Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

خواجه بشیراحمد انصاری

دهلیزهای استراتژیک

و صدای پای طالبان

در هفته‌ای که گذشت از تقابل و تفاهم دو استراتژی در پیوند به افغانستان حرف زدیم که یکی از مسیر واشنگتن- خلیج- اسلام‌آباد عبور می‌کند، و دیگرش از راه مسکو- تهران. یکی دو روز بعد از نشر مقال و در راستای همین قطب‌بندی‌ها ما شاهد دو خبر دیگر هم بودیم که یکی اظهارات «ماریا سخاروفا» سخنگوی وزارت خارجه روسیه بود که گفت «امریکایی‌ها با پشتی‌بانی از کاندید مشخصی، کشمکش‌های سیاسی پساانتخابات افغانستان را شدت بخشیده‌اند»؛ و دیگرش ورود نماینده‌ی ایران در امور افغانستان بود که با شماری از مهره‌های سیاسی دیدار و گفت‌وگو نمود.

پرسشی که مطرح می‌شود: طالبان چه جایگاهی در این استراتژی‌ها دارند. همان طوری که سال‌ها پیش گفته شده بود، طالبان جزء مهم استراتژی واشنگتن-خلیج-اسلام‌آباد بوده‌اند که پیوسته کوشش کرده‌اند ماهیت اصلی‌شان را با شعاری چند ستر و اخفا کنند.

در ۱۸ سالی که گذشت، من هیچ گاهی شعار جنگ با طالبان را جدی نگرفته‌ام. در حالی که تمامی عناصر تروریسم در وجود این گروه دیده می‌شود، ولی باز هم هیچ سازمان بین‌المللی‌ای این گروه را هنوز تروریست نخوانده است که دولت‌مردان کشور ما هم از این امر مستثنا نبوده‌اند.

شماری از سیاست‌مداران افغانستان، طالبان را پیوسته برادران ناراضی خوانده‌اند، که برخی از فعالان سیاسی این سلوک عجیب و غریب آن‌ها را به مشترکات قومی پیوند می‌دهند، ولی به باور من، آن‌چه این سیاست‌مداران را با طالبان برادر ساخته است، پیش از آن که به قومی رابطه داشته باشد، به یکی از این دو چتر بزرگ استراتژیک پیوند دارد. آری! طالبان کودکان گستاخ، نازدانه و مردم‌آزار کوچه، یکی از این دو استراتژی به شمار می‌آیند که اختلاف با آن‌ها چیزی جز یک اختلاف خانواده‌گی نیست.

آخر چه کسی می‌تواند باور کند که این جنگ را می‌توان بدون داشتن سلاح هوایی که ارتش افغانستان از نبود آن رنج می‌برَد، یک‌طرفه نمود. چند سال پیش از زبان یک افسر ارتش شنیدم، سنگین‌ترین سلاحی که در هلیکوپتر‌های جنگی اردوی افغانستان حمل می‌شود «پی‌کا» است.

امروز تلفون‌های همراه به عنوان وسیله‌ای که می‌توان از طریق آن داده‌ها و ارتباطات را ردیابی و شبکه‌ها را کشف کرد، اساسی‌ترین ابزار در جهت تأمین و یا برهم زدن امنیت کشور‌ها به شمار می‌رود. پرسشی که مطرح می‌شود، چرا سیم کارت این تلفن‌ها چون پیاز و کچالو و بدون گرفتن نشان انگشت به فروش می‌رسد؟

خلاصه‌ی سخن، تا زمانی که خیانت ملی بر مبنای منافع ملی تعریف نگردد، و تا زمانی که این منافع، معیار دوستی و دشمنی با استراتژی‌های بیرونی قرار نگیرد و باز از میزان وابسته‌گی‌های ما کاسته نشود، چرخ جهنمی جنگ هم به بهانه‌های مختلفی خواهد چرخید و دور و تسلسل آن ادامه خواهد یافت.

..........................................

عارف منصوری

روزهاى دشوار و پر چالشِ پيشرو !

سرانجام پروسه مهندسى شده، مملو از تقلب و زمانگير انتخابات به آخر رسيد و نقطه پايانى به عمر حكومت تحميلى و مصلحتى وحدت ملى گذاشته شد. ناكامى و جانبدارى امريكا در مديريت نتيجه انتخابات، منجر به دو دستگى سياسى در كشور گرديد كه تحليف همزمان دو تيم پيشتاز ثمره ى آنست.

غنى يك بار ديگر با عدم مشروعيت داخلى اما با حمايت خارجى، ظاهراً تا هنوز در ارگ ابقاء شده كه با مخالفت سياسى و نظامى تيم ثبات و طالبان مواجه است. اينكه با چه سازوكارى اين دو معضل را حل و از اين دو گردنه ى دشوار عبور خواهد كرد، به تحولات آينده بستگى دارد.

و اما داكتر عبدالله كه تهور و ريسك بزرگ سياسى را نموده، با مخالفت صريح با خواست و سياست امريكا در برابر دشوارى هاى زيادى در آينده نزديك روبروست. او كه تا ديروز در خانواده جهادى به نزديكى و همسويى بيش از حد و حرف شنوى از امريكا متهم بود، در يك اقدام غيرمنتظره همه رشته هاى بافته شده روابطش را با امريكا، پنبه نموده و در قد و قامت يك رهبر مردمى ظهور كرد كه در راس يك اجماع بزرگ ملى قرار دارد.

مسلم است كه دو حكومت در يك اقليم نمى گنجد و امكان ندارد افغانستان براى پنج سال آينده از ارگ و سپيدار بطور موازى رهبرى شود. اما سئوال اينست كه تا چه مدتى و با چه ميكانيزمى اينگونه به پيش خواهيم رفت؟ و آنچنانكه هر دو طرف راه هاى تفاهم و مذاكره را همچنان باز گذاشته اند، چطور و با چه سازوكارى تفاهم خواهند نمود و در چنين فضاى بى اعتمادى و تقابل، با چه ميكانيزم و سهمبندى قدرت در ساختار نظام، كنار هم قرار خواهند گرفت؟

قطعاً روزهاى پيشرو، فرصتهاى سريعى براى مانور هاى سياسى خارجى و تحركات نظامى داخلى دو تيم براى تثبيت، تحكيم و تقويت جايگاه و پايگاه شان در مقياس ملى و بين المللى است.

در بُعد داخلى، حمايت هاى مردمى در ولايت، تعين واليان و مقامات محلى، تشكيل كابينه و در دست داشتن ميديا جدى و مؤثر است. و در عرصه خارجى، تأمين رابطه با كشور هاى خارجى و برسميت شناختن كشور هاى ذينفوذ و ذيدخل در افغانستان است كه براى بقاى هر يكى در قدرت لازم و ضرورى پنداشته ميشود.

تا هنوز جامعه جهانى و نيروهاى نظامى داخلى تا حدى و عملاً بيطرفى خود را در ميان دو تيم حفظ نموده اند و كشور هاى تأثير گذارى نظير روسيه، چين، ايران، پاكستان، عربستان، تركيه، هند و برخى ديگر موضع شفافى در خصوص تنش كنونى اتخاذ ننموده اند. كه قطعاً بزودى تصميم خواهند گرفت و اعلان خواهند نمود.

بعيد نيست خواسته امريكا چنين بوده باشد كه در آستانه توافقات آنها با طالبان، حكومت ضعيف و فضاى پُر چالشى در افغانستان حاكم شود تا زمينه و بستر طبيعى براى تطبيق مرحله وار و تدريجى تفاهمات شان با طالبان قرار گيرد.

بى ترديد گماشتگان امريكا و سازمان ملل از همين امروز دست به كار شده اند تا قبل از تشكيل كابينه و هر اقدام ديگر دو تيم كه شگاف را ميان شان بيشتر خواهد ساخت، اسباب گفتگوى رهبران دو جناح را فراهم سازند. و چنانكه تصور ميرود، خواهان انعطاف بيشتر از داكتر عبدالله خواهند بود تا از ادعاى رياست جمهورى اش منصرف شده، با كسب امتيازاتى با غنى تفاهم نمايد. اينكه او چگونه اين مهم را مديريت و هوادارانش را توجيه و اقناع خواهد نمود، دشوارى ايست كه در پيشرو دارد.

نصیرمهرین

معرفی کتاب دل گفته های من

دل گفته ها بردل می نشینند

نام کتاب: دل گفته های من

نویسنده: ویس سرور

ناشر: انتشارات شاهمامه

نشانی نویسنده در فیسبوک:

Wais Soroor

"دلگفته های من"، سخنان ویس سرور، انسان عزیز، اجتماعی و وارسته از قید وبند هرگونه  تعصب، تبعیض، تحجر، ترس آلوده گی و محافظه کاری های مصلحت آمیز است. این ویژه گیها سبب شده اند که شنیده گی ها ویا دیده گیهای نامطلوب وسزاوار اعتراض را به نکوهش بگیرد، از کلیشه کاری و شعاربازی برکنار بماند و در برابر آنها پای صمیمانۀ پیشنهاد اصلاحی را پیش بیاورد.

هنگامی که وقت ابراز برخی از این سخنان را نگاه می نمودم، متوجه شدم که گاهی دست در تهیۀ سرودۀ کنایی و طنز الود داشته، اما به زودی او را خبر تکانۀ انتحار و انفجار ویا سایر زشتی های مردم آزار در میهن، به گریستن واداشته که احساس ایجاد شده وآن گریۀ دل را نیز با خروشنده گی و بی پروایی بر فرق انسانکشان فرو برده است. چنین بود که من پس از خواندن کوتاه نوشت های وی، پیشنهاد ترتیب مطالب را از روی موضوعیت آنها نه نمودم. ترجیح دادم که تنوع مطالب که در سیر زمان خاطر او را مشغول نموده یا آزرده اند، مطابق زمان تهیه شدن بیایند.

شایان یادآوری میدانم که من نیز درکنار چند دوست دیگر، برای ویس سرور گرامی این پیشنهاد را نموده ام که به گلچین نمودن این فراورده ها از "فیسبوک" بپردازد و کتابی فراهم نماید.  زیرا به رغم جاذبه وکششی که "فیسبوک" آفریده از نقش وارزش کتاب و خواندن چنین مطالب در آن نه کاسته است.

آرزو می نمایم سخنانی که از دل پاک وی برخاسته اند و آرزویی جز بهبود خواهی ندارند، بر دلهای درد آشنا بنشینند ونیازهای تحول و دگرگونی پذیری زشتی وپلشتی ها را همراه صمیمی باشند

...............................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

درباب فرمایشات زلمی خلیزاد !

مدت ها در نوشته ها و گاهی در تماسهایم که با دوستان و علاقه مند به اندیشه های این قلم انجام میگیرند گفته ام ونوشته که تا اندیشه انسان باشنده ای جغرافیای بنام  افغانستان هرچند مخالف با ارزشهای قبول شده جامعه از هرنوع وابسته گی رها و آزاد نگردد و درپرتو آن اندیشه ء آزاد با نگاه انسانی نقشه راه حرکت عمومی مدنی اعم ازاقتصادی و فرهنگی تسوید و تصویب نشود هیچگاه صلح راستین در کشور افغانستان تحقق نخواهند یافت . 

وقتی میبینیم که به جائی نهادینه سازیی اصول و شاخص ها یکی از شخصیت هاومهره های که میتوان با وی با آسانی به معامله رسید و یاهم شجرة النسب وی در کل با ما و یاهم اقاربی از ما میرسد زبان ما در زمینه نهادینه سازی شاخص ها لال میشود و بلا درنگ به فکرکانالیزه سازی اهداف ناچیز مان  با این حضراتی که تازه به قدرت آورده شده اند می افتیم . که ویروس  این بیماری بیشتر دررگهای خون روشنفکران و درس خوانده های جامعه ء جنگزده ما جا گرفته اند . خوب بگذریم  ازین بگومگو های برسراین ویروس که به ؤفوردر اکثریتی از روشنفکران بویژه از تبار فرانکفورتی وبیروتی  آن به مشاهده میرسد و هرروزرنگ عوض میکنند وحتی از شعار های بلند بالای دموکراسی وحقوق بشرعقب نشینی می کنند. 

ووقتی حضرت صبغت الله مجددی برای دوماه بصورت غیر مشروع انتخاب شد ، همین روشنفکران فرانکفورتی بویژه فارغان پوهنتون امریکائی بیروت  تسبیح بد ست شدند گفتند وعده خدا نزدیک است ، با خانواده روحانی نامدار کشورو از عرفای  نقشبندیه تعلق دارد به جایی جستجوی راه حل روشنفکرانه و عالمانه رو به خانقاه و  استخاره آوردند اما روزها گذشت وکار به جایی رسید که امروز همه روشنفکران خانقائی شروع به نوشتن روایات و ثقه و نا ثقه کردند  اما چرا زلمی خلیل زاد ؟ وچرا به جایی دیگر مهره ها و رجالی که در تاریخ معاصر ما نقش بسزای  داشته اند از آن همه فعالان و بلند پایه گان حاکم بر سرنوشت افغانستان حضرت زلمی خان خلیل زاد را برگزیده و نشانه گرفته ایم  ؟ جواب این پرسش در نگاه مادی به مسائل ملی  آقای  خلیل زاد نهفته است که از دیر و از دوران جنگ سرد در وجود وی به مشاهده میرسد

حضور زلمی خان  خلیل زاد  یکی ازشهروندان متعهد  ایالات متحده امریکا که از ناسلامتی درلغمان شریف  افغانستان  تولد یافته و در جوار روضه شریف بلخ بزرگ شده است در معرکه  به ظاهر میان ارگ و روضه شریف به صحنه آمد . زلمی خان هر چند برای بازدید از سرمایه گذاری های که به عنوان یک سهمدار بزرگ شرکت سابق یونوکال Unocal استخراج نفت وگاز و شرکت زنجیره ای شیورون Chevronکه تازه به آن یکجا شده است درهمان نخستین روزکاری اش بلا درنگ در یک برنامه زنده شبکه تلویزیونی آریانا نیوز که گفته میشود  با سرمایه همان شرکت یونوکال Unocal که زلمی خان خلیلزاد از بزرگترین دلالان و سهمداران آن به شمار می آید و تحت مدیریت احسان الله بیات رئیس شرکت های زنجیره ای بنیاد بیات – شرکت مخابراتی افغان بیسیم و شبکه های تلویزیونی آریانا و اریانا نیوز  از سال ۲۰۰۵ بدینسو در افغانستان فعالیت میکند شرکت ورزید و درحالیکه شانه هایش را بالا می انداخت  با غرور امریکایی با چاشنی مهترلام بابا در برابراین پرسش مجری برنامه که آیا بصورت شخصی به کابل آمده است و یا هم حامل پیام امریکا است ؟ گفت :

https://www.youtube.com/watch?v=UXpg_RfvsLs

اما بسیار زود نتوانیست اهداف اصلی اش را که همانا مشارکت اقتصادی و تجاری در افغانستان بویژه با برخی از نخبه گان نظامی و سیاسی افغانستان منجمله عطا محمد خان متولی مقتدر روضه شریف بلخ است پنهان سازد زیرا جملاتی را که به کار میبرد ازلحاظ روانشناسی بیشتر در حوزه تجارتی مورد استعمال قرار می گردد چنانچه میفرمایند :

https://www.youtube.com/watch?v=mILeCyrtkiQ

 حوصله هم از خود اندازه دارد کاری نه شود که غلط حساب کند بد بختانه سیاسیون ما بعضی وقت در افغانستان درست حساب نکردند . یکدفعه دو و دو هشت شده پیش شان و یا دوازده شده ؛ با چه یک منطق ؟ هیچکسی ندانیست که مخاطب چنین اظهارات زلمی خان خلیل زاد چه کسی بوده ؟ اما از اینکه این برنامه به منظور رساندن پیام به گوشهای عطا محمد خان نورمتولی روضه شریف بوده آنرا ورود نا به هنگام زلمی خان خلیلزاد دانیستند. اما این زلمی خان خلیل زاد کیست ودارای چه سوابقی دربحران افغانستان بوده است ؟  زلمی خان اززمانه های قدیم شغل شریف "آدم فروشی!" را میکرد از همان زمانی که رونالد ریگن  بحیث رئیس جمهورجمهوری خواه امریکا وارد قصر سفید شد زلمی خلیل زاد نیز که فقط دوسه سال قبل از آن با حزب جمهوری خواه پیوسته  بود در وزارت خارجه امریکا مسؤلیت میز جنوب غرب آسیا را بر عهده گرفت و در انتقال و تجهیز پنهانی سران مجاهدین به قصر سفید به مثابه اولین خدمت وی بحیث یک شهروند وفادار به منافع امریکا ثبت تاریخ حزب جمهوری خواه امریکا گردید .

https://www.youtube.com/watch?v=aYN5Vl4fWWg

تقرر آقای پیتر تامسن Peter Tomsen سفیر امریکا برای مجاهدین نیز ازنخستین  کارنامه های آقای خلیل زاد محسوب می شد .نباید فراموش کرد که یکی از خدمات برجسته ء حضرت زلمی خان خلیلزاد انتقال و اسکورت هیأ تی از مجاهدین برهبریی مولوی محمد یونس خالص  به قصر سفید بوده که برخلاف واقیعت آن روز مرحوم مولوی محمد یونس  خالص رهبریکی از شاخه های  حزب اسلامی با برگشت از« بیت الابیض یا همان قصر سفید !!» مدعی شده بود که گویا وی به رونالد ریگن رئیس جمهور فقید ایالات متحده امریکا دعوت به دین مبین اسلام داد و وی تنها رهبری در جهان اسلام  بوده که افتخار چنین دعوت را داشته است .! هرچند این ادعای مولوی محمد یونس خالص که نخستین مأموریت اش از حروف چینی  در مدیریت اطلاعات وکلتور پکتیا آغازیده شد که در کنار حروف چینی  مقالاتی که باید در روزنامه "وړانګه " به چاپ برسند برخی اشعارش را نیز درآن  روزنامه انتشار می داد طبیعی است که با این سوابق  کاری و تحصیلی در امورعصری ادعای دعوت به اسلام رونالد ریگن رهبرایالات متحده امریکا که از  بزرگترین کشورهای  صنعتی و سرمایه داری به حساب می آید به جز یک جوک تاریخی که فقط مصرف آن در خیمه های از مهاجران  بینوای افغانستان که در کمپ های کچه گړۍ ، ناصر باغ و شمشتو باید ارزیابی و جستجو کرد اثری بیش نداشته است .از سوی دیگر  چنانچه در کلیپ ویدویی  مشاهده می فرمائید آنگاه که زلمی خلیلزاد جوان هیأتی برهبریی مولوی محمد یونس خالص را تا  دربار رونالد ریگن همراهی و مشائیعت می نمایند به جز سخنان تملق آمیزی نسبت به همکاری های امریکا هیچگونه مطلبی و حکایتی از چنین سناریوی مضحک دیده نه میشود . 

اما واقیعت این است که برداشت و قرئتی قرون ؤسطائی جناب مولوی محمد یونس خالص از اسلام به عنوان یک دین انسان شمول هیچگاه توان و ظرفیت رفع  نیازهای بالفعل انسان مدرن را نداشته است شاید فقدان چنین گفتمان پویا در تفکر حاکم برهمه احزاب و سازمان های جهادی آنزمان سبب گردیده است که درکنار دیگر عوامل قومی و تشکیلاتی  وقتی  نخستین طلیعه ای ازتحریک طالبان برهبریی ملا محمد عمر مجاهد یکی از سرگروپ های حزب اسلامی برهبریی مولوی محمد یونس خالص بوده که به کمک سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و شرکت استخراج نفت وگاز یونوکال Unocal امریکا که آقای زلمی  خلیل زاد از سهمداران آن شرکت بود بحیث امیر المؤمنین یا رهبر معنوی جهان اسلام منصوب شد . وجنگجویان و  کماندوهای القاعده برهبریی اسامه بن لادن علاوه برکندهار درکابل نیزجابجا گردیدند که گفته میشود بخشی ازعملیات بر برج های دوقلوی نیویارک در همین جغرافیا طراحی شده بود

https://www.youtube.com/watch?v=FgTmAckJn8o

    وقتی ملا عمر پس از آنکه ایالات متحده امریکا اسامه بن لادن را بحیث طراح حوادث یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ معرفی کرد آقای ملا عمر در جواب آن چنین اظهاراتی را نموده است .

اکثریتی ازفرماندهان نامداری چون مولوی جلال الدین حقانی که گفته میشود فرزندش سراج الدین  بنیانگذاراصلی شبکه حقانی است و از فرماندهان نامور حزب اسلامی مولوی خالص بوده  ، حاجی دین محمد معاون  حزب اسلامی برهبریی مولوی خالص برادرمرحوم  حاجی عبدالقدیر که میگویند آنگاهی که رهبریی ولایت ننگرهار را برعهده داشت  شهر تاریخی جلال آباد را در بدل مبلغ هفت میلیون دالر بر نصیر الله بابر به فروش رساند . همچنان فرمانده عبدالحق که از فرماندهان مشهورحزب اسلامی موسوم به خالص  بوده است از برادران نسبتی  حاجی دین محمد و مرحوم حاجی عبدالقدیر بشمار میرود . 

طبیعی است تشکیلات موسوم به حزب اسلامی و یاهراسم دیگری " سیأ " سی  وقتی می بینند که اهداف شان را اعم از مادی و معنوی میتوانند از راه دیگری تحقق بخشد مصلحتأ تشکیلات شبه حزبی را به امید رسیدن به اهداف " سیأ " سی خویش منحل میسازند چنانچه با به قدرت رسیدن تحریک مذهبی طالبان مرحوم مولوی خالص و حاجی دین محمد حزب اسلامی موسوم به حزب اسلامی خالص را رسمأ منحل اعلام کردند وحمایت عام و تامش را از امارت طالبان برهبریی ملا محمد عمر مجاهد که پس از اجلاس تاریخی علمأ و مشائخی که از سوی استخبارات نظامی پاکستان در خرقه مبارکه گرد هم آورده شده بودند  اعلام داشتند . 

آقای پیتر تامسن که هرچند به اساس استعداد و توانمندی های سیاسی اش به حیث نمائنده خاص رونالد ریگن رئیس جمهور امریکا برای مجاهدین تعیین شده بود اما با آنهم تلاشهای شخصی زلمی خلیزاد مدیر بخش جنوب غرب آسیا در وزارت خارجه امریکا را در توظیف اش بحیث نمائنده خاص رونالد ریگن رئیس جمهور فقید امریکا را بی تأثیر نه میدانیست . درگام نخست به سفارش خلیل زاد به یکی از سر گروه های مجاهدین حزب اسلامی افغانستان در بلخ که وی نیز مانند خانواده خلیلزاد از ناقلین به حساب می آمد مبلغ چند صد هزار دالر پول نقد تادیه گردید ، به گمان اغلب  آن مقدار کمک نقدی به یکی از فرماندهان مجاهدین در ولایت بلخ نخستین آزمائیش پروژه ء  ورود مستقل امریکا به جهاد افغانستان بود که قبل از آن تمامی کمک های نظامی و لوژستیکی از راه ارتش پاکستان به مجاهدین افغانستان تحویل داده می شد ،

 پیوست با مشاهده اینگونه عملکردهای پیتر تامسن سفیر ایالات متحده امریکا برای مجاهدین افغانستان اینگونه فعالیت های وی خلاف عرف دیپلوماتیک تشخیص داده شد و از اینکه فرماندهی که مبلغ هنگفتی را به سفارش زلمی خلیل زاد مدیر میز جنوب غرب آسیا در وزارت خاجه امریکا اخذ نموده بود با حزب اسلامی برهبریی گلبدین حکمتیار ارتباط داشت لهذا به اساس چنین وابسته گی تشکیلاتی ازگلبدین  حکمتیاررهبر حزب اسلامی افغانستان  خواسته شد تا نسبت به مداخلات سفیر تامسن موضع اش را اعلام دارد گلبدین حکمتیار نیز که در میدان آرتش پاکستان به بازی مشغول بود طی یک کنفرانس مطبوعاتی حرکات  پیتر تامسن سفیر امریکا برای مجاهدین را مغائر با عرف بین المللی و در مخالفت به وظائف اصلی نمائنده یک دولت در خارج دانیستند 

https://www.youtube.com/watch?v=r-dFMhpxq2w

جالب ترین بخش فراخوان زلمی  خلیل زاد سابق سهمدار فعال شرکت استخراج نفت وگاز یونوکال Unocal امریکا آنگاه بود که وقتی آقای نصیر فیاض ژورنالیست ورزیده شبکه تلویزیونی اریانا درباره سخنان آقای محمد محقق معاون ریاست اجرائیه و رهبر حزب وحدت مردم افغانستان که عمدتأ یک حزب مذهبی با گرائیش تشیع است از وی پرسید که درباره سخنان آخیر آقای محقق که گویا مورد جنجال های فروانی شد و سائر رهبران که با کشورهای مختلف ارتباط دارند و بجایی توجه به منافع ملی افغانستان از منافع بیگانه ها و کشور های همسایه نگهبانی میکنند نظر شما چیست ؟ حضرت خلیزاد جواب داد که پس از دوره بن ( هدف از کنفرانس تاریخی بن است ) نسبت به هرزمان دیگری در یک موقف قوی تری قرار دارد ، ....وی همچنان گفت که ما قبل از بن نه اردوی داشتیم و نه پولیسی بود نه بانکی بود مرکزی که در او چیزی ذخیره باشد ، نه مکتب های زیادی باز بود...اما من با این موافق نیستم که افغانستان هیچ فرقی نکرده و حتی خراب ترشده است ؟

https://www.youtube.com/watch?v=LeuzSdqsftw

آقای خلیل زاد هیچگاه نه گفت که این افغانستان یک شبه خراب نه شده است بلکه با گذشت هرروزی پس از پیروزیی کودتائی حزب دموکراتیک خلق افغانستان آرام ، آرام در دامن اشک آلود اش فروریخته است. ودرانهدام  وفروریزیی هر خشتی از تاریخ و تمدن باستانی افغانستان نقش ویران کن جناب زلمی خلیل زاد به مشاهده می رسد .

https://www.youtube.com/my_videos?o=U

چنانچه ما شاهد بودیم و همه مردم فقیر افغانستان گواه بر این حقیقت تلخ اند که آقای خلیل زاد همراه با دیگر یاران بیروتی اش منجمله محمد اشرف غنی احمدزی در فروریختن تمدن وفرهنگ بزرگ و باستانی  کشور افغانستان نقشی داشته اند

      خلیل زاد دروغ میگویند !

هرچند زلمی خلیلزاد با نگاه تجاری به تاریخ و جامعه افغانستان  منهدم کننده و معمار اصلی فاجعه کنونی پنداشته میشود و آخیرأ نیز جهت تصفیه حساب های تجارتی اش در حوزه استخراج  نفت وگاز با عطا محمد نورمتولی دائیم العمر  روضه شریف بلخ  به  کابل آمده است و بیش از هرکس و هرنهاد دیگری در معرکه جاری حضورتبلیغاتی  دارد سخنان پارا دُکسیال و خنده آوری را برزبان می آورد تا با استفاده از فضای مملو از دروغ و کذب خود را از نگهبانان و از وارثان حقیقی افغانستان عنوان کنند ، اما واقیعت چیز دیگری است و آن اینکه وی نه تنها خواستار برکناریی متولی روضه شریف نیست بلکه در زیر شعار های تند و ضد ونقیضی علاقه مند به ادامه کار متولی روضه شریف بوده است . زیرا نسبت به هر مأمور دیگر ایالات متحده امریکا وی خوب میداند که مؤقیعت جغرافیاوی افغانستان را نه میتوان تغییر داد بلکه با هر شعاری که بنام نابودیی تروریزم سرمیدهند در عصر حاضر نه میتوان با آسانی بر مردم و افکار عامه قبولاند .

 زیرا مردم میبینند که امروز استعمار جهانی ملت های ضعیف وجهان سومی را با بکار گیریی کدامین شیوه ها مورد استعمارخویش  قرار می دهند ؟ که همین اکنون نیز در عین حالیکه آقای زلمی خان  خلیلزاد  تصؤر می کند میتواند با قهر وغصه های بدون پشتوانه بر مردم بقبولاند که هنوز هم از قدرت بزرگی بهره منداست و مردم بیچاره افغانستان را با تبلیغات دروغینی که از شبکه های تلویزیونی ۲۴ ساعته پخش ونشر می گردند قانع سازند که وی در عین حالیکه با تیم حاکم بر قصر سفید  شریک نه میباشد دارای اتوریته و قدرت فروانی است . واقیعت این است که براستی هم شخص زلمی خلیلزاد سهمدار شرکت استخراج نفت وگاز یونوکال Unocal امریکا با آقای عطا محمد نوروالی و متولی مقتدر روضه شریف  دارا ی هیچگونه مشارکت تجاری و اقتصادی نیست بلکه آقای الکساندر مینارد خلیلزاد فرزند ارشد زلمی خلیلزاد سابق وایسرای امریکا در افغانستان – عراق و سازمان ملل متحد با شهزاده  طارق جان نور فرزند عطامحمد خان نور متولی روضه شریف از دیر بدینسو در مشارکت تجارتی بوده است .

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

......................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin