Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

الحاج اسرار خواجه

محاسن سفید

پشنهاد به مادران داغدیده و رنج کشیده و زنان تحصیل کرده افغانستان

نصف پیکر جامعه کشور مامنحیث انسان از مادران و خواهران متشکل است این که در بطن خود طفل را از خون خود تغذیه در تربیه و رشد استعداد کودکان سر سپرده فعال اند درک عشق ناب مادری به فرزندش به معنی مادر گفتن نسبت وجائب انسانی در تامین عدالت با ارزش های معنوی منزلت ان در جامعه است علاوتا مادران برای بهتر آسایش انسان ها در جامعه در تولیدات نعمات مادی و رشد اقتصاد سهم ارزنده دارند با تاسف یک تعداد محدود تعلیم یافته زنان را دولت در جریان بیست سال طور نمایشی در نهاد های سیاسی نصب نموده اند چنانچه در تشکیل پارلمان در قانون حضور زنان را محدود ساخته اند بائیست نصف پارلمان را زنان تشکیل بدهد در مدت اضافه از ده سال حاکمیت محترم کرزی به ارتباط حقوق زنان گلو پاره می کرد از این که برادران ناراضی اش خفه نشود روی بی بی خانمش را از طریق رسانه هیچ کسی ندیده این قلم از چشم دید خود در انتخابات صدر اعظم در یک کشور پیشرفته بعرض برسانم در انتخابات صدراعظم چند حزب اشتراک داشتند ساعت هشت صبح رای گیری اغاز شد ساعت ده شب نتیجه اعلان گردید فردا حزب موفق جلسه رهبری حزب را دایر از جمله هیئت رهبری یک زن را بحیث صدراعظم معرفی فعلا همان زن موفق ترین خدمت گذار جامعه کشورش است.

لازم دیده می شود مادران و خواهران تعلیم یافته وطنم بر ادبیات و فرهنگ سیاسی خود را آراسته سازند تا بدرهر کس و نا کس برای کاریابی مراجعه نکنند بهتر است با دیدگاه وسیع در پرتو علم و خرد رقابت های زنانه را نادیده گرفته یک حزب را مؤسس شان نام گذاری نماید حزب (...........اسلامی ) وزارت زنان را موکلف سازید تا در تشکیل حزب فعال گردیده به نظر من برنامه و اساسنامه حزب را روی اندیشه و اموزه های بی بی خدیجه و فاطمه زهرا و غیره زنان مبارز که در صدر اسلام در زمان حیات پیامبر حضرت محمد(ص) با ایشان کار و پیکار نمودند اساس گذاری نماید شورا های زنان ولایات منحیث سازمان های حزبی و همچنان در ولسوالی های کشور شورای زنان ایجاد نمایند از زنان سرمایه دار کشور های خارجی حمایت مالی بدست اورند کشور های مترقی از حزب شما حمایت می نمایند با سازمان دهی سالم و خردمند صفوف شما سراسری کشور را در برمی گیرد در انتخابات نهادهای سیاسی و خدماتی حزب شما موفق ترین حزب خواهد بود رهبری حزب شما می توانند اشخاص با فهم و دانش را در رهبری دولت تعین و نظارت نمائید با تشکیل حزب شما مادران و خواهران تعلیم یافته اراسته با دانش چه نوع نواوری می نمایند مختار اند از توضیحات بیشتر این قلم عاجز است منظور صرف رسیدن به حقوق حقه تان می باشد بدانید زعامت امروز دولت صرف بدست اوردن قدرت و ثروت اند.

با عشق کور به سوی نامردان مرو دیگر   -  

با خود بنگر و جهان نو بیافرین

.....................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

نصیرمهرین

معرفی کتاب دل گفته های من

دل گفته ها بردل می نشینند

نام کتاب: دل گفته های من

نویسنده: ویس سرور

ناشر: انتشارات شاهمامه

نشانی نویسنده در فیسبوک:

Wais Soroor

"دلگفته های من"، سخنان ویس سرور، انسان عزیز، اجتماعی و وارسته از قید وبند هرگونه  تعصب، تبعیض، تحجر، ترس آلوده گی و محافظه کاری های مصلحت آمیز است. این ویژه گیها سبب شده اند که شنیده گی ها ویا دیده گیهای نامطلوب وسزاوار اعتراض را به نکوهش بگیرد، از کلیشه کاری و شعاربازی برکنار بماند و در برابر آنها پای صمیمانۀ پیشنهاد اصلاحی را پیش بیاورد.

هنگامی که وقت ابراز برخی از این سخنان را نگاه می نمودم، متوجه شدم که گاهی دست در تهیۀ سرودۀ کنایی و طنز الود داشته، اما به زودی او را خبر تکانۀ انتحار و انفجار ویا سایر زشتی های مردم آزار در میهن، به گریستن واداشته که احساس ایجاد شده وآن گریۀ دل را نیز با خروشنده گی و بی پروایی بر فرق انسانکشان فرو برده است. چنین بود که من پس از خواندن کوتاه نوشت های وی، پیشنهاد ترتیب مطالب را از روی موضوعیت آنها نه نمودم. ترجیح دادم که تنوع مطالب که در سیر زمان خاطر او را مشغول نموده یا آزرده اند، مطابق زمان تهیه شدن بیایند.

شایان یادآوری میدانم که من نیز درکنار چند دوست دیگر، برای ویس سرور گرامی این پیشنهاد را نموده ام که به گلچین نمودن این فراورده ها از "فیسبوک" بپردازد و کتابی فراهم نماید.  زیرا به رغم جاذبه وکششی که "فیسبوک" آفریده از نقش وارزش کتاب و خواندن چنین مطالب در آن نه کاسته است.

آرزو می نمایم سخنانی که از دل پاک وی برخاسته اند و آرزویی جز بهبود خواهی ندارند، بر دلهای درد آشنا بنشینند ونیازهای تحول و دگرگونی پذیری زشتی وپلشتی ها را همراه صمیمی باشند

...............................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

کریم پیکار ـ کانادا

 

بحران آفرینی شبکه های استخبارتی

منطقه وجهان در افغانستان

 

فعالیتهای استخباراتی درجهان ما، سابقه ی چند هزارساله دارد. نخستین پایه و علامه ی عمل جاسوسی و استخباراتی درجهان را  نمامی یا خبرچینی درمیان کتله های بشرتشکیل میدهد که روی انگیزه های مختلف مادی و ذاتی صورت گرفته و یا میگیرد.                                                           

 مادامکه به مرورزمان، تشکلات، دولتها و قلمروهای تحت حاکمیت فردی وجمعی به روی کره ی خاکی مان عرض اندام نمودند، طبعاً خواستها، ضرورتها

وحرص و آزقدرت طلبی های اقتصادی و سیاسی نیزنزد حاکمان دربخش یا بخشهایی از جزایرقدرت مطرح گردید. مانند زراندوزی، حفظ قدرت حاکمه، حصول ، توسعه ی قلمروتحت حاکمت ازطریق براه اندازی خدعه، فریب، خیانت و بکارگیری فنون اطلاعاتی درکنار فنون نظامی ...                                

روی همین دلایل عمدتاً سیاسی و اقتصادی وحفظ اتوریته بود که نخست، اشخاص وافراد معین غرض خبرچینی، بررسی احوال جانب دشمن، شناسایی شخصیت های مهم، منابع و امکانات جنگی جانب مقابل، به راه اندازی پروپاگندها، تخریبات فکری، فزیکی و نظامی وهموارسازی راه عبور ونفوذ به درون دژدشمن وامثالهم بکارانداخته شدند، سپس ابزارمورد ضرورت مربوط به عمل جاسوسی واطلاعاتی اختراع و بکار انداخته شد و به این منظور، ازبکار گرفتن زبان تا اشاره و حرکات خاص اعضای بدن و استفاده ازاشیای مختلف مانند چوب، گل، کاغذ، حیوان پرنده، چرنده، کفش، لباس، قلم، عصای دست، موی سر وهرآنچه دراختیارجوانب استخباراتی قرارداشت، دریغ نشد و نمیشود.                       

 به منظورجلوگیری ازاطاله ی کلام، بهترآنست تا ازشرح و بست ابزارگونه گون جاسوسی و انواع فعالیتهای ماهرانه ی آن درقرون گذشته بگذریم و بپردازیم به ایجاد شبکه های مختلف جاسوسی، استفاده ازروشها و ابزارهای جدید و گسترش فعالیتهای این شبکه ها درمنطقه و جهان در پرتوپیشرفتهای حیرت آورتکنالوژی امروز:                                                                                   

این واقعیت راهمه می پذیریم که هردولت درهرکشوری ازجهان کنونی، ساختارهای خاص استخباراتی خودشان را به منظورجلوگیری ازتخریبات دشمن یا دشمنان خارجی، خنثا سازی فعالیتهای مخالفان سیاسی، ابقای قد رت و حاکمیت سیاسی، تأمین امنیت سراسری و سایرفعل وانفعال کشفی و خنثی سازنده دراختیاردارند وغالباً درهمان حد وحدود قلمروحقوقی خویش اکتفا میکنند و اما، کشورها و قدرتهای بزرگ و بخصوص کشورهای استعماری جهان، راه و رسم متفاوت تری دارند. یعنی برنامه ها، خواستها و هدف های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی این کشورها بزرگتر، خطرناکتر و پیچیده ترازسایرشبکه های موجود درپهنای جهانست.                                                                       

به منظورآنکه بدانیم بحران بزرگ، طولانی و خونین افغانستان، علاوه ازسایراسباب و عوامل، ناشی ازفعالیتهای تخریبی کدام شبکه یا شبکه های جاسوسی منطقه و جهان بوده و ازچه قدرت و دخالت عمیق و گسترده درامورکشورعزیزما برخورداراند، اجازه بدهید، نام چند شبکه ی بزرگ، مؤثر وپُرنفوذ را دراینجا یاد کنم:                                                             

اول) انگلستان : انتجلنس سرویس امپراتوری انگلستان دراروپا، افریقا، آسیا و بویژه هندوستان  و بعد ازآن، انتجلنس سروویس امپراتوری مذکور(که دررأس

آن ، تشکیلات بزرگی تحت نام "وزارت مستعمرات" قرارداشت، به مرورزمان

معروض تحولات خاص و پیچیده گردید و روز تا روز، دارای تجارب کاری ، شناخت و شاخه های مختلفی گردید.                                                 

آنچه ما اکنون میدانیم، کشورانگلستان که بمثابه ی قدرت استعماری کهنه کار جهان شناخته میشود، عمدتاً دارای شبکه های جاسوسی  آتی میباشد:       

    الف)  ام.آی.۶  یا بخش جهانی شبکه جاسوسی

    ب ) ام.آی ۵  یا شبکه ی بخش داخلی

ج ) دی.سی. اچ. کیو (تمپورا) یا بخش فعالیتهای استخباراتی مربوط به جمع آوری معلومات شخصی، شنود صداها و سخنها و سایر ارتباطات افراد مهم دولتها و کشورها.                                                                           

دوم ) ایالات متحده ی امریکا:

 الف) سی.آی.ای یا شبکه ی استخبارات جهانی امریکا

ب) اف.بی.آی یا شبکه ی مربوط به امور جاسوسی داخلی                             ج) ان.اس. ای یا شبکه ی مربوط به جمع آوری اطلاعات از شهروندان امریکا و جهان.                                                                             

   یادداشت :  ایالات متحده ی امریکا پس از حادثه ی یازدهم سپتمبر2001م با هزینه ی ملیارد ها دالرو استخدام هزاران هزارکارمند، به تعداد بیشتر از شانزده شبکه ی مختلف جاسوسی با امکانات فراوان مالی وعلمی و تخنیکی ایجاد نموده است.                                                                                      

سوم) روسیه :

الف) کی.جی. بی  (حالا اف. اس. بی) وشعبات مختلفه ی  آن

چهارم) اسراییل :

الف)   موساد

ب) شاباک یا ضد جاسوسی و شعبات مختلف دیگر

پنجم) فرانسه :

الف)  دی. جی. اس. ای برای امورخارجی

ب) دی .اس. تی برای جمع آوری اطلاعا ت داخلی ( پریسمو)

ششم عربستان سعودی:

الف)  المخابرات العامه

ب) تشکلات و سازمانهای مختلف و متعدد ظاهراً تحت نام مراکزاسلامی، دانشگاه های اسلامی و مساجد درداخل عربستان، کشورهای اسلامی و سایرنقاط جهان.

هفتم) پا کستان:

  آی.اس. آی  وشعبات ده گانه ی آن

هشتم) جرمنی:

 (‌بی، ان، دی)

 VAJ Aنهم) جمهوری اسلامی ایران:

وی. ای. جی. ای و شعبات مختلف آن

دهم) ترکیه :

 ام. جی،کی

یازدهم) هندوستان:

 راو یا اسم خصوصی ترآن "سپیشل سرویس بیرو"

  AISIدوازدهم) ایتالیا :

 

سیزدهم) کانادا:

  (سیس) Scisالف:              

ب ) اف؟

)ASIOچهاردهم) آسترالیا: (

پانزدهم) چین (ام.اس. اس)

هریک ازاین شبکه های قدرتمند، به شعبات متنوع برای مقاصد مختلف منقسم شده اند. درهمینجا، لازم میدانم مثالی ازچنین تقسیمات استخباراتی تنها درچارچوب (آی.اس. آی) پاکستان ارائه نمایم:                                       

۱-شعبه ی اکس یا (جی آی اکس) مربوط اموراداری این شبکه

۲-شعبه ی(جی آی بی) زیرنظرداشتن اجنت های سیاسی درکشمیر، هند وافغانستان                                                                               

۳-شعبه ی (جی سی آی بی ) نظارت بردپلوماتهای پاکستانی درخارج

۴-شعبه ی (جی آی ان ) فعالیتهای تخریبی و پروپاگندی درمنطقه

۵-شعبه ی (جی آی ام) اقدامات تخریبی درکشورهای همسایه  وازجمله افغانستان

۶-شعبه ی (جی اس آی بی) مربوط امورالکترونیک، مخابرات، نامه ها، پیام ها  و روابط تنگاتنگ با تروریست های مزدور درهند و افغانستان و درکل، آسیا

همچنان شعبات (ترور)، ( تهیه ی وسایل لوژستیکی) ، (انفجارها)، (تهیه مواد کمیاوی غرض انفجارهای بزرگ و کوچک)وسایرتخریب ها

پس باید چنین نتیجه گرفت که وقتی پاکستان که درواقع، دستنگرقدرت های بزرگ، بخصوص خدمتگارابرقدرت امریکا و انگلیس و خادم عربستان سعودی میباشد، چنین دستگاه عریض و طویل را به اختیارداشته و ازسالها بدینسو، مردم صلحدوست افغانستان را به کاسه ی سرآب میدهد، ممالک مقتدرو پیشرفته ی اروپایی و امریکایی چگونه دستگاه های استخباراتی دراختیارخواهند داشت؟ و چه بلا های بزرگی را بالای ملت های جهان نازل میکنند؟                         

مخارج سالیانه ی شبکه ی جاسوسی بزرگترین قدرت جهان (ایالات متحده ی امریکا) درسال، بیشتر از ۵۲ ملیارد دالراست. چون درسالهای اخیر، تعداد شبکه های جاسوسی این کشوربه شانزده شبکه بالا رفته است، مطمئناً باید گفت که مخارج مجموع این شبکه ها به مراتب بیشتراز چیزی خواهد بود که قبلا گفته میشد.                                                                                     

 درسالهای پسین، نفوذ ومداخلات عمیق، دقیق و علنی این شبکه ها درامورکشورهای شرق میانه و ازجمله، درافغانستان کاملاً مشهود بوده است.    

   اوایل دهه ی اول قرن گذشته بود که مقام های امریکایی، بصورت رسمی و علنی اعلان کردند که «سی آی ای مبلغ پنجصد ملیون دالررا برای مجاهدین افغان اختصاص داد» وبعد ازآن نیزبا تمام توش و توان (مخفی و علنی)، منتها ازکانال (آی اس آی) پاکستان، به فعالیت، مداخله و اثرگذاری روی تعیین سرنوشت مردم افغانستان ادامه دادکه اسناد و نمونه های بسیاری دراختیارداریم.   قبل ازآنکه نمونه های اقدامات و بحران آفرینی های چند شبکه ی جاسوسی درافغانستان را مطرح کنیم، اجازه دهید این نکته را متذکرشویم که دخالت های سیاسی واستعماری شبکه ی جاسوسی انگلستان (انتلجنس سرویس) تقریباً دوصد سال قبل درامورافغانستان آغازشد و متأسفانه تا امروز به شدت ادامه دارد.   این فعالیت های استخباراتی درمنطقه و بخصوص درافغانستان وقتی آغازگردید که نخست، رنسانس اروپا و اختراعات علمی و صنعتی موجب کشتی رانی های بزرگ، قاره پیمایی و اشغالگریهای قدرت های استعماری ممالک اروپا یی شد واین رویداد ها، پای اختاپوس استعمارانگلیس را تا به شبه قاره ی هند و ازآنجا به خاک افغانستان کشانید که این جریان نا باب سردراز دارد، منتها با این تذکرضروری که درآن روزگاران، هرچند شیوه ی کاراستخبارات انگلیس درمنطقه و افغانستان خیلی مخفیانه، ماهرانه و گسترده بود که مردم ما ازدرک و کشف آن عاجزبودند، ولی امروز، شیوه های کاراستخباراتی درپرتوانکشاف علم و تکنالوژی چنان تغییرکرده اند که اکثرشیوه ها و ابزارسابقه ی این شبکه ها را کهنه و ناکاره کرده است.                                                               

  پس درپناه چنین پیشرفتهای تکنالوژی و برخورداری قدرتهای بزرگ ازوسایل و امکانات فوق تصوراست که قادراند درکشورهایی مانند افغانستان هم بحران بیافرینند و هم بالای بحرانهای ایجاد شده تا هرزمانیکه بخواهند، بگونه ی حاکمانه یی مدیریت نمایند. میتوانیم با اطمینان بگوییم که بویژه از سال 2001میلادی تا کنون، هیچ راز و رمز سیاسی  و استخباراتی درچارچوب دولت افغانستان و سایرنهادها و تشکلات رسمی و غیر رسمی، حتا درنهانخانه ی "خاد" دیروز و " امنیت ملی " امروزوجود نخواهد داشت که اربابان قدرت و گرداننده گان شبکه های استخباراتی آنها از آن بی اطلاع مانده باشند.                                    

همین قدرت های بزرگ ومنابع جهانخوراند که با بکارگیری دالر و دینار، با استفاده ازآدم و آهن و دراختیارداشتن فضا و زمین و حتا با دردست داشتن همه گونه وسایل هوشمند وغیرقابل دید، هرآنچه درکشورما خواسته باشند، انجام میدهند.                                                                                   

وقتی دولت امریکا، با پرتاب «ستلایت» ها به فضا، با بکارانداختن کمره های بسیارحساس، استفاده از استراق صوت، قراردادن بالون مجهزبا کمره ودستگاه ثبت صدا  درفضای شهرها، ازجمله شهرکابل، پیاده کردن هزاران سربازمسلح، تعیین رهبران سیاسی کشور، تمویل نیروهای عسکری و برخورداری ازچندین پایگاه مخصوص نظامی و سایرامکانات، ازحرکات وسکنات خزنده و جنبده ی سرزمین ما مطلع است، پس ما چه چیزی برای پنهان نگهداشتن خواهیم داشت؟ دارای چه صلاحیتی درتعیین سرنوشت آینده ی خویش خواهیم بود؟ وقتی بریتانیا قادرمیشود هم سربازبخاک افغانستان پیاده کند و هم زندانهای خصوصی داشته باشد و هم حمایت کننده ی جنگ و جنایت بوده تروریست و مواد مخدربپرورد، آیا نمیتواند یا نتوانسته است درتار وپود حیات فردی و ملی ما چون موریانه رخنه نماید؟                                                                                     

وقتی شبکه ی جاسوسی پاکستان (آی اس آی)، این لانه ی شیطنت و جنایت و این دست پرورده ی همان قدرتهای جهانخوارموفق شود جواسیسش را عملاً دررأس دولت افغانستان و تمام نهاد های آن جابجا نموده بالای رهبران کشورما بنازد و بتازد وفخربفروشد و هیچ مانعی دربرابر صدورتروریسم  وحشی خویش نشناسد وجمهوری اسلامی ایران با سپردن ملیونها دالربه رییس جمهور مملکت، نصب وزیرو وکیل و واعظ  و روحانی و مدرسه و حزب و تنظیم و حتا مسلح سازی تروریست ها و تخریب بند و انهارما، دست دراز داشته باشد، چگونه انتظارداشته باشیم که بحران پایان یابد و امنیت جان و مال اهالی افغانستان تأمین گردد؟       

وقتی (کی جی بی) با پرداخت حقوق ماهیانه برای رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، ترسیم خط حرکی برای آنها، تعیین نام های مستعاربرای این کادرها و رهبران و بالاخره نفوذ قابل ملاحظه ی بخش نظامی آن بنام (جی آر یو) درتشکیلات اردوی کشور دست دراز داشته باشد، هست وبود ما چسان مصوون مانده میتواند؟ چنانکه مصوون نماند.                                       

درکتابی تحت عنوان « افغانستان و مداخلات خارجی» میخوانیم: «درنهم جنوری ۱۹۸۰درواشنگتن، دراتاق (اس- ۴۰۷) درقسمت سنای ساختمان کنگره که بیش ازاندازه دستگاه های الکترونیکی حفاظتی درداخل و نیروهای مسلح درخارج آن جهت جلوگیری ازدرز احتمالی اطلاعات وجود دارد، طی تعطیلات کریسمس کنگره، گروهی ازسناتورها حاضرشدند. سناتورها عبارت بودند از بیرج بایه از ایالت ایندیانا رییس کمیته ی منتخب اطلاعات، باری گلدواتر از آریزونا معاون ریاست سنا، جوزف آربیدن ومدیران ادارات مانند ویلیام جی میلر وارل دی، ایزنهاورنماینده ګان سیا. دراین جلسه، معاون رییس سیا فرانک سی کارلوسی معاونت عملیات جان مک ماهون، بعضی مردان شماره یک عملیات مخفی بودند. فقط یک موضوع در دستورکار این جلسه وجود داشت که عبارت بود ازمطرح ساختن برنامه هایی برای انجام عملیات شبه نظامی مخفی سیا درافغانستان...»                                                                         

بازهم درهمین کتاب میخوانیم: « درحقیقت اولین کار دردسته های تروریستی توسط امریکا درپایگاه پاکستانی اش با دلالی آی اس آی درمنطقه شکل میگیرد که  ازنمونه های عینی آن میتوان گروه سپاه صحابه، انصارالمجاهدین، گروه طالبان، تیم های تحت رهبری اسامه بن لادن ... را نام برد»                        همچنان درصفحه ی ۸۴ «جنگ اشباح» میخوانیم:  «کیسی (رییس سیا درآنوقت) توانسته بود وفاداری استخبارات سعودی را نسبت به خود جلب کند و آن اداره به اجازه ی ملک فهد حاضرگردیده بود در عملیات تحریک آمیز علیه شوروی در آسیای میانه شریک شود. بیشتراز هرامریکایی دیگر، کیسی درایجاد اتحاد میان سی آی ای، استخبارات سعودی [المخابرات العامه]  و اردوی پاکستان [آی اس آی]  نقش بازی کرد.»                                    

پس این واقعیت، همان بافت، پیوند و همکاریهای متقابله ی شبکه های مختلف جاسوسی جهان و منطقه علیه افغانستان را میرساند که تا امروزبا تمام شدت و حدت خود علیه هستی ملی وبقای سرزمین مان ادامه دارد.                         

 دربالا گفتیم که شبکه های جهنمی استخبارات جهان، ازهمه گونه امکانات علمی و مالی و نظامی وشیطانی شان دربسترآب و هوا و زمین این جهان غرض رسیدن به هدف های کوچک و بزرگ خویش استفاده مینمایند. البته موازی بدان، هرکدام این شبکه ها، مطابق به روحیات، سنتها، گرایشات، کمبودها و ذهنیت های باشنده گان هرکشوراستفاده بعمل می آورند. مثلاً درافغانستان، شوروی دیروزازجوش وخروش ترقیخواهی نسل جوان سؤاستفاده نمود، پاکستان ورق اسلام پناهی وقوم پرستی را بکار گرفت، ایران ازاحساسات زبانی، مذهبی و نژادی مردم ما استفاده نمود، عربستان سعودی ازشعار«عربستان مهد اسلام»، وبهانه ی «خادمین حرمین شریفین» بهره جُست، امریکا و انگلستان درپرتوپروپاگندهای مربوط به  تروریسم وچاق نمودن خطرالقاعده و طالبان واخیراً داعش و دامن زدن به فساد مالی و اداری، بحران درافغانستان را عمیق و لاینحل ساخت.                                                                           

یکی ازابزارهای موثر استفاده از روابط قومی و زبانی را بازهم استخبارات نظامی پاکستان دربناگوش افغانستان بکارگرفت. چنانکه "پیترتامسن" سابق سفیرامیریکا نزد مجاهدین افغان، درکتاب خویش تحت عنوان " جنگ اشباح" چنین مینگارد: " همین پشتونها برای پاکستان، غرض نفوذ درمیان افغانها و غرض جاسوسی، بسیارمساعد بودند. پاکستان پس ازتجاوز شوروی درسال 1979م تا عمق مسایل سیاسی افغانستان نفوذ نمود... پشتونهایی که در بخش افغانستان در آی.اس.آی کارمیکردند برای پشتونهای قبایل هردو سوی خط دیورند سازگاربودند. مثلا تعدادی ازآنها ازقبایل درانی، اچکزی، کاکر، شینوار، وزیری، مومند و صافی آمده بودند که همه به زبان پشتوحرف میزدند و ریش های انبوه میگذاشتند و لباس های نوع قبایلی به تن میکردند و به آسانی درمیان مجاهدین راه باز نمودند. پس ازسال 1994 که گروه طالبان به افغانستان هجوم بردند، پشتون های پاکستان بخش های عمده ی جنگ و رهبری آنرا به عهده داشتند..."           جنرال زاهد حامد یکی از افسران بلند پایه ی استخبارات نظامی پاکستان، غرض ازچنین اقدامات استخباراتی درافغانستان را چنین افشا میکند: " پاکستان همانگونه که ارتش سرخ را درافغانستان شکست داد، توان شکست امریکا را نیز دارد. افغانستان درکنار داشتن معادن لیتیوم، ذخایرزیرزمینی زیادی که به ویژه زمرد درپنجشیر، گازجوزجان و لاجورد در بدخشان به ارزش چندین ترلیون دالر دارد. افغانستان به لحاظ تاریخی، یک بخشی ازپاکستان بوده... پاکستان باید سرنوشت افغانستان را در آینده در اختیارداشته باشد..."           چرا تمرکز فعالیتهای اینهمه شبکه های استخباراتی جهان روی افغانستان است ؟! این، دومین مرتبه در درازنای تاریخ است که کشورما دریک زمان، درمحراق توجه و دخالت های سیاسی- نظامی و فعالیتهای استخباراتی جهان قرار میگیرد: نخستین مرتبه، همان دهه ی نود قرن گذشته یا دوران جهاد بود که با هجوم نظامی شوروی دیروزبالای افغانستان و درشرایط تقابل جنگ سرد، تعداد زیادی ازممالک دنیا به سردمداری ایالات متحده ی امریکا، آتش جنگ و کشتار را به سود خویش درخاک افغانستان به راه انداختند و مرتبه ی دوم هم از سال 2001م آغازگردید و تا همین اکنون ادامه دارد.                                               

باساس نظریه ی تحلیگران سیاسی، همین اکنون یک جنگ سرد دیگردرجهان آغاز شده که بازهم کانون اصلی این جنگ، جغرافیای خون گرفته ی افغانستان است. یا بعباره ی دیگر، تضاد ها، گره ها و منافع اکثرکشورهای منطقه و جهان درعمق بحران خونین افغانستان نهفته است که این موضوع، شرح و بست جداگانه می طلبد.                                                                        

بادریغ باید گفت که افغانستان درسالهای پسین، نه تنها به کانون سلاح، تروریسم و مواد مخدر، بلکه به مرکز فعالیتهای استخباراتی بیش ازپنجاه کشورجهان نیزمبدل شده است.

شبکه ی "اطلاع رسانی افغانستان" درشماره ی ماه اسد سال 1393خورشیدی خویش از قول منابع سیا نوشت: " مقامات سازمان سیا پس ازشناخت دولتمردان افغانستان، دریافتند که نیاز نیست برای جمع آوری اطلاعات از هوا پیما های بدون سرنشین وتجهیزات پیشرفته ی جاسوسی استفاده کنند، درافغانستان با پرداخت کمی رشوت و اعطای مقداری تسهیلات، میتوان هرمقامی را مطیع امرخود کرد، آنهم نیرو های وفاداری که حق نان و نمک را بخوبی میدانند"    

آری! درحال حاضر، سازمان سیا درافغانستان، جاسوسان وطنی فراوانی دارد که مطیع تر از نیروهای فعال سیا برای این سازمان فعالیت میکنند. "

نورالحق علومی هم که مدتی بحیث وزیرامورداخله کارمیکرد، اظهارداشت : " من به صراحت میتوانم بگویم که فعلا افراد غیرافغان دراداره ی پولیس، اردو و امنیت ملی حتا درپارلمان و ارگانهای مهم دولتی حضوردارند."

همچنان خبرگزاری بی بی سی درماه اکتوبر2013 به نقل از روزنامه ی دیلی تلگراف لندن نوشت : " سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (ام.آی -6)  خواستار افزایش جاسوسان خود درافغانستان شده است... ام.آی- 6 خواستار استخدام کارمندان بیشتر از دیگر بخش های اطلاعاتی بریتانیا شده که متخصص امور افغانستان هستند. "

فرهاد عظیمی یکی از اعضای هیات اداری پارلمان افغانستان نیز درماه حوت سال1390خورشیدی رسما اظهارداشت : " افرادیکه برای کشورهای دیگرجاسوسی میکنند، حتی تا دفتررییس جمهورنفوذ کرده اند... شمار بیشتر افراد بلند پایه دردولت افغانستان برای کشورهای دیگرکارمیکنند... استخبارات کشورهای همسایه در نهاد افغانستان نفود کرده و مُهره هایی را در پست های مهم دولتی گماشته اند."                                                                       

چه باید کرد؟

این موضوع آنقدرگسترده، عمیق، پیچیده و تاسف باراست که نخواستم همه حقایق تلخ و همه گوشه های آنرا دراینجا بیان نمایم؛ زیرا وقت بسیارنیازدارد و اما اجازه دهید با این وضع و حال رقت باریکه افغانستان دارد و از سوی شبکه های استخباراتی منطقه و جهان چون تار عنکبوت احاطه شده است، برای رهایی احتمالی ازاین مصیبت بزرگ، چند نکته را دراینجا یاد دهانی نمایم :              

اول) کار، تلاش و مبارره ی سر سختانه غرض بوجود آوردن یک مکانیسم دولتی آگاه، کارکن، آزادی دوست و خدمتگار ملک و ملت افغانستان.

دوم) شناسایی، دستگیری و محاکمه ی خاینین و جنایتکاران رنگارنگ در یک دادگاه علنی، واقعی و منصفانه.

سوم) خلع سلاح راستی و واقعی کلیه افراد وگروه های مسلح غیردولتی درسراسرکشوربا تمام جدیت .

چهارم) تصفیه و برطرفی عناصرمشکوک، جاسوس و وطنفروش ازتمام نهاد ها و تشکلات ملی و دولتی، بدون استثنا.

پنجم) اصلاح و تقویت سیستم اقتصادی کشوراز طریق بلند بردن سطح آگاهی دهاقین، بلند بردن سطح تولید، جلو گیری از اختلاسها دربنادرافغانستان و جلو گیری واقعی ازتولید و قاچاق مواد مخدر.

ششم) تصفیه ی مساجد، مدارس و موسسات مختلف دینی وآموزشی از واعضان، مدرسان و مبلغان صادرشده، سیه اندیش، ضد ترقی وضد روشنگری به شمول جواسیس بیگانه در این مکانها.

هفتم) تبلغ و بلند بردن سطح آگاهی و آموزش معلمین، شاگردان و منسوبین معارف از طریق اصلاح سیستم تدریس و تهیه ی مواد علمی، وطندوستانه، تنویری و بسیج کننده.

هشتم) راه اندازی تبلیغات وسیع سراسری علیه جاسوسان، تروریستان، خاینان و خاین پروران به وسیله ی رسا نه های جمعی، تشکیل گروپ های تبلیغی سیار، صادق و آگاه درپناه حمایت های ملی و دولتی.

نهم) جلب همکاری و همنوایی قاطبه ی مردم در راه مبارزه علیه فساد،شناسایی، دستگیری و محاکمه ی جدی و علنی مفسدین درسطح بالا و پایین.

 دهم) تقویت نظام اردو، باسواد سازی عساکرو بسیج مردمی علیه گروه های تروریستی ، انفجاری و انتحاری بدون ملاحظه ی قومی وزبانی و محلی و ...

یازدهم) تدریس جوانان، شاگردان معارف و مردم عامه برای آگاهی های کشفی و ضد اطلاعاتی درهمکاری تنگاتنگ نهاد های امنیتی کشور.

دوازدهم) تحت نظرگرفتن جدی سفارتخانه های خارجی، مراکز انجیویی و سایراماکن و موسسات مشکوک خارجی و داخلی.

سیزدهم)گزینش رهبران با جرات، با درایت، مردم دوست، آگاه و با وجدان که بتوانند ازمنافع، وقار، حیثیت و آزادی و سعادت مردم افغانستان در برابرخارجی ها، با بکاربرد منطق قوی و دلایل قاطع و نیز با بکاربرد دپلوماسی فعال و خردمندانه دفاع نموده هرنوع توطئه و خرابکاری آنها را در موقعش خنثی نمایند.

چهاردهم) اخراج آنعده از افراد، گروه ها و موسسات خرابکاراستخباراتی که تحت نام دروین مشوره و کمک درخاک افغانستان جابجا شده اند.

و پانزدهم) شناسایی و خنثی سازی احزاب، سازمانها، رسانه ها و سایرتشکلاتی که از سوی بیگانه ها تمویل میشوند و برای بیگانه ها جاسوسی میکنند.

هرگاه زمینه ی اجرای چنین برنامه ی کاری درکشور میسرگردد، با یقین میتوان گفت که پیکرعلیل افغانستان، تا اندازه ی زیادی از ویروس خطرو خیانت ناشی ازفعالیتهای جاسوسی پاک خواهد شد. به همین امید !   (پایان)   اقتباس  از صفحه گفتمان 

...............................................................................................................................    

 

  

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin