Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

میرحسین مهدوی

حکمتیار و جنگ قومی قدرت

 گلبدین حکمتیار سرانجام مجبور شد که حرفش را پس بگیرد و بگوید که جنگ در افغانستان قومی نیست. البته قبلا به صورت بسیار واضحی گفته بود که جنگ قومی است و ریشه های کاملا قومی دارد. فشار جمعی و اعتراض گسترده ی رسانه های اجتماعی و نیز موضع گیری های برخی از سران گروه های سیاسی حکمتیار را به عقب نشینی واداشت. عقب نشینی حکمتیار نشانه ی شکل گیری قدرت تازه ای است که رسانه های احتماعی نام دارد. این رسانه ها در کنار دیگر عوامل سیاسی نقش مهمی در شکل دادن تحولات اجتماعی- سیاسی ایفاء می کنند.

به نظر من اگر حکمتیار یک سخن راست گفته باشد، همین قومی خواندن جنگ در افغانستان است. جنگ در افغانستان درست در اولین روزهای جهاد شکل قومی گرفت وگرایش های قومی تا کنون به صورت جدی ترین مسئله و سرنوشت ساز ترین عامل در گسترش جنگ نقش بازی می کند.

من اما بر خلاف حکمتیار بحران افغانستان را نه جنگ بین دو قوم، که جنگ اقوام می دانم، جنگ بین اقوام و جنگ درون قومی. احزاب از همان روزهای تاسیس شان شکل قومی داشته ولی نام و عنوان ایدئولوژیک را به دنبال خود می کشیدند. حزب اسلامی یک حزب کاملا پشتون محور، جمعیت اسلامی همیشه یک حزب تاجیکی بوده، حزب وحدت یک حزب هزارگی و جنبش نیز بی تردید یک حزب ازبکی بوده است. اسلامی خواندن این احزاب پوششی بود که گرایش ها و حرکت های قوم محور را زیر این نام های گرامی پوشش می دادند. حتی احزاب چپی نیز از این قاعده مستثناء نبودند، دو شعبه شدن حزب خلق صرفا ریشه های قومی داشت و این دو حزب در ایدئولوژی مارکسیستی شان اختلاف جدی نداشتند. جنگ های درون قومی را نیز نباید از نظر دور داشت. جنگ و رقابت دوامدار بین اقوام خردتر در میان اقوام بزرگ یک مسئله ی جدی در شکل دادن جنگ و توسعه ی نفاق به حساب می آید.

در حال حاضر، به باور این قلم در یک سوی جبهه نه آن گونه که داکتر عبدالله می گوید جهل و تاریکی و در طرف دیگر نور و روشنایی، بلکه در یک طرف یک جریان بیرون - درون حکومتی با گرایش های بسیار افراطی پشتونیستی قرار دارد و در طرف دیگرجمع نا موفق و نا متحد اقوام دیگر. افراط گرایان و آرمان گرایان پشتونیست خواب و خیال بازگشت به دوران حکومت های تمامیت خواهانه ی پشتونیستی شاهی ( همانند عبدالرحمن خان) را به سر می پرورانند ودر برابر این خواب شاهانه اقوام دیگر به هیچ قیمتی حاضر نیستند که به دوران برده گی تاریخی شان برگردند. اگر پاکستان طالب می سازد و نقش و نظم جامعه ی ما را بهم می ریزد و اگر ایران گروه های همسو با منافع خود ایجاد می کند و اگر آمریکا چنان می کند و اروپا چنین، همه و همه ریشه در این جنگ قومی قدرت دارد.

..........................................

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

داکتر شکر الله کهگدای

سابق استاد دانشگاهٔ کابل 

 

اشرف غنی تروریست

دست به جنایت دیگری زد

 

    درشب نزول قرآن پاک از ماه مبارک رمضان  بازهم حکومت غدروخیانت اشرف غنی پشتون محورطالب زی دست به جنایت دیگری زده به یگانه خیمه دادخواهان درشهر کابل یورش برده 5 جوان را زیر تانک های زرهی کرده کشت , 27 تن را زخمی و11 تن را بازداشت کرد.

  مرگ ونفرین زمین وزمان به اشرف غنی طالبزی ودار ودسته غدار وخاین آن باد که این ماه مبارک را با کشت وخون جوانان عدالت خواه ما به بدترین وخونبارترین ماه تبدیل کرده اند.

  حکومت تروریستی اشرف غنی طالبخواه همان روشی را پیش گرفته که حکومت کمونیستی تره کی- امین- ببرک ونجیب احمدزی پیش گرفته بود یعنی حمله وکشتار بیرحمانه دادخواهان بیدفاع وملکی.

حمله خاینانه حکومت تروریستی اشرف غنی طالبزی نشان داد که آن حکومت غدر وخیانت به هیچ یک از اصول انسانی ودموکراسی باورندارد وجنبش های مدنی نیز هچ کار آیی نداشته مردم شاید بنگرند که راه دیگری بجز دست زدن به اسلحه برای از بین بردن حکومت غدروخیانت اشرف غنی طالب زی باقی نمانده است.

  حمله وقتل دادخواهان یک جنایت نابخشودنی بشری است که باید مرتکبین آن دادگاهی شده به جرم قتل عمدی مورد قصاص قراربگیرند. این قاتلان شامل اشرف غنی احمدزی, حنیف اتمر, معصوم ستانکزی, گل نبی احمدزی قوماندان گارنیزیون وشلیک کنندگان بر جوانان دادخواه میباشند.

  ضمن دفاع از خواستهای برحق معترضان, ازهمه هموطنان دادخواه خود تقاضا تداریم تابهروسیله ممکن برضد استبداد وکشت وخون حکومت تروریستی اشرف غنی طالبخواه بپا برخیزند وصدای دادخواهی را برای تغییر حکومت تروریستی اشرف غنی با یک رهبری سالم ومردمی, همچنان بلندنگهدارند.

  جنبش رستاخیز تغییر در واکنش به حملات خون‌بار چهارراهی زنبق شکل گرفت که در هژدهمین شبش از طرف حکومت تروریستی اشرف غنی طالب زی مورد حمله خاینانه قرارگرفت.

رستاخیز تغییر این حمله را یک عمل «ضد بشری» گفته و تاکید کرده که به حرکت‌های مدنی‌شان ادامه می‌دهند و تسلیم نمی‌شوند.

آنان از حکومت می‌خواهند که ۱۱ تن از اعضای بازداشتی این جنبش را رها کند.

در اعلامیه‌ای که این جنش صادر کرده، آمده است: «رستاخیز تغییر، من‌حیث یک حرکت مدنی در سایه قانون به ضرورت‌های یک جامعه مدرن و دموکراتیک از چندی به این سو در اعتراض به بی‌‌کفایتی حکومت در باب تامین امنیت و رفاه شهروندان اقدام به اعتراض مدنی کرده و خواهان پاسخ‌گویی حکومت و نیز برآورده شدن مطالبات مشروع ملی خود است.»

در این اعلامیه هم‌چنان ذکر شده که «متأسفانه برای بار دوم حکومت فاجعه آفرید و وحشت و خون‌خواری تا حدی بود که یکی از معترضان را زیر تایر هاموی کردند.»

کلیم‌الله هم‌سخن عضو رستاخیز تغییر در باره‌ حمله اخیر می‌گوید: «با توجه به این که پیش از این تحت تهدید فراوان حکومت قرار داشتیم، شب گذشته حکومت افغانستان آن‌چه در توان داشت، در برابر معترضان دریغ نکرد.»

او ادامه می‌دهد: «دقیقاً ساعت یازده و نیم (سه‌شبنه‌شب, شب نزول قرآن کریم) ما در خیمه‌ها بودیم که اتفاق داشت می‌افتاد، تصور ما این بود که حکومت و یا نیرو‌های امنیتی شاید بر ما حمله نکنند و ما را مورد لت و کوب قرار ندهند اما نیرو‌های پولیس، امنیت و آن‌چه در توان حکومت بود، همه بسیج شده بودند و بر ما حمله کردند.»

آقای هم‌سخن می‌گوید: «حمله اول خفیف بود که با مقاومت معترضان روبه‌رو شد و پولیس‌ عقب‌نشینی کرد. یک مدت کوتاهی را در بر گرفت، دوباره [نیروهای امنیتی] بسیج شدند.»

او گفت: «این بار با شلیک و حملات شدیدتر به میدان آمدند، حمله‌ی دومی هم پس به عقب رفت و در حمله‌ی سومی آخرین توان‌شان را به خرج دادند.»

آقای هم‌سخن گفت که در آخرین حمله، حکومت از هیچ نوع تهدید، لت و کوب و فشار دریغ نورزید. این حمله تا ساعت چهار بامداد دوام کرد.

او حمله شب گذشته را نکوهش کرده می‌گوید: «حمله شب گذشته نه انسانی بود نه قانونی، این حمله باید علیه دشمن به کار می‌رفت، نه [علیه] دادخوهان.»

عملیات برچیدن خیمه رستاخیز تغییر با واکنش‌های متعدد همراه شده است.

فوزیه کوفی نماینده مردم ولایت بدخشان در مجلس نماینده‌گان می‌گوید: «استفاده از هر نوع وسیله خشونت‌زا برای جلوگیری از تجمعات صلح‌آمیز مردم ملکی در مغایرت صریح با احکام قانون اساسی بوده و نقض واضح و آشکار مصوبه چند روز قبل مجلس از جانب حکومت می‌باشد.»

خانم کوفی گفت که نیروی که برای تأمین امنیت روز هنگام مردم است نباید «علیه مردم» دستور داده شود. او افزود:‌ «حرکت شب گذشته در برابر معترضان خیمه‌نشین قابل قبول نبوده و حکومت در برابر هر نوع نقض حقوق انسانی معترضان مسوول است.»

در همین حال، کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز در واکنش به حمله بر خیمه معترضین می‌گوید: «کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از ادامه خشونت علیه تحصن‌کننده‌‌گان، از طرف نیروهای امنیتی نگران است. حمله شب هنگام توأم با خشونت بر تحصن کننده‌گان یک عمل خشونت‌بار، غیر قانونی و برخلاف ارزش‌های حقوق بشری و حقوق و آزادی‌های سیاسی و مدنی شهروندان کشور بوده که باعث ایجاد بیشتر فضای رعب‌وترس در یک جامعه دموکراتیک می‌شود. هم‌زمانی این حادثه بعد از جلسه رییس جمهور با فعالان مدنی، اراده واقعی دولت را برای احترام‌گزاری به ارزش‌های حقوق بشری و حقوق وآزادی‌های اساسی شهروندان به آزمایش جدی مواجه می‌سازد.»

این کمیسیون از حکومت می‌خواهد که تعهدات ملی و بین‌المللی خویش را در راستای احترام، حمایت و رعایت ارزش‌های حقوق بشر جهت تامین فضای امن و مصون عملی سازد و عاملان حادثه دیشب و حوادث مشابه را هرچه عاجل شناسایی و مورد پی‌گرد عدلی قرار داده و با نماینده‌گان تحصن‌کننده‌گان به صورت مستقیم گفت‌وگو کرده و با رعایت اصل عدالت و حقوق بشر، خواسته‌ها و مطالبات آنان را مورد رسیده‌گی قرار داده و به خشونت‌ها در جریان اجتماعات در اسرع وقت پایان بدهد.

در همین حال، مجما یا مجتمع جامعه مدنی افغانستان با نشر اعلامیه‌ای خشونت بر معترضان را نکوهش کرده و «کشتن شهروندان را جنایت ضد بشری» دانسته است. در اعلامیه مجما آمده است: «این حرکت، [عملیات برچیدن خیمه‌ معترضان] خلاف قانون اساسی کشور و تمامی میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشریست که افغانستان به آن پیوسته است.»

اقدام حکومت مبنی بر برچیدن خمیه رستاخیز تغییر با واکنش‌های زیاد فیس‌بوکی نیز همراه شده است. با آن که خیمه متعرضان برداشته شده است اما کانتینرهایی که گارنیزیون کابل در ساحه گذاشته بود، هنوز هم با پر جاست

معاون اول مجلس نمایندگان که ریاست نشست امروز را به عهده داشت به رسم اعتراض نشست نمایندگان را بدون جمع بندی ترک کرد.

وی در اعتراض به «ضعف مدیریتی از سوی حکومت، و بردن کشور به سوی دیکتاتوری از سوی رییس جمهور و یکه‌تازی‌های او، بی‌احترامی به مجلس، تیراندازی به معترضان و حمله در مراسم تشییع جنازه سالم ایزدیار،پسر معاون اول مجلس سنا، عدم توجه حکومت به مصوبه‌های مجلس و عدم معرفی نامزد وزیران» نشست امروز( چهارشنبه، ۳۱جوزا) مجلس را بدون جمع‌بندی ترک کرد.

وی افزود که به خاطر عزت مجلس و مردم افغانستان، این تصمیم را پیش از شرکت در نشست امروز مجلس گرفته است.

وی گفت که گرچه این کارش خلاف اصول وظایف داخلی مجلس است اما به خاطر قانون شکنی های رییس‌جمهور آن را انجام می‌دهد.

نماینده‌گان در نشست امروز شان با اشاره به برچیدن خیمه مرکزی جنبش رستاخیز برای تغییر، تیراندازی و کشتار معترضان را «خلاف قانون و توجیه‌ناپذیر» خواندند.

ناهید فرید، نماینده مردم هرات در مجلس گفت:«مردم افغانستان در برابر آدم‌کشی‌های حکومت سکوت نخواهد کرد».

اعضای مجلس تأکید کردند که باید عاملان شلیک و کشتار معترضان هرچه زودتر شناسایی شده و مورد بازپرسی قرار گیرند.

جنبش رستاخیز برای تغییر پس از انفجار مرگبار در چهار راهی زنبق شهر کابل شکل گرفت.

معترضان در واکنش به بی توجهی حکومت نسبت به تامین امنیت شهروندان خیمه تحصن برپا کردند و این خیمه ها پس از نزدیک به ۱۵ روز از سوی نیروهای امنیتی برداشته شد.

نیروهای امینتی دوشنبه‌شب اقدام به برداشتن خیمه معترضان کرد که در نتیجه‌ی آن درگیری میان دو طرف رخ داد.

 

ناامنی درهرات نتیجه دسیسه اشرف غنی طالبزی است

 

  اشرف غنی طالبخواه کانتینرزی درمدت سه سال ریاست جمهوری تروریستی خود زیرتاثیر لجن همان پندار فارسی ستیزی اش تابحال چند بار به هرات باستان رفته برای اینکه آن مهد تمدن وفرهنگ را نا امن وبدست طالبان بسپارد, فرماندهان لشکری وکشوری آنجا را برطرف وزمینه آدم ربایی, سرقت های مسلحانه, قاچاق وبی بندوبارهای فراوانی را قصدا وعمدا ایجاد کرده است.

 

   کابل وبلخ وهرات سه ضلع عمده سرزمین خراسان باستان است که از فرهنگ پرشکوه قندپارسی بهره فراوانی دارند ومردمان این سه خطه بزرگ ونواحی آن در درازنای سده های متوالی توانسه اند بهترین ونامدارترین شخصیت های علمی وفرهنگی را  تقدیم جامعه بشری نمایند وامروز هم  تلاش شبانه روزی دارند  تا شهر شان را زیبا تر و انکشاف یافته تر بسازند که برای ارگ نشینان بدسرشت و تروریست, خار چشم است. کار اشرف غنی کانتینرزی وشرکای جرمش تنها دروغ گفتن ودسیسه بازی وفریبکاری است وبس تا طالبان درشهرهای متمدن زمینه گسترش بیشتر بدهد و آن شهرهای زیبا را نا امن وفاسد بسازد.

 

   مردمان این خطه های باستانی چون از میراث بزرگترین فرهنگ پربار بشری بهره مند اند از راه های صلح آمیز  کوشیده اند تا سرزمین شانرا به مدارج بلند ترقی وانکشاف انسانی برسانند که همین رشد فزاینده اقتصادی وجواب رد بر سینه طالبان وشرکای جرم شان سبب شده است تا اشرف غنی کانتینرزی وحلقه فاسد آن درپی بی ثبات سازی وایجاد هرج ومرج و بی امن سازی شهرهای کابل وبلخ وهرات برآیند که حملات برشفاخانه اردو, چارراهی زنبق, حملۀ گارد ریاست جمهوری بر جوانان دادخواه  ,حمله انتحاری در مراسم خاکسپاری سالم ایزدیار وحمله بر مسجد الزهرا درکابل وهمچنان حمله بر قول اردوی شاهین دربلخ وحمله در جوار مسجد جامع هرات از همین دست است. معصوم استانکزی متهم به قتل استادربانی فعلا رییس سازمان استخبارات افغانستان که دربیکفاتی ونافهمی مشهور است ادعا دارد که معترضان مسلح بودند وقصد کودتا را داشتند. درحالی که آن جوانان معترض ما نه مسلح بودند ونه هم قصد کودتا را داشتند. صدای دادخواهانه (رستاخیزتغییر) آنها بخاطر مخالفت با حملات انتحاری وانفجاری است که گفته میشود از داخل ارگ اشرف غنی کانتینرزی رهبری میشود.

 

  توجه نمایید که فعلا اوضاع امنیتی درهرات عزیز ما  درچه حال است:

 

  درهمین چند روز گشته دزدان مسلح در هرات با ورود به دفترهای تجارتی، عمده‌فروشی‌ها و دکان‌های سطح شهر چندین سرقت مسلحانه انجام داده‌ و در مواردی نیز پس از پایین‌کشیدن صاحبان وسایط نقلیه، موترهای‌شان را با خود بُرده‌اند.

این اتفاقات موجی از نگرانی‌ها را در میان باشند‌گان این شهر ایجاد کرده است. در تازهترین مورد،  ۸ فرد مسلح با خیال آسوده وارد یک مارکیت تجارتی در مرکز شهر هرات شده و با بستن درب مارکیت، دارایی‌های چندین مغازه عمده‌فروشی را به غارت بردند.

در پی این رویدادها در بسیاری از اماکن تجارتی گاردهای مسلح توسط دکانداران وظیفه‌ حفاظت از اموال ‌شان را بر عهده گرفته‌اند. دزدان مسلح هفته‌ گذشته حتا با ورود به یک سوپر مارکیت در شرق شهر هرات، صاحب آن را کُشتند تا اموال او را به سرقت ببرند.

در واقعاتی حتا در یک روز چندین مورد دزدی مسلحانه نیز طی یک هفته اخیر در هرات به وقوع پیوسته است. ۶ تن از دزدان مسلح روز پنج‌شنبه هفته گذشته ابتدا به یک فروشگاه کولرهای آبی حمله کردند اما در پی تیراندازی یکی از محافظان شرکت‌های تجارتی آن منطقه، پا به فرار گذاشتند. ساعتی پس از این رویداد، دزدان مسلح به یک مغازه خشک‌بار فروشی رفته و یک میلیون افغانی دارایی او را به یغما بردند.

 چند روز پیش نیز دزدان مسلح با توقف یک موتر در جاده لیسه مهری در یکی از مهم‌ترین مناطق این شهر، فردی را از موترش پایین کشیده و موترش را با خود بردند. چند شب پیش از این حادثه، در رویداد مشابهی، دزدان مسلح با پیاده‌ساختن یک شهروند دیگر در جاده موسوم به روشن در مرکز شهر، موترش را با خود بردند.

آمار دزدی‌های مسلحانه در هرات به این واقعات خلاصه نمی‌شود، دزدان مسلح تنها در ماه رمضان با یورش به یک مغازه طلافروشی در منطقه پل رنگینه، بخشی از دارایی‌های آن را سرقت کردند. دزدان مسلح در همین روزها با ورود به یک شرکت تجارتی در منطقه فرقه سابق هرات به گفته مسؤل این شرکت، مبلغ ۳۰۰ هزار افغانی‌اش را سرقت کردند. در همین منطقه یک هفته پیش از این رویداد نیز دو شرکت تجارتی در یک روز توسط سارقان غارت شد. طی دو هفته اخیر دزدان مسلح یک فروشگاه بزرگ موبایل را مورد دست‌برد قرار دادند و اتحادیه موبایل‌فروشان هرات جهت دادخواهی به شورای ولایتی هرات رفتند.

تمامی این اتفاقات در روز روشن و در نزدیکی پوسته‌های امنیتی و یا مراکز دولتی اتفاق افتاده است.

 

   اگر همه مردم ما از کابل وبلخ وهرات ودیگر شهرهای کشور دست بدست هم ندهند و حکومت تروریستی اشرف غنی طالبخواه کانتینرزی را سقوط ندهند ویک حکومت صالح و برآمده از رأی شفاف وسالم را ایجاد نه نمایند حال کشور بدتر ازین خواهدبود که فعلا است.

 

 

اختفاودروغ اشرف غنی ازپشت  کانتینرها

 

    اشرف غنی کانتیرزی رییس جمهور تقلبی افغانستان که به هزیان گویی ولاف وپتاق مشهور است, به تازگی دروغ دیگری بر دروغ هایش اضافه کرده میگوید که به رأی مردم بحیث رییس جمهور انتخاب شده وبه زور تفنگ چوکی ریاست جمهوری را چور نکرده است.

  اگر او راست میگوید پس لعنت خدا به دروغ گوی.  کسی که خود را پشت کانتینر های آهنین و جنایتکاران طالب وداعش وگلبیدین شیطانیار پت وپنهان میکند چگونه ادعا میکند که به رأی مردم به چوکی ریاست جمهوری رسیده است. اگر مرد است خو کانتینر های آهنین ودیوارهای سمنتی را از مقابل خود بردارد وبا مردم ویا با (رستاخیزتغییر) ویا هم با (جنبش روشنایی) روبرو شود که رأی مردم رابدست خودش وهمدستان خواهند داد.

    تا بحال هیچ فردی درافغانستان به رأی مردم به چوکی ریاست جمهوری نرسیده است. داود دیوانه مستبد خودخواه در 26 سرطان 1352 دست به کودتای ننگین نظامی زد وخودش را نخست رییس دولت وبعدا در1355  شورای فرمایشی(لوی جرگه) را برگزار وخودش را رییس جمهور ساخت که هیچگونه رأی مردم درکار نبود.

  نورمحمدتره کی, حفیظ الله امین, ببرک کارمل ونجیب احمدزی باثر کودتای خاینانه 7 ثور 1357 وتجاوز بیشرمانه روسیه بلشویک در6 جدی 1358 قدرت کشور را چور کردند وهیچ گونه رأی مردم درکار نبود.

  حکومت مجاهدین هم عاری از رأی مردم بود و ملا عمر کور رهبر سیادلان طالب به زور نظامیان پاکستان قدرت کشور را بدست پاکستان سپرد وهیچ رأی مردم درکار نبود.

  در حکومت پسا طالبان که درنشست بن در2001 برگزار شد , حامد کرزی تنها 2 رأی درمقابل 9 رأی داکتر سیرت بدست آورد که باثر دست بازی ونفوذ زلمی خلیلزاد, چوکی حکومت موقت وانتقالی وبعدا چوکی ریاست جمهوری را باثر تقلبات گسترده چور کرد که هیچ نوع لیاقت وکفایت وشناسایی بامور کشور نداشت ورأی شفاف مردم درکار نبود که علی نجفی دبیرکمیسیون انتخابات گفته بود که حامدکرزی را من رییس جمهور ساختم.

  حالا نوبت به یک دیوانه هزیان گوی بی معرفت بنام اشرف غنی کانتینرزی رسیده که در آغاز حکومت پسا طالبان, اول چوکی ریاست دانشگاه کابل را بدون هیچ نوع لیاقت واستحقاق ودرجه علمی وشناخت جامعه اکادمیک چور کرد وآن دانشگاه عزیز مارا به لجن پشتونپرستی تنزیل رتبه داد. بعدا رفت چوکی وزارت مالیه را چور کرد که نظربه ادعای نمایندگان شورا ی ملی تا400 میلیون دالر امداد جهانی را دزدی نمود. وپس از آن مغز دیوانه او شوق ریاست جمهوری را کرد که خانه انگلیس وپاکستان واسراییل ویران که چنین آدم نمای خُل بی معرفت را بالاخره به چوکی ریاست جمهوری هم رسانیدندو این اشرف غنی کانتینرزی که درانتخابت 2009 تنها 1% رأی برده بود کدام معجزه نکرده که رأی او همسان رأی داکتر عبدالله شده باشد که جان کیری وزیر سابق ایالات متحده اورا به چنین چوکی نصب کرد. نصب این دیوانه باثر توافق وسازش صورت گرفته و رأی مردم بدون حساب وکتاب باقی ماند. وحالا لاف وپتاق میزند که به رأی مردم چوکی ریاست جمهوری را اشغال کرده است. دروغ بعد از دورغ.

..........................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin