Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

میرحسین مهدوی

حکمتیار و جنگ قومی قدرت

 گلبدین حکمتیار سرانجام مجبور شد که حرفش را پس بگیرد و بگوید که جنگ در افغانستان قومی نیست. البته قبلا به صورت بسیار واضحی گفته بود که جنگ قومی است و ریشه های کاملا قومی دارد. فشار جمعی و اعتراض گسترده ی رسانه های اجتماعی و نیز موضع گیری های برخی از سران گروه های سیاسی حکمتیار را به عقب نشینی واداشت. عقب نشینی حکمتیار نشانه ی شکل گیری قدرت تازه ای است که رسانه های احتماعی نام دارد. این رسانه ها در کنار دیگر عوامل سیاسی نقش مهمی در شکل دادن تحولات اجتماعی- سیاسی ایفاء می کنند.

به نظر من اگر حکمتیار یک سخن راست گفته باشد، همین قومی خواندن جنگ در افغانستان است. جنگ در افغانستان درست در اولین روزهای جهاد شکل قومی گرفت وگرایش های قومی تا کنون به صورت جدی ترین مسئله و سرنوشت ساز ترین عامل در گسترش جنگ نقش بازی می کند.

من اما بر خلاف حکمتیار بحران افغانستان را نه جنگ بین دو قوم، که جنگ اقوام می دانم، جنگ بین اقوام و جنگ درون قومی. احزاب از همان روزهای تاسیس شان شکل قومی داشته ولی نام و عنوان ایدئولوژیک را به دنبال خود می کشیدند. حزب اسلامی یک حزب کاملا پشتون محور، جمعیت اسلامی همیشه یک حزب تاجیکی بوده، حزب وحدت یک حزب هزارگی و جنبش نیز بی تردید یک حزب ازبکی بوده است. اسلامی خواندن این احزاب پوششی بود که گرایش ها و حرکت های قوم محور را زیر این نام های گرامی پوشش می دادند. حتی احزاب چپی نیز از این قاعده مستثناء نبودند، دو شعبه شدن حزب خلق صرفا ریشه های قومی داشت و این دو حزب در ایدئولوژی مارکسیستی شان اختلاف جدی نداشتند. جنگ های درون قومی را نیز نباید از نظر دور داشت. جنگ و رقابت دوامدار بین اقوام خردتر در میان اقوام بزرگ یک مسئله ی جدی در شکل دادن جنگ و توسعه ی نفاق به حساب می آید.

در حال حاضر، به باور این قلم در یک سوی جبهه نه آن گونه که داکتر عبدالله می گوید جهل و تاریکی و در طرف دیگر نور و روشنایی، بلکه در یک طرف یک جریان بیرون - درون حکومتی با گرایش های بسیار افراطی پشتونیستی قرار دارد و در طرف دیگرجمع نا موفق و نا متحد اقوام دیگر. افراط گرایان و آرمان گرایان پشتونیست خواب و خیال بازگشت به دوران حکومت های تمامیت خواهانه ی پشتونیستی شاهی ( همانند عبدالرحمن خان) را به سر می پرورانند ودر برابر این خواب شاهانه اقوام دیگر به هیچ قیمتی حاضر نیستند که به دوران برده گی تاریخی شان برگردند. اگر پاکستان طالب می سازد و نقش و نظم جامعه ی ما را بهم می ریزد و اگر ایران گروه های همسو با منافع خود ایجاد می کند و اگر آمریکا چنان می کند و اروپا چنین، همه و همه ریشه در این جنگ قومی قدرت دارد.

..........................................

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

داکتر شکر الله کهگدای

سابق استاد دانشگاهٔ کابل

 

ابلیس به کابل می آید

 

آمدن گلبدین بمعنی جنگ داخلی وتجزیه افغانستان خواهد بود

 

  هنوز مردم عزادار کابل از ماتم 65 هزار شهید شان که زیر باران راکتهای کور گلبدین در دهه 90 کشته شدند , فارغ نشده اند که حکومت خاین اشرف غنی احمدزی- حامدکرزی با تیم فاسدش برای آوردن قاتل مردم کابل, و آنهم تنها بخاطر  قبیله گرایی پشتونوالی, یک قانون اساسی گونه را بنام (توافقنامه صلح) با بی شرمی کامل سربراه ساخته اند تا بازهم تشنگی گلبدین را با ریختن بیشتر خونهای مردم بیگناه کابل مرفوع سازند.

این توافقنامه خاینانه و ننگین در سه فصل و 25 ماده به تاریخ (۲۰ سنبله ۱۳۹۵) (۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶) توسط خاینان ذیل به امضا رسیده است:

رییس هیات شورای صلح، عطاءالرحمان سلیم

رییس هیات باندگلبدین، محمد امین کریم

نماینده اشرف غنی احمدزی ، محمد حنیف اتمر

رییس شورای صلح، سید احمد گیلانی

رییس جمهور تقلبی افغانستان محمد اشرف غنی

امیر باندگلبدین، (انجینر؟) گلبدین حکمتیار

 در هیچ کشور جهان به جنایتکاران جنگی بمانند گلبدین وهمکارانش که اسناد وشواهد زنده وغیرقابل انکار از جنایات جنگی شان مبنی برقتل وکشتار مردم بیگناه کابل وحملات انتحاری وانفجاری آنها در تمام شهرهای کشور وجود داشته باشد, معافیت قضایی وپناه سیاسی و امنیت اجتماعی داده نمیشود, آنگونه که اشرف غنی احمدزی وشرکای جرمش به گلبدین و همدستان جنایتکارش مدنظر گرفته اند.

 اصلا اشرف غنی احمدزی رییس جمهور تقلبی کشور بخاطر برکناری داکترعبدالله و سرکوبی مخالفان فساداداری وقوم پرستی پشتونوالی خود, دست به چنین خیانت نابخشودنی زده است تا از یک طرف تیغ پشتونوالی را برگلوی مردم غیر پشتون فشار بدهد ویک حکومت کاملا پشتونوالی را برکشور حاکم بسازد واز جانب دیگر زمینه تسلط همه جانبه پاکستان را برکشور فراهم بسازد چونکه بهمه آشکارا است که گلبدین یک جاسوس ونوکر گوش به فرمان پاکستان است و همان بود که ناموس داری راهم اگر داشته گلد زد ودو دختر جوانمرگی خودرا به سفارت امریکا درکابل فرستاد تا پشت وپهلوی مردان سفارت را مشت ومال ورضایت شانرا برای آمدن گلدین بدست بیاورند.

  آوردن ابلیسی بنام گلبدین به کابل بدون هیچ تردیدی سبب بروزجنگهای داخلی و درنتیجه تجزیه افغانستان خواهد شد, چیزی که پاکستان خواهان آن است.  از جانب دیگرآوردن گلبدین بی‌حرمتی روشن به قربانیان جنایات جنگی و نقض حقوق بشر است که در 4 دهه اخیر مرتکب جنایت بیشمار بشری شده است ودر عنی حال گلبدین یک چهره بدنام‌  جنایات جنگی افغانستان تلقی میشود.

  درهمین راستا روزنامه های مشهور جهان درهمین هفته بمانند نیویارک تایمز, واشنگتون پوست, اندیپندنت وغیره از گلبدین بنام (قصاب کابل), (تروریست شناخته شده), (قاتل مردم ) ودیگر نامهای زشت یادکرده ائند.

  اگر در افغانستان یک حکومت عادل وبرخاسته از میان درد ورنج مردم وجود میداشت, باید سالها قبل از انترپول  پولیس بین المللی میخواست تا گلبدین را از پاکستان گرفتار وبرای محاکمه وبه دار زدن به کابل میاورد, واما با صد افسوس که دراین 15 سال پسا طالبان, حکومت حامدکرزی – اشرف غنی احمدزی خاینترین حکومتی است که کشور تابحال تجربه کرده است وهیچ پروای خونهای ریخته شدۀ مظلومان را نداشته است. سخنگوی گلبدین در پانزده سال گذشته، مسؤلیت برخی از حمله‌های تروریستی در کابل را به دوش گرفته است. در ۱۸ سپتامبر سال ۲۰۱۲ سخنگوی گلبدین مسؤلیت حمله‌ تروریستی به کارمندان یک شرکت هوانوردی خارجی را به دوش گرفت. آن حمله خیلی پرتلفات بود. هم‌چنان سخنگوی گلبدین مسؤلیت حمله‌ تروریستی به فروشگاه فاینست کابل را هم پذیرفت. در آن حمله‌ تروریستی حمیده برمکی، استاد دانشگاه کابل با شوهر و کودکانش جان باختند.

  گلبدین درسالهای مقاومت وجهاد, بسیاری از جهادگران جمعیت اسلامی را به شهادت رسانید وآنقدر که گلبدین نامردانه از پشت به مجاهدین خنجر میزد هیچ جناحی چنین نکرده است.

    این مسالۀ قابل ذکر را هم نباید نادیده گرفت که درسالهای مقاومت وجهاد برضد تجاوز روسیه بلشویک, یک تعداد از جوانان ما تنها بخاطر اشتراک در جهاد فی سبیل الله برای آزادی کشور به باند گلبدین داخل شدند و همینکه با شکست آخرین حکومت قاتل کمونیستی, جهاد خاتمه یافت, آن جوانان نیز بدنبال کار وزندگی عادی شان رفتند که حساب اینها از باند گلدین جدا است وبازهم باند قاتل گلبدین در طی سالهای اخیر پارچه پارچه شده وهرکدام با آنکه به همان شیوه جاسوسی وفرمانبرداری به پاکستان پابند اند,مگر درحکومت دزد حامدکرزی - اشرف غنی احمدزی چوکی های بلندی هم داشته اند بمانند فاروق وردگ وزیرمعارف دزد مکتبهای خیالی وحالا سخنگوی گلبدین, ارغندیوال, کریم خرم, معصوم ستانکزی و چندتای دیگر.

 ایتلاف های شوم ونکبتبار گلبدین:

  گلبدین که همیشه تشنه وکشته ومرده قدرت بود, بار بار با حکوماتی که سالها برضد آن جنگ کرده خونهای بسیاری ریخت, مگر آنگاهی که پای سازش و قدرت به میان آمد, دست به سازش با دشمنان خود زد تا اگر بتواند به قدرت دست یابد , مگر چهره شوم او همیشه باعث سرنگونی حکوماتی شد که وی با آن سازش کرده است, مثلا:

 

۱-ایتلاف گلبدین با حفیظ الله امین: با وجودی که حفیظ الله امین در ظاهر دشمن سرسخت اخوانی ها بود و آنها را “اخوان شیاطین” مینامید و در زندان پلچرخی کابل هزارها مجاهد و غیر مجاهد به شمول اعضای باند گلبدین را بندی و به قتل رسانیده بود ، در زمان قدرت حفیظ الله امین با وی برای شریک شدن به قدرت در کابل مذاکره نمود که این امر منجر به سقوط امین شد. زیرا روسها دریافتند که با رسیدن گلبدین به قدرت زمینه اشغال افغانستان توسط پاکستان و متحدین غربی آن مساعد میشود. و برای یک ترور دسته جمعی چپی ها در تمام افغانستان پلان بود . مسله ایتلاف حکمتیار با “امین” بارها توسط رفقای خلقی امین مانند “گلابزوی” , “وطنجار” و “اسدالله سروری” با ارایه اسناد ذکر شد. بنا گفته میتوانیم که امین و گلبدین یکی از عوامل آمدن شوروی به افغانستان بودند .

۱-ایتلاف گلبدین با حفیظ الله امین: با وجودی که حفیظ الله امین در ظاهر دشمن سرسخت اخوانی ها بود و آنها را “اخوان شیاطین” مینامید و در زندان پلچرخی کابل هزارها مجاهد و غیر مجاهد به شمول اعضای باند گلبدین را بندی و به قتل رسانیده بود ، در زمان قدرت حفیظ الله امین با وی برای شریک شدن به قدرت در کابل مذاکره نمود که این امر منجر به سقوط امین شد. زیرا روسها دریافتند که با رسیدن گلبدین به قدرت زمینه اشغال افغانستان توسط پاکستان و متحدین غربی آن مساعد میشود. و برای یک ترور دسته جمعی چپی ها در تمام افغانستان پلان بود . مسله ایتلاف حکمتیار با “امین” بارها توسط رفقای خلقی امین مانند “گلابزوی” , “وطنجار” و “اسدالله سروری” با ارایه اسناد ذکر شد. بنا گفته میتوانیم که امین و گلبدین یکی از عوامل آمدن شوروی به افغانستان بودند .

۲-ائتلاف گلبدین با شهنواز تنی: شهنواز تنی وزیر دفاع خلقی که مشهور به ضدیت با مجاهدین بود و جنگهای زیادی را به ضد مجاهدین انجام داده گروه کثیر مجاهدین را به شهادت رسانیده است بالاخره با گلبدین متحد و برضد حکومت نجیب الله کودتا کرد که اینبار هم   تنی در کودتا شکست خورد و در آغوش حکمتیار و آی اس آی درپاکستان پناه برد.

۳-ائتلاف حکمتیار با حزب دموکراتیک خلق افغانستان: در ماه های اخیر سقوط دولت داکتر نجیب الله گلبدین با مطرح ساختن مسله پشتونوالی با جناح خلق حزب دموکراتیک که در راس آن “اسلم وطنجار” وسایر رفقای خلقی اش بودند ایتلاف کرد و تقریبا اضافه از هشتاد فیصد کابل را تسلیم گرفت. این ایتلاف هم نفعی برای جناح خلق نداشت زیرا این ایتلاف به شکست مواجه شد و گلبدین با دل داغ بالاخره از کابل مجبور به عقب نشینی شد و انتقام این شکست را با انداخت اضافه از یکهزار راکت در روز میگرفت.

۴-ایتلاف حمکتیار با جنرال دوستم و حزب وحدت: یگانه انتقاد اصلی گلبدین بالای حکومت برهان الدین ربانی موجودیت ملیشه های دوستم در کابل بود. مردم کابل بیاد دارند که گلبدین از طریق رادیوها بارها موجودیت ملیشه های دوستم را علت اصلی جنگ در کابل قلمداد میکرد. زمانکه گلبدین درک کرد که به تنهایی کاری را از پیش برده نمیتواند با کمال تعجب مردم افغانستان, با دشمن دیرینه یعنی جنرال دوستم ایتلاف کرده وی را برادر خواند! و همچنان موجودیت گلبدین در این ایتلاف باعث شد 'اﺗﻴﻼﻑ ﻣﺰاﺭﻱ (ﺑﺎﻫﺪاﻳﺖ ﺧﻠﻴﻠﻲ) (ﮔﻠﺒﺪﻳﻦ ﺣﻜﻤﺘﻴﺎﺭ) باعث ﺑﺤﺮاﻥ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﺰاﺭﻩ ﮔﺮﺩید. “شورای هماهنگی” به شکست کلی سردچار شود و گلبدین سرکنده و پای کنده از چوبه دار طالبان به طرف لغمان و سروبی فرار کند.

۵-ائتلاف با حکومت ربانی: در اواخر حکومت برهان الدین ربانی گلبدین که سرسخت ترین حریف و دشمن این دولت حساب میشد با حکومت مذاکره کرد و بالاخره به کابل آمد و به مقام صدارت در شهری که بدست خودش ویران شده بود تکیه زد ولی رسیدن قدم شومش در کابل باعث آن شد که ان دولت در ظرف حدود سه ماه بدست طالبان سقوط بکند.

۶-ائتلاف باالقاعده و طالبان و داعش: گلبدین؛ طالبان را دست نشاندهنده خارجیان میخواند و از اینکه طالبان توسط پاکستان جایگزین باندش شده است سخت خشمگین بود و طالبان را سخت انتقاد میکرد و حتی این افتخار را میکرد که در زمان رسیدن طالبان در کابل وی بود که شدید ترین جنگ را با طالبان کرد و مثال از سرکاتب قوماندان باند گلبدین در قندهار میزد که برعکس ملانقیب الله قوماندان  جمعیت که خود را تسلیم طالبان کرد و نزدیک بود زیر تانک طالبان شود. در اوایل حکومت کرزی گلبدین اعلان کرد که باطالبان ایتلاف کرده است ولی در چهارچوکات باند به فعالیت های خود ادامه خواهد داد. این ایتلاف هم بجز از ناکامی چیز دیگر به طالبان تا به امروز به ارمغان نیاورده است و به همین علت طالبان ، باند گلبدین را در جریان مذاکرات قطر قرار ندادند.

۷-ائتلاف با حکومت کرزی: باند گلبدین با سیاست های مزورانه که دارد در ظاهر بادولت کرزی مخالفت میکند ولی در اصل از مدتها در بدنه این دولت در مقام های بلند دولتی بوده است که سران باند در دولت به همگان معلوم است بمانند فاروق وردگ, ارغندیوال, کریم خرم وچند تای دیگر. نتیجه این ایتلاف دولت کرزی را به فاسدترین, ناکامترین, قرضدارترین و ناکارآمدترین دولت در سطع دولت های جهان قرار داده است.

  این توافقنامه خاینانه, فقط یک معاهده یکجانبه به نفع گلبدین وهمدستان خونریزش است وبس وهیچ سودی برای صلح وحتی حکومت خاین اشرف غنی احمدزی-حامدکرزی بدنبال ندارد.

  درماده 5 آن توافقنامه خاینانه, حکومت خاین اشرف غنی احمد زی قبول کرده تا از سازمان ملل متحد بخواهد که تحریم هایش را برعلیه گلبدین وشرکایش لغو نماید. تحریم های سازمان ملل متحد علیه باندگلدین= داره طالبان=باندحقانی=باندالقاعده وحالا= داعش به درخواست حامدکرزی یا اشرف غنی احمدزی که هردوی شان پابوسان و متحدان طالبان اند, اتخاذ نشده بود بلکه جامعه جهانی آنها را بحیث باندهای تروریستی وجنایکار تشخیص داده دست به تحریم آنها زده بود.

  درماه 6 آن توافقنانه خاینانه, برای گلبدین وشرکایش, زندگی آزاد وبدور از هرنوع درد سر از طرف حکومت خاین اشرف غنی احمدزی, مدنظرگرفته شده است.

  این ماده ناشی از ترس گلبدین (خاین خایف است) از انتقام مردم است که در دهه  90 بیش از 65 هزار باشنده کابل را با راکت پرانی جنایتکارانه خود قتل عام کرد واین شهر زیبای ما را به تل خاک و ویرانه تبدیل نمود. پس از آن در 15 سال اخیر نیز تعدادی از حملات انتحاری وانفجاری را که باعث تلفات بیشمار انسانی هموطنان ما شده نیز به عهده گرفته است. چون گلبدین متحد وهمگام باندهای طالبان وداعش و حقانی والقاعده بوده پس همه شان درهمه جنایات شریک ومسؤل میباشند.

 درماده 7 آن توافقنامه خاینانه, حکومت فاسد اشرف غنی احمدزی, ضمانت کرده تا باند قاتل گلبدین درهمه انتخابات اشتراک نماید.

 به به باین چشم سفیدی وبی شرمی, تابحال گلبدین همه دست آوردهای 15 سال اخیر را غربی وامریکایی میدانست وبرضد آن جهاد را اعلام کرده بود وحالا می خواهد با کدام آبرو در انتخابات اشتراک نماید؟

درماده 8 آن توافقنامه خاینانه, حکومت دزد اشرف غنی احمدزی تعهد سپرده تا گلبدین را طی فرمان خاص, مورد اعزار واحترام قراربدهد.

  به به, قاتل میخواهد بالای قبرهای بخون خفته شهدای راکت پرانی خود پا بگذارند و درخواست اعزاز واحترام هم دارد, بی حیایی ودیده درایی هم حدی دارد , معلوم دارکه چیزی بنام وجدان در وجود گلبدین یافت نمی شود که چنین تقاضایی هم دارد؟

  درماده 15 آن توافقنامه خاینانه, حکومت مزدور اشرف غنی احمدزی, برای گلبدین قاتل, 2-3 محل زندگی ننگین را ضمانت کرده است.

  یعنی چون خفاش دریک جای آرامش نمی گیرد وباید هرباری جای تبدیل نماید تا از انتقام مردم همیشه در گریز باشد.

  درماده 11 آن توافقنامه خاینانه, حکومت دزد اشرف غنی احمدزی برای گلبدین وشرکای جرمش, مصونیت قضایی در رابطه با اقدامات نظامی وسیاسی گذشته اش, تعهد سپرده است.

  این خود اعتراف روشن از جنایاتش است که مرتکب شده وحالا درخواست پناهندگی کرده تا خود را از انتقام مردم درامان نگهدارد.

  درماده 13 آن توافقنامه خاینانه, حکومت دزد اشرف غنی احمدزی تعهدسپرده تااعضای  باند گلبدین را در همه نهادهای دولتی سهیم بسازد.

 این تعهد اشرف غنی احمدزی دزد 400 میلیون دالری بانک جهانی به معنی نفوذ کامل پاکستان در دفتر ودیوان های لشکری وکشوری است.

  درماده 14 آن توافقنامه خاینانه, حکومت فاسد اشرف غنی احمدزی قبول نموده تا قوماندانان باند گلبدین را در نیروهای دفاعی وامنیتی جابجانماید.

  جا دادن وگماشتن به اصطلاح قوماندانان باند گلبدین در داخل نیروهای دفاعی وامنیتی بازهم به معنی تسلط کامل استخبارات وارتش پاکستان در نیروهای دفاعی و امنیتی کشور میباشد چونکه اینها همه سربازان پاکستانی بنام قوماندانهای باند گلبدین خواهند بود که همه شان نه تنها فارسی نمیدانند بلکه پشتوی افغانی را نیز بلند نیستند وتنها به زبان اردوی پاکستانی سخن میزنند واندک پختوی پاکستانی هم. اگر چنین بدبختی  دامنگیر نیروهای دفاعی وامنیتی کشور شود, این پاکستانی ها, سربازان کشور را از پشت خنجر می زنند وپایگاه های نظامی را یکی پشت دیگری به طالبان یعنی نوکران پاکستان تسلیم خواهند نمود وکار کشور یکسره تمام خواهد شد.

 درماده 15 آن توافقنامه خاینانه, حکومت خاین اشرف غنی احمدزی تعهد سپرده تا مدت غیابت ماموران وافسران باندگلبدین را درقدم ترفیع وتقاعد شان محاسبه نموده یا بکار گمارد ویاهم هزینه تقاعدی شان را اجرا نماید.

  این ماده زمینه رشوه و فساد گسترده وحیف ومیل بیت المال را وسیعا فراهم خواهد ساخت. افسران ارتش وپولیس وهمچنان کارمندان ملکی که بسیاری شان اینک حدود  30 – 35 سال از دست بگیر وببند وشکنجه واعدام حکومت کمونیستی تره کی – امین – ببرک – نجیب به  کشورهای مختلف مهاجر شده اند, ده ها هزارشان شاید  دست به دامن اعضای باند گلبدین بزنند تا تصدیق آنها رامبنی برعضویت درباند گلبدین حاصل وروانه کابل شوند و خودشان رابه ریاست تقاعد برسانند واگر در رتبه ملکی رتبه 10 بودند ویا در رتبه نظامی در پایینترین درجه ضابطی, اگر محاسبه نمایند  حالا ملکی ها خارج رتبه ونظامی ها مارشال می شوند وباید حکومت هزینه تقاعد شان را به یک بارگی بپردازد که رقم آن به میلیارد ها دالر خواهد رسید و اشرف غنی احمدزی باید این پول را از پول چادربی بی رولا غنی بپردازد.

  درماده 16 آن توافقنامه خاینانه, حکومت دزد اشرف غنی احمدزی قبول نموده تا 20 هزار عودت کننده (جاسوسان پاکستانی) را بنام عودت کنندگان باند گلبدین درکابل جابجانماید.

  یعنی 20 هزار سرباز وجاسوس پاکستانی در اطراف کابل حلقه بزنند تا زمینه کودتای گلبدین رابه نفع ارتش واستخبارات پاکستان مهیا بسازند. قرار گزارش های خبری,  اعضای فعلی باند گلبدین از 100 نفربیشتر نیستند.

  درماده 17 آن توافقنامه خاینانه, حکومت فاسد اشرف غنی احمدزی قبول کرده تا زمینه برگشت واعاده حیثیت اعضای باند گلبدین را از خارج نیز مهیا بسازد.

  حالا دیگر طبل پشتونوالی نواخته می شود وهمه پشتون های خلقی وپرچمی ازهمه جا بروند در ارگ کابل اتن بیاندازند و بیت المال را چور وبه یغما ببرند و فقط تروریست تربیه نمایند وکشور رابه جهنم تبدیل کرده ونیز  بمانند عمرصدیق و احمدخان رحمانی رابه امریکا بفرستند تا مردم بیگناه را قتل عام نمایند. شرم باد براینها که تمدن پذیر نمی شوند و به همزیستی مسالمت آمیز ودوستی وتفاهم بشری و حقوق مساوی انسانها بی باورند.

  درمقابل این همه امتیازاتی که حکومت خاین اشرف غنی احمدزی برای باند گلبدین قایل شده, هیچ بازده سودمندی برای مردم کشور بدنبال ندارد چونکه باند گلبدین بحیث یک باند جنایتکار وقاتل ومزدور پاکستان شناخته شده ومردم ما آنقدر علیه آنها نفرت دارند که اگر خود گلبدین وشرکای جرمش هزار بار به دار زده شوند بازهم دل مردم ما یخ نمی کند.

غضب پروردگار ونفرت مردم نثار گلبدین وباندش باد.

.......................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin