Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

پرتو نادری

                   پرسش و پاسخ 

پرسش: از بدخشان تا کابل، کندز، بغلان، فاریاب، غور، هلمند

دریای خون جاری شده است، شما چه هوایی در سر دارید؟

پاسخ: هیچ هوای در سر ندارم، مرا از انسان متکبر بدم می آید!

پرسش : هدفم این است که در برابر این کشتار مردم چه پاسخی دارید؟

پاسخ: هیچ از قدیم گفته اند: جهان را آب بگیرد مرغابی را تا به زانو است!

پرسش: جناب این دریای خون است نه دریای آب!

پاسخ: خوب در هردو یش می شود شنا کرد!

پرسش: هدف این است که تا چه وقت مردم کشور کشته شوند!

پاسخ: هیچ افغان از هیچ افغان کم نیست. آن که می کشد خود نیز کشته می شود؛ در همین فاریاب داعش 50 طالب را کشته است، حالا طالبان خون نداشتند، جان نداشتند، داشتند، داعش هم همان طالب، مردم می گویند خر همان خر است ،پالان اش عوض شده است ! ما به سوی دموکراسی روانیم ، وقتی طالبان کشته می شوند؛ اگر طالبان نکشند، اعتدال جامعه از بین می رود، ما باید جامعه متعادل داشته باشیم! آیا متعادل است که از یک مردم کشته شود و از مردم دیگر نه ؟

این اعتدال ماست که سبب می شو تا هر ساله پنج ملیون گردشگر به افغانستان بیاید!

پرسش: مخالفان شما می گویند که اینان گردشگران نیستند، هراس افگنان اند، شما چه می گویید؟

پاسخ: این گز و این میدان، من به یک مناظره حاضر هستم، مگر هراس افگنان گردشگری نمی کنند، شما فکر کنید آنان برای اجرای کار خود هزاران کیلومتر راه را گردشگری می کنند، مسافرت می کنند ، از شهری به شهری می روند. پس آنان گردشگران نیز هستند! گردشگران اند !

ما باید از گردشگری تعریفی افغانی خود را داشته باشیم!

پرسش: باوجود که شما 16 ساعت کار می کنید چرا یک ذره هم کار ها به سامان نمی شود!

پاسخ: کار می کنم یا نمی کنم باشد به جای خود، اما من بیماری بیدار خوابی هم دارم، این یک نعمت خدایی است برای مردم افغانستان . من بیدار می مانم، تا ملت خاطر جمع بخوابد! خوب یگان انتحاری منتظری می شود ، در آمریکا و پاریس هم می شود!

می خواستم چیز دیگری بپرسم که آسمان بر سرم فرو ریخت، فکر کردم در نزدیکی ها انفجاری رخ داده است؛ متوجه شدم که چنین نیست؛ بلکه جناب شان با حنجره ی پنج هزار ساله ی تاریخی فریاد می زند:

گر نداری غیرت افغانی ام

چون به میدان آمدی می دانیم

..........................................

:

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

دیده بان حقوق بشر (ایشیا واچ )

مترجم : ک . پیکار پامیر

نقض حقوق بشر

توسط مجاهدین افغان

                                  

یادداشت : مطلبی را که اینک مطالعه میفرمایید، قبلاً ازطرف دیده بان حقوق بشر سازمان ملل ، شعبۀ ( ایشیا واچ ) در وبسایت www.hrw.org/legacy/reports/1991/afghanistan به نشررسیده است . هرچند نقض حقوق انسانی افغانهای آواره، درسالهای جهاد ضد قشون شوری درداخل و خارج ازافغانستان، بخصوص درخاک پاکستان و درشهرپشاور از سوی " تنظیم " های جهادی ، با موافقت و همکاری تنگاتنگ شبکۀ آی. اس . آی صورت پذیرفته و هستی صدها وهزارها هموطن ما را بکام نابودی کشانیده است ، ولی از آنجا که جنایت درهرزمان و مکانی که صورت بگیرد ویا صورت گرفته باشد، جنایت است و مرور آن از نظر تاریخی و تحقیقی نیاز مبرم ماست ، بنابران ، خواستم با ترجمۀ فارسی دری مطلب مورد نظر، یکبار دیگرتوجه خواننده های عزیز را به سلسله جنایتهایی که درقلمرو پاکستان علیه جان و مال پناهنده های کشورما انجام داده شده و این سلسله تا کنون هم ادامه دارد، معطوف سازم:    

                                                         (بخش سوم )

قتل رهبران مقاومت توسط عناصر جهادی : قتلهای سیاسی رهبران مقاومت در پاکستان و افغانستان در طول جنگها صورت گرفته است. از زمانیکه قشون روسی از افغانستان خارج گردیده اند، سلسلۀ این قتلها افزایش یافته است . کشتار های مذکور بخاطر مخالفت یک سازمان در مقابل سازمان دیگر صورت می گیرد و نمیتوان آنرا به یک حزب خاص نسبت داد. سلسله یی از قتلها در عین زمان چنین نشان میدهند که گویا کار یک گروپ مشخص باشد، مقامات پاکستانی تا کنون حتا یکی از این قتلهای سیاسی را هم مورد بررسی قرار نداده اند، درحالیکه همۀ این قتلها درداخل خاک این کشور صونرت میگیرد. لیست زیر، سلسلۀ قتلهایی را نشان میدهد که پس از خروج عساکرروسی صورت گرفته است :

نصرالله شریعت یار : یکی ازفرماندهان حزب اسلامی درخان آباد، واقع درمربوطات ولایت قندوز در یازدهم ماه جنوری 1990 میلادی و تعداد دیگری از اعضای شورای عالی جهاد و حزب مذکور درپشاور نیز ترور شده اند که شاید ناشی از اختلافات درونی حزب باشد.

ملانسیم آخندزاده : یکی از فرماندهان حزب حرکت انقلاب اسلامی با پنج تن از محافظان به تاریخ 25 ماه مارچ 1990 م در " کرت " واقع در بیست و پنج کیلو متری شهر پشاور ترورشد. فردی بنام الله نور دستگیر گردیده به حرکت انقلاب اسلامی تحویل داده شد. قرار گزارشات، وی درکویته اعدام گردید و متهم دیگر محبوس شد. آخند زاده یکی از تولید کننده گان عمدۀ هیرویین بود که ده تا پانزده هزار نفرتحت کنترولخود داشت . قبل از آنکه ترور شود، مقدار زیاد هرویین را غرض انجام پراسس، بالای منابع حزب اسلامی بفروش رسا نیده بود. همچنان پیش از مرگ ، قرار دادی را با مقامات رسمی امریکا به امضا رسا نیده بود که باساس آن، وی تعهد کرده بود که از تولید مواد مخدر در برابر مساعدتهای مالی امریکا منصرف میشود. از امضای قرار داد به بعد، افراد آخند زاده در جنگ و عداوت با نیرو های حزب اسلامی قرار داشتند. طبق اطلاعات، عبدالحق از حزب اسلامی توسط افراد حرکت انقلاب اسلامی به خاطر انتقام خون آخند زاده ، زندانی شده و بعداً یک منبع گفت که درماه جون 1990 اعدام گردید و منبع دیگر اظهار داشت که سرنوشت وی مکتوم مانده است .

حاجی حسن گل : یکی از فرماندهان مربوط به مجددی و عضو رهبری قبیلۀ احمد زایی، درماه سپتامبر1989م درکمپ " بده برا" درخارج از پشاور همراه با همسر حامله اش ترور شد .

حاجی عبداللطیف : فرمانده جبهۀ ملی – اسلامی افغانستان به رهبری ( گیلانی ) از قندهار، در اثر زهر دادن کشته شد. محافظین اعدام شدند. درعین حال، پسرحاجی عبداللطیف بصورت خصوصی ، حکمتیار را قاتل پدر خود اعلام نمود. حاجی عبداللطیف از محمد ظاهرشاه ( پادشاه مخلوع و متوفا ) حمایت میکرد. وی دراین اواخر در چندین گردهمآ یی اشتراک نموده و از حکومت مؤقت مجاهدین انتقاد میکرد و تقاضای تدویر انتخابات از طرف قوای مقاومت را بعمل می آورد. وی اندکی قبل ازکشته شدن ، ضمن مصاحبه با بی بی سی ، ازبعضی گروپهای مجاهدین بخاطر راکت باران شهر ها انتقاد کرده بود. باساس معلومات منابع " ایشیا واچ " ، آی. اس. آی به وی اخطار مرگ را داده بود. قرار گزارشها، لطیف با والی قندهار رابطۀ حسنه برقرار کرده بود. قاتل وی یکساعت و بدون محاکمه یا تحقیق، اعدام گردید. ازسال 1988م بدینسو ، شخصیت های تحول پسند دیگری ازجریان مقاومت درقندهار ترور شده اند، به شمول سناتور عبدالرزاق، حاجی حبیب رهبر قبیلۀ پوپلزایی و دو تن دیگر. قاتلان آنها از میان مجاهدین رقیب بوده اند.

قتل و ناپدید شدن کارمندان امداد رسانی و روشنفکران : ازسال 1978م که جنگ در افغانستان آغاز شد، حدود سه ملیون مهاجر افغان را بخاک پاکستان سرازیر نمود. بخش عظیمی از مهاجرین در کمپ هایی به سر میبرند {می بردند } که سرپناه گسترده ترین مهاجران جهان گفته میشود. احزاب جهادی غرض کنترول مهاجرین به منظور شناسایی بین المللی و حصول قدرت سیاسی، رقابت میکنند؛ زیرا مهاجرین، نیروی عمدۀ جنگ را تشکیل میدهند. اززمانیکه قشون روس در ماه فبروری 1989م افغانستان را ترک نمودند، برخورد ها و اختلافات میان گروپهای رقیب در افغانستان و نیز جریان قتل و کشتار آنها رو به افزایش بوده است . مهاجرینی که به دور سازمان های غیر مذهبی گرد آمده اند، بخض خاص هدف های مورد حمله را تشکیل میدهند که این حملات را ظاهراً اعضای احزاب بنیاد گرای اسلامی انجام میدهند. یکتعداد اعضای کدر رهبری افغان ملت نیز به قتل رسیده و تعداد دیگری، نامه و تلفون تهدید کننده حاصل کرده اند. قرار اطلاع منابع " ایشیا واچ " تهدید ها و اخطاریه ها علیه رهبران افغا ن ملت، بعد از ماه فبروری 1989م بیشتر شده است ؛ زیرا آنها میگویند حکومت مؤقت، حیثیت نیروی نظامی پاکستان را دارد. اعضای شعلۀ جاوید و ساما ( سازمان آزادیبخش مردم افغانستان ) نیز هم کشته شده و هم تهدید گردیده اند. کارمندان امداد رسانی مربوط به سازمان های مساعدت کنندۀ غرب هم کشته شده و هم نا پدید گشته اند. نماینده گان سازمان های مذکور نیز یا به قتل رسیده و یا خطاریه دیده اند و یا هم جا خالی کرده اند. روشنفکرانی که مستقل بوده و احزاب اسلامی بنیاد گرا را مورد انتقاد قرار میدهند، یا به قتل رسیده و یا تهدید به مرگ شده اند. یکی از روشنفکران به " ایشیا واچ " گفت : " یگانه راه نجات، سکوت وخاموشی خواهد بود . "

اگرچه این حملات ناشی از سختی و ادامۀ جنگهاست ، بازهم فعالیتهای بین المللی مبنی برجُست و جوی راه حل سیاسی، چالش میان احزاب ( اسلامی ) را تشدید کرده است . علاوتاً نفوذ عربستان سعودی و تلاشهای بعضی از گماشته گان آن به شمول ( سیاف )، ( حکمتیار ) و گروپهای مختلف وهابی و سختگیری های شان در اه تشدید قوانین اسلامی، سؤظن علیه نمایند ه گی های غربی مبنی بر اینکه گویا مذهب عیسوی را دامن میزنند، برمی انگیزد. بنابران، سازمانهایی که کارمند زن و مرد افغان داشته و میخواهند سهولت های صحی و آموزشی را برای مهاجرین فراهم نمایند، آماج حملات قرار میگیرند. برخورد های قبیله یی و ملاحظات شخصی نیز میتواند یکی از دلایل این تخطی ها باشد. در تحت چنین حالاتی، ناممکن خواهد بود سازمان سیاسی خاص، حزب سیاسی خاص و یا افراد خاصی از تشکیلات متذکره را مرتکب حملات دانست . در مورد بخش بزرگی از آنهمه کشتار، اختطاف و حملات بالای مهاجرین افغان، شاهد عینی سراغ نه میشود تا لب به سخن بکشاید، مگر آنکه خودش را در خطرانداخته باشد. " ایشیا واچ " با آن عده از مهاجرینی که تهدید به مرگ شده اند، مصاحبه انجام داده است . خبرنگاری که ( عوامل این حوادث ) را نشان دهد، اخطاریۀ مرگ حاصل میکند. چنانکه در یک مورد، خبرنگار کشته شده است . افراد آتی که شامل روشنفکران و کارمندان امدادی و امثالهم میباشند، درخاک پاکستان ویا مناطق تحت کنترول مجاهدین در داخل افغانستان نا پدید شده اند که شاید در اصل تعداد آنها به صد ها تن برسد. این لیست به صورت ابتدایی از ماه فبروری 1989م تا اواسط سال 1990م تهیه گردیده و " ایشیا واچ " هنوز هم در صدد تهیۀ مدارک بیشتر میباشد :

فریده : کارمند برنامۀ آموزش انگلیسی کمیتۀ بین المللی نجات ( آی. آر. سی ) به تاریخ سوم ماه جنوری 1990م کشته شد. برای فریده اخطاریۀ قبلی داده شده بود تا به خارج سفر نکرده و پروگرام آموزشی زبان را ببندد. در " پوستر " ی که پخش شده بود، نماینده گی های امداد رسانی متهم شده بوودند که زنان افغان را به هرزه گی و بد اخلاقی تشویق مینمایند. طی سه " پوستر که پخش شده بود، تذکر رفته بود کسانیکه اخطاریه را نا دیده میگیرند، از آنها انتقام گرفته خواهد شد. اگرچه فریده، موضوع را به اطلاع پولیس رسا نیده بود، ولی مقامات کمشنری مهاجرین به موصوفه متذکر شده بودند که پولیس امنیت او را نخواهد گرفت. آنها به وی تأکید کرده بودند که درخانه بماند...

پروفیسور محمد ظاهر خطیب : به تاریخ دوم ماه جون 1990 م در منزلش واقع در تکالۀ پایان پشاور به قتل رسید. قرار گزارشاتی که به " ایشیا واچ " رسیده، خطیب در خواب بود که مردان مسلح به خانه اش ریخته با کلاشنکوف بالایش شلیک کردند. وی چهل و چهار سال داشت و از رشتۀ تیو لوژی یونیورستی کابل فارغ شده بود. موصوف همچنان بحیث استاد در یو نیورستی جهادر در " پبی " واقع درشرق پشاور تدریس میکرد. پدرش بنام مولوی محمد جان از جملۀ روحانیون تحول پسندلغمان و یکی از اعضای رهبری جمعیت اسلامی بود.

رضا : پسرشانزده ساله که درماه می یا اوایل جون 1990م نا پدید گردید. وی از شاگردان ممتاز کمیتۀ بین المللی نجات ( آی. آر. سی ) بود و تازه امتحانات آزمایشی را در یونیورسیتی تاون سپری کرده بود که اختطاف شد. قراراظهارات شاهدان عینی، رضا در راه مکتب از طرف مردان مسلح متوقف گردیده و همینکه اسمش را می پرسند، دهنش را بسته و او را به زور در یک موترسیاه رنگ می اندازند. وقتی خویشاوندان رضا ازمسوولین حزب اسلامی جویای احوال شدند، آنها دخالت شان در این حادثه را منکر شدند. هنگامیکه موضوع را به پولیس اطلاع دادند، به آنها گفته شد : " شما مهاجرین هستید، شما درکشورما مهمان میباشید، این وظیفۀ ما نیست ( که شما را اختطاف کنیم ) "

ملالی : درپانزدهم ماه می 11990م با دوازده نفر افغان دیگر اختطاف شد. درماه جولای 1990م گزارش تأیید نا شده یی حکایت میکرد که ملالی پس از ربوده شدن، به زودی در زندان حکمتیار واقع در کمپ شمشتو به قتل رسید. مگر حکمتیار آنرا رد کرد. گفته شده که ملالی قبل از ورود به پاکستان، دریکی از شفاخانه های نظامی درکابل بمثابۀ نرس انجام وظیفه میکرد. او قبلاً پاکتی را دریافت کرده بو د که درجوف آن اخطاریه و یکدانه مرمی برایش فرستاده شده بود.

داکترسعادت شگیوال :   دربیست و هفتم ماه مارچ 1990م به قتل رسید. وی یک داکتر سابقه دار بوده و سی و نه سال داشت. شگیوال رییس اتحادیۀ امدادگران افغان در ننگرهار بود. دو یا سه مرد مسلح با یکعراده موتر درخارج ازدفترکاروی منتظربودند. کلینیکی را که او اداره میکرد، درساحۀ تحت کنترول مولوی خالص قرارداشت. شگیوال درعین حال عضو هیأت رهبری " افغان ملت " هم بود. قرار اطلاعات منابع " ایشیا واچ " ، وی قبلاً نامۀ تهدید آمیزی دریافت کرده بود که از او میخواست تا دیگر به دفتر کار خویش نرود. علی رغم اطمینان پولیس، شهادت شاهدان عینی و غیره، تحقیقات در این باره به جایی نرسید.

پروفیسور عبدالقیوم رهبر : ( رهبرساما ) وعضو هیأت رهبری شعلۀ جاوید به تاریخ بیست و هفتم ماه جنوری 1990 م جلو چشم خُسُزبُره اش درحیات آباد پشاور به قتل رسید. دراثر این حمله، پسرخواهرش نیز زخمی گردید. گفته شد که " رهبر " تصمیم داشت به سوی آلمان سفرنماید و روی همین ملحوظ غرض وداع با خویشاوندان به حیات آباد رفته بود.

خانم نورالسراج صافی : به تاریخ بیست و یکم ماه جنوری 1990م ، حدود پانزده نفرمسلح نقابدار به منزل موصوفه داخل شده ضمن آنکه همه چیز خانه اش را غارت کردند، اخطار دادند که همه اعضای خانواده را خواهند کشت. خانم نورالسراج رییسۀ پروژۀ فراهم آوری عواید برای زنان افغان در چهار چوب ( آی. آر. سی ) بود. خانوادۀ مذکور مجبور شد پاکستان را ترک گوید.

هدایت الله احمدی : همآهنگ کنندۀ برنامه های سازمان ملل برای افغانستان ( یو. ان. او. سی. ای)

لیاقت علی : کارمند ( آی.آر. سی )

عبدالحکیم : برادر لیاقت علی

محمد آصف : برادرلیاقت علی که فارغ مکتب و بیکار بود.

محمد علی : کارمند ( آی. آر. سی )

اشخاص فوق الذکر بتاریخ هفدهم ماه جنوری 1990م از منزل شان واقع در پشاور نا پدید شدند. شاهدان عینی به " ایشیا واچ " گفتند که آنها در شام روز شانزدهم جنوری توسط موتر( پک اپ ) ربوده شدند. شاهدان همچنان اظهار داشتند که درب منزل آنها باز و چراغ های شان روشن باقیمانده بود. انگیزۀ نا پدید شدن افراد مذکور روشن نشد. گویا به لیاقت علی گفته شده که پیرامون احزاب جهادی مستقر در پشاور سخنی نگوید و از آنها انتقاد نکند. محمد لطیف پدرمحمد آصف قبلاً والی دریکی از ولایات افغانستان بود. برادر وی ( سلطان ) داکتر دندان گفت که عوامل ستیزه جویانۀ سیاسی در قضیه دخیل بوده است . طبق معلومات " ایشیا واچ "، چند تن از اختطاف شده گان از نژاد هزاره و هوا دار شعلۀ جاوید بوده اند. درماه نوامبر 1989م دو نفر از کارمندان یک سازمان امدادی امریکا در ولایت وردک از طرف منسوبین حزب اسلامی (حکمتیار) زندانی گردیدند. دو نفرمذکور زمانی رها شدند که یکی از آنها ثابت ساخت که عضو حزب مذکور میباشد.

انجنیر عطا الله : کارمند سابقۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ که چند ماه قبل به پاکستان رسیده بود، از طرف آی.اس. آی به تاریخ ماه اکتوبر 1989م غرض تحقیقات دستگیرگردید. تاجاییکه " ایشیا واچ " اطلاع دارد، عطاالله شاید به حزب اسلامی ( حکمتیار) تحویل داده شده باشد تا کشته شود.

عبدالفتاح ودود : کارمند پروگرام غذایی جهان درپشاورکه مدت پنج سال را بحیث زندانی سیاسی درکابل سپری نموده بود، بتاریخ سوم ماه سپتامبر1989م وقتی نا پدید شد که میخواست به دیدار یکی از اعضای حزب اسلامی (حکمتیار ) برود... یکی سخنگوی حزب اسلامی درپشاور به اعضای فامیل عبدالفتاح گفت : " رهایی وی آسان نخواهد بود. "

وی قبل از آنکه برای پروگرام غذایی جهان کارکند، کارمند ( آی. آر. سی ) بود. موصوف درحزب حرکت انقلاب اسلامی ثبت نام کرده بود.

یک فرد مسلح تلاش بخرچ داد به روز نزدهم ماه سپتامبر 1989م بالای مدیرۀ لیسۀ ملالی در پشاور شلیک کند. دربان در این رویداد زخمی شد. {منسوبین } لیسۀ مذکور چندین اخطاریه بدست آورده بود.

محمد ذاکر : کارمند کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ در پشاوربه قتل رسید.

داکترمحمد نسیم لودین : داکتر مهاجرافغان که چند کلینک مربوط مهاجرین افغان را که از طرف سازمان های خارجی درپشاور بنیانگزاری شده بود، اداره میکرد. وی درماه جولای 1989م درمقابل منزلش درپشاور به قتل رسید. دو نفری که عمل قتل را انجام داده بودند، در شفاخانه سر زده بودند تا مطمئن شوند که داکترنسیم مرده یا خیر؟ وقتی قاتلان شناسایی شده و دستگیر گردیدند، خیلی زود، بدون هیچ توضیحی رها ساخته شدند. کسانیکه آنها را شناخته بودند، گفتند که قاتلان به حزب خالص تعلق داشتند. داکتر لودین استاد درفاکولتۀ طب ننگرهار بود. او، سازمان خیریه برای افغانها را اداره میکرد تا گروپ های صحی را جهت خدمت به داخل افغانستان بفرستد.

داکترفریده احمدی : عضو هیأت رهبری سازمان انقلابی زنان افغانستان ) راوا) بود که درجهت ارتقای زنان افغان در قطار گروپهای مخالف فعالیت میکرد. موصوفه به تاریخ دوم ماه فبروری 1989م از منزلش واقع درشهر کویته به اتهام جاسوسی دستگیر گردید. خانم احمدی اولین زن افغان بود که در سال (1983-1984م ) به غرب سفر کرد تا علیه شکنجه های " خاد " شهادت دهد. " ایشیا واچ " معتقد است که دستگیری ازطرف پولیس پاکستان صورت گرفته، مگربنام گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی شهرد داده شد. چند تن از خویشاوندان خانم احمدی نیز با او یکجا دستگیر شدند مانند جاوید، حسن و آصف و همکاران او چون عبدالسلام و داکترهمایون. این دستگیری، دو روز قبل از برپایی دومین مراسم یاد بود شهادت مینا کشورکمار سابق رهبرسازمان مذکو ر صورت گرفت. خانم احمدی به روز دوازدهم ماه مارچ 1989م در برابر ضمانت رها گردید.

سید بهاالدین مجروح : بتاریخ یازدهم ماه فبروری 1988م توسط مرد ناشناسی درداخل منزلش در پشاور به قتل رسید. مجروح یک روشنفکر و شاعرتبعیدی افغان بود که " بولتن معلوماتی افغان " را به نشر میرسانید. وی درجریان جنگ، برای ژورنالیستها، دانشمندان و گروه های حقوق بشر مانند هلسنکی واچ ، ایشیا واچ و نیز در قسمت تهیۀ گزارش های جنگ و تخطی ها و غیره مساعدت بعمل می آورد. مجروح اندکی قبل از مرگش، نتیجۀ یک همه پرسی را به نشر رسا نید که نشان میداد هفتاد درصد مهاجرین افغان درپاکستان، طرفدار برگشت محمد ظاهر، پادشاه مخلوع بوده و معتقد اند که او میتواند نسبت به احزاب بنیاد گرا بهترباشد. قرار اطلاعاتی که " ایشیا واچ " بدست آورده، مجروح فقط یک هفته قبل از مرگ، اخطاریه هایی از حزب اسلامی دریافت کرده بود. ( باقی دارد )

...........................................................................................................................

 

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin