Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

پرتو نادری

               بوی خون از دیک مدرن دموکراسی

دوستی با زبان طنز آمیز نوشته است : امی انتخابات یک رقم ده شاخ آهو مالوم میشه !

من درپاسخ نوشتم : پس آهو را باید شکارکرد. انتخابات را از شاخ آهو جدا ساخت، اگر شاخ آهو انتخابات را سوراخ سوراخ نکرده باشد! بازهم انتخابات سوراخ سوراخ خود غنیمت است!

از قدیم گفته اند: در بیابان کفش کهنه نعمت است!

باز می شود پوست آهو را بر کند و با آن فابریکه ی بوت آهو را دوباره به کار انداخت!

شاخ آهو را باید شکست و دوباره صنعت چاقو سازی چاریکار را راه اندازی کرد!

با خود گفتم هرکس که انتخابات را سر شاخ آهو کرده حکیم بزرگی بوده است که با یک تیر سه فاخته شکار کرده است که می توان با آن فاخته شوربای وحدت ملی را در دیگ مدرن دموکراسی پخت تا مردم از خطر گرسنه گی خشک سالی نجات یابند!

تا به این جا رسیدم پیرمردی که همیشه با من است و خرچ و برچش هم از کیسه ی من ، زد به خنده ، چنان می خندید که دل مرا از دل خانه بر می کند!

گفتم : چرا می خندی ؟

گفت: به تو چه !

آزادی بیان است و هر انسان به اندازه ی که می خندد انسان است!

اشک هایم جاری شدند.

پیر مرد پرسید : تو چرا گریه می کنی ؟

گفتم : به تو ارتباط ندارد. در این سرزمین انسان به اندازه ی که گریه می کند انسان است!

دیدم که پیر مرد هم زده به گریه و شورای وحدت ملی در دیگ مدرن دموکراسی می جوشید و از دیگ بوی خون بلند می شد!

..........................................

وحیدر تاجیک

ای هزاره، ازبک، تاجیک، و ترکمن . . .!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

  چرا در  این روز ها غزنه، غزنه می میگوئید؟ یک تاریخ است که خانه و کاشانه شما آتش گرفته است. آیا بلای کمتر ازغزنه سراغ داری که افغان = پشتون سرت نیاورده باشد؟ خانه‌ات را گرفتند، زمینت را به بیگانگان کوچی دادند،  هویت دیگر برایت تراشیدند. گفتن بگو هویتم"افغان" است !!. و پیهم کوشیده اند،  طوق بندگی  را به گردنت بیاویزند.

بیدارشو، حافظه تاریخی ات  را بکار بینداز، وقایع غزنی و آموزشگاه     "موعود"  نمونهء  تازه ای ازعصَبیّت قبیله است.

 به گذشته نگاه کن. به همه چیز که متعلق به توست تجاوز کرده اند. آزادی ‌فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را از تو گرفته اند. مانع آموزش و تحصیل تو با انتحار می شوند، چرا نمی فهمی!!؟ دود برخاسته از آموزشگاه « موعود » و شعله های آتش غزنی پیامی دارد آشکار از قبیله که پیش از غزنی، غزنی های دیگر را نیز با آتش بیداد خود سوخته است.

ای هزاره، ازبک، تاجیک و ترکمن . انتحاری طالب پشتون = افغان شما را به قیاس این به ظاهر رهبرا مواجب گیر هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن از خزانه استبداد ، بنده « قبیله پشتون = افغان»  فرض کرده اند  و در لابلای  دود و آتش برخاسته از " غزنی " واضح  به شما می گویند: دیگر حق ندارید  شاد باشید و امید وار و تلاش کنید برای آیند بهتر،  تا رویی سلحشوری – دلاوری را در شما کشته باشند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن ، پشتون = افغان تمامیّت خواست و خصلت  رژیم مبتنی براین قوم نمی تواند  توتالیترِنباشد. جرات کن، به عملکرد  این دژخیم  در طول تاریخ  نگاه کن نه مقطعی .

استعمار این دژخیم دست آموز خود  را در این مرکز مهم تمدنی جهان ( ایران زمین) خلق نموده تا این تمدن «زندگی اقوام رنگارنگ بصورتی دوستانه و تعاونی در کنار و جوار يکديگر » را نابود  و انسانش را درآتش تعصّبات مذهبی – قومی  بطور هولناک بسوزاند و قتل عام نماید.

  باتوجه به حضورِ سنگین " آمریکا – انگلیس " در کشور و حمایت شان از این دژخیم به اضافه "پاکستان"، سعودی  و . . . ، چه بسا در بهترین حالت، نابودی ظرفیت های مقابله و مقاومت مستقل در سطح جامعه هزاره، ازبک، تاجیک، ترکمن  و کنترل پذیر کردن اینها  هدف باشد و در بدترین شکل اش گورستانِی به بزرگی هر چهار  تان  چاله کنند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن . پشتون = افغان  ستیزه جو و اصلاح ناپذیر ست و در همه حال تهدیدی است برای امنیت جانی، ناموسی، هویتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دیگران . تا خصلت ستیزه جوی و تهاجمی پشتون = افغان  از طرف شما پاسخ معادل خود را دریافت نکند، تهدید و خطر همچنان پا برجاست. حتی اگر گردن نهید و "امان نامه" دریافت کنید!!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

.........................................

 حسین مهدوی

ملیشه های غنی از چه کسی انتقام می گیرند؟

ما می دانیم که گروه های مسلح غیر مسئول ، مسئول بسیاری از شکنجه ها، قتل ها و ویرانی های کشور است. این گروه ها برای رسیدن به اهداف شان به بسیاری از ارزش های انسانی و مدنی پشت پا زده اند. اما زمانی که حکومت دقیقا مانند همین گروه ها رفتار می کند و درست مثل گروه های غیر مسئول، دست به شکنجه و کشتار مردم می زند، نام آن را باید فاجعه قانون و مسلخ مدنیت نهاد. ملیشه های غنی به بهانه ی تعمیم و گسترش حوزه ی اقتدار قانون و تعمیم نظم عامه بسی بیشتر از ملیشه های بدنام تاریخ کشور به شکنجه و کشتار سربازان قیصاری پرداختند. به گزارش بی بی سی حتی چند نفر غیر نظامی نیز پیش از مرگ آن قدر توسط ملیشه های بد نام غنی شکنجه شده اند که صورت شان قابل شناسایی نیست. به راستی چه کسی پشت این کشتار کور و شکنجه ی قرون وسطایی قرار دارد؟ آیا کسانی از وابستگی های قومی این مردم نفرت دارند و می خواهند بدین وسیله خشم شان را فروکش کنند؟ و یا این که مشکل شخصی با تک تک این کشته شدگان دارند؟

هرچه باشد، ملیشه های آدم کش غنی بیرحم تر و درنده خو تر از دیگر ملیشه های بی رحم این سرزمین اند. زور ملیشه های غنی به طالب و داعش نمی رسد، تنها می توانند دست کسانی را که علیه طالب و داعش جنگیده اند بسته و با شکنجه های قرون وسطایی به قتل برسانند.

..........................................

ضیا ضیا ناشر هفته نامه افق

قدر دانی از دکتور اسد الله حیدری  

به گزارش هفته نامۀ "افق" ؛ انجمن همکاری افغانهای نیو ساوت ویلز روز یکشنبه 25 مارچ از پوهنوال دکتور اسدالله حیدری ضمن محفلی در هال آن انجمن تقدیر به عمل آورد. درین محفل بزرگان، نخبه گان وفرهنگیان اعم از زنان ومردان اشتراک ورزیده بودند.

محفل که با تلاوت قرآن کریم آغاز شد، پس ازان آقای انجنیر عزیز دقیق ضمن خوش آمدید از سوی انجمن به حاضرین، زندگینامه پر بار دکتور حیدری را به خوانش گرفت که مختصر آن به این گونه است:

دکتور حیدری یکتن از استادان سابقه پوهنتون کابل میباشند. او در دانشکده های انجنیری و پولیتخنیک کابل در تربیت جوانان وطن خدمت نموده و مضاف بر آثار متعدد علمی از بیشتر از سی سال به این سو خدمات شایان را در امور اجتماعی کمونیتی افغانها در سیدنی به انجام رسانده است. همچنان  دکتور حیدری در زمینه های تدریس قرآنکریم و تجوید برای جوانان افغان در سیدنی همت گماشته و نیز چند مجموعۀ شعری اش به چاپ رسیده که مورد استفاده هموطنان قرار گرفته است. باید افزود که سروده های میهنی و مقالات اجتماعی شان در هفته نامه "افق" منتشره استرالیا و سایتهای انترنیتی کانادا و اروپا نیز به نشر رسیده است.

آقای اعظمی رئیس انجمن و دیگر فرهنگیان هریک  محمد آصف نهان نویسنده و شخصیت فعال اجتماعی، انجنیر کریمی رئیس شورای هماهنگی اتحادیه های افغانهای مقیم ایالت نیو ساوت ویلز، نذیر روشن سابق استاد در دانشکده هنرهای زیبا، ضیا کبیری از انجمن المهدی، حجت الاسلام ذکی حسینی از مرکز اسلامی نبی اکرم و انجمن نور، محقق و نویسنده محمد عمر وردک ،  نظامی سابق اکرم ابوی که از همصنفی های دوره ابتدای دکتور حیدری در لیسه نجات بود، بالنوبه پیرامون شخصیت علمی، فرهنگی و اجتماعی و خدمات دکتور حیدری با قدر دانی یاد نمودند. سپس دستۀ گل و لوح تقدیر که از سوی انجمن افغانها تهیه شده بود، همچنان دسته های گل که دوستان و علاقمندان تهیه کرده بودند به دکتور حیدری اهدا گردید.

در اخیر آقای حیدری از قدر شناسی انجمن افغانهای نیوساوت ویلز، از فرهنگیان و حاضرین اظهار سپاس و تشکر نموده، دسته گلی را که خود تهیه نموده بودند به عنوان قدر شناسی از خانم محترم شان که همسفر زندگی و مشوق کارهای علمی و سایر موفقیت های شان به حساب میرود، تقدیم کرد که با کف زدنهای حاضرین استقبال شد.

در ختم برنامه دانشمند روحانی دکتور عبدالرحیم لطیفی به خاطر صلح و تامین امنیت سراسری در افغانستان، اتحاد و همدلی و برادری میان افغانها، طول عمر با عافیت و پر از موفقیت های بیشتر به محترم حیدری را استدعا نمودند.

محفل که به ساعت 4 عصر آغاز شده بود، پس از ادای نماز مغرب و صرف شام حوالی ساعت 7 خاتمه یافت.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

ماوشناخت فلسفی ازخشونت و تروریزم !

پیوسته بگذشته فصل دوم قسمت سی ودوم:

 

متهم می کنم، پیشگویی های مردانی  را که به امید تحقق یک صلح کاذب نجوا می کردند  وهنوزهم  در راه رسیدن به ثروت و قدرت به دروغ متوصل می شوند ،  متهم می کنم ، مریدانی از صلح خواهی  را که نه میدانند صلح متاعی نیست که ازبازار بدست آورد و نمی فهمند ونه میدانند که پایه های اساسی صلح خواهی چیست ؟ولی راه های پرخم وپیچ وسنگلاخهای خونینی را به نام یک صلح نا شناخته می پیمایند !  متهم می کنم مرشدانی را که با گذشت عمری از مبارزه و قتال و خشونت  یک شبه دموکرات شدند وادای انبیأ و پیامبران صالح خدا را در می آورند و در گرماگرم مصیبت ها ، دروغ سازی ها همدست قاتلان و جلادان معلوم الهویه شدند .

https://www.youtube.com/watch?v=up6hvmngG3Y

این هایند که در گرماگرم مصیبت ها ، دروغ سازی ها و شایعه پراگنی ها و تهمت زنی ها وبکار افتادن ابزار تحریف و تکفیر و ایجاد جنگ های زرگری و حساسیت های مصنوعی و اغفال اذهان عامه جاده صاف کن ارزان قیمت استعمار شده اند زیرا امروز احساسی که  فرد فردی از انسانهای روی زمین دارند این است که برای غلبه برجهل و فریب و ریأ وخیانت باردیگر با بازگشت به خویش و بروی معادلات آزموده شده در تاریخ بشر اسا س محکم یک تمدن بزرگ انسانی را بوجود آورند ، اما کیست که در دوران ما شاهد رویش و پرورش مناسبات تازه استعماری و اشرافی نبوده و نیست . در روزگاری که استعمار جهانی افکار بسیاری از روشنفکران وبا مسخ شالوده های فکری تمدن بشری مزرعه ای ازحیات انسان را به تصرف خود درآورده است وبا نفی هرگونه حق وحقوق ملت ها تفوق وجودیی خود را بر آنها استقرار بخشیده است و می بینیم که استعمار با میتودهای آزموده شده استحماری علیه ملتهای عقب نگه داشته شده عمل میکنند

                                         ما وشناخت فلسفی خشونت و تروریزم !

https://www.youtube.com/watch?v=_Z-GGAcuyWk

چنانچه بارها از این قلم مطالعه فرموده اید واکنون نیز پایه های ایمانم درزمینه شناخت هستی و انسان براین باوراستواراست که کاملأ بی معنا خواهد بود ،عده ای از برجسته ترین مهندسان و معماران بر مبنای تکنیک بسیار پیشرفته از بهترین بخشی از یک خانه سخن بگوید قبل از آنکه برایشان معلوم شده باشد که با چه تعداد و چه تیپی از یک خانواده و با چه نیازهای در آن خانه زندگی خواهند کرد ؟ بدون شک یکی از علل اصلی مذهبیون سنتی در تاریخ بشرنگاه خرافاتی و غیرعقلانی به هستی و حیات بشر است در حالیکه تمامی  پیامبران وا نبیأ بزرگ الهی مأمور دعوت دادن انسان به زندگی صلح آمیز بشر بوده اند با دریغ وتأسف که استعمارامروزی با شیوه و بکارگیریی تاکتیک های مدرن استحماری که با کمک  شوالیه های ریأ کارمذهبی وشبه  روشنفکرانی که تشنه گی قدرت و ثروت مافیائی خشونت و تروریزم را یک پدیده نه فطری بلکه تاریخی و از لحاظ جامعه شناسی متعلق به ادیان می پندارند . درحالیکه اگر ما انسان را بصورت دیالکتیکی و شیوه علمی در تاریخ هستی مورد مطالعه قرار دهیم در می یابیم که انسان جانشین خدا در زمین است و این سخنان  گواهی میدهند که در انسان خدا نهفته است وخدا گِل آنرافروپاشیده است وانسان یک موجود طبیعی دارای ظرفیت های تکاملی است که روح الهی رادرخویش پنهان دارد.نباید فراموش کردکه خشونت وتروریزم یک غریزه ء فطری وماورأی مذهبی است که با تأسف استعماربا شیوه غلطی با استفاده ابزرای از جامعه شناسی علمی درهمدستی با کنگسترهای که جامه مذهب برتن کرده اند و با مختصر شستشوی مغزی این خونریزی را منصوب به مذهب بویژه اسلام اعلام میدارند . ودربدل این خدمت بزرگی که سادوهای مذهبی  انجام دادند به مقتضای منافع مادی و دنیوی خویش زمام جوامع عقب نگه داشته ای را به عناوین والقاب بلند بالای مذهبی و شبه اکادمیک مافیائی  به زمامداری و تعیین  شبه سرنوشت ملتهای میرسانند که درگذشته بزرگترین تمدن ها و فرهنگها را بوجود آورده بودند .

 جالب و سخت شگفت انگیز است  که  وقتی گروهی و تعدادی کثیری از شهروندان به غلط و یاهم صحیح  از پذیرفتن این زمام داران دست نشانده ابأ میورزند و فریاد برمی آورند که ما یک رهبرو اقعی و حقیقی ای میخواهیم که از جنس ما و با نقشه راه روشن و با ثبات در جهان معاصر باشد نه کسی و کسانی  را که از دروازه های بسته داخل و از سوی استعمار منصوب و روزی چندین مرتبه  لباس عوض میکنند و هم رنگ هر جماعت میشوند و هیچگاه  از وسوسه ی آب و نان فارغ نه میشوند و نادانی و بی شعوری چهره های شانرا ترحم انگیز و رقت بارساخته اند چنین آدمک های  کارتونی هرگز نه میتوانند امام و پیشوای ما باشند . اینجاست که میبینیم استعماروهم پالکی هایش خشونت و جنایت را که یک غریزه طبیعی دروجود بشر است  با مهارت و زرنگی  خاصی با مسخ علمی و فلسفی ماهیت دین پینه زد ند و با ایجاد فرقه های گوناگونی در تاریخ بشر نخست کلیسا و سپس مسجد را که بزرگترین مراکزی از ایمان به شمارمیروند به پایگاه هاوتربیون های بیان اهداف پلید استعماری مبدل ساختند .نباید تعجب کرد که چگونه  استعمار و استبداد گفتمان خشونت و تروریزم را به برخلاف فطرت بشر دربخش های عمده ای از تاریخ با بوجود آوردن فرقه های گوناگونی چون خوارج ، اشعری گری ، نو اشعری گری و بالاخره سلفی گری در زیر چتر مذهب درتاریخ  جهان منصوب به دین اسلام قلمداد کرد . یعنی با تحقیر عقل و خِرد در حوزه دین شناسی آن را به عنوان  گفتمان حاکم  دینی برسمیت شناختند .بدون تردید امروز با چهره دیگر و نا آشناتری از توطئیه ها و سازشهای بسیار پیچیده استعمار روبرو گشته ایم و درراستای همین استراتیژی است که نسل آزادی خواه و عدالت پسند جوامع شرقی منجمله افغانستان را معتاد بر مفتخواری و ذلت می نمایند . همین ابهام درشناخت  وسائل و اهداف استراتیژیک حاصل قرئتهای اتوکراتیک و اریستوکراتیک  در رابطه به دموکراسی و مردم سالاری است که برخی از مشکلات سیاسی و گِره های تیوریک مربوط به مشروعیت و قدرت در جامعه افغانی را به بار آورده است  از این رو برای تنظیم رابطه همسازگر میان مردم سالاری و دیکتاتوری و تعیین نسبت میان آنها با یکدیگر ضروری است که ببینیم در چه نیرویی وکدامین  رجال حقیقی و حقوقی  جامعه مبارزه با خشونت به وجدان و اخلاق مبدل شده است 

ترفند های تازه ای مالامال از خشونت و جنایت را  بنام مبارزه با خشونت وتروریزم

                         تاریخ وجغرافیای سرکسی بنام شورای  صلح!

شاید مردم زیادی متوجه نباشند که تنها تاریخ نه بلکه جغرافیا نیز در حیات ملل و کشورهای جنگزده و درحال رشد عقب نگهداشته شده تأثیر فروان وفوق العاده ای دارد . حتی احساس ها و عواطف و قضاوتها نیز در مؤقیعت های مختلف جغرافیاوی تأثیر پذیر اند احساسی که میتواند یک شهروند مسؤل در زندگی روزمره داشته باشد با احساسات دفترنشینان و " مفتیان مفت " تفاؤت فروانی دارد ، همچنان درد یک قصرنشین آسوده خاطر نیز با درد یک آواره خانه بدوش و در گریز از آشوبهای زمان نیز تفاؤت میکند البته هنر مدیریت یک جامعه در این است که نیازهای تاریخی یک ملت را با جغرافیای خود و آئنده ملت تلفیق دهند . درست ازهمان لحظاتی که قصرسفید تلاش میکرد تا سران طالبان را قانع سازند که اسامه بن لادن متهم شماره اول حوادث خونین یازدهم سپتامبر ۲۰۰‍۱ ایالات متحده امریکا را به قصر سفید تحویل دهند

https://www.youtube.com/watch?v=j4PD4fxmwpY

 و درمقابل آن رژیم طالبان را برسمیت شناخته و در امور داخلی افغانستان نیزبدون آنکه از جانب ایالات متحده امریکا احساس خطر نمائید حکومت امریکا در راستای تقویت پایه های رژیم طالبان از هرنوع همکاری دریغ نخواهند ورزید . اما نفوذ قاطع برخی حلقه های استخباراتی بر امارت طالبان سبب گردید تا  اسامه بن لادن را که روزگاری یکجا با دیگر جنگجویان موسوم به عرب های افغان از سوی ایالات متحده امریکا به پاکستان اعزام شده بود با این زودی تحویل امریکا نمایند . طرح حمله بر رژیم طالبان و ایجاد پروژه پرهزینه ای بنام  کمسیون مستقل ملی تحکیم صلح افغانستان را نیز بحیث یک الترناتیو تحویل اسامه بن لادن درنظر گرفته بود که با حمله ائتلاف  جهانی ضد تروریزم بر رژیم طالبان این نهاد استخباراتی با بودجه وامکانات  فروان دالری برهبریی حضرت صبغت الله مجددی یک چهرهء ناموروشناخته شده روحانی عرض اندام کرد وپس از چند سالی که بدون نتائج ملموسی درجذب وجلب مخالفان اداره موقت و انتقالی برهبریی زنده یاد استاد برهان الدین ربانی

https://www.youtube.com/watch?time_continue=1&v=zjB4Y3NtvrQ

که از رهبران مجاهدین نسبتأ معتدل در زمره رهبران و سران مجاهدین به شمار می آمد که با تشکیلات وسیع وعریضی وباهمان مصارف وهزینه های بنام شورای عالی صلح افغانستان بوجود آوردند . و این تشکیلات گسترده ای برای تحقق صلح  نیز تا اکنون بحیث یک نهاد بی ثمر در راستای رسیدن به صلح با شکست مواجه بوده است ودراین راستا اندکترین دست آوردی نداشته است البته بزرگترین و درعین حال آنچه را که به عنوان یک پدیده مهلک باید به آن نگریست اعتیاد برمصرف تمامی اکابر و رجال وابسته به این شرکت موسوم به شورای عالی صلح دانیست که همچون  اکثریت فقیرو نادار جامعه جنگزده افغانستان به دالرهای مفت یا معجون مرگ دسترسی پیدا کرده است .

 https://www.youtube.com/watch?v=z_HB4eYvJY8&feature=youtu.be

نباید فراموش کرد که بودجه ء هزینه های سرسام آور این مغازهء مافیا ئی صلح نیز از همان پولهای بی زبان دالری پرداخته میشود که به قول اشرف خان غنی احمد زی سرقوماندان اعلی قوای مسلح و رئیس جمهورمنتخب جمهوری اسلامی افغانستان ازجامعه جهانی به گدائی و تضرع حاصل می گردد .

https://www.youtube.com/watch?v=WsO5mTzTwZc&feature=youtu.be

جالب و شگفت انگیز است که یکی ازمرشدانی که تازه از مغاره های لغمان شریف ظهور کرده و با مافیای حاکم دالری پیوسته در یک روزنسبتأ بهاری ودرجمع مریدان سینه چاک اش شورای عالی صلح افغانستان را آنگاه که نتوانیست به این مقام تشریفاتی دالری دسترسی پیدا کند گفت :

https://www.youtube.com/watch?v=tya5TfIQgvo

چنانچه از زبان مبارک مرشد میشنوید که شورای صلح افغانستان را فقط یک نام تلقی نمودند و گفتند که برای عده ای از افراد صرف معاشات می پردازند اضافه نمودند که نه در گذشته در راه تحقق صلح نقش داشتند و نه هم امروز نقش دارد و در تحقق صلح میان حزب اسلامی و دولت افغانستان نیز اندکترین نقشی نداشته است  جالب آنجاست که وی بصورت خارق العاده از نیت  و اراده گروه  طالبان نیز آگاهی دارد و می فرمایند که طالبان می گویند که شما در رأس این نهاد کسی را تعیین کرده اید که نه ما زبان وی را میدانیم و نه هم وی زبان ما را ! و درگذشته نیز با ما جنگیده است . این اظهارات را جناب گلبدین حکمتیارامیر حزب اسلامی افغانستان  در حالی بر زبان می آورند که امضای موافتنامه حزب اسلامی را محصول تلاشهای پیر سید احمد گیلانی رهبر فقید صلح دانیسته بود

https://www.youtube.com/watch?v=FEC_CNx9Dec

و باری در محفلی که به مناسبت ورود اش به کابل از سوی حکومت افغانستان در قصر گلخانه ارگ ترتیب داده شده بود تلاش های مرحوم سید احمد گیلانی را در امر امضای موافقتنامه صلح با حزب اسلامی نه تنها مورد تمجید قرار داده بود بلکه از وی به عنوان کسی یادنموده بود که اگر موافقتنامه ای حکومت با حزب اسلامی افغانستان به امضا نرسد وی از مقامش استعفی خواهند داد .  باید با صراحت کامل و احترام به افکار سنگواره ای مخالفان صلح و مردم سالاری گفت که نه میتوان با شعار های میان تهی و فاقد مشروعیت حقوقی و حقیقی که برخلاف ادوار گذشته بلکه  امروز حتی همین عوام کالانعام نیز که ازبحر عظیم ساده اندیشی و بیسوادی توام به فقر اقتصادی آنها ماهیان اهداف و منافع مافیائی را صید میکنند فریب دجالان و فریبکاران را بخورند

https://www.youtube.com/watch?v=jKgRtfexvnA

                نتیجه و چه باید کرد ؟

برای یافتن درک  درست از آنچه که بیان میکنیم در دوره جدید باید به سرچشمه های نخستین و علل و اسباب جریانات اولیه آن در تاریخ بشر مراجعه کرد درعصری که بد در کنارخوب – زشت در کنارزیبا و حمق در کنار نبوغ عرضه میشوند یک مبارز راه آزادی و عدالت باید حرمت به انسان را ملاک راه آئنده و حقانیت اندیشه هایش تعیین کند و قلم صریح و تیزو خستگی ناپذیرش را مانند شمشیری بین خشونت و صلح قرار دهد تا فلان مرشدی  که تازه ظهور کرده و پس ازظهور نامقدس اش تبدیل به پوسیده گی گشته است دیگر ادعای پیشوائی مردم نکند . نه میتوان خود را  یک انسان آزادی خواه راستین وعدالت طلب نامید قبل از آنکه در ذات خویش جوهر آنچنانی خالص و خداگونه ای بسازیم که براستی کمتر از آنچه حق ما به عنوان یک شهروند مسؤل در جامعه است بخاطر شهروند دیگری که حق کم دارد بخواهیم یعنی برابری با دیگری را برتر از احقاق حق و حقوق خویش تلقی کنیم و این جز با رسیدن به مرحله ای از ایثار که درجه ای از تکامل وجود معنوی آدمی است میسر نخواهد بود . 

چگونه میتوان از جامعه عادلانه ای  دم زد درحالیکه انگیزه های مادی افراد  آن جامعه را به حرکت می آورند و فلسفه مادی ، تلقی ما ازوجود ما را تشکیل میدهد.  ازآن گذشته چگونه میتوان به تکامل معنوی جوهرانسان که عشق وایمان را فرا می خواند اندیشید وچگونه میتوان به خدا پرستی که پرستش ارزشهای متعالی است فکر کرد  در حالیکه نظامی حاکم بر سرنوشت انسانها ، نظامی است که پول ومصرف و انگیزه های غریزی و مادی، بنام بازار آزاد بر آن حاکم است . آری در نظامی که برتضاد گسترده طبقاتی بر انتقال همه ارزشهای انسانی به قدرت پول و ثروت استواراست چگونه می شود از دموکراسی و آزادی سیاسی سخن گفت ؟ دموکراسی و سرمایه داری ؟؟ 

این دورا چگونه باهم جمع میتوان ساخت ؟ مگر اینکه از دموکراسی پوشش دروغین برای پنهان ساختن غارتگری بسازیم و این کثیف ترین فریب و بزرگترین آفت دموکراسی است . لهذا راه این است که نخست باید  در مسیر پرخم وپیچ تکامل عمومی  بشر در افق اندیشه ما حرمت به انسان را بالاتر از هر اندیشه اعم از دینی و غیر دینی نهادینه ساخت و شعار ضد مرگ و خونریزی را چناچه پروردگار در گفتمان قبل از مذهب و در دوره ای ازخلافت که با فرشته گان انجام داد و فساد وخونریزی را به عنوان پدیده های زشتی شناسائی نموده بود به حیث نخستین شعار  حرکت مدنی  خویش مطرح کرد .

.................................................................................................................................................. 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin