Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

الحاج اسرار خواجه

محاسن سفید

پشنهاد به مادران داغدیده و رنج کشیده و زنان تحصیل کرده افغانستان

نصف پیکر جامعه کشور مامنحیث انسان از مادران و خواهران متشکل است این که در بطن خود طفل را از خون خود تغذیه در تربیه و رشد استعداد کودکان سر سپرده فعال اند درک عشق ناب مادری به فرزندش به معنی مادر گفتن نسبت وجائب انسانی در تامین عدالت با ارزش های معنوی منزلت ان در جامعه است علاوتا مادران برای بهتر آسایش انسان ها در جامعه در تولیدات نعمات مادی و رشد اقتصاد سهم ارزنده دارند با تاسف یک تعداد محدود تعلیم یافته زنان را دولت در جریان بیست سال طور نمایشی در نهاد های سیاسی نصب نموده اند چنانچه در تشکیل پارلمان در قانون حضور زنان را محدود ساخته اند بائیست نصف پارلمان را زنان تشکیل بدهد در مدت اضافه از ده سال حاکمیت محترم کرزی به ارتباط حقوق زنان گلو پاره می کرد از این که برادران ناراضی اش خفه نشود روی بی بی خانمش را از طریق رسانه هیچ کسی ندیده این قلم از چشم دید خود در انتخابات صدر اعظم در یک کشور پیشرفته بعرض برسانم در انتخابات صدراعظم چند حزب اشتراک داشتند ساعت هشت صبح رای گیری اغاز شد ساعت ده شب نتیجه اعلان گردید فردا حزب موفق جلسه رهبری حزب را دایر از جمله هیئت رهبری یک زن را بحیث صدراعظم معرفی فعلا همان زن موفق ترین خدمت گذار جامعه کشورش است.

لازم دیده می شود مادران و خواهران تعلیم یافته وطنم بر ادبیات و فرهنگ سیاسی خود را آراسته سازند تا بدرهر کس و نا کس برای کاریابی مراجعه نکنند بهتر است با دیدگاه وسیع در پرتو علم و خرد رقابت های زنانه را نادیده گرفته یک حزب را مؤسس شان نام گذاری نماید حزب (...........اسلامی ) وزارت زنان را موکلف سازید تا در تشکیل حزب فعال گردیده به نظر من برنامه و اساسنامه حزب را روی اندیشه و اموزه های بی بی خدیجه و فاطمه زهرا و غیره زنان مبارز که در صدر اسلام در زمان حیات پیامبر حضرت محمد(ص) با ایشان کار و پیکار نمودند اساس گذاری نماید شورا های زنان ولایات منحیث سازمان های حزبی و همچنان در ولسوالی های کشور شورای زنان ایجاد نمایند از زنان سرمایه دار کشور های خارجی حمایت مالی بدست اورند کشور های مترقی از حزب شما حمایت می نمایند با سازمان دهی سالم و خردمند صفوف شما سراسری کشور را در برمی گیرد در انتخابات نهادهای سیاسی و خدماتی حزب شما موفق ترین حزب خواهد بود رهبری حزب شما می توانند اشخاص با فهم و دانش را در رهبری دولت تعین و نظارت نمائید با تشکیل حزب شما مادران و خواهران تعلیم یافته اراسته با دانش چه نوع نواوری می نمایند مختار اند از توضیحات بیشتر این قلم عاجز است منظور صرف رسیدن به حقوق حقه تان می باشد بدانید زعامت امروز دولت صرف بدست اوردن قدرت و ثروت اند.

با عشق کور به سوی نامردان مرو دیگر   -  

با خود بنگر و جهان نو بیافرین

.....................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

نصیرمهرین

معرفی کتاب دل گفته های من

دل گفته ها بردل می نشینند

نام کتاب: دل گفته های من

نویسنده: ویس سرور

ناشر: انتشارات شاهمامه

نشانی نویسنده در فیسبوک:

Wais Soroor

"دلگفته های من"، سخنان ویس سرور، انسان عزیز، اجتماعی و وارسته از قید وبند هرگونه  تعصب، تبعیض، تحجر، ترس آلوده گی و محافظه کاری های مصلحت آمیز است. این ویژه گیها سبب شده اند که شنیده گی ها ویا دیده گیهای نامطلوب وسزاوار اعتراض را به نکوهش بگیرد، از کلیشه کاری و شعاربازی برکنار بماند و در برابر آنها پای صمیمانۀ پیشنهاد اصلاحی را پیش بیاورد.

هنگامی که وقت ابراز برخی از این سخنان را نگاه می نمودم، متوجه شدم که گاهی دست در تهیۀ سرودۀ کنایی و طنز الود داشته، اما به زودی او را خبر تکانۀ انتحار و انفجار ویا سایر زشتی های مردم آزار در میهن، به گریستن واداشته که احساس ایجاد شده وآن گریۀ دل را نیز با خروشنده گی و بی پروایی بر فرق انسانکشان فرو برده است. چنین بود که من پس از خواندن کوتاه نوشت های وی، پیشنهاد ترتیب مطالب را از روی موضوعیت آنها نه نمودم. ترجیح دادم که تنوع مطالب که در سیر زمان خاطر او را مشغول نموده یا آزرده اند، مطابق زمان تهیه شدن بیایند.

شایان یادآوری میدانم که من نیز درکنار چند دوست دیگر، برای ویس سرور گرامی این پیشنهاد را نموده ام که به گلچین نمودن این فراورده ها از "فیسبوک" بپردازد و کتابی فراهم نماید.  زیرا به رغم جاذبه وکششی که "فیسبوک" آفریده از نقش وارزش کتاب و خواندن چنین مطالب در آن نه کاسته است.

آرزو می نمایم سخنانی که از دل پاک وی برخاسته اند و آرزویی جز بهبود خواهی ندارند، بر دلهای درد آشنا بنشینند ونیازهای تحول و دگرگونی پذیری زشتی وپلشتی ها را همراه صمیمی باشند

...............................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

چرانه گرید چشم وچراننالدتن؟

 

 بخش اول

 

هرچند قصد نداشتم با این زودی بحثی را که در زیر عنوان " انتقادهای روشنگرانه یا انتقام های آشوبگرانه ؟ " آغازیده و دردو بخش  نیزدنبال نموده بودم رها کنیم و به اتمام لازم نرسانیم اما ازاینکه از زمین و هوا توطئه می بارد و ما را همچون هفتادودو تن در شب عاشوری محاصره کرده اند ، آب را بروی ملت بسته اند وباران تیر را گشوده اند و آتش معرکه زبانه میکشد وما نیزعجالتأ  با بسنده کردن برآنچه که نگاشته بودیم اکتفأ نمائیم وقصد کردیم  به مسائل روز و داغی به پردازیم که پرداختن به آنها از اولویت های حیاتی ما وفرد فردی از روشنفکران جامعه جنگزده ما محسوب می شوند . چنانچه همه ما شاهد هستیم حوادث تلخ روزهای اخیربویژه برپائی سرکس انتخاباتی که بنام دموکراسی و مردم سالاری برپا شده بود و تاهنوز هم ذهن همه شهروندان افغانستان را مغشوش ساخته است به دلائیل فروان  برای هر آن که دل در گرو دین و میهن دارد پیام آور یک شرم و یک هشدار بزرگ است. شرم از آن روی که سالهاست محرومان و مستضعفان و تهیدستان از گفتمان فرهنگی، ادبیات سیاسی، سیاست های اجرایی و سبک زندگانی ما حذف شده اند. شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی را اقتصاد دانان با عدد و رقم تبیین می کنند،

https://www.youtube.com/watch?v=-y4RSE9O8As

اما روایت این ارقام در داستان غم انگیز دل های خسته ی محرومان، دیگر یک رقم نیست که با گوشت و خون و استخوانشان تفسیر می شود.بپذیریم که تقریبا هیچکدام از ما دیگر ایشان را نمایندگی نمی کنیم و آنان از ما که سالهاست بر مطالبات هویتی خود و طبقه متوسط به بالا تمرکز کرده ایم، عبور کرده اند. ما آنان را فراموش کردیم و ایشان نیز ما را وانهادند و با این روال از سرمایه اجتماعی نزد ایشان برخوردار نیستیم. من برای این یادداشت ام بیتی از قصیده های مشهور مسعود سعد سلمان (۱)یعنی چرانه گرید چشم وچراننالدتن؟ برگزیده ام 

 

  ذلت شده گان حاکم درتاریخ معاصرافغانستان

 

دوسه روز پیش بود که خبر اجلال نزول دونالد ترومپ رئیس جمهور ایالات متحده امریکا بر پایگاه نظامی باگرام را شنیدیم ودیدیم که دونالد ترومپ در محضر اشرف خان غنی هم رکاب تمامی دوره های زندگی سیاسی و اجتماعی زلمی خان  خلیلزاد دیپلمات ارشد افغان تبار امریکائی سفیر پیشین امریکا در کابل – بغداد و نیویورک که آخیرأ به عنوان نمائنده خاص وزیرخارجه امریکا درامور صلح افغانستان مأموریت یافته است وهمین اکنون در چنین مقامی مشغول مذاکرات و چانه زنی غیر رسمی  با جنگجویان طالبان افغانستان درقطرمیباشد.

https://www.youtube.com/watch?v=YtEjPn38E4E&t=13s

نباید فراموش کردکه همین زلمی خان خلیلزاد دربی خبریی کامل  از روابط تجاری و اقتصادی محمد اشرف خان غنی احمدزی با شرکت سهامی بین المللی  خطیب العالمی قرارداشت  و به تصؤر زلمی خان خلیل زاد یار دبستانی اش اشرف خان  فقط با رولا سعد Rula Saade دارای رابطه عاشقانه ای است که منجربه عقد رسمی آنها گردیده است وبس ! لهذا پس از آنکه نتوانیست در حاکمیت دموکراتها ی امریکا برهبریی بارک حسین اوباما رئیس جمهور پیشین امریکا  جایگاهی رهبریی کننده در کشورومردم  افغانستان پیدا کند و کاملأ نا امید گشته بود درانتخابات سال ۲۰۱۴ ازکاندیداتوریی یاردبستانی اش اشرف خان غنی اعلام حمایت نمود.

به تصؤرآقای خلیلزاد که یکی ازسهامداران بزرگ شرکت استخراج نفت وگاز یونوکال  در افغانستان بود این شرکت  که بزرگترین  شاخه شرکت تجاری شرون Chevron Corporation به شمار میرفت پس از چهارده سال در حاکمیت حامد خان کرزی که همه قرارداد ها توسط شرکای خورد وبزرگ وابسته به شرکت های متذکره تعلق داشت بازهم خواهند توانیست همچون گذشته ازنعمت های مافیائی بهره مند خواهند شد،بادرد ودریغ که این آرزوی زلمی خان خلیلزاد نیزدرنخستین روزهای حکومت وحدت ملی آنگاه به خاک یکسان شدکه تمامی قراردادهای تجارتی به بهانه ای مبارزه بافساد اداری ازراه کمیسیون جدیدالتأسیس موسوم به کمیسیون تدارکات که درتشکیلات ریاست دولت وحدت ملی افغانستان تازه بوجودآمده بود مشروعیت ورسمیت می یافتند واکثریت قرارداد های بزرگ ساختمانی و لوژستیکی دراختیارشرکت های ثبت شده ای واگذارمیگردیدند که ازسوی شرکت های بزرگ وابسته با شرکت سهامی بین المللی  خطیب العالمی ویاهم شرکت تجارتی الکوزی گروپ تمویل می گردیدند،درچنین شرائط سیاسی واجتماعی بود که درست با روح نظام اقتصادیی لبرال وبازارآزاد که حکم می کند"درسیاست دوست دائمی ودشمن دائیمی نیست بلکه منافع دائمی وجود دارند.!"برویت این اصل وچنین معادله ای بوده که برخی ازچهره هاورجال بزرگ سیاسی ونظامی اعم ازجنگ سالارها،تکنوکراتها ی فاسد ، روشنفکران تریاکی مانند برگ های خزانی ازبدنه کرم زده درخت "تیم تحول وتداؤم" آغازبه تکیدن کرد.جالب آنجا وآنگاه بود که زلمی خان خلیلزاد رفیق گرمابه وگلستان اشرف خان غنی با مراجعه به گروهی ازجنگجویان موسوم به طالبان همچون خروس نابهنگام مراجعت نمود و با مختصر دید وبازدید ها در کسوت یک امریکائی افغان تبار شناخته شده که نه تنها از سابقه کار مشترک با آنها در چهارچوب پروژه های پائیپ لائین نفت وگازشرکت یونوکال درآسیای میانه ومرکزی بهره مند بود بلکه پس ازامضای قرار داد بن آنگاه که بحیث سفیر کبیر و نمائنده تام الاختیار امریکا در افغانستان حضور داشت وظائف وایسرای امریکا و جامعه جهانی را ایفأ میکرد این باردر اداره دونالد ترومپ  درجامه نمائنده و مشاور افغان تبار صلح افغانستان در وزارت خارجه امریکا حضوریافت و بنام صلح که گوهرگم شده افغانهاست  طرح ادغام جنگجویان طالب در اداره افغانستان را مطرح ساخت که به دلیل سخنان وگفتگوهای  متضاد و پارادُکسیال شخص زلمی خلیلزاد با واکنش حکومت کابل مواجه گردید و سخنان آقای خلیلزاد مداخله درامورافغانستان وحتی متهم به طرح توطئه ای شد که بیشتر برای اهداف شخصی و رسیدن به خوابهای وایسرایی خود درافغانستان کارمیکند نه برای صلح با طالبان ! 

                      برگزاریی انتخابات یا صلح با طالبان ؟

این یک زائده ای است درمسیرنوشتارم که قبلأ زیر نام ذلت شده گان حاکم درتاریخ معاصرافغانستان آغازیده ام قرار بود با ادامه آن بنویسم اما ماند که ماند !به هرحال من بار ها گفته ام و نوشته که برای آزادی و استقلال یک کشور باید تمامی مفاهیمی چون آزادی – عدالت – استعمار ، استبداد ، اقتصاد ، مشروعیت ، دولت وسائر مفاهیم متعلق به تاریخ و تمدن یک جامعه و ملت را با ترمنولوژیی و ادبیات  معاصر از نوباید تعریف و متناسب با شناخت  عمیق و دقیق آن مفاهیم و مؤلفه ها و به نیت  حضور مستقلانه و مقترانه درجهان نوین  نقشه راه و گفتمان حرکت ملی را ایجادنمود زیرا در عصری که بد در کنار خوب ، زشت در کنار زیبا ، بیشعوری و جهل در کنار فهم و شعور عرضه می شوند روشنفکر زمان ما باید بجوید ، بفهمد وجدا کند و قلم صریح وتیز و خستگی ناپذیرش را مانند شمشیری میان مرز حق و باطل قرار دهد ، تا فلان متفکر قلابی و فیلسوف جعلی که تازه شروع کرده و ادعای نبوغ میکند به حال آید و شرائط چند دهه قبل را با شرائط حاضر یکسان نداند .گفتیم که برخی ازچهره هاورجال بزرگ سیاسی ونظامی اعم ازجنگ سالارها،تکنوکراتها ی فاسد ، روشنفکران تریاکی مانند برگ های خزانی ازبدنه کرم زده درخت "تیم تحول وتداؤم" آغازبه تکیدن کرد اما اینبار گروه حاکم موسوم به "تیم تحول وتداؤم" و" تیم اصلاحات وهمگرائی " به شعبده بازی های عجیب وبینظیری در تاریخ جهان  متوصل شدند و جا ها ی برخی چهره ها را تعویض نمودند ،چنانچه آقای پهلوان عبدالرشید دوستم که به رهبر ملیشاهای ازبک تبار شهرت دارد وریاست برحال حکومت وحدت ملی را برعهده دارد  درانتخابات سال ۲۰۱۴ اشرف خان غنی را مقتدای خود میدانیست اینبار با معرفی آقای بابر فرهمند رئیس دفتر اش خود درحمایت ازعبدالله ،عبدالله رهبر" تیم ثبات وهمگرائی " قرارگرفت وظاهرأ به تناسب همه رهبران جهادی وغیر جهادی بیشترین وزنه اش را باثبات رساند ودرعین حال از فاسد ترین چهره های بوده که از کنار اشرف غنی بریده و به گروه  عبدالله عبدالله توصل یافته است  که در مقابل  امرالله خان صالح مردک کم تجربه اما زرنگ که گفته میشود ازنسل وتبارجواسیس تشریف دارد با عبدلله ، عبدالله وداع گفت و با هزاران شعار سبز و سرخ و نارنجی به تیم " دولت ساز " برهبریی اشرف غنی  که به کنایه آنرا تابوت ساز می خوانند  واصل گشت

 

(۱)مسعودسعد سلمان شاعر،خوش‌نویس،ادیب دوره غزنویان درنیمه دوم قرن پنجم وآغازقرن ششم هجری بود.

..............................................................................................................................

فتواهای ازسنت درعصر مدرنیته !

انتقادهای روشنگرانه یا انتقام های آشوبگرانه ؟

از همه دوستان ومبارزان راستین راه آزادی و عدالت می خواهم که این یادداشت را حتمأ از شروع تا به انجام بخوانند شاید جواب بسیاری ازپرسشها و ابهاماتی را که دراین چند روز آخیر جامعه جنگ زده ما با ظهورامام زمان های قلابی و فیلسوف های  جنسی درذهن شان خطورمی نمایند دریابند اما بعد :

سخنان دکترعبدالستارسیرت یکی ازنامور ترین مراجع قرئت شریعتمدارمذهبی که دین مقدس اسلام را با الهام ازاندیشه های دانشمندان و فقهای متعلق به گفتمان های اقتدارگرابا نورم های بنیاد گرائی طبقاتی تفسیر و تعبیر میکند به گمان اغلب  شنیدید و مطالعه فرمودید ،چنانچه می بینیم  درجوامع اسلامی منجمله افغانستان شگافهای تمدنی ، فرهنگی ، سیاسی و ایدئولوژیکی گوناگونی وجوددارد که برخی فعال ، برخی نیمه فعال وبعضی از آنها نیزغیر فعال میباشند میتوان با توجه به معیار های خاص هر جامعه طبقه بندی گردیده اند .نباید فراموش کرد که برای دریافتن دقیق و گسترده تمامی ابعاد اندیشه های اسلامی به ویژه در حوزه سیاسی  اسلام درعصر حاضر باید دقیقأ متناسب به  نوع نگارش فلسفی مان درباره  خدا ، وحی ، قرآن ، کائینات و انسان باید معلوم و مشخص بوده باشد باید هرآنکه درباره ء خدا ، وحی ، قرآن ، هستی و انسان نظراش را ارائیه میدهند نسبت به این مفاهیم و مؤلفه ها مواضع اش را نیز پس ازانطباق آن با فلسفه آفرینش هستی وکائنات همچنان درحوزه زندگی تاریخی انسان فرآیند حیات بشری را درآئینه فلسفه آفرینش بصورت علمی ببینند وبا رشته های خرد وعقلانیت پیوند دهند!این اسلوب سبب می شود تا علل و اسباب تکامل هستی و انسان در تاریخ رابصورت علمی مورد مطالعه قرارگیرند.علل واسباب تمامی تحولات اجتماعی رادرپیوند باتکامل هستی وآفریده گارآن درهر عصروهر زمان و در بطن هر جغرافیأ و هر مکان با چنین کلید و چنین معیار بشگافند .

https://www.youtube.com/watch?v=JkLWG2XT9_E

 با دریغ وتأسف آنچه که در جوامع و بزرگترین حوزه های علمی و مذهبی مانند دانشگاه  الازهرمصر ، پوهنتون ام القرای عربستان ، مدرسه دیوبند هند و مدارس و مجامع علمی و  دارالا فتا های تمامی  کشورهای اسلامی به مشاهده میرسد مناسبات سیاسی وبیشتر اقتصادی در نظام اسلامی را با معیارهای جوامع سنتی قبل ازمدرنیته اما بنام " اسلام دین کامل "با روایت های قوی و ضعیف  اشعری گری ، سلفی گری و دیگر مفاخر و رجال برجسته و ارجمند تاریخ اسلام استخراج و درقالب فتواهای شرعی برای پیرویی و اطاعت مسلمانانی که در هر کجای زمین به سرمی برند صادر می کنند که  در واقع این روشهای انارشیستی و خشونت آمیز تروریستی ، محصول باز تولید عناصر ومایه های نگاه غلط فلسفی به خدا و انسان همچنان  فقه سنتی و قدیم در عصر مدرنیته امروز است . خلاصه اینکه نگاه فلسفی اکثریت مراجع اجتهادی و فقهی عصر سنت به ذات خدا و انسان که همه پژوهش ها ی آنها در حوزه فقه وقانون را تحت تأثیرقرارمیدهند برمحورقرئت دینی سنت گرا استواراست .  با توجه به اینکه ما در یک وضع عمومی گذار قرار داریم نه میتوانیم از اظهارات برخی از علمای ارشد چنین  گفتمان سنت گرای تاریخ را پیرامون مواضع اعتقادی آنها نسبت فلسفه وحکمت چشم پوشی نمود یکبار دیگر آخند نمایی بنام عبید الله متوکل :

https://www.youtube.com/watch?v=JkLWG2XT9_E

یکی از برجسته گان این عرصه عالم نمائی بنام مولوی عبیدالله متوکل است که با عمامه و محاسن سفید اش در حالیکه بدون ریأ کاری و فریب به دیگران با صراحت پرده از خاک های افتاده بر کالبد مومیائی شده قرئت شریعتمدارانه فقه تاریخی برمیدارد و اعلام میکند که " در زمان سقراط و افلاطون عیس علیهم السلام بود آنها ملحدین بودند آنها فلسفه خود را ترجیح دادند مثلی که حال در همین وطن ما وشما فارابی ،ابن سینا و..این ملحدها را چقدرارزش دادند درکتاب ها واین ها تمامی عمرشان در فلسفه گوئی و بی دینی تیر شد و علیه اسلام کار ها کردند ، درمکتب های ما به جای ازینکه صحابه را ارزشهای شان قائل شوند ما را تشویق به وطن پرستی میکند و استدلال شان این است که می گویند در وطن ما خدمت کرده ؛ چرا؟ که شعر شرکی را گفته است ، قابل قدراست شفاخانه ها و مکتب ها را بنام های شان نام گذشته اند"

نمونه های بسیار بارزی ازاین اندیشه وچنین اندیشیدن وجود دارد که تاریخ اسلام ومسلمانان رافراگرفته اند وهمین گونه اظهارات است که به مثابه آب تقطیرشده  برای غرس ونموی درخت تحجروخشونت عمل میکنند اماازاینکه جراثیم این بیماری که درجدارهای نازک وآسیب پذیرکشورجنگزده ما افغانستان به مشاهده میرسند این مبحث بیشتروپیشتردر بسترجغرافیاوی و تاریخی  این خیطه  موردبحث ما قرارگرفته است

                             اسلام و فیلسوف های لومپن شبه مذهبی!

چنانچه گفتیم برای شناخت درست و دقیق یا درک تحقیقاتی اسلام به عنوان یک جنبش آزادی بخش و عدالت محورلزومأ باید آنرادرتلسکوب جهان بینی ای محققان و پژوهشگران عرصه پژوهش  نسبت به  خدا ،هستی و انسان مورد مطالعه قرار داد وباید دید که موضع آنها نسبت به ذات الهی و جانشین اش انسان چیست و برای تکامل تاریخی این موجود چگونه برنامه ای را پیشنهاد می کنند وبرای حل معضلات و مسائل پیچیده ایدئو لوژیک و نیازمندی های انسان و جامعه درهرعصرو در هر جغرافیای از زمین  دارای چه نسخه ای اند؟ تا با توصل و توجه به آن اساسات یک جامعه مترقی و پیشرفته را پایه گذاری نمایند ،  درغیرآن هرگونه قضاوت آنها نسبت به اسلام و یا هراندیشه دیگر مذهبی و یا هم غیرمذهبی  ناقص ودُم بریده خواهد بود.اکنون که دریافتیم انسان درزمین جانشین ذات خدا و صاحب بزرگترین نعمت الهی یعنی"عقلانیت و خِرد "محسوب میشود لزومأ باید باور داشته باشیم که هردینی درتاریخ انسان متناسب به شرائط حیات تاریخی بشرتوسط پیام رسانان صادق وحاملان راستین وحی ظهور نموده است وعقل تاریخی مانیزحکم میکند که تکامل هستی با تصاعد هندسی و پیشرفت جامعه با تصاعد ریاضی درانطباق با قوانین وفورمول بندی های قابل شناخت صورت می گیرند اما در عین حال برخی ازشارلاتانهای فیلسوف نما با مسخ اساسات فلسفی وتاریخی  دین بصورت دُگم و با شیوه غیرعلمی در صدد اثبات سفسطه های توهوم زای خویش اند که ازآن جمله به انورالحق جبارخیل  یکی ازشبه فلاسفه بیمار روانی که ازعقده جنسی رنج میبرد وخود را به غلط بنیانگذار فلسفه صحت واسلام میداند بصورت نمونه اشاره میکنیم .انورالحق جبارخیل که خود را اسلام شناس ومفسر بینظیروبی بدیل  قرآن پاک می نامد فلسفه تاریخ حیات انسان را بصورت وارونه باوردارد زیرا وی برخلاف آنچه که درقرآن پاک به عنوان نقشه راه تکامل بشردرباره انبیای بزرگ تذکریافته است ازمسیحیت و یهودیت به عنوان ادیان گذشته انکارمینمایندودریک دعوت تلویزیونی درباره ادیان گذشته چنین ابراز نظردارند 

https://www.youtube.com/watch?v=0Vh70-Z0kU0

البته تنها مشکل آقای جبارخیل این فیلسوف قلابی که ازشهرت اش چند سال وچند ماهی بیش نه می گذارد اظهارات اش در باره ادیان آسمانی نیست بلکه وی سعی دارد با استفاده از فرصت های بدست آمده که از حاکمیت نظام مافیائی و منحط بازار آزاد "بروزن آزار" برافغانستان برای وی بدست آمده با معرفی خود به عنوان فیلسوف ،اسلام شناس ،مفسر قرآن ...وغیره ریشه های فرهنگ ملی و معنویت و اخلاق را با تحلیل های توهم زأیش که طراوش نوع نگاه جنسی به دین و تاریخ است آبیاری کنـــد . که وی در درباره چگونگی تعداد ازدواج حضرت محمد پیامبر گرامی اسلام اینگونه اظهار میدارد .

https://www.youtube.com/watch?v=1knB6uocmLs

ببینید عزیزان ! این پیامبر قلابی جنسی در باره ازدواج های حضرت رسول اکرم چه می گوئید ؟ وی که در سخنانش از تغییر در تفسیر سخن میگوید به سومین  آیه سوره النسأ اشاره می کند و میگوید که : الله میفرماید .....اگر یتیم را دوست ندارید همراهش ازدواج نکن بخاطریکه بسیار مردم همراه یتیم بخاطر میراث که پول دارد می خواهد ازدواج بکند یا این است که می خواهد رحمدلی بکند ، الله این را منع ساخت ، باز چه می گوید فانکحو ما تاب لکم نسأ ..تنها حق یک مسلمان در این است که با یک عاقل وبالغ که دونفر زن ومرد باشند با اونکاح کن کسی که دوست داری

دراسلام تا که یک کسی را دوست نداشته باشی نکاح صورت نه میگیرد ...در آنجا تعداد می آید تعداد خانم ها !مثنی دو و ثُلاثه و سه ،و رُباع  وچهار! اینجا وقتی که تعداد آمد قانون حساب دراینجا باید دخیل شود ، یا جمع باید باشد یا ضرب باشد ویا هم تفریق باشد ! اینجا و که می آید سر ازین ماتحقیق کرده روان هستم که وجمع را میگوید،دووجمع سه وجمع چهارنه(۹)می شود هرچند این فیلسوف بیمار جنسی از شناخت تاریخی جوامع سنتی  قبل مدرن جزیرة العرب و حجاز آن زمان عاجز است اما عامی ترین مردم منجمله همه کسانی که از زبان عربی اندکترین اطلاعاتی داشته باشند بخوبی میدانند که جناب فیلسوف نه تنها از شناخت جامعه عرب آنزمان اطلاع ندارد بلکه ازآشنائی ابتدائی با قران پاک نیز بی بهره میباشد . زیرا وی علت ظهوردین  اسلام را بدون در نظر داشت شرائط عمومی بویژه سیاسی و اقتصادی جهان و شبه جزیرة عرب در آن مقطع تاریخ  می انگارد و از مناسبات و شرائط حاکم برجوامع قبائلی عراب بکلی بی اطلاع بوده است نه میداند که درآن جوامع حیات اطفال و کودکان یتیم وبی سرپرست چگونه بوده و موضع پیامبراسلام درحوزه هویت بخشی به اطفال یتیم بروی کدامین پارامترها ی سیاسی وفرهنگی استوار بود ؟ این فیلسوف ومفسرقرآن حتی ازادای حروف و مخارج درزبان نیز نه تنها عاجزاست بلکه آنرا به غلط تلفظ می نمایند چنانچه آیه شماره سوم سوره النسأ را

https://www.youtube.com/watch?v=uD8JDj3lBrs

چنان غلط تلفظ نمود که حتی معنای آنرا تغییر داد و نکاح به " ن  ِ کسری " را به " ن ُ ضمه " تلفظ کرد اگراز مطرح نمودن  قواعد صرفی و نحوی که بیشتر از سوی ماجراجویان فتنه گر برای پیروزی بر دیگر اندیشان بکار گرفته میشود و این عملیه  چنان عیب بزرگ نیز نه میباشد بگذریم جبار خیل این متخصص سکس و  فیلسوف بیمارجنسی  خود برآنچه که باید یک بیمار روانی تلقی گردد اعتراف می نمایند . و قبل از آمادگی برای یک گفتگوی تلویزیونی درباره تعریف فلسفه و فیلسوف و دیگر مدارج  و مدارک اش اینگونه اظهار نظر می دارد :

https://www.youtube.com/watch?v=VDmaggv2MhE

می بینید که وی دریک میان برنامه تلویزیونی درمورد انبیأ بزرگوارتاریخ پرسش گونه چنین اظهار میدارد " فیلسوف که ما برای شان حکیم می گوئیم ...تمامی پیغمبران فیلسوف ها بودند و آخرین و بهترین اش خاتم النبین است .وبعد ازینکه در بین پیغمبران کسی نبود دو نفر ما فیلسوف داشتیم و در قرآن ثابت است یکی لقمان است یکی حضرت خِضر علیه سلام است (۱) و بعد از لُقمان و حضرت خِضر علیه سلام من یگانه فیلسوف این عصر هستم ..این عصر !بسیار متوجه باشید کسانی که قبل از ما بودند و چیزهای را که کردند اجرشان را خدبرای شان میدهد ....ما به اساس این اصل قران را بفهمیم که این کار را مه کرده ایم .....مه وتمامی سابقه کسانی که مؤمنین بودند در یک قطار کار داریم و از نگاه علمی بلی ! علمی لادنی  را که خدا به مه داده فعلأ در بشریت کسی نداره مه پیشتر گفتم که مه ازجمله اوفلاسفه و حکیمهای هستم که الله برایم علم لادنی (۲) داده است

       بی اطلاعی جبارخیل از زندگی سیاسی  محمد پیامبر اسلام !

https://www.youtube.com/watch?v=xdx9xzZbEbU&t=4s

جبارخیل تنها فیلسوف بیمار و متخصص سکسولوژی است که  مطالعات اش را در قالب  دین اسلام بسته بندی میکند و ازهمان زاویه به تاریخ اسلام بوِیژه حیات رسول اکرم می نگرد ومی تازد  ؛هرچند وی غریزه جنسی را با عشق و محبت میان انسان ها به غلط مخلوط میکند و قرارداد ازدواج میان زنان  و مردان را نیز تنها تأمین کننده غرائز جنسی بنام محبت می داند اما  با زرنگی خاصی که دارد با سان دیگر مخالفان اما برپایه های استدلالات کاذب شبه مذهبی حیات سیاسی و اجتماعی حضرت  محمد پیامبر گرامی اسلام را نشانه میگیرد .عزیزان خواننده می دانند که دشمنان پیدا وپنهان حضرت محمد  نخستین پیام آوربزرگ  آزادی و نجات  انسان مسأله ازدواج ام المومنین حضرت عائیشه درسن چند سالگی و ازدواج حضرت رسول اکرم با زینب همسر طلاق شده زید بن ثابت فرزند خوانده وی همچنان تعدد زوجات حضرت رسول الله به عنوان دو و یا چند نکته سیاه در حیات اش را با مسخ حقائق نهفته در زندگی محمد پیامبر گرامی اسلام نشانه می گیرند تا ثابت کنند که گویا محمد رسول الله ، محمد «امین » نه بلکه از رجال آشفته ، عیاش و زن باره آن روزگار به شمار می آمد .

 

اما این مستشرقین و مریدان سینه چاک آنها نه میدانند که حضرت محمد پیامبر اسلام درهمان آغاز بعثت اش به این گونه وعید و وعده ها جواب نه داده بود چگونه ممکن است جماعت قریش وقتی دیدند ابوطالب نتوانیست از مذاکره با برادر زاده خود نتیجه بگیرند تصمیم گرفتند  بصورت مستقیم با محمد وارد مذاکره شوند  ویکی ازمردان قریش را که برحلم و خونسردی و آدم شناسی شهرت داشت نزد محمد پیامبر اسلام فرستاد ودر خطاب به وی گفت :  یا محمد ! از روزی که تو قدم به عرصه رشد نهادی ما ترا  محمد با القاب امین  و صبور می خواندیم وتو نیزمصداق عینی این صفات بودی هرگز آزارت به کسی نرسید ولی امروز حرف ها ، سخنان و عملکردهای تو زندگی مردم مکه را دیگرگون ساخته وهیچ کسی ازگزند اندیشه ها وشعارهای  نوی که داری در امان نیست !! دین مردم این شهر را خطا میدانی وبت های ما را ناحق می شماری  و میگوئی که دین نیاکان ما بر خطا بوده است در حالیکه تو خود یکی از فرزندان ما هستی و از اجداد ما بوجود آمده ای چگونه روا میداری که به اجداد ونیکان ات توهین نمائی ؟ من از تو به نمائنده گی از همه سران و اعیان قبیله درخواست میکنم که هرچه دردل داری به من بگو تا ما بدانیم که منظور و مقصد اصلی تو چیست ؟ اگر پول وثروت می خواهی من قول میدهم آنقدر پول از بازرگانان و تاجران مکه جمع آوری خواهیم کرد وبه خواهیم داد که برای تمام عمرت بی نیاز شوی ! اگر زن می خواهی من بازهم به توقول میدهم که همه سران قبیله قریش زیباترین دختران خودرا به تو خواهند داد وتوخواهی توانیست هر شب با یکی از دختران زیبای قریش به سرببری !اگر جاه طلب هستی و مقام و منزلت می خواهی و میل داری که شخصیت اول مکه به شمار بیایی ما حاضریم که منظور ترا اجابت کنیم و ترا در رأس این شهر قرار دهیم ولی به شرط اینکه روش خود را تغییر بدهی وعقیده ما تخطئه ننمائی ونگوئی که بت های ما برحق نیستند ، زیرا ما نه میتوانیم این توهین ها را بشنویم و تحمل کنیم ....محمد پیامبربزرگوار اسلام با شکیبائی تمام  اظهارات نمائنده قبیله قریش را استماع نمود و بعد از اینکه سخنان نمائنده قریش پایان یــافت در جـــــواب گفت : « آنچه من میگوئیم از جانب خود نیا ورده ام بلکه این سخنان مأموریتی است که از جانب پروردگاربرمن فرو خوانده می شود و من به شما میگوئیم ...وقتی من می گوئیم که دین شما واجداد تان برحق نیست گفته خداوند را برزبان می آورم ومن رسالتی دارم که به انجام خواهم رسانید و تهدید و تطمیع شما مرا از آن رسالت باز نخواهند داشت و شما را مخاطب قرار میدهم و میگوئیم برای اینکه رستگار شوید دست از شرک و بت پرستی بشویئد و دین خدای واحد را بپذیرید .....چگونه ممکن است که اینگونه شخصیت منزه در تاریخ همه داعیه و رسالت الهی و معنوی اش را در پای غرائیزمادی و  شهوانی ذبح کند ؟ و با آنکه بصورت عادی و طی یک معامله تجارتی و با پیشنهاد واصرار زعمای قبیله قریش میتوانیست به این اهداف نائل آید . !!!

 

 

 

(۱) : در قرآن مجید صریحاً نامى از خضر برده نشده بلکه به عنوان: «عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»، که بیانگر مقام عبودیت و علم و دانش خاص او است، و به عنوان معلم موسى بن عمران، از او یاد شده است. در روایات متعددى این مرد عالم به نام «خضر» معرفى شده است.
همچنین از پاره‌اى روایات استفاده می‌شود که حضرت خضر(ع) داراى مقام نبوت، و از پیامبران مرسل بود که خداوند او را به سوی قومش مبعوث ساخت، تا ایشان را به یکتاپرستى و اقرار به انبیاء و رسل و کتب آسمانى دعوت نماید. معجزه‌اش این بود که هرگاه اراده می‌فرمود به اذن الهی چوبى خشک یا زمین بی سبزه‌اى سرسبز شود، این امر بلافاصله به تحقق می‌پیوست و از این جهت وى را خضر گفتند و خضر لقب او است، نام اصلیش بالیا [تالیا] بن ملکان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح است.

 

(۲) : در الهیات،علم لَدُنّی، علم حضوری یا علم ناآموخته علمی است که بدون تعلیم و تعلّم و بی‌واسطه به دست آمده باشدبه عبارت دیگر علم لدنّی، علمی است که از طریق کشف و الهام بدست می‌آید و نام دیگر آن علم اعلیٰ است. این علم، مختصّ اهل قرب است و تنها با تعلیم و تفهیم ربّانی به دست می‌آید نه با دلایل عقلی و شواهد نقلی !

......................................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin