Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

 علی اصغر اکبر زاده

  مانور سیاسی انتخارات 

آیا حنیف اتمر بدون تفاهم اشرف غنی احمدزی ارگ را ترک گفت ؟

حنیف اتمر که مهندس اصلی تقلبات انتخابات قبلی ریاست جمهوری بود چگونه میتواند در مقابل غنی احمدزی صف آرایی کند.

بعد از استعفای حنیف اتمر همه منتظر بودند تا مسولان بی کفایت سکتور امنیتی .یعنی وزیر دفاع .وزیر داخله وریس امنیت ملی که هر سه تن ازجمله بی کفایت ترین مسولان سکتور امنیتی در تاریخ افغانستان استند وبه اثر تلاش حنیف اتمر در این پستها گماشته شدند. نیز استعفا میدهند در ظاهر امر این سه تن استعفا دادند که این برنامه از قبل ترتیب شده بود که گویا بعد از حنیف اتمر اینها نیز از حکومت خارج میشوند بعد سروصدا ها قسمی بلند شد که سفارت آمریکا به غنی احمدزی دستور داده که استعفای این سه تن را منظور نکند که چنین هم شد.

حال پرسش اساسی این است که اگر حنیف اتمر در خط مخالف اشرف غنی احمدزی قرارداشت چرا غنی احمدزی این سه تن را در آستانه ی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۸ سبکدوش نکرد؟

جواب بسیار ساده وسهل است که حنیف اتمر با تمام قوت بازهم در کنار غنی احمدزی می ایستد این حرکت ففط یک مانور سیاسی وانتخاباتی ومتفرق نمودن تیمهای انتخاباتی مقابل غنی احمدزی است وبس وهیچ گاه این دوتن از هم جدا نمیشوند.

حال که غنی احمدزی خود نامزد ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ است. ومیگوید که(( کارهایم ناتمام مانده است ))

کد ام کارها ؟قتل عام مردم؟ .سقوط ولایات.؟گسترش ناامنی ها؟گسترش تعصبات قومی؟گسترش فساد اداری؟ خفه نمودن صداهای عدالتخواهی؟انفجار تکایا و مساجد؟

تقلبات انتخاباتی؟بخاک وخون کشاندن مردم افغانستان؟

بلند رفتن میزان بیکاری؟معتاد شدن سه ونیم میلیون تن به مواد مخدر؟تقدیر وتمجید کردن از فاسد ترین افراد بی کفایت حکومتی؟بی نتیجه بودن گزارشات ۴۸ هیات حقیقت یاب؟و کشتار خبرنگاران توسط دستهای پنهان وآشکار؟وصدها موارد مستند دیگر که مانند آفتاب روشن است وکشور رادر پرتگاه سقوط قرارداده. حال معلوم است که این دوتن شامل یک تیم استند وبس.

..........................................

محمد حیدر اختر

  یک خادیست جنایتکار و سرخم درشهر هامبورگ

دوستان عزیز، با سقوط رژیم دست نشاندۀ شوروی فروپاشیده، تعداد فراوانی از خادیست ها، شکنجه گران و اعضای باند خلق و پرچم، برخلاف شعارهای سابق شان به کشور های امپریالیستی، به خصوص کشور آلمان، هالند، انگلستان، بلجیم، سویس و . . .  سرازیر و پناهنده شدند. قسمی که بار بار گفته شده است، آن عده از شکنجه گران دستگاهٔ جهنمی خاد برای این که شناخته نشوند نام های فامیلی خود را تغییر داده و هم از انظار مردم خویش را پنهان می کردند. سال هاست از بعضی از دوستان شنیده بودم که یکی از شکنجه گران خادیست ومسوول خاد پنج زمان داکتر نجیب الله در شهر هامبورگ آلمان زنده گی می کند، ولی درطول همین سال ها چنان مخفیانه و دور از چشم مردم گشت و گذار می کرد تا کسی وی را نشناسد. راستش را بگویم من هم اورا درجایی ندیده بودم تصادف به روز جمعه گذشته زمانی که با یکی از دوستان جهت ادای نماز جمعه به ترن های شهری راهی مسجد ابراهیم خلیل الله بودم، یک تن ازدوستانم شخصی را برایم نشان داده گفت که این کثافت را می شناسی؟ گفتم نه خیر نمی شناسم. سرخود را تکان داده گفت این همان جنایت کار معروف و شکنجه گر خاد و رئیس خاد پنج به نام کریم بها می باشد  که تعداد فراوانی از هموطنان مارا شکنجه کرده راهی زندان پلچرخی نموده ویا این که سر به نیست کرده و هیچ کس از وی تاکنون پرسان نکرده وامروز هم در پهلو پهلوی ما قرار گرفته است. زمانی که به چهره کثیف ووحشتناکاش نگاه کردم دیدم سرخود را پایین انداخته قسمی درترن جایی برای نشستن پیدا نموده که باما چشم به چشم نشود. ازهمان لحظه درفکر فرو رفته ام که ایا جای چنین جنایت کاران شهر هامبورگ آلمان و یا بقیه شهر ها وچنین گشت وگذار است، یا دیدن روی محکمه و زندان. اگر اینها چنان ظلم و جنایت نمی کردند، مردم بیچارۀ ما غمهای موجود را نمیدیدند.

....................................

 

پرتو نادری

               بوی خون از دیک مدرن دموکراسی

دوستی با زبان طنز آمیز نوشته است : امی انتخابات یک رقم ده شاخ آهو مالوم میشه !

من درپاسخ نوشتم : پس آهو را باید شکارکرد. انتخابات را از شاخ آهو جدا ساخت، اگر شاخ آهو انتخابات را سوراخ سوراخ نکرده باشد! بازهم انتخابات سوراخ سوراخ خود غنیمت است!

از قدیم گفته اند: در بیابان کفش کهنه نعمت است!

باز می شود پوست آهو را بر کند و با آن فابریکه ی بوت آهو را دوباره به کار انداخت!

شاخ آهو را باید شکست و دوباره صنعت چاقو سازی چاریکار را راه اندازی کرد!

با خود گفتم هرکس که انتخابات را سر شاخ آهو کرده حکیم بزرگی بوده است که با یک تیر سه فاخته شکار کرده است که می توان با آن فاخته شوربای وحدت ملی را در دیگ مدرن دموکراسی پخت تا مردم از خطر گرسنه گی خشک سالی نجات یابند!

تا به این جا رسیدم پیرمردی که همیشه با من است و خرچ و برچش هم از کیسه ی من ، زد به خنده ، چنان می خندید که دل مرا از دل خانه بر می کند!

گفتم : چرا می خندی ؟

گفت: به تو چه !

آزادی بیان است و هر انسان به اندازه ی که می خندد انسان است!

اشک هایم جاری شدند.

پیر مرد پرسید : تو چرا گریه می کنی ؟

گفتم : به تو ارتباط ندارد. در این سرزمین انسان به اندازه ی که گریه می کند انسان است!

دیدم که پیر مرد هم زده به گریه و شورای وحدت ملی در دیگ مدرن دموکراسی می جوشید و از دیگ بوی خون بلند می شد!

..........................................

وحیدر تاجیک

ای هزاره، ازبک، تاجیک، و ترکمن . . .!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

  چرا در  این روز ها غزنه، غزنه می میگوئید؟ یک تاریخ است که خانه و کاشانه شما آتش گرفته است. آیا بلای کمتر ازغزنه سراغ داری که افغان = پشتون سرت نیاورده باشد؟ خانه‌ات را گرفتند، زمینت را به بیگانگان کوچی دادند،  هویت دیگر برایت تراشیدند. گفتن بگو هویتم"افغان" است !!. و پیهم کوشیده اند،  طوق بندگی  را به گردنت بیاویزند.

بیدارشو، حافظه تاریخی ات  را بکار بینداز، وقایع غزنی و آموزشگاه     "موعود"  نمونهء  تازه ای ازعصَبیّت قبیله است.

 به گذشته نگاه کن. به همه چیز که متعلق به توست تجاوز کرده اند. آزادی ‌فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را از تو گرفته اند. مانع آموزش و تحصیل تو با انتحار می شوند، چرا نمی فهمی!!؟ دود برخاسته از آموزشگاه « موعود » و شعله های آتش غزنی پیامی دارد آشکار از قبیله که پیش از غزنی، غزنی های دیگر را نیز با آتش بیداد خود سوخته است.

ای هزاره، ازبک، تاجیک و ترکمن . انتحاری طالب پشتون = افغان شما را به قیاس این به ظاهر رهبرا مواجب گیر هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن از خزانه استبداد ، بنده « قبیله پشتون = افغان»  فرض کرده اند  و در لابلای  دود و آتش برخاسته از " غزنی " واضح  به شما می گویند: دیگر حق ندارید  شاد باشید و امید وار و تلاش کنید برای آیند بهتر،  تا رویی سلحشوری – دلاوری را در شما کشته باشند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن ، پشتون = افغان تمامیّت خواست و خصلت  رژیم مبتنی براین قوم نمی تواند  توتالیترِنباشد. جرات کن، به عملکرد  این دژخیم  در طول تاریخ  نگاه کن نه مقطعی .

استعمار این دژخیم دست آموز خود  را در این مرکز مهم تمدنی جهان ( ایران زمین) خلق نموده تا این تمدن «زندگی اقوام رنگارنگ بصورتی دوستانه و تعاونی در کنار و جوار يکديگر » را نابود  و انسانش را درآتش تعصّبات مذهبی – قومی  بطور هولناک بسوزاند و قتل عام نماید.

  باتوجه به حضورِ سنگین " آمریکا – انگلیس " در کشور و حمایت شان از این دژخیم به اضافه "پاکستان"، سعودی  و . . . ، چه بسا در بهترین حالت، نابودی ظرفیت های مقابله و مقاومت مستقل در سطح جامعه هزاره، ازبک، تاجیک، ترکمن  و کنترل پذیر کردن اینها  هدف باشد و در بدترین شکل اش گورستانِی به بزرگی هر چهار  تان  چاله کنند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن . پشتون = افغان  ستیزه جو و اصلاح ناپذیر ست و در همه حال تهدیدی است برای امنیت جانی، ناموسی، هویتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دیگران . تا خصلت ستیزه جوی و تهاجمی پشتون = افغان  از طرف شما پاسخ معادل خود را دریافت نکند، تهدید و خطر همچنان پا برجاست. حتی اگر گردن نهید و "امان نامه" دریافت کنید!!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

.........................................

 حسین مهدوی

ملیشه های غنی از چه کسی انتقام می گیرند؟

ما می دانیم که گروه های مسلح غیر مسئول ، مسئول بسیاری از شکنجه ها، قتل ها و ویرانی های کشور است. این گروه ها برای رسیدن به اهداف شان به بسیاری از ارزش های انسانی و مدنی پشت پا زده اند. اما زمانی که حکومت دقیقا مانند همین گروه ها رفتار می کند و درست مثل گروه های غیر مسئول، دست به شکنجه و کشتار مردم می زند، نام آن را باید فاجعه قانون و مسلخ مدنیت نهاد. ملیشه های غنی به بهانه ی تعمیم و گسترش حوزه ی اقتدار قانون و تعمیم نظم عامه بسی بیشتر از ملیشه های بدنام تاریخ کشور به شکنجه و کشتار سربازان قیصاری پرداختند. به گزارش بی بی سی حتی چند نفر غیر نظامی نیز پیش از مرگ آن قدر توسط ملیشه های بد نام غنی شکنجه شده اند که صورت شان قابل شناسایی نیست. به راستی چه کسی پشت این کشتار کور و شکنجه ی قرون وسطایی قرار دارد؟ آیا کسانی از وابستگی های قومی این مردم نفرت دارند و می خواهند بدین وسیله خشم شان را فروکش کنند؟ و یا این که مشکل شخصی با تک تک این کشته شدگان دارند؟

هرچه باشد، ملیشه های آدم کش غنی بیرحم تر و درنده خو تر از دیگر ملیشه های بی رحم این سرزمین اند. زور ملیشه های غنی به طالب و داعش نمی رسد، تنها می توانند دست کسانی را که علیه طالب و داعش جنگیده اند بسته و با شکنجه های قرون وسطایی به قتل برسانند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

 

محمد نصیر مهرین

           پادشاهی محمد ظاهرخان

                     قسمت دوم     

            صدارت شاه محمود خان

                                                (  1946-1953 / 1332-1325 )

 

پیش ازآن که به بررسی فشرده ازسیاست ها و رویداد های زمان سلطنت محمد ظاهرشاه در دورۀ حکومت شاه محمود خان بپردازیم؛ شایسته است، که پیرامون گونۀ استعفای سردارمحمد هاشم خان و رسیدن سردارشاه محمودخان به مقام صدارت تأملی نماییم. زیرا به دشواری می‌توان صورت معمولی ویا ابراز دلایل ناشی از معاذیر صحی را که برای استعفا گفته شده بود، پذیرفت. پاره یی از مدارک حاکی ازآن اند، که محمد هاشم خان به رضا ورغبت خویش استعفا نداد؛بلکه او را شاه محمود خان با موافقت محمدظاهرشاه به استعفا وکناره گیری ازادامۀ وظیفۀ صدارت وادار نمودند.این وادارسازی او به استعفأ، ذهن را به سوی دریافت اختلافات داخلی جناح های دربار سلطنتی جلب می نماید. برداشت‌ها از اوضاع و طرزکاربعدی برای ادارۀ امور که پادشاه و شاه محمود خان به عنوان نماد آن تبارز نمودند، نیز درهمین راستا سزاوار مکث وتأمل اند .

برای پذیرش وادار سازی محمد هاشم خان به استعفأ، مدارکی در دست اند.

میرمحمد صدیق فرهنگ می‌نویسد :

" صدراعظم ( هاشم خان) به آسانی تسلیم نشد ودرآخرکار، استعفا درحالی بر او تحمیل شد، که افراد اردو اطراف قصرصدارت را احاطه کرده بودند» نامۀ شاه به صدراعظم در نیمۀ شب (1) فرستاده شده بود ، به این ترتیب و در‌واقع با برطرف نمودن سردارمحمد هاشم خان ، سپهسالارشاه محمود خان وزیر حربیه به جای برادر اندرنشست .

 برکناری محمد هاشم خان با وجودیکه با موفقیت به پایان رسید، اما مقابله با اقدام وپیامد های سیاسی واجتماعی نرمش آمیزآن، درنهانخانۀ تلاش‌های انتقام‌جویانه به درازا کشید. درنتیجه تلاش‌های برخاسته ازنیات احیأ و تداوم سیاست های محمد هاشم خان،حکومت سلطنتی را سالیان متمادی ازطرف عبدالمجید خان زابلی، سردار محمد داوود خان وبرادرش سردار محمد نعیم خان مشغول نگهداشت، که به آن در آینده می‌پردازیم .

 

 

         سردار شاه محمود خان

شاه محمود خان پنجمین پسرسردارمحمد یوسف خان بود، که پس از بازگشت با خانواده اش در زمان امیرجبیب الله خان سراج الملة والدین،وظایف درباری را به دست آورد.مانند بقیه برادران در زمان امان الله خان پله های رسیدن به مقامات بالایی را طی نمود. در زمان امیرحبیب الله خادم دین رسول الله، یگانه برادری ازبرادران پنچگانه بودکه درکابل به امارت او صحه و امضأ نهاد.همچنان امیر حبیب الله برای جلب محمد نادرخان شاه محمود خان و سردار احمد علی خان سلیمان را به سوی محمد نادرخان فرستاد.نتیجۀ آن شد که به قولی هم خود نجات یافت وهم کمکی برای برادران شد.

پس از تصرف قدرت به وسیلۀ برادران و پادشاهی محمد نادرخان، تمامی خونریزی ها وخشونت هایی را که نمادهای آن محمد نادرخان ومحمد هاشم خان بوده اند، الزام نمود ودرکنار آن‌ها به اجرای خشونت بارترین اعمال پرداخت. با اعلام صدارات اوخط مشی را در پیش گرفت که در جبین آن سیاست نرمش، نشانۀ آشکار داشت؛ مثلاً :

زندانیان سیاسی آزاد شدند، شکنجۀ علنی در زندان ها ممنوع شد. 2  

رویکردی به دموکراسی شد.نشریات آزاد ومستقل از طرف آشخاص ومحافل مختلف انتشار یافت. شخصیت‌های که پیشینۀ ناسازگاری با نظام استبدادی داشتند و طرفدارحکومت مشروطه بودند، دست به فعالیت اشکارای قانونمند شدن جامعه وفعالیت های مستقل یازیدند..

هنگامی که شاه محمود خان با چنان سوابق و آن هم در جامعه یی که سختگیری های ترساننده وآزاردهنده وتعصب آلود محمد هاشم افرادش را با سینه های تراکم کرده ازانزجار به خاموشی نشانده بود؛ به صدارت رسید، میتوان گفت که سزاوارگشودن بحث جداگانه ومستقل در حوزۀ انگیزه شناسانه وخواستگاه شناسی آن است. دقیقاً  اهمیت همین موضوع است که ازهمان سالها به اینسو مشغلۀ قلمی وفکری برخی ازپژوهشگران وتاریخ نویسان کشورما قرارگرفته است.

من باب مثال ازچند تن فشردۀنظریات شان را میاوریم:

مرحوم میرغلام محمد غبار که شاهد رویداد ها بودوبه یک تن از پیشکسوتان تأثیر گذار در آن زمینۀ فراهم شده نقش برازندۀ سمت دهی دموکراسی خواهی نهاد؛ معتقد است که دولت به این دلیل استراتیژی دیگری پذیرفت « تا انفجار انقلابی بعمل نیاید ».  3

مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ عامل ملل متحد و نقش محمد ظاهرشاه را مطرح مینماید. 4

داکتر اسدالله شعورعقیده دارد که: رقابت شوروی وامریکا،شعارهایی را که آن دو قدرت برافراشته بودند؛ وزنگ خطری برای دولت های جهان سومی بود؛ ایجاد سازمان ملل متحد،صدور اعلامیۀ جهانی حقوق بشر ( که برخی از کشورها رعایت آن را درمحدوده های زیر حاکمیت خویش تعهد سپردند)، همچنان جمیع عوامل منطقه یی،تمایل حکومت به امریکا پس از رفتن بریتانیا( که دوست ومتحد خانوادۀ ،شاهی وسیستم سیاسی افغانستان بود) از هند . . .نارضایتی عامه وبه ویژه اعتراض قشر روشن‌فکر وبا سواد از استبداد؛ وعدم پیشرفت کشور، جنبش های مخفی وتشکیلات پنهانی را به وجود آورده بود . . .

بدینترتیب دیده می‌شود که عوامل گوناگون متذکره دست یه دست هم داده، این مرد نظامی ( شاه محمود خان ) را به انعطاف وتحمل مخالفین وامیدارد. 5 .

در ادامۀ جست و برای  دریافت انگیزه های سیاست نرمش آمیز، این هم گفتنی است که محمد ظاهرخان جندین بار طی صحبت های مهمانان در روم ویا مصاحبه های خویش  گفته است که  شخص خودم به ضرورت دموکراسی پی برده  بودم.  پیش ازانفاذ قانون اساسی 1343 دامنۀ آن باورداشت را تا علایق پدرش محمد نادرخان نیز رسانیده است. شادروان بهأالدین مجروح در سال 1364 خورشیدی در پشاوربه نگارنده گفت که:" ایتالیا به دیدار پادشاه رفته بودیم. شاه طی سخنانی که بیش از 40 دقیقه دوام کرد، به گذشته ها نیز تماس گرفت وگفت که در زمان کاکایم شاه محمود خان به آن نتیجه رسیده بودم. اما دیدم اوضاع مساعد نیست. در شروع دهۀ چهل که بیشتر به نتایجی رسیدم ، ودموکراسی موقع یافت ،دیدید که محمد داؤود خان کودتا کرد  . . .."

بحث انگیزه یابی برای تعدیل سیاست های پیشین را( حتا اگر برای چند سال کوتاه هم بود)،باید در چارچوب سیاست‌های جست، که دربار سلطنتی افغانستان برای بقای خویش در نظرداشت. نگرش به پیامد های آن سیاست توأم با نرمش ،با توجه به گسست از آن و رویکرد دگر باره به دیکتاتوری می تواند،شناخت از آن منظور راتکمیل نماید. تأثیراتی که آن سیاست متفاوت با پیشینۀ تقربیا ً هفده ساله برجای نهاد باتوجه به منافع اقشار مختلف درجامعه می‌تواند انگیزه‌ها را نیز نمایانتر نماید.

برای باز نمودن بیشتر موضوع به چند موضوع می نگریم :

 حکومت شاه محمود خان تلاش های پیهمی را برای جلب کمک‌های ایالات متحدۀ آمریکا به کاربرد،حتا طی دومسافرتی که به آمریکا داشت، یک بار ماه های طولانی در آنجا به سر برد.می توان پذیرفت که جلب کمک از ایالات متحدۀ آمریکا یکی ازآرزومندهای مهم حکومت شاه محمود خان بود و در صدرهمه تلاشها قرارداشت.زیرا دربارسلطنتی  پنداشته بود که با استفاده از کمک های آن کشور، به بقایای بحران اجتماعی واقتصادی زمانۀ محمد هاشم خان مقابله نموده و برنامه های اصلاحی بطی خویش را برای آینده ازطریق اتکأ به  کمک های امریکا تمویل نماید. علاقمندی حکومت را ازین سخنرانی صدراعظم شاید بهتر درک نمود که جناب صمد غوث در کتابسقوط افغانستان نقل کرده است: " مطمین هستم که قهرمانی ایالات متحدۀ امریکا برای ملت های کوچکی چون کشور من در صورت مورد حمله قرار گرفتن وبرای تأمین امنیت آن با ارزش است. خط مشی امریکا راه نجات ماست در تاریخ کشورما این نخستین باری است که ازخطر قدرت های بزرگ آزاد هستیم، اگر آنها برای ما امپراتوری را باز کرده ، حالا می توانیم استعداد وامکانات خود را در راه رفاه مردم خود به کار اندازیم ."

اما درین زمینه مانعی که در سر راه حکومت او وبه دست خود او ایجاد شد ، سیاست نا دقیق وناروشن در قبال کشورتازه ظهورپاکستان وبه ویژه مسألۀ مناطق  وپشتون ها وبلوچ هایی بود که بعدها به ایالات بلوچستان وصوبۀ شمال غربی پاکستان مسما شدند. آشکارا می‌توان سیاست های آن وقت ایالات متحدۀ آمریکا را نیز درپشتیبانی از پاکستان واهمیتی را که برای پاکستان قایل بود دریافت. همان سیاست پشتیبانی که مطالبات افغانستان از آمریکا رابه شکست روبه رو می نمود.اما پیشهادها ومطالبات آمریکا مبنی بر انصراف افغانستان از سیاست مخالفت آمیز با پاکستان که نمی‌توانست طرف پذیرش حکومت باشد. زیرانظر به جو حاکم سیاسی و شکل‌گیری گروه فشاری که جدی‌تر موضوع مخالفت با پاکستان را در پیش می گرفت،حکومت شاه محمود خان با سیاست کجدار و مریز در قبال پاکستان ودر یافت منابع اقتصادی نابسنده برای برنامه های درنظر داشته، تقریبا ًدست خالی ماند.

علایق ایالات متحدۀ امریکا به پاکستان که ازمنافع رهبردی درازمدت تری برخاسته بود، تردید ناپذیربود. زمینه‌های مساعد درحکومت پاکستا ن برای صحه گذاری به سیاست‌های آمریکا وبریتانیا به آن علابق استحکام بیشتر می بخشید.وبه همان پیمانه موجد بی علاقگی دربرابر افغانستان می شد.، تکیه به همه پرسیی (6)زیرکانه یی که در ایالات پشتون نشین به عمل آمد، مطالبات افغانستان را کمرنگ وتایید ناپذیرتر‌نمود . درآن همه پرسی289244 به نفع پاکستان و 2074 تن به طرفداری از طرح پیوستن به هند رأی داده بودند .

 حکومت شاه محمود خان در زمینۀ تأمین روابط سیاسی با کشورهای بیشترموفق شد. از ایالات متحده  اندکی کمک به دست آورد.ایالات متحدۀ آمریکا که با بی علاقگی به کابل نگریسته بود،همکاری اش را با سپردن 21 ملیون از بانک صادرات و باردیگر 18 ملیون وپنجصد هزار دالر به افغانستان اعلام داشت اما پروژۀ مشهورهلمند نتیجۀ خوب به دست نداد. پاکستان و هند به رسمیت شناخته شدند اما روابط دوطرف افغانستنان وبا پاکستان باسیاست تشنج آمیز سالهای متمادی دیگری نیز به درازا کشید . در زمان شاه محمود خان همچنان افغانستان عضویت مؤسسه ملل متحد را حاصل نمود. روابط با شوروی به گونه یی که محمد نادرخان اساس گذاشته بود ومبتنی بود بر عدم اطمینان ،روابط محدود وعادی ادامه یافت. چند قرار داد در زمینۀ رادیوتیلگرافی و ترانزیت بسته شد. 7

از زبان آگاهان امورگفته شده است که ،تبادلۀ مواد خام وپُخته میان دوکشور به شکل ناعادلانه یی وجو دداشت .8

با وجودی که فشار بحران جنگ عمومی دوم آن گونه که درزمان حکومت هاشم خان تأثیر نهاد ه بود، وجود نداشت، اما افغانستان تحول اقتصادی را ندید.سرمایه های خصوصی هنوز هم در زیر فشار بخش دولتی به سرمی بردند و مجال تنفس ورشد لازم نیافتند. افغانستان بانک با تأثیر‌پذیری از اوضاع وسیاست دفاع ازسکتوردولتی که درحکومت حاکم بود،سرمایۀ هنگفتی رانصیب شد. چندفابریکه که با دشواری مجال تنفس وتولیدیافته بودند، به دلیل نبود سیاست تشویقی صنایع وسرمایۀ ملی از طرف حکومت به بحران و ورشکستگی روبه رو شدند.

با آن هم  روند اصلاحات بطی در همه زمینه‌ها همچنان ادامه یافت. تبارز نقش انتقادی برخی از وکلای شورای ملی درین زمینه مؤثربود.

جاده های جدید اعمار گردید .و درشهر کابل بنابر ابتکارات ادارۀ انتخابی بلدیه( شاروالی) جادۀ میوند با دور اندیشی ساخته شد.9

در زمینۀ معارف سیاست پیشینه که با کندی وبطائت عمل می کرد، تعدیلی دید. اکرام اندیشمند در اثرتحقیقی معارف عصری افغانستان می‌نویسد که « رویهمرفته پس از جنگ جهانی دوم و در دوران صدارت سردارشاه محمود،معارف افغانستنان درعرصه های مختلف تعلیمات نسوان،تعلیمات عالی وتعلیمات مسلکی متحول گردید» چندین مکتب جدید تأسیس شد پس ازتأمین ارتباط با یونسکو، ومشوره ها با آن مؤسسه، مؤسسات تر بیه معلم عرض وجود نمود. چندین مکتب دهاتی احداث گردید ودانشکده های قبلی در سال 1946 زیر نام پوهنتون ( دانشگاه ) کابل را گرفتند. ونسوان توانستند به دانشگاه راه بیابند. دختران در آغاز به صورت چداگاه درس می خواندند تا درسال 1960 تحصیل در دانشگاه به صورت مشترک صورت گرفت 10

.همچنان لیسۀ رابعه بلخی، ملالی ، وزرغونه برای دختر آن در کابل تأسیس شد.

چندین مکتب دیگربا نام های مستورۀ غوری، محجوبۀ هروی، ستاره ونازوانا در کابل تأسیس گردیدند 11

در اثر تمایل روز افزون مردم،وسهمگیری برخی از متمولین و اعانۀ خود مردم تأسیس مکاتب در ولایات کشوربه شمول مکاتب نسوان جان تازه یافت.

در حوزۀ مطبوعات فرستندۀ رادیو ونشریات اخباری ولایات وپایتخت در اختیار دولت بود.فقط مدت کوتاهی نشریات آزاد انگار، وطن، ندای خلق و . . .که از طرف حلقات غیر دولتی ومستقل انتشار میافتند،به نشر سپرده شدند.

دورۀ هفتم شورا

در دوران صدارت شاه محمودخان جلوه های نخست توسل به آرأ مردم و گسست نسبی از مقرری های حکومت اندک، اندک موقع تبارز یافت، که دامنۀ آن تاانتخابات سری ومستقیم دورۀ هفتم شورا و  وضع قانون مطبوعات رسید.

پیش از آن نیز مضامین انتقادی ،با محتوی ومتفاوت با نشر یات سالیان حکومت هاشم هان حتا از حنجرۀ نشریات دولتی بیرون شد.مقالۀ اقتصاد ما به قلم میرغلام محمد غبار در ماه میزان سال 1325 در روزنامۀ اصلاح،و بعدترمقاله هایی که زیر عنوان دیموکراتیک وانتی دیموکراتیک با نام کربلایی ویا پلان های اقتصادی ازعبدالحکیم نوری در مجلۀ ژوندون و ده‌ها مقالۀ دیگر در بقیه نشریات به نشر رسیده‌اند، ازراه یابی عنصر روشنگر ومنتقد نشانه دارند.

 

پیرامون مبارزۀ مشروطه خواهان ،ما اینجا از شرح ومعرفی چهره‌های متبارز وجزییات دورۀ 7 شورای ملی ، آوردن مرامنامه های نهاد های آنها که دریک نوشتۀ مستقل ومفصل باید بیایندمعذوریم .خوانندگان علاقمند می‌توانند به نوشته‌های مرحوم غبار،جناب محمد آصف آهنگ،مرحوم صدیق فرهنگ ،مرحوم سید مسعود پوهنیار، جناب سعدالدین هاشمی، جناب دوکتور اجرالدین حشمت و غیره کتاب‌ها ومقالاتی مراجعه نمایند که از طرف هموطنان ما نگاشته شده اند.

اما به این مهم اشاره می نماییم که کارکرد اصلاح طلبان مشروطه خواه از راه شورای ملی وخارج آن، در زمان حکومت شاه محمود خان، نتایج آرزوهای اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی اصلاح طلبان دموکرات را نشان میدهد.نگرش به آن از دریچۀ باور های استبدادی ستیزانه وتحمل آمیز، مفدیت آن را به گونۀ انکار ناپذیزمسجل نموده است.آنها اندک نقشی را که در انتخابات بلدیۀ کابل یافتند، وسهمی را که در شورای ملی برای قانونمند شدن جامعه، برداشتن باربیگاری از دوش مردم ویا رد عوالۀ غله از مردم،زیر سؤال قراردادن حکومت واقدامات قابل بحث وانتقاد . . . ایفا نمودند،سزاوار اعتنای بسیار است.در واقع کوشش ها واقدامات آن‌ها ره به سویی می بُرد که ادارۀ جامعه به دست مردم واز طریق انتخابات باشد

نگارنده هیچ سند ومدرک واقدامی را ندیده‌ام که حاکی از اخلالگری مشروطه خواهان واصلاح طلبان باشد . همچنان که به سوی کشورهای بیگانه تمایل وعلایقی از خود تبارز نداده اند. به افزون طلبی سیاسی، ایجاد هرج ومرج وانارشی سیاسی هم روی نیاورده اند. یکی از ویژ گیهای مباحثات ومطالبات پیشکسوتان آن‌ها، تأثیر‌پذیری ازنیازهای جامعه وحضور واقع‌بینی درطرح مطالیات است. برخلاف آنچه که در د هۀ چهل خورشیدی،به رغم کمیت بسیار در صحنه، غالب فعالیت‌های با زمانّ دورۀ هفت متمایز اند

دستاوردهای دورۀ هفتم شورا و واکنش مخالفت آمیز که از طرف حکومت شاه محمود خان نگریسته می شوند، مبین آن اند که دربار سلطنتی افغانستان در محدودیی آزادی داده بود، که برنامه‌های دولتی را مدد رسانده وممد آن باشد، نه اینکه جامعه را به سوی نظام پارلمانی سمت وسو بدهد.حکومت نه به عنوان علاقمندان دموکراسی دست به چنان تصمیم زده بود ونه تصوری از شکل‌گیری چنان نهضت داشت.

ازین رو دموکراسیی را که خود داده بود با تیغ های مانع  شوندۀ مداخله ، تهدید وتوطته وبالاخره با انتصابات دورۀ هشتم شوراگسست. جناب محمد آصف آهنگ یک تن ازفعالان مبارزات مشروطه طلبی، هنگام انتخابات دورۀ هشتم شورا به نمایده گی از مرحوم غبار در حوزه های انتخابی بود  می نویسد که  او( آهنگ) وعبدالحی عزیز را در حوزهۀ انتخاباتی راه ندادند واز حوزه بیرون کشیدند. . . غبار قانون انتخابات را به دست گرفته وبه مقابل جمعیت مظاهره چیان فریاد برآورد که : برادران ما از حکومت می خواهیم که همین قانون را که خودشان آورده وامضأ کرده اند،تطبیق کنند. ولی قانون را زیر پای نهاده ، دولاب شان قانون می باشد "

 دورۀ هفتم شورای ملی افغانستان ونتایج آن برای حکومت، تجربۀ بیشترحکومت گری رافراهم نمود.

تجربیات دورۀ هفتم شورای ملی در حیات کشورما بازگوی این واقعیت نیزاست، که درصورت نبود بنیاد های محکمی که به دست خود مدافعین نهضت آزادیخواهانه وضد دیکتاوری ایجاد شده باشد،گلوی نهضت کم رمق می تواند با سهولت به دست مخالفین آن فشرده شود. چنان بود که دایرۀ مخالفت با مداخله حکومت در انتخابات واعمال ناروای آن باآنکه درشهر کابل جمعیتی را به اعتراض کشانید، اما دربرابر تصمیم حکومت مبنی بر از میان برداشتن چنان فعالیت‌ها بسیارنامؤثر بود. ازهمان رو بود که.

متعاقب جان یافتن وتوان گرفتن نهضت اصلاح طلبی ومشروطه خواهی، بگیر وببندحکومت شاه محمود خان شروع شد و درنتیجه تعداد زیادی با تبلیغات دورازواقعیت ، مانند اخلالگری و کمک به اجانب زندانی شدند.

 

مکثی بر تدارک یک قیام

یکی از رویداد های مهم دورۀ حکومت شاه محمود خان، آگاهی از تدارک یک قیام مسلح وتوقیف رهبران وفعالان آن است. قراربود آن قیام درروز نوروز سال 1329 خورشیدی آغاز شود.رهبری قیام را بیشتر دوتن سید محمداسماعیل بلخی و خواجه محمد نعیم خان که چندسال پیش قوماندان امنیۀ ولایت کابل بود،به عهده داشتند.

سید محمد اسماعیل بلخی ازچهر ه های نامداردر سطح کشورماست. وی که به مذهب تشیع وزیر ستم تعلق داشت اما تلاش خویش را در گسترۀ وسیعتر مبارزه با استبداد تعیین نموده بود .از همین رو در سازماندهی وبسیج مردمان مختلف توفیق داشت. تصور می‌شود که توقیف بلخی وهمکاران او زنگ خطربیشتر را به گوش حکومت رسانید.زیرابلخی با وجود آزادی‌های نسبی، مجاب آن نشده اقدام اساسی و بنیادین برداشتن حکومت را به وسیلۀ قوۀ قهریه در پیش گرفته بود .بلخی هنگام بازپرسی اقدام خود راتایید وتوجیه نمود است. او با اشاره به اوضاع رقت بار اجتماعی و اقتصادی کشوروبا اشاره به وضع زنده گی مردمان فقیر ونادار ومظالمی که برمردم ازطرف حکومت میرفت، به دفاع ازتدارک اقدام خویش پرداخته.حکومت شاه محمود خان وبعد سردارداؤودخان بلخی و همکاران او را بدون محاکمه سالهای متمادی زندانی نگهداشتند.

 

سقوط حکومت شاه محمودخان

جالب است که شاه محمود خان نیز به رضا ورغبت خویش استعفا نداد. در مورداستعفأ اجباری او مشهور است که صدراعظم مشغول بازی بلیارد بود وخبرهای ساعت 8 شب رادیو راهم می شنید. در آن هنگام رادیو استعفای او را به دلیل مشکل صحی وتعیین سردارمحمد داؤود خان به حیث جانشین او اعلان داشت.گویند اندکی گریست وبه حاضران گفت می‌بینید که من صحت دارم ومریض نیستم .

به هرحال قراین وشواهد رویداد های چند ین ساله حکایت ازجناح بندی هایی در دربار سلطنتی داشت، که اسباب موجبۀسقوط حکومت او را فراهم نمود.پیشینۀ اختلاف به دور کردن اجباری سردارمحمد هاشم خان برمی گردد.رهبران مخالفت با او، سرمایدار مشهور عبدالمجید خان زابلی، سردارمحمد داؤود خان وبرادرش سردارمحمد نعیم خان بودند .ابزارتشکیلاتی برای زیرفشار قراردادن صدراعظم ونهاد های دموکرات واصلاح طلب «کلوپ ملی " نام داشت که بیشترین نقش در آن به عهدۀمحمد داؤودخان  بود.

گروپ مخالفین وبه ویژه دو برادر،( محمد داؤود ومحمد نعیم)نخست ازهمکاری با حکومت شاه محمود خان امتناع ورزیده وظیفۀ سفارت کبرا درکشورهای اروپایی را به عهده گرفتند.بعد داخل کشورشده وظایف وزارت را باطرحی درپیش گرفتند که ریاست گروپی از وزرا را نیز عهده دارباشند.به این ترتیب برای صدراعظم محدودیت های ایجادنمودند. شاه محمود خان سرانجام  درحالی که جلوه‌های اختلاف دربیرون از دربار نیز مشهود بود، مستعفی شد. جناح داخل دربار سلطنتی در اقدام علیه شاه محمود خان، محمد ظاهر شاه را با خود  داشتند.

سزاوار یادآوری است که شاه محمود خان پیش از برکناری خویش، بساط همه مظاهر دموکراتیک رابرچیده بود. به عبارۀ دیگر او قربانی دفاع از دموکراسی نبود؛ اما قربانی کوشش ها وافکاری بود، که بیشتر به شیوۀ سردار محمد هاشم خان سازگاری میافت.

محمد ظاهرشاه همان‌گونه که هنگام برکناری محمد هاشم جانب شاه محمود خان را گرفت ، این بار نیز به رویکار آمدن محمد داؤودخان صحه گذاشت. پادشاه هنوزهم درکنار جناح قدرت مند ونزدیک به خود دردربارقرارمیگرفت. به این معنی که هنوز دارای نقش مستقلی نبود .اما پرواضح است که پس از دورکردن سردارمحمد هاشم خان اندک اندک استقلال یافته بود. شاید نخستین مسافرت شاه به یک کشور خارجی پس از سال 1328،( نخست به منظور تداوی چشم به فرانسه رفت ) و آغاز مسافرت به داخل کشور، برکناری هاشم خان ،برکناری شاه محمود خان نشانه‌های از اندک استقلال روبه تزاید او تلقی شوند.

با آنکه طی قسمت‌های بعدی دوران پادشاهی محمد ظاهرشاه،رویداد های بیشتری را می نگریم که سزاوار تعمق بیشتر اند؛ اماحکومت تقریبا ً هفت سالۀ شاه محمود خان با گرفتاری‌ها و پریشان حالی های سیاسی بیشتری شناخته می‌شود . به ویژه پس از عرض وجوددولت پاکستان،مسألۀ خط دیورند،آزمون دموکراسی به منظوربقای حکومت،واکنش مخالفان سرسخت دموکراسی، فقدان پیروزی برای جلب کمک‌های آمریکا رئوس نکات گرفتاری او بودند.

---------------------------------------------------------------------------------

منابع ورویکردها

1- .م.ص. فرهنگ افغانستان درپنج قرن اخیر جلد اول ص446

جناب شهرت ننگیال دررد ادعای چنان برطرفی ویا کودتای درباری، به نقل ازمرحوم عبدالرحمان پژواک نوشته است، که روزی پس از ختم نماز، محمد هاشم خان به او گفت که از طرف وی استعفا اش را بنویسد. زیرا به دلیل پیری نمی‌تواند بیشتر به وظیفۀ صدارت ادامه بدهد. استعفای او همان شب در رادیو کابل به نشر رسید . شهرت ننگیال. پخوانی پاچا. ص 14.

احتمال دارد که آن استعفا نامه به قلم مرحوم پژواک فردای نیمه شبی نوشته شده باشد که هاشم خان را به استعفا وادارنموده بودند.

2- ص 214 غبار جلد دوم

3- اثر پیشین ص 207

4- . م.م فرهنگ  افغانستان د 5 قرن اخیرص 446

5- یادنامۀ غبار.مجموعۀ مقالات .به کوشش پویا فارابی ص 44/45

6 - عبدالصمدغوث.سقوط افغانستان ص 103

7 - منبع بالا ص115- و داکترش .ن حقشناس دسایس وجنایات روس در افغانستان ص 170

8- ص 454. م.ص.فرهنگ اثر یادشده .

9- برای مزید معلومات مراجعه شود به نوشتۀ شادروان سرورجویا زیرعنوان بلدیۀ ملی در سالنامۀ 1327. تجدید نشر آن در شمارۀ 16 اگست سال جاری در تارنمای کابل ناتهـ

10- اکرام اندیشمند.معارف عصری افغانستان صص 65 - 72   

در اثر پژوهشی معارف عصری افغانستان مدارک ، آمار وارقام جالبی را میتوان یافت

11- رهنمای کابل سال 1345 ص 199

نگارنده خویش را ناگزیربه نوشتن این یادآوری می بیند، که نوشتن تاریخ وبررسی دقیق مسایل هفت سالۀ حکومت شاه محمود خان نیز،مستلزم بررسی مفصل وجداگانۀ هریک ازعناوینی است که درنبشتۀ بالا آمده اند. ازین رو نبشتۀ موجوده را درسطح کلی واشاره های عمومی، در چارچوب الزام فشرده نویسی می توان درنظرگرفت. 

...............................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin