.

تمامی این اتفاقات در روز روشن و در نزدیکی پوسته‌های امنیتی و یا مراکز دولتی اتفاق افتاده است.

 

   اگر همه مردم ما از کابل وبلخ وهرات ودیگر شهرهای کشور دست بدست هم ندهند و حکومت تروریستی اشرف غنی طالبخواه کانتینرزی را سقوط ندهند ویک حکومت صالح و برآمده از رأی شفاف وسالم را ایجاد نه نمایند حال کشور بدتر ازین خواهدبود که فعلا است.

 

 

اختفاودروغ اشرف غنی ازپشت  کانتینرها

 

    اشرف غنی کانتیرزی رییس جمهور تقلبی افغانستان که به هزیان گویی ولاف وپتاق مشهور است, به تازگی دروغ دیگری بر دروغ هایش اضافه کرده میگوید که به رأی مردم بحیث رییس جمهور انتخاب شده وبه زور تفنگ چوکی ریاست جمهوری را چور نکرده است.

  اگر او راست میگوید پس لعنت خدا به دروغ گوی.  کسی که خود را پشت کانتینر های آهنین و جنایتکاران طالب وداعش وگلبیدین شیطانیار پت وپنهان میکند چگونه ادعا میکند که به رأی مردم به چوکی ریاست جمهوری رسیده است. اگر مرد است خو کانتینر های آهنین ودیوارهای سمنتی را از مقابل خود بردارد وبا مردم ویا با (رستاخیزتغییر) ویا هم با (جنبش روشنایی) روبرو شود که رأی مردم رابدست خودش وهمدستان خواهند داد.

    تا بحال هیچ فردی درافغانستان به رأی مردم به چوکی ریاست جمهوری نرسیده است. داود دیوانه مستبد خودخواه در 26 سرطان 1352 دست به کودتای ننگین نظامی زد وخودش را نخست رییس دولت وبعدا در1355  شورای فرمایشی(لوی جرگه) را برگزار وخودش را رییس جمهور ساخت که هیچگونه رأی مردم درکار نبود.

  نورمحمدتره کی, حفیظ الله امین, ببرک کارمل ونجیب احمدزی باثر کودتای خاینانه 7 ثور 1357 وتجاوز بیشرمانه روسیه بلشویک در6 جدی 1358 قدرت کشور را چور کردند وهیچ گونه رأی مردم درکار نبود.

  حکومت مجاهدین هم عاری از رأی مردم بود و ملا عمر کور رهبر سیادلان طالب به زور نظامیان پاکستان قدرت کشور را بدست پاکستان سپرد وهیچ رأی مردم درکار نبود.

  در حکومت پسا طالبان که درنشست بن در2001 برگزار شد , حامد کرزی تنها 2 رأی درمقابل 9 رأی داکتر سیرت بدست آورد که باثر دست بازی ونفوذ زلمی خلیلزاد, چوکی حکومت موقت وانتقالی وبعدا چوکی ریاست جمهوری را باثر تقلبات گسترده چور کرد که هیچ نوع لیاقت وکفایت وشناسایی بامور کشور نداشت ورأی شفاف مردم درکار نبود که علی نجفی دبیرکمیسیون انتخابات گفته بود که حامدکرزی را من رییس جمهور ساختم.

  حالا نوبت به یک دیوانه هزیان گوی بی معرفت بنام اشرف غنی کانتینرزی رسیده که در آغاز حکومت پسا طالبان, اول چوکی ریاست دانشگاه کابل را بدون هیچ نوع لیاقت واستحقاق ودرجه علمی وشناخت جامعه اکادمیک چور کرد وآن دانشگاه عزیز مارا به لجن پشتونپرستی تنزیل رتبه داد. بعدا رفت چوکی وزارت مالیه را چور کرد که نظربه ادعای نمایندگان شورا ی ملی تا400 میلیون دالر امداد جهانی را دزدی نمود. وپس از آن مغز دیوانه او شوق ریاست جمهوری را کرد که خانه انگلیس وپاکستان واسراییل ویران که چنین آدم نمای خُل بی معرفت را بالاخره به چوکی ریاست جمهوری هم رسانیدندو این اشرف غنی کانتینرزی که درانتخابت 2009 تنها 1% رأی برده بود کدام معجزه نکرده که رأی او همسان رأی داکتر عبدالله شده باشد که جان کیری وزیر سابق ایالات متحده اورا به چنین چوکی نصب کرد. نصب این دیوانه باثر توافق وسازش صورت گرفته و رأی مردم بدون حساب وکتاب باقی ماند. وحالا لاف وپتاق میزند که به رأی مردم چوکی ریاست جمهوری را اشغال کرده است. دروغ بعد از دورغ.

..........................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin