Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

پرتو نادری

                   پرسش و پاسخ 

پرسش: از بدخشان تا کابل، کندز، بغلان، فاریاب، غور، هلمند

دریای خون جاری شده است، شما چه هوایی در سر دارید؟

پاسخ: هیچ هوای در سر ندارم، مرا از انسان متکبر بدم می آید!

پرسش : هدفم این است که در برابر این کشتار مردم چه پاسخی دارید؟

پاسخ: هیچ از قدیم گفته اند: جهان را آب بگیرد مرغابی را تا به زانو است!

پرسش: جناب این دریای خون است نه دریای آب!

پاسخ: خوب در هردو یش می شود شنا کرد!

پرسش: هدف این است که تا چه وقت مردم کشور کشته شوند!

پاسخ: هیچ افغان از هیچ افغان کم نیست. آن که می کشد خود نیز کشته می شود؛ در همین فاریاب داعش 50 طالب را کشته است، حالا طالبان خون نداشتند، جان نداشتند، داشتند، داعش هم همان طالب، مردم می گویند خر همان خر است ،پالان اش عوض شده است ! ما به سوی دموکراسی روانیم ، وقتی طالبان کشته می شوند؛ اگر طالبان نکشند، اعتدال جامعه از بین می رود، ما باید جامعه متعادل داشته باشیم! آیا متعادل است که از یک مردم کشته شود و از مردم دیگر نه ؟

این اعتدال ماست که سبب می شو تا هر ساله پنج ملیون گردشگر به افغانستان بیاید!

پرسش: مخالفان شما می گویند که اینان گردشگران نیستند، هراس افگنان اند، شما چه می گویید؟

پاسخ: این گز و این میدان، من به یک مناظره حاضر هستم، مگر هراس افگنان گردشگری نمی کنند، شما فکر کنید آنان برای اجرای کار خود هزاران کیلومتر راه را گردشگری می کنند، مسافرت می کنند ، از شهری به شهری می روند. پس آنان گردشگران نیز هستند! گردشگران اند !

ما باید از گردشگری تعریفی افغانی خود را داشته باشیم!

پرسش: باوجود که شما 16 ساعت کار می کنید چرا یک ذره هم کار ها به سامان نمی شود!

پاسخ: کار می کنم یا نمی کنم باشد به جای خود، اما من بیماری بیدار خوابی هم دارم، این یک نعمت خدایی است برای مردم افغانستان . من بیدار می مانم، تا ملت خاطر جمع بخوابد! خوب یگان انتحاری منتظری می شود ، در آمریکا و پاریس هم می شود!

می خواستم چیز دیگری بپرسم که آسمان بر سرم فرو ریخت، فکر کردم در نزدیکی ها انفجاری رخ داده است؛ متوجه شدم که چنین نیست؛ بلکه جناب شان با حنجره ی پنج هزار ساله ی تاریخی فریاد می زند:

گر نداری غیرت افغانی ام

چون به میدان آمدی می دانیم

..........................................

:

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

 

نصیر مهرین 

           پیرامون        

 " خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر

                         درگفت وگوبا                 
                                دکتور پرویز آرزو 

                                       قسمت نهم

                          عبدالقادر و کی . جی . بی

 

چند سخن مقدماتی

 K.G.B مخفف  Komitet Gosudarstwennai Besopasosti به معنای (کمیته امنیت دولتی) است که در داخل روسیه شوروی نقش (پلیس مخفی سیاسی) و در خارج وظیفه جمع آوری اطلاعات " (1) وفعالیت های مختلف را برای منافع شوروی عهده دار بود.

 کی.جی.بی ، ازسازمان های مخوف جهانی بود، که پس از اضمحلال اتحاد شوروی(1991) ، بخش قابل ملاحظۀ شبکه ها و فعالین آن زیر نام (FSB سرویس ضد جاسوسی روسیه ) در خدمت جمهوری روسیه قرارگرفتند. نام نهاد جاسوسی ، ازآغازتأسیس روسیۀ شوروی و سپس گرفتن نام اتحاد جماهیر شورویی سوسیالیستی، چند بارعوض شد.(2) نخستین نام آن "چکا" بود. "چکا" (ЧК) که مخفف نام روسی "  Чрезвычайная Комиссия است (کمیسیون فوق العاده)، معنی می دهد، . . . نام مکمل روسیآن c Всероссийская Чрезвычайная Комиссия по БорьбеКонтрреволюцией и Саботажем  (کمیسیون فوق العادۀ سراسری روسیه برای مبارزه با ضد انقلاب و خرابکاری) (3)  می باشد. نخستین بار پس از محکومیت استالین از طرف خروشچف، وپس از آن که رسما از اعمال تکاندهنده اعدام های وسیع گزارش شد،رئیس آن سازمان ( بیریا ) محکوم به اعدام گردید ، در سال 1954 به کی جی بی تغییر یافت. وبا چنین نام تا سال 1991 ادامه یافت.

کی .جی. بی، هنگام جنگ سرد وحضور رقابت های مختلف درگسترۀ جهانی میان اتحاد شوروی و ایالات متحدۀ امریکا- متحدین، نه تنها در سطح داخل قلمرو شوروی ، بلکه درسطح جهانی به ایجاد شبکه های مجرب ومخوف دست یازید.

 شاید درست باشد اگرگفته شود که دولت های بسیاری، با ایجاد شبکه های– جاسوسی چه داخل، درسطح جهانی و یا در سطح منطقه یی پرداخته اند. تصور می شود که توان ونقش چنین سازمان های امنیتی – جاسوسی متناسب باشد به میزان قدرت مندی ویا ضعف آن حکومت ها. مثلاً ایالات متحدۀ امریکا، با داشتن چندین سازمان به دلیل قدرت اقتصادی، نفوذ وسلطه یی که در جهان دارد، وبه دلیل حقی! مبنی برقدرت شماره یک جهان برای خود قایل است، نیرومندترین سازمان جهانی – جاسوسی یا "سیا" (CIA) را در اختیار دارد.

" سازمان استخباراتی خارجی امریکا را بنام سی آی ای وداخلی را بنام اف بی آی یاد می‌نمایند. سازمان سی - آی – ای در سال ۱۹۴۷ تاسیس شد. و موسس آن شخصی به نام آلن دالس می‌باشد."

آژانس اطلاعات مرکزی (به انگلیسی: Central Intelligence Agency)، هم‌چنین مشهور با سرواژه «سیا» و یا «سی‌آی‌اِی» (به انگلیسی: CIA ( 4)

 واضح است که همواره سعی شده است، وظایف واقدامات سازمان های جاسوسی کاملا پنهان بماند. برخی از اقدامات با گذشت چندین دهه افشأ شده اند؛ وبرخی به دلیل افشأگری های اعضای سازمان های جاسوسی زودتردراختیار مردم یک کشور ویا جهان قرار گرفته اند.

درکشورماهنوز پیرامون نفوذ ونفش،چگونگی کارکردهای سازمان های جاسوسی وعمال آن، تحقیق ویژه یی ارائه نشده است. جسته وگریخته وحاشیه وار می توان سخنی در بارۀ فعالیت های جاسوسی خواند. مثلاً درکتاب سراج التواریخ، تألیف ملافیض محمد کاتب، به چندین مورد ازجاسوس های روسی وانگلیسی، اشاره شده است.(5) بنابر اهمیت موضوع، به نیازی التفات می یابیم، که پاسخ گوی، نگارش تاریخ جاسوسی درافغانستان باشد.

در پسین سالها،اندکی ازاطلاعات موثق که برمبنای تصادف، ویا ناشی از اختلافات سیاسی ونارضایتی های اعضای سازمان های " امنیتی " انتشار یافته اند،ره به سوی تشخیص اهمیت ونقش سازمان های جاسوسی درکشورما می برند. درحالی که مطمین هستیم، بسا از کشورهای خارجی، از طریق سفارت خانه ها وشبکه های مستقل خویش، به جمع آوری اطلاعات پرداخته و می پردازند،انتشار اسنادی از سفارت پیشین ایالات متحدۀ امریکا در تهران، کمک نمود، که بیشتر ومستند تر به علایق آنها در بارۀ اوضاع افغانستان وسیاستمداران آن پی ببریم. (6)

ویا  انتشارکتاب " کی جی بی درافغانستان "(7) برگ های اند که اندکی ازعلایق وکوشش های مداخله گرانۀ "کی جی بی درافغانستان" را بازگو می کند. همچنان از میان برگ های خاطرات کارمندان نظامی شوروی درافغانستان که بخشی از آنها به فارسی دری برگردانده شده اند، اطلاعات پراکنده را می توان به دست آورد.(8) اما، تا حال اعتراف هیچ یک ازهموطنان خویش را که عضویت  کی جی بی، ویا بقیه نهادهای جاسوسی دارا بوده اند، نخوانده ایم. دلیل آن هم واضح وروشن است. کار درسازمان های جاسوسی دیگران، کار خائنانه وبا تمام پستی های آن تشخیص شده است. هنگامی که فردی درخدمت سازمان های جاسوسی قدرت های بزرگ ویا کشورهای همسایه، قرار گرفته است، ازحدود وثغور بدنامی ونفرت زایی آن میان مردم می داند. پس حتا آنانی که دربارۀ ایشان مدارکی نیز انتشار بیابد، سعی می ورزند، رفع اتهام نمایند. این است که دسترسی به چنین اطلاعات دشوار است.

 

بازتاب کمرنگ جاسوسی

              در کتاب خاطرات عبدالقادر

درکتاب خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر، چند جای سخن وادعا از وابستگی یک عده هموطنان به امریکایی ها وانگلیس ها می رود. گاهی اتهام شاید با گذشت زمان پس از بیشتر از سی سال کم رنگ است وگاهی، ازبدبینی های" ایدئولوژیک" - سیاسی علاقمندان به نظام شوروی ، علیه تحصلیکردگان در امریکا، حکایت واضح دارد. این موارد، نشاندهندۀ یک ذهنیت غلط سیاسی بود که شوروی وعلاقمندان ( شاید نه همه) به شوروی ، افراد تحصیلکرده درغرب را که وابسته به ایشان نیز نمی بود، یا مُهر وابستگی به غرب می زدند ویا با بی اطمینانی وبی اعتمادی به آنها می نگریستند. وچه بسا هنگام تأمل برسرکوبی برخی از آنها، نیاز وخواستگاه از میدان برداشتن آنها چهرۀ چنین موقف را نشان داده است .

تأمل مزید پیرامون کودتای نام نهاد محمدهاشم میوندوال با وضاحت نشان می دهد، که شبکه یی جز برنامۀ خویش داشت تا برخی ازشخصیت های قومی، نظامی وسیاسی را که میانۀ خوبی با اتحاد شوروی و متعلقین آن نداشتند، هرچه زودترمورد سرکوب قرار بدهد.

با گذشت زمان وبا وجود فروپاشی اتحادشوروی،هنوزچنین موقفی رادرخاطرات عبدالقادر می بینیم. ولی آن چه بسیار مهم است، گرد آوری گفته ها وسخنان شخص وی در ورای گفت وگو با دکتور پرویز آرزو است، که در گشودن باب تحقیقات بیشتر کمک می کنند.

 چند مورد را در پایان  می آوریم :

دکتور آرزو :

" شما از استخباراتی گفتید که درجا های مختلف، ازجمله، درخانۀ نعمیم خان ( مشهور به سردارمحمد نعیم خان برادر سردارمحمد داؤود خان) نفوذ داشت؛ و برای شما کار می کرد. لطفا در این مورد بیشتر توضیح دهید. "

عبدالقادر:

  ". . . اطلاعات را از طریق کسانی که در استخبارات وزارت دفاع کار می کردند، به دست می آوردیم . (شخصی به اسم عبدالحق را در ص  92 خاطرات نام برده است) عده یی از آن افراد توانسته بودند، برای کسب اطلاعات وارد روابط خصوصی کارمندان ارشد نظام شوند.  . . . یکی از آنها از خانۀ نعیم خان به ما گزارش می داد. این افراد در ظاهر طوری وانمود می کردند، که به نفع داؤود خان کار می کنند. اما، دو طرفه کار می کردند. بازی می کردند."

دکتور آرزو :" منبع اطلاعاتی شما در مورد نعیم خان کی بود؟"

عبدالقادر : " داماد نعمیم خان ، پسر شاه محمود خان بود. او اتشۀ نظامی ما در ماسکو بود.هیأت های شوروی را که به کابل می آمدند، همراهی می کرد. . . " (9)

تصورمی شود چنین توضیحات از طرف عبدالقادر، سبب شده است ، که دکتورآرزو، با تشخیص باریکی ها وآگاهی عبدالقادر از اطلاعات بیشتر، پرسش توضیح طلبانۀ دیگری را مطرح کرده وپسانتر برداشت خویش را مشخص تر ابراز کند:

دکتور آرزو:

" شوروی هم در افغانستان بسیارفعال بود. واز موضعگیری های غرب گرایانه وضد شوروی نعیم خان آگاه بود."

عبدالقادر: " بلی این را می فهمیدند"

دکتور آرزو :

" فکر می کنید از طریق کی و چه طور می خواستند او( نعیم خان ) را  زیر نظر داشته باشند."

عبدالقادر:

" یک نکته را درنظرداشته باشید. که کسانی که در چوکات های بالا ( استخباراتی ) کار می کنند، هیچ وقت افشأ نمی شوند. کارش را فقط ارگان خودش می فهمد. آنچنان ساده نیست. نمی شود آن را به سادگی پیدا کرد. اما یک چیز را می دانم که در چوکات سفارت شوروی ، کسانی مشغول چنین فعالیت های بودند. یکی از آنها همان کسی بود که  . . . در زمان داؤود خان، به عنوان نمایندۀ کمپنی " ایرفلوت" ما را به ضیافت دعوت کرد.( جریان دعوت را در ص 92 خاطرات آورده است) من این را پس از هفت ثور دانستم. اولین کسی که پس از بیرون شدنم از بندی خانه  پیشم آمد ، همین آدم بود. به شوخی به او گفتم، " ای حرامزاده!" او همانی بود که من به او فارسی یاد داده بودم. درکمیته مرکزی حزب کومنیست کارمی کرد. بعدها سفیر شوروی در اندونیزیا شد." (10)

به ص 326/ 350/354  مراجعه شود.

عبدالقادر این را می پذیرد که به وساطت مقامات شوروی وبه ویژه پنیماروف ، از افراد با نفوذ در رهبری حزب، از مرگ در زمان تره کی وامین  نجات یافته است... ص312

از خلال سخنان خود عبدالقادر این هم برمی آید که حفیظ الله امین، این تصور را داشت که عبدالقادر با روسها روابط نزدیکتری دارد

می گوید :

 " فهمیدم ،امین می خواهد، روابطم را باشوروی و روسها بفهمد "(11)

" امین بسیار واضح گفت که خوب می شود اگر رابطه اش با روسها تأمین شود. من به امین گفتم که خودم هیچ رابطه شخصی با آنها ندارم. . .  امین اصرار می کرد. بالاخره امین گفت :" خیراست " من خودم تلاش می کنم رابطه یی پیدا کنم تا آثار حزبی وادبی را به دست بیاورم " (12)

در بارۀ روابط اسدالله سروری و گلاب زوی ، می گوید :" سروری وگلاب زوی هم صبح وقت ( از کودتای ثور) به سفارت شوروی اطلاع داده بودند. آن دو از کاسه لیس های بودند که همیشه پیش می دویدند." (13)

شنیدن این سخنان از طرف گفت وگو کننده با عبدالقادر، منتج به طرح پرسشی شده است که واقعاً برای هر خواننده یی دست می دهد. دکتور آرزو از وی می پرسد :

" شما درشوروی درس خوانده بودید. به شوروی علاقمند بودید. پیش از این هم در مورد جوانی که شما را به ضیافت ایرفلوت دعوت کرده بود، گفتید. جوانی که بعد ها معلوم شد از کی جی بی، بوده است. این به این معناست که شما عملا زیر نظر دستگاه استخباراتی شوروی بودید. فکرمی کنم این راباید بپذیرید. حالا پرسشی که شاید برای خواننده پیدا شود،این است که دستگاهی که علاقمند بر اندازی رژیمی در کشور دیگر است و می داند که این کار بدون سهم گیری فعال قوای هوایی ممکن نیست و نقش برجسته در این رویداد را هم شما بازی کردید، چطور ممکن است که با شما تماس نگرفته باشد وبا شما هماهنگی نشده باشد؟ " (14)

عبدالقادر نخست به هر طرف روی می آورد واز هرجا سخن می راند، تا پاسخی بیابد، وبگوید که نه!

وقتی ازدریچۀ ره یافتن به اطلاعات برای توضیح شفاف رویداد ها؛ و برگ های تاریخ ما می نگریم، هریک از سخنان بالا، دارندۀ چنان نقشی می شوند. این که کدام سخن را باید پذیرفت وکدام آن را تردید نمود، محتاج تحقیق است وبستگی به رعایت اصل جدا نمودن سره از ناسره دارد. مثلاً نگارنده باردیگر تأکید دارم که فرصت مناسبی است که تحقیق از اسدالله سروری در زمینۀ پیوند هایش با کی جی بی ، صورت بگیرد. اشاره های پیهم عبدالقادر به اسدالله سروری وگلاب زوی، در کنار بقیه اطلاعات ، تردیدی بر جای نمی گذارد که آن دو تن نیز سرچشمه های بسا پیوند ها و دارندۀ آگاهی از بقیه روابط با کی جی بی، می باشند.

در کناریادآوری ازچنین موضوع واهمیت آن، شایان یادآوری است که جست وجو وتحقیق پیرامون فعالیت ها، نقش، تأثیر وتشخیص اعضای کی جی بی درافغانستان، بدون

در نظرداشت، چنان نقش از بقیه سازمان های جاسوسی کشورهای جهان ومنطقه، به شمول دو دوکشور پاکستان وایران، دستاورد نارسا وناقص خواهد بود. امید آن می رود که روزی با کار وتلاش مستمر تحقیقی، چنان فعالیت های آسیب زا برای کشور دردمند ما، بازشناسی شده وآیینۀ عبرتی به دست آید.

                                                        ادامه دارد

.................................................................................................................................

 

توضیحات ورویکردها

1-    ویکی پیدیا. ذیل معرفی کی جی بی

2-    به یاد بیاوریم که در کشور ما  از کودتای هفت ثور تا ختم حیات سیاسی حکومتی ح.د.خ ا. چندین بار نام سازمان " امنیتی " تغییر کرد. اگسا، کام، خاد ودر آخر نام  واد گرفت.

3-      مقدمۀ برگردان متن انگلیسی کتاب کی جی بی، در افغانستان. برای مزید معلومات مراجعه شود به تارنمای خورشید و رنگین.

4-    ویکی پیدیا. معلومات در بارۀ "سیا"

5-    ملا فیض محمد کاتب. سراج التواریخ. جلد چهارم. بخش سوم. ویرایش دکتر محمد سرور مولایی. کابل . 1390 خورشیدی.صص 95- 111- 196  . . .

6-    اسنادی که پس از اشغال سفارت امریکا درتهران از طرف پیروان آیت الله خمینی زیر عنوان اسناد لانۀ جاسوسی انتشار یافت.

7-    متروخین. کی جی بی در افغانستان. برگردان دکتور حمید سیماب. منبع یادشده درشمارۀ 2 توضیحات.

8-    بیشترین این  آثار از زبان روسی به فارسی دری، به وسیلۀ جناب عزیز آریانفر ترجمه شده اند.

 این نمونه را بخوانیم که حتا نظارت عضو کی جی بی، سبب نارضایتی جنرال شوروی در کابل شده است:

"  . . . ببرک از تۀ دل به ما خوش آمدید گفت. رفیع وزیر دفاع ویک آدم قد پست ،بی مو ، وپریده رنگ ... که به آسیایی ها نمی ماند ، (یعنی شوروی بود ) در کنار او ایستاده بود .من با شگفت زدگی به او نگریستم واز خود پرسیدم :این دیگر کیست ؟...هنگام ترک کاخ با بیقراری از اخرومییف پرسیدم :این دیگر کیست ؟

-  رفیق .. x  ( ایکس )

 - رفیق ( ایکس )  ؟

- سرهنگ اوسادچی مامور کی جی بی.

او پیوسته با ببرک است . با او محـتاط باش .هرکاری که ما کنیم ، هر توصیه یی که به ببرک نمایم ، این نابکار همه را ضرب صفر میکند... وبخاطر داشته باش که پیوسته با اندروپف به عنوان مهره ی مورد اعتماد مطلق او ارتباط دارد.

   نا آرامی ناخوشایندی در درونم به جوش وخروش آغاز کرد . "

برای مطالعات بیشتر این منابع نیز باید طرف توجه باشند:

-         " فاجعۀ قرن ما، تلک خرس.شکست روس. این کتاب کوچک، گوشه یی از مداخلات وتشبثات سازمان جاسوسی پاکستان را نشان میدهد. نویسنده گان : دگروال محمد یوسف و مارک ادکین. برگرداننده به فارسی دری، انجنیرنثار احمد صمد. چاپ  پاکستان.

-         جنگ اشباح ، تاریخچۀ مداخلات سی آی ای،  آی اس آی، کی جی بی ، واستخبارات سعودی درافغانستان ازتهاجم شوروی تا 10 سپتامبر2001.نویسنده : ستیوکول، برگرداننده از متن انگلیسی به فارسی دری : مهندس محمد اسحاق .

-         جنگ وجاسوسی در کابل . چپاولگران از بازی خارج می شوند. نویسنده : یوری کوزنتس. برگرداننده به فارسی دری: دکتور پرویز آرزو.

9-    کتاب خاطرات سیاسی عبدالقادرصص 112-113

10-                      منبع بالا. ص 114

11-                      منبع بالاص  154

12-                      منبع بالاص 155

13-                      14 منبع بالا ص 206

 

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin