Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

         عتیق الله نایب خیل

چرا تنبان کشی؟!

 

همین که به خود جراًت دادم عنوان فوق را برای نگاشتن چند سطر پائین انتخاب نمایم عرق شرم بر جبینم نشست. زیرا بکاربرد بعضی کلمات و جملات عبور از خط قرمزهای ادب نگارش و عفت قلم است. اما، همزمان با آن یادم آمد این پرسش را مطرح نمایم که چه گونه کسی به خودش حق داده است از خط قرمزهای اخلاقی جامعه عبور نماید و در محضرعام پیراهن و تنبانش را بکشد و نیکر زرد رنگش را در معرض دید همه گان قرار دهد؟ شاید طرح این پرسش بتواند انتخاب این عنوان را هم توجیه نماید.

اما جالبتر ازین حرکت، به گوش رسیدن نعره هایی بود که ندانستم چه ربطی به لُخت شدن سخنران داشت و چرا عده یی برای خودشان حق می دهند عظمت خداوند را آن قدر کوچک بسازند که حتی یک چنین عمل منفی را نیز با نعره های تکبیر استقبال نمایند.

به باور من انتخاب شخص سخنران و این حرکتش کاملا" حساب شده و از قبل پلان شده بوده و تحریک آمیز ترین عمل برای تحریک آنانی بوده که آن جا حضور داشتند. زیرا لُخت شدن در محضر عام جای صد دلیل و استدلال را برای آن هایی می گیرد که مانند سخنران از نبود عقل و درایت کافی و قدرت استدلال و ارائه دلایل منطقی به دورند. زیرا وقتی پای منطق کسی می لنگد برای به کرسی نشاندن سخنش به راه های غیرمنطقی متوسل می شود.

آنانی که از تبلیغ و دامن زدن به مسایل قومی نفع می برند، برای دستیابی به مقاصد شان کاملا" به همین گونه افراد جاهل ضرورت دارند و حرکاتی ازین نوع برای تحریک احساسات گروه های جاهل هم جای صد دلیل و برهان را می گیرد. افرادی با این حدی از تنزل اخلاقی عقب تریبون سخنرانی قرار نمی گیرند، قرار داده می شوند.

دلیل این تنبان کشیدن هرچه باشد، تشویش من این است که این حرکت به یک نماد دایمی اعتراض مبدل نشود. فردا شاهد خواهیم بود که کسی در اعتراض به بلند رفتن نرخ ها تنبانش را کشیده است و کسی در اعتراض به تقسیم قدرت و کسی هم به دلیل رئیس و یا وزیر نشدن، کسی هم با نگرفتن رتبۀ جنرالی ... و طبعا" دلایل اعتراض درین مملکت بسیار است.

ما از جهات بسیاری در جهان در صف اول قرار داریم. از جهت تولید مواد مخدر، از ناحیۀ فساد و بسیار چیزهای دیگر. نشود که از جهت تنبان کشی هم در صف اول ملل قرار گیریم!

.........................................  

الحاج اسرار خواجه

محاسن سفید

پشنهاد به مادران داغدیده و رنج کشیده و زنان تحصیل کرده افغانستان

نصف پیکر جامعه کشور مامنحیث انسان از مادران و خواهران متشکل است این که در بطن خود طفل را از خون خود تغذیه در تربیه و رشد استعداد کودکان سر سپرده فعال اند درک عشق ناب مادری به فرزندش به معنی مادر گفتن نسبت وجائب انسانی در تامین عدالت با ارزش های معنوی منزلت ان در جامعه است علاوتا مادران برای بهتر آسایش انسان ها در جامعه در تولیدات نعمات مادی و رشد اقتصاد سهم ارزنده دارند با تاسف یک تعداد محدود تعلیم یافته زنان را دولت در جریان بیست سال طور نمایشی در نهاد های سیاسی نصب نموده اند چنانچه در تشکیل پارلمان در قانون حضور زنان را محدود ساخته اند بائیست نصف پارلمان را زنان تشکیل بدهد در مدت اضافه از ده سال حاکمیت محترم کرزی به ارتباط حقوق زنان گلو پاره می کرد از این که برادران ناراضی اش خفه نشود روی بی بی خانمش را از طریق رسانه هیچ کسی ندیده این قلم از چشم دید خود در انتخابات صدر اعظم در یک کشور پیشرفته بعرض برسانم در انتخابات صدراعظم چند حزب اشتراک داشتند ساعت هشت صبح رای گیری اغاز شد ساعت ده شب نتیجه اعلان گردید فردا حزب موفق جلسه رهبری حزب را دایر از جمله هیئت رهبری یک زن را بحیث صدراعظم معرفی فعلا همان زن موفق ترین خدمت گذار جامعه کشورش است.

لازم دیده می شود مادران و خواهران تعلیم یافته وطنم بر ادبیات و فرهنگ سیاسی خود را آراسته سازند تا بدرهر کس و نا کس برای کاریابی مراجعه نکنند بهتر است با دیدگاه وسیع در پرتو علم و خرد رقابت های زنانه را نادیده گرفته یک حزب را مؤسس شان نام گذاری نماید حزب (...........اسلامی ) وزارت زنان را موکلف سازید تا در تشکیل حزب فعال گردیده به نظر من برنامه و اساسنامه حزب را روی اندیشه و اموزه های بی بی خدیجه و فاطمه زهرا و غیره زنان مبارز که در صدر اسلام در زمان حیات پیامبر حضرت محمد(ص) با ایشان کار و پیکار نمودند اساس گذاری نماید شورا های زنان ولایات منحیث سازمان های حزبی و همچنان در ولسوالی های کشور شورای زنان ایجاد نمایند از زنان سرمایه دار کشور های خارجی حمایت مالی بدست اورند کشور های مترقی از حزب شما حمایت می نمایند با سازمان دهی سالم و خردمند صفوف شما سراسری کشور را در برمی گیرد در انتخابات نهادهای سیاسی و خدماتی حزب شما موفق ترین حزب خواهد بود رهبری حزب شما می توانند اشخاص با فهم و دانش را در رهبری دولت تعین و نظارت نمائید با تشکیل حزب شما مادران و خواهران تعلیم یافته اراسته با دانش چه نوع نواوری می نمایند مختار اند از توضیحات بیشتر این قلم عاجز است منظور صرف رسیدن به حقوق حقه تان می باشد بدانید زعامت امروز دولت صرف بدست اوردن قدرت و ثروت اند.

با عشق کور به سوی نامردان مرو دیگر   -  

با خود بنگر و جهان نو بیافرین

.....................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

تانظرشما عزیزان چه باشد؟  

 

  پیشنهاد بنیاد ژورنالیستان آریانا:

                    

     قانون اساسی جمهوری اسلامی

         آریانا یا خراسان

 

این خاکۀ پیشنهادی قانون اساسی درسال 2003 از طرف رییس بنیاد ژورنالیستان آریانا در11 بخش و124 اصل تهیه ودرکاروان چاپ گردید وحالا که زمزمه تعدیل قانون اساسی بلند است, با اندک تعدیل وبصورت بسیار فشرده یگان مطلب آن تجدید چاپ میگردد تا مورد استفاده, نقد وبررسی قراربگیرد:

دیباچه:

با پیروی از دین مقدس اسلام وبه منظور تامین صلح وثبات , آزادی, مردم سالاری, زیست مساویانه همه شهروندان این سرزمین درسایه قانون بصورت مسالمت آمیز و عدم خشونت گرایی , پابندی به منشور سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد واعلامیه جهانی حقوق بشر, یکپارچگی ملی وهمبستگی اجتماعی به منظور حمایت از تمامیت ارضی, حاکمیت ملی واستقلال کشور. به منظور انتفای استبداد, خشونت وتروریزم از عرصه حیات ملی ومناسبات بین المللی مطابق با اصول زیست باهمی صلح آمیز ومیثاق های جهانی.بمنظور تامین عدالت اجتماعی درمقابل قانون وبرمبنای اصل احترام به کرامت انسانی وحقوق بشر. به منظور تقویت وانسجام بنیاد دفاعی, سیاسی, علمی, تکنالوژی فرهنگی واجتماعی.و به منظور فراهم سازی یک محیط زیست سالم, عصری ومرفه برای همه شهروندان کشور بدون امتیاز وتبعیض.

بخش نخست دولت:  

دولت سرزمین آریایی ما بنام جمهوری اسلامی آریانا یا خراسان یاد میشود که کشوری است با نظام جمهوری شورایی, مستقل واحد وغیر قابل تجزیه وحاکمیت ملی به مردم تعلق دارد.   سیاست خارجی کشور برمبنای منافع همگانی تنطیم شده با همه کشورهای جهان برپایه حقوق واحترام متقابل و با شناخت مرزهای جغرافیایی همسایگان به شمول مرزهای جنوبی وشرقی با پاکستان ودرسطح بین المللی استوار میباشد و همانگونه که همسایگان هیچگونه حق ادعای ارضی بالای اراضی کشور را ندارند ما هم هیچگونه ادعای ارضی ویاهم تجزیه کشورهای همسایه را مدنظر نداریم وحق شان رابرای حفظ وحراسات مرزهای شان به رسمیت می شناسیم. دولت آریانا کوشش نماید تا با کشورهای تاجیکستان, اوزبیکستان, ترکمنستان, قیرغزستان, قزاقستان وحتی ایران وترکیه با تشکیل بازار مشترک اقتصادی وسیاسی , زمینه های ایجاد پول واحد, پرچم واحد, سرودملی واحد, مرزهای آزاد و رفت وآمد بدون روادید را مهیا ساخته سرانجام یک سرزمین وکشور مشترک را با احترام وحراست از فرهنگها وزبانهای هرکدام تاسال 1400 هجری شمسی بوجود بیاورد.    

اتباع آریانا یا خراسان عبارت اند از همه افرادی که دراین سرزمین تولد شده اند ویا از نسل این سرزمین درکشورهای دیگر به دنیا آمده باشند. برهر فرد این افراد کلمه (آرین) اطلاق میشود واز کلیه حق شهروندی وامتیازات معنوی ومادی این سرزمین میتوانند استفاده نمایند. دین رسمی کشور دین مقدس اسلام است. دولت وطیفه دارد تا با درنظرداشت تامین خوشبختی وآسایش انسانهای روی زمین درگسترش ودفاع از دین مقدس اسلام درسطح ملی وجهانی دست به اقدامات آرامش دهنده بزند.آن افرادی که پیرو دین مقدس اسلامی نیستند, در اجرای مراسم دینی شان آزاد میباشند واز حقوق مساوی در امور اجتماعی برخوردارند. رشد وانکشاف هر زبان حق گویندگان و وارثان همان زبان است. دولت در حمایت یکجانبه یا کم بها دادن هیچ یک از زبانهای کشور مداخله نمی نماید بلکه وظیفه دارد تا در انفاذ, تاسیس, وضع وچاپ ونشر کلیه قوانین, نهادها, مراکز, مراتب ومراحل ونامهای لشکری وکشوری را به صورت مساوی با زبان های ترکمنی, بلوچی, اوزبیکی, پشتو وفارسی تهیه, نشروچاپ نماید. دولت حق ندارد واژه ها واصطلاحات یک زبان رابر زبان دیگر تحمیل نماید. مردم این کشور حق دارند قانونا از تساوی حقوق زبانی برخوردارباشند وگفتار ونوشته وخواندن خودرابه زبان های مادری خود نظر به آرزوی خودانجام بدهند. هیچ زبانی بردیگری برتری وامتیاز ندارد. لغو وعدم کاربرد تخلص های قومی, قبیلوی , منطقوی ومحلی به منظور جلوگیری از برتری جویی های قومی, قبیلوی ومنطقوی وایجاد همگونی اجتماعی و تفاهم همگانی . پس از سال 1395 هیچ کس حق ندارد که از تخلص های قومی, قبیلوی ومنطقوی که تعلقات وی رابه یک قوم وقبیله ومنطقه نشان بدهد, استفاده نماید. در تذکره نفوس هم بخاطر رفتن به سوی وحدت ملی از ذکر وابستگی قومی, قبیلوی ومنطقوی خودداری شده تنها شماره ثبت, تاریخ تولد , نام ونام پدر وپدرکلان وشهرک محل تولد و ولایت تولد هر شهروند کشور ذکر میگردد.آبهای کشور که از منابع داخلی سرچشمه میگیرد وبه کشورهای همسایه سرازیر میشود, حق ساختن بند وانهار برای تولید برق وامور کشاورزی برای استفاده داخلی یک حق مسلم باشندگان این سرزمین است واگر آب اضافی سنجش شود طبق قرارداد جداگانه برای هر مترمکعب آب پول عادلانه طبق موافقه طرفین تعیین میشود. درهمه اموری که بین کشور آریانا وکشورهای دیگر به شمول کشورهای همسایه اختلافی بروز نماید, از سازمان کشورهای اسلامی وبعدا از سازمان ملل متحد برای میانجیگری تقاضای کمک میشود.   سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونامهای لشکری وکشوری به زبانهای ترکمنی, بلوچی, اوزبیکی, پشتو وفارسی تهیه میشود. واحد پولی کشور (آرین) نامیده میشود.

بخش دوم

ریاست جمهوری:

رییس جمهور از طرف شورای ملی برای پنج سال با رای مستقیم وعلنی نمایندگان ملت انتخاب میگردد که یک مقام نمادین وتشریفاتی بوده و با صدراعظم حزب اکثریت , وزرا و والی های انتخابی, حاکمیت ملی را با درنظرداشت منافع ملی تمثیل میکنند ولی مافوق قانون نیستند.

بخش سوم

حقوق و ظایف اساسی مردم:

حاکمیت ملی حق انفکاک ناپذیر مردم است. تمام از حقوق زندگی آرام, آزادی ملکیت وخوش بودن طبیعی برخوردار وبدون امتیاز دربرابرقانون, حقوق و وظایف مساوی دارند. هر هموطنی که تابعیت یک کشور دیگر را پیداکرده باشد واز وی فرزندانی هم درهرکشور که به دنیا آمده باشد, تابیعت اصلی همه آنها حفظ وازکلیه حقوق وامتیازات مساوی معنوی ومادی تابیعت دوگانه برخوردار میباشند. رسانه های اجتماعی به شمول رادیو وتلویزیون ونشرات چاپی به مردم تعلق دارد. حکومت نمیتواند رادیو وتلویزیون و وسایل چاپی را باختیار داشته از آن به نفع تبلیغات حکومتی خود استفاده نماید بلکه با برپایی نشست های مطبوعاتی به ابراز نظریات خود بپردازد. مردم حق دارند به تاسیس وبراه اندازی احزاب سیاسی بپردازند. احزاب وگروهای که بنام قوم یا ملت اوزبیک, ملت افغان, ملت ترکمن, ملت پشتون یا ملت تاجیک تفرقه های زبانی, قومی, قبیلوی ومنطقوی را تبلیغ نمایند, نمیتواند فعالیت نمایند.

بخش چهارم

قوه مقننه یا شورای ملی:

شورای ملی متشکل از یک مجلس نمایندگان است که از طرف مردم با رای مستقیم سری وآزاد برای هردوره پنج ساله مقننه انتخاب میشوند. شورای ملی در نخستین جلسه افتتاحیه خود یک رییس, دو معاون , یک منشی ویک معاون منشی وروسای انجمن ها را انتخاب میکند. شورای ملی از میان اعضای خود یک نفر را با رای علنی, مستقیم وآزاد بحیث رییس جمهور انتخاب میکند ورییس جمهور یک معاون خودرابرای کسب رای اعتماد به شورای ملی معرفی می نماید. چوکی رییس جمهور نمادین وتشریفاتی میباشد . هر حزب که در مجلس نمایندگان اکثریت چوکی ها رابه دست آورده بود, رییس آن بحیث صدراعظم قدرت را بدست می گیرد و وزرای خودرابرای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید.  

بخش پنجم

شورای فوق العاده یا اضطراری:

درصورت وقوع حالات فوق العاده, شورای فوق العاده یا اضطراری متشکل از اعضای مجلس نمایندگان و اعضای شورای ولایتی تشکیل شده واوضاع را مورد بررسی قرارداده تصاویبی صادر می نمایند. تعدیل و تغییر قانون اساسی هم از صلاحیت همین شورای فوق العاده است و هیچ مجلس دیگری نمیتواند جایگزین این شورای فوق العاده شود.

بخش ششم

قوه اجراییه یا حکومت:

قوه اجراییه عبارت از حکومت مرکزی با وزرای که از طرف مجلس نمایندگان مورد تایید قرار بگیرند و والی های انتخابی در ولایات است . حکومت را حزبی تشکیل میدهد که در انتخابات مجلس نمایندگان اکثریت کرسی ها را بدست آورده باشدویا با ایتلاف احزاب دیگر, اکثریت را در مجلس نمایندگان کسب کرده باشد.   مجلس نمایندگان میتواند رای اعتماد خودرا از هر وزیری که متهم به بیکفایتی وناکارآیی شود, پس بگیرد واو را از وظیفه وزارت خلع نماید. هر کارمند مافوق وخارج رتبه دولتی به شمول سفرا , شازدافیرهاونمایندگان دایمی کشور در خارج, پیش از آغاز وظیفه باید به انجمن مربوطه مجلس نمایندگان رفته تقاضای تایید نماید و پس از تایید انجمن مربوطه به کارش آغاز نماید. همه افرادی که در رتبه های بالایی قوای ثلاثه دولت به شمول عضویت در مجلس نمایندگان بکار گماشته میشوند باید حد اقل درجه لیسانس داشته باشند.   حکومت زمینه آموزش وپرورش مساوی رااز آغاز تا انجام بصورت مجانی برای همه فرزندان کشور فراهم نماید.   روسای دانشگاه ها ودانشکده ها با رای مستقیم علنی وآزاد استادان هردانشگاه انتخاب میشوند وحکومت هیچگونه مداخله ونفوذ در آن انتخابات نمیداشته باشد.

بخش هفتم

قوه قضاییه:

قوه قضاییه متشکل از دیوان عالی ودادگاه های آن است که عدالت را در کشور به نمایش می گذارد. قاضی القضات که از طرف رییس جمهور با موافقه صدراعظم نامزد میشود باید رای اعتماد مجلس نمایندگان را حاصل نماید وقاضی های دیگر از طرف قاضی القضات پیشنهاد وآنها هم باید رای مجلس نمایندگان را کسب نمایند. قوه قضاییه هرچه زود تر یک (دادگاه خاص) را تشکیل بدهد تا آنهایی که متهم به جنایات بشری از قبیل: وطنفروشی, راکت زنی و ویرانی شهرها, رهبری,صدور دستور وارتکاب به حملات انفجاری وانتحاری, گرفتاری, شکنجه و اعدام مردم بویژه در پولیگون پلچرخی طی 40 سال گذشته اند وهمچنان آنهایی که طی سالهای اخیر متهم به اختلاس دارایی عامه وغصب زمینهای دولتی ومردم شده اند با جمع آوری اسناد و شواهد, آنها را بصورت علنی به محاکمه بکشاند وبه جزای همسان برساند.

بخش هشتم

مطبوعات آزاد:

مطبوعات بحیث رکن چهارم دولت از آزادی بیان وهمه امکانات دسترسی به اطلاعات آزاد برخوردارمیباشد. دولت کلیه امکانات دسترسی مطبوعات رابه اطلاعات مهیا میسازد و از آزادی رسانه ها حمایت کامل می نماید مگر دولت هیچگونه اعمال نفوذ برآنها نمی داشته باشد. نمایندگان رسانه ها (مرکز رسانه ها) را با انتخاب یک رییس ومعاون رییس ومنشی با رای مستقیم وعلنی وآزاد تشکیل میدهند وبودجه آن در سرجمع بودجه دولت مدنظرگرفته میشود. معاش رییس آن برابربامعاش معین ومعاش سایرکارمندانش دربودجه دولت منظور میشود مگر حکومت هیچ نوع مداخله ونفوذ در وظایف آن نمیداشته باشد. پخش ونشر رسانه های گروهی به مردم تعلق دارد واعضای حکومت یا سخنگویانش تنها با برپایی گردهمایی های مطبوعاتی میتواند طرح وبرنامه ونظر خود را باطلاع عامه برساند. حکومت نمی تواند به نشر وپخش وسایل ارتباط گروهی به نفع تبلیغات خود از پول بیت المال بپردازد. رادیو, تلویزیون ونشرات چاپی که تابه حال به اختیار حکومت قرارداشته پس از این یا متوقف ویا هم به اشخاص انفرادی فروخته شود. هیچ رسانه نمی تواند برعلیه دین مقدس اسلام مطلبی را نشروپخش نماید. هیچ رسانه حق ندارد برای برتری وتفوق جویی زبانی, قومی, قبیلوی, منطقوی ومحلی و ایجاد دشمنی میان زبانها واقوام کشور تبلیغات نماید. به نشرات وتبلیغات کمونیستی, فاشیستی وتروریستی اجازه نشر وپخش داده نمی شود. احزاب سیاسی وگروه های فرهنگی میتوانند دست به فعالیت های نشراتی بزنند, مشروط باینکه به دین مقدس اسلام, اعلامیه جهانی حقوق بشر وارزشهای فرهنگی دیگران هتک حرمت صورت نگیرد. به آن عده اشخاص, احزاب وگروه های که سابقه تعلقات کمونیستی, فاشیستی وتروریستی داشته اند ویاهم حالا متهم به همان اندیشه ها استند, اجازه فعالیت سیاسی ونشراتی داده نمی شود. حکومت برای تکافوی هزینه رسانه های آزاد وغیر حزبی, در بودجه دولت 50 % مصارف شانرا می پردازد.

بخش نهم

اداره:  

اداره آریانا براصل تبارز اراده مردم به واحدهای اداری تقسیم میگردد که در راس هر وزارت یک وزیر قراردارد. در راس هر ولایت یک والی انتخابی و در راس هر حکومتداری یک حاکم شهر با رای مستقیم وسری وآزاد مردم انتخاب میگردد. در هر ولایت یک شورای ولایتی انتخابی وشهردار انتخابی اداره امور را با همکاری والی انتخابی به پیش میبرند.بخش دهم تعدیل:   اصل پیروی از دین مقدس اسلام, اساس ریاست جمهوری شورایی و حکومت حزبی وتطبیق اعلامیه جهانی حقوق بشر تعدیل نمی گردد مگر اصل های قانون اساسی نظر به پیشنهاد دوثلث مجلس نمایندگان وبا رای اکثریت نمایندگان قابل تعدیل است. قانون اساسی در هر ده سال مورد بازنگری وتعدیل از طرف مجلس نمایندگان قرار میگیرد.

حکومت نظامی:

درصورتی که تمامیت ارضی کشور مورد تهدید یا تجاوز خارجی قراربگیرد, حکومت نظامی بریاست وزیر دفاع وکابینه نظامی تا رفع ودفع خطر, قدرت کشور را بدست میگیرد. حکومت نظامی نمیتواند قانون اساسی را تعلیق, تعدیل ویا هم ملغا نماید ویاهم حق ندارد به بازداشت وزندانی سازی اعضای حکومت ملکی ورهبران سیاسی ونمایندگان شورای ملی دست بزند.   درپایان رفع خطر, حکومت ملکی انتخابی به رهبری همان حزبی تشکیل میشود که از طرف دیوان عالی قانون اساسی بحیث برنده اعلان شود.

             ...........................................................................................

یادداشت:

نخست بایدباین مناقشه مکثی نمود که درواقعیت امر نام (افغانستان) فعلا مورد قبول اکثریت اقوام غیر افغان (پشتون) در کشور نیست. گروهی میگویند نام (افغان) بوسیله لارد اکلند وایسرای هند بریتانیایی درسال 1838 بر این سرزمین گذاشته شده است وجمعی نیز میگویند که این نام برای بار نخست بوسیله انگریزها درسال 1893 طی معاهده دیورند با امیر عبدالرحمان خان باین سرزمین گذاشته شده است ویک نام ملی نیست بلکه نام تفرقه اندازانه انگلیسی وغیر قابل قبول است وبه همین سلسله کسانی که قبلا (افغان) بودند وبه همین نام ونشان شناسایی می شدند, حالا با گذشت نیم قرن تغییر هویت ونام ونشان داده خودشان را (افغان) نه بلکه (پشتون – پختون) میگویند و نام وهویت (افغان) را به گردن مردمانی انداخته اند که هویت اصلی شان (افغان) نه بلکه تورکمن, هزاره , اوزبیک, ایماق, قرغیز, عرب, نورستانی, بلوچ و تاجیک است وهمه شان به هویت اصلی شان پابند و نام(افغان) را برای شناسایی هویت اصلی شان قبول ندارند وآنرا یک هویت جعلی و تحمیلی می دانند. البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که نام (افغان) باعث بسیاری از برتری جویی ها و تسلط طلبی ها ونفاق افگنی های از طرف عناصر فاشیست شده تا حدی که (حزب افغان ملت) به همین مسیر روان بوده واست وبنیانگزار آن غلام محمدفرهاد میخواست یگانه زبان رسمی همین زبان پشتو باشد و درهمین امسال فاشیست ها بیشترکم طاقت شده تا آنجا که جنرال خلقی عبدالواحد طاقت برباشندگان اصلی این مرزبوم یعنی تورکمن ها وهزاره ها واوزبیک ها وپشه یی ها وتاجیک ها, بیشرمانه تحقیر وتوهین روا داشت وآنها را مهاجر و(حرامی) خواند وخواهان بیرون راندن آنها از افغانستان شد ومیگوید که افغانستان یعنی از پختونستان واین افغانستان مال پختون ها است نه از دیگران . انوارالحق احدی رهبرحزب افغان ملت واشرف غنی احمدزی رییس جمهور تقلبی درهمین مسیر روان استند. چون اکثرا حکومات افغانستان سالها بدست پختون هاگیر افتاده هویت فرهنگی خود شان را در ساختار های گوناگون اجتماعی به نمایش گذاشته واز نمایش نمونه های هویت فرهنگی باشندگان مردمان دیگر جبرا جلوگیری نموده اند که باین شیوه باشندگان غیر پختون هویت فرهنگی خودشان را نه در سرود ملی میابند ونه در نامگزاری های رتبه های علمی دانشگاه ها واکادمی علوم ونه در نامهای رتبه های نظامی وپولیس ونه در نوشته های پول وپیسه کشور وحتی بیش از نیم قرن قبل, محمدگل مهمند به حمایت حکومات فارسی ستیز بویژه حمایت محمدداودخان بسیاری نامهای تاریخی قطغن زمین را به کلمات اوغانی (پختو) تبدیل کرد که این بیدادگری فرهنگی باعث رنجش و نارضایتی مردمان آن دیار شده است. درهمین راستا است که پشتونیست ها بخاطر همین شیوه دشمنی محمدگل مهمند با مردمان غیر اوغان(پختون) اورا قهرمان میدانند مگر مردمان غیراوغان(پختون) اورا خاین لقب میدهند. پس برای رفع این همه کشمکش های برتری جویانه باید نام کشور, به آریانا یا خراسان تعویض شود چونکه هرکدام اینها نام باستانی وپرافتخار این سرزمین بوده نام کدام قوم وقبیله نیست که باعث تفوق طلبی وکشمکش های فاشیست ها گردد چونکه همه آریایی وخراسانی اند وکابل هم بحیث پایتخت همه, میتواند قابل قبول همگانی باشد. از جانب دیگر باید به وضاحت اضافه گردد که گروه های قومی ترکمن, هزاره, اوزبیک, اوغان(پشتون), تاجیک ودیگران دراین سرزمین بحدی باهم آمیخته وممزوج ومخلوظ شده اند که هیچگاهی نه مصلحت است ونه امکان دارد که یکی را از دیگری جدا ودر یک ساحه قومی خالص تجرید ویا به پندار فاشیست مآبانه پشتونیست ها از کشور اخراج شوند بلکه همه گروه های قومی با ازدواج های میان قومی با هم مخلوط وآمیخته شده اند وآنهایی که ادعای برتری جویی یک قوم را بردیگری در سر پرورانده اند جز سیاه رویی و شکست افتضاح آمیز از دست شان کار دیگری برنمیاید چونکه تبادله و امتزاج فرهنگی میان تورکمن ها وهزاره ها(اکثرا هزاره ها خودرا تورکمن میدانند) واوزبیک ها واوغان ها وتاجیک ها بحدی صورت گرفته که نمیشود پوست را از استخوان جدا کرد. باین پرداخت کوتاه میپردازم به تجدید یاد آوری ازخاکه قانون اساسی که بنده نظر به کاوش در قوانین اساسی وچشمدید و کارچهارساله ام در شورای ملی دهه قانون اساسی بحیث خبرنگار پارلمانی روزنامه کاروان در کابل, این خاکه را نوشته ودر سال 2003 در ماهنامه کاروان منتشره کالیفورنیای ایالات متحده به چاپ رسانیدم که مورد استقبال وتایید گسترده دانشمندان قرارگرفت که از جمله (خاوران) نشریه شورای فرهنگی افغانستان در اروپا به ریاست پروفیسورداکتررسول رهین استاد دانشگاه کابل یک شماره ویژه نشریه خاوران رابه تجدید چاپ خاکه قانون اساسی که اختصاص داده ضمنا درتبصره خود نوشت: جناب محترم استاد شکرالله کهگدای قدمی فراتر گذاشته با درنظرداشت نظرها وپیشنهادهای صاحب نظران, سیاستگران داخل وخارج کشور مسوده قانون اساسی را ترتیب داده ودرنشریه وزین کاروان بچاپ رسانیده وکاپی های آنرا به سایر رسانه های گروهی برون مرزی وداخل مرزی افغانستان ارسال داشته اند تا به اطلاع عموم هموطنان رسانیده شود... باید اعتراف کرد این مسوده قانون اساسی نقاط نظر وپیشنهاد های اکثر نویسندگان وصاحب نظران و ژورنالیستان داخل مرزی وبرون مرزی را احتوا کرده ودارد بحیث دموکراتیک ترین قانون اساسی که تابه حال در افغانستان تدوین گردیده, عرض وجود کرده است .. بفرمایید مسوده قانون اساسی را که میلیون ها دالر بالای آن مصرف گردیده با این مسوده قانون اساسی مقایسه کنید.

داکترشکرالله گهکدای رییس بنیاد

استاد احمد راتب معاون بنیاد

محمدحیدراختر نماینده بنیاد در اروپا

استاد علی مدنی نماینده بنیاد در آسترالیا

...................................................................................................................................

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin