Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

نصیر مهرین

مژدۀ دیگر به

علاقمندان تاریخ

کتاب "چهرۀ پنهان امیر دوست محمد خان در صفحۀ تاریخ"، تألیف مؤرخ سختکوش و پرتلاش، جناب کریم پیکار پامیر ارجمند، انتشار یافته است.

این کتاب را که درواقع گام پیشرونده تر و تکمیلی کتاب "امیران دست نشانده در افغانستان" میتوان ارزیابی نمود، با درمیان نهادن و طرف توجه قرار دادن دوست محمد خان، به نیاز تاریخنگاری دقیقتر ومشخص تر نیز پاسخدۀ در خور اعتنا، محل ستایش و مراجعه است. کاری که مطالعه کننده گان تاریخ و به ویژه آنانی را که میخواهند امیر دوست محمد خان را نه از روی آن تاریخ سرکاری وکسالت آور وجعل آمیز، بلکه بربنیاد مدارک واسناد موثق چنانکه بوده است، بشناسند، کمک شایانی می نماید.

جناب کریم پیکار پامیر در مقدمۀ این کتاب، نخست برداشت های دقیق از آموزش دهی های غلط تاریخ را، با رویکرد انتقادی نشان میدهد. از تدریس آن "تاریخی" می گوید که برای آموزگار و شاگرد، نه سخنی ار تاریخ داشت و نه کمکی برای فهم تاریخ می نمود. این برداشت همراه با دلسوزی برای تاریخ واقعی ونشان دادن نمونه های آن، امروز برای آن انسانهای جوان وپیر که تشنۀ آگاهی از تاریخ واقعی استند، سخنی است دلنشین و گامی است در راستای زدودن جعل وتحریف دیرپای.

مؤرخ گرامی، برای تبیین موضوع، کتاب را طی نه (۹) فصل انسجام بخشیده است.

اینجانب که نظر به پارۀ مشغولیت های دیگر، مطالعۀ کتاب را روز های پسین به پایان رسانیدم و از تۀ دل برای دوست گرامی و این فراووردۀ قلمی- پژوهشی ایشان، تحسین ها فرستاده ام، آرزو دارم هموطنان این کتاب ۱۵۰ صفحه یی را بخوانند و از آن چهرۀ پنهان نگهداشته شدۀ امیر دوست محمد خان آگاهی حاصل نمایند. امیری که نماد دست نشانده گی و ستمگری ها و حیله گری های بسیار بود و پیروان او نیز مصیبت های فزاینده یی را بر مردم افغانستان تحمیل نموده اند.

قلم جناب کریم پیکار پامیر را همواره صفاترو درخشنده تر میخواهم.

 این کتاب از سوی انجمن دانش نشر شده است.

..........................................

 حسین مهدوی

ملیشه های غنی از چه کسی انتقام می گیرند؟

ما می دانیم که گروه های مسلح غیر مسئول ، مسئول بسیاری از شکنجه ها، قتل ها و ویرانی های کشور است. این گروه ها برای رسیدن به اهداف شان به بسیاری از ارزش های انسانی و مدنی پشت پا زده اند. اما زمانی که حکومت دقیقا مانند همین گروه ها رفتار می کند و درست مثل گروه های غیر مسئول، دست به شکنجه و کشتار مردم می زند، نام آن را باید فاجعه قانون و مسلخ مدنیت نهاد. ملیشه های غنی به بهانه ی تعمیم و گسترش حوزه ی اقتدار قانون و تعمیم نظم عامه بسی بیشتر از ملیشه های بدنام تاریخ کشور به شکنجه و کشتار سربازان قیصاری پرداختند. به گزارش بی بی سی حتی چند نفر غیر نظامی نیز پیش از مرگ آن قدر توسط ملیشه های بد نام غنی شکنجه شده اند که صورت شان قابل شناسایی نیست. به راستی چه کسی پشت این کشتار کور و شکنجه ی قرون وسطایی قرار دارد؟ آیا کسانی از وابستگی های قومی این مردم نفرت دارند و می خواهند بدین وسیله خشم شان را فروکش کنند؟ و یا این که مشکل شخصی با تک تک این کشته شدگان دارند؟

هرچه باشد، ملیشه های آدم کش غنی بیرحم تر و درنده خو تر از دیگر ملیشه های بی رحم این سرزمین اند. زور ملیشه های غنی به طالب و داعش نمی رسد، تنها می توانند دست کسانی را که علیه طالب و داعش جنگیده اند بسته و با شکنجه های قرون وسطایی به قتل برسانند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

حرمسرای بی بی گل وروایت زنانه ازصلح !

زمانی بود که غربی ها ؛ شیوخ وسلاطین عرب را به « حرمسرا » های شان می شناختند و در مطبوعات خود با کاریکاتورهر شیخ یا امیر یا سلطان شتری را ترسیم میکردند و یک خیمه ویک صف از زنان حرم سرایی  را! سرانجام و با تغییر اوضاع عمومی و مقتضای منافع کشورها شیوه غربی ها  در برابر این کشورها و جوامع  نیزعوض شد و تغییر یافت که نسلی ازهمان عرب های بدوی را از شمال افریقا ،عربستان ولبنان وغیره کشورهای عربی و افریقائی  به بهانه های گوناگون سیاحتی و تحصیلی به شهر های پررونق غربی مانند نیویورک ، لاس انجلس ، لندن ، پاریس ، امستردام و غیره می آوردند و چند صباحی را در آزمائیشگاه های مجهزی  ازعیش ونوش چنان فرومیبرند که نه تنها از کل وجود و سرنوشت اجتماع  غافل می شدند بلکه درست مانند فیلی که در میان کوران و نابینایان بر دست گذاشتن هرفردی از نابینایان  بر دست زدن بر شاخش ،یابر دمش و یاهم بر دیگر اعضای بدن فیل بر کل وجود آن حیوان قضاوت میکنند و از شناخت وجود عمومی حیوان تنومندی موسوم به فیل عاجز می مانند . کاملأ طبیعی است که با تغییرچنین شیوه ابزار نیز تغییر می یافتند و شترجایش را به بنز و چادر جایش را به قصر مجلل واگذار کرد . اما در همین ترکیب و شیوه جدید نیز بازهم زنان به جایی خیمه ها و چادرها در کاخها و قصرها ی مجلل جابجا می شدند در پرتو چنین میتود استحماری استعمار بود که برخی از جوانانی که از کشور افغانستان به دانشگاه های زنجیره ای امریکا در خاورمیانه و یاهم با استفاده از سکالرشیپ های تحصیلی در ایالات متحده امریکا و دیگر کشور های غربی مشغول آموزش عالی بودند به عنوان نیروهای جاده صاف کن استعمار و نظام سرمایه داری بین المللی در خط مقدم حضور یافته اند  و با روشنی می بینیم که هنوز هم از همان آغازحوادث خونین یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱  میلادی  این مهره ها و شخصیت های کاذب با هزاران ترفند سیاسی و استخباراتی با مختصر تعویض جهت اعتیاد بر قدرت – ثروت و شهرت با چرخ فاسد و فرسوده نظام حاکم بر افغانستان می چرخند

  در حالیکه پس از چندین تعویض مصلحتی و استمرار استخباراتی مهره ها وچهره ها در کمیدیی بنام انتخابات آزاد و عادلانه جابجا شدند و طبیعی است که بخشی مهمی از این کمیدی را شخصی بنام محمد اشرف غنی احمدزی با همسر لبنانی الاصل مسیحی امریکائی اش بنام رولا سعده  Rula Saade به پیش میبرد ، جالب و شگفت انگیز است که در ضلع دیگری از قدرت مافیائی نیز شخصی بنام زلمی خلیلزاد با چرلی بنارد Cheryl Benardهمسراطریشی الاصل یهودی امریکائی یار دبستانی وازجمله کسانی که بنام گروه بیروت درقدرت حاکم برافغانستان مسمی شده اند وازهمان آغازانهدام رژیم طالبان وحتی قبل ازآن ودردوران جهاد وجنگ سرد برارابه ءقدرت می پیچند 

وقتی آخرین بار زلمی خلیل زاد یارغار آقای اشرف خان غنی در کسوت مشاور وزارت خارجه امریکا در امور صلح که در عین حال از سهمداران بزرگ شرکت بین المللی یونوکال سابق و شرون جدید پس از انجام چندین دور مذاکرات با طالبان مسلح که برای وی از دیر زمانی چهره های آشنا است در دوحه پایتخت قطر آغاز کرد رولا سعده غنی  Rula Saade که خود را بانوی اول کشور می خواند تعدادی از بانوان را بروی لستی که نزد منشیان حرمسرای موجود بود نخست به حرمسرای قصر مجلل خود وسپس بسوی تالا رمعروف لویه جرگه ها   فرا خواند و برای آنها در تعیین و تثبیت نقش شان در حکومت های پس از صلح و خط السیر حرکت شانرانیز ترسیم میگردید و با استفاده از ین فرصت طلائی  بود که ناگهان شخصی بنام محمد اشرف غنی احمدزی با ژست فریبنده وارد سالون شد وبا ادای کلیماتی با ضمیر مفرد متکلم سخنان مسخره آوری  را این چنین آغاز کرد:

https://www.youtube.com/watch?v=-pZhNM-8EX0

"ازاین جهت من ازبـانوی اول کشــور ( رولا سعده غنی  Rula Saade که عیال حضرت اشرف خان غنی احمدزی به حساب می آید  ) از خاطر تعهدش به زنهای افغانستان و مخصوصأ تعهدش به بحث های عاقلانه ، مدبرانه و افغانستان شمول اظهار تشکر کنم ..."همچنان حضرت مرشد خانقاه ارگ  مطالبی را ایراد فرمود که قبلأ نه فرموده بود وموجب تعجب بسیاری از شنوینده گان و حاضران را فراهم ساخت که  در خطاب به طالبان البته از زبان  خانم های که به تالار دعوت گردیده بودند چنین اظهارداشت :« پیغام دوم زنان به طالبان این است که جنگ را توجیه کنید !افغان کشی را توجیه کنید که از خاطر کی و برای چه میجنگید ؟

https://www.youtube.com/watch?v=LR5nY0gULbQ

 اگر هدف این بود که قوای بین المللی از افغانستان بیرون رود و قوای بین المللی مانع تان نیست ؟ داگز او دا میدان !! تمامی جهان را قانع ساختم که با شما صحبت کنند تا که من به جهان نه گفته بودم در هفده سال کسی با شما صحبت کرد ؟ این از برکت اجماع بین الافغانی است که برای شما جامعه جهانی توجه میکنند !!!!» دانشمندی گفته است دروغ آنگاه برجایگاه راستی و صداقت قرار میگیرد که گوئنده آن دراوج فراموشی و درمیان مخاطبین اش برآنچه که وی بیان می کند بپذیرد و باورپیداکند که راست میگوید .!!!چه کسی نه میداند که ارتباط طالبان و ایالات متحده امریکا از دیر بدینسو حتی از دوران جنگ سرد و جهاد مردم افغانستان علیه روسها و درست آنگاه که زلمی خلیل زاد یار دبستانی اشرف خان غنی و مشاور کنونی صلح دروزارت امورخارجه امریکا بحیث مسؤل میزجنوب غرب آسیا ایفای وظیفه میکرد وآقای خلیل زاد برخی ازرهبران مجاهدین آنوقت راگروه ، گروه  به قصرسفید منتقل مینمودند برقراربوده است 

 وراستی اگر طالبان را مدیون تلاش های تان مبنی بر قانع ساختن جهان برای گفتگو با طالبان ساخته اید و پس ازهفده سال تمام تنها جهان وقتی حاضر شد با طالبان گفتگو کنند که از سوی شما مرشد معنوی دستور دریافت کنند .!! چرا علی الرغم شعارهای  فریبنده  وعوام پسندانه تان که تنها در قلمروقرانطین شده وتحقیر شده ای بنام افغانستان شنونده دارد و خود را دومین متفکر جهان ، سرقوماندان اعلی و" امیرالبروالبحر" نخستن طراح و بنیانگذار اجماع ملی وبین المللی می شمارید نتوانیستید و دستورصادرنه فرمودید که کمی توجه برای شما نیز مبذول داشته باشند .! فرض کنیم حرف و فرمائیش حضرتعالی کاملأ به جا وبینظیر است و در طی هفده سال تمام جهان بویژه ایالات متحده امریکا با جنگجویانی بنام طالب هیچگونه رابطه ای  نداشت و تنها در مدت قدرت ملکوتی شخص حضوراعلیحضرت محمد اشرف خان غنی دامت برکاته" رئیس حکومت وحدت ملی افغانستان " تمامی جهان با گروهی بنام طالبان ارتباط برقرار کرد  ! نقش ومؤقیعت  حضرتعالی در هفده سال گذشته در حکومت  افغانستان چه بوده است ؟ و آیا به جز تلاش های پیگیر و شبانه روزی خود برای رهایی نعیم کوچی احمدزی پسر کاکای تان اززندان گوانتانامو که به اتهام کشتار اهالی شریف هزاره جات در دوران ولایت اش در حاکمیت طالبان از سوی نیروهای امریکائی به زندان گوانتانامو امریکا انتقال یافته بود و با تلاشها پیگیر و ضمانت  شخص حضرتعالی ازبند رها وبا انتقال به افغانستان بحیث عضو شورای عالی صلح گماشته شد و تا هنوز هم از من وسلوای آن شوری بهره میبرد ؟ درحالیکه جناب اشرف غنی  ازهمان آغاز کنفرانس بن و با تشکیل نخستین دولت موقت از مشاوریت عالی اقتصاد تا وزارت مالیه ، ریاست پوهنتون کابل  و ریاست کمیسیون انتقال قدرت امنیتی شریک جرم وتمامی شکست هاوناکامی های گانگسترهای حاضردرصحنه شناخته میشود طبیعی است که باچنین وضعیت دعوای جناب شما باطل وغیرقابل سمع می باشد.هرچند حضرت اشرف خان غنی درسخنانش جنگجویان طالب راموردخطاب قرارداده اندوبه تعبیری" مصلحت ملک راخسروان دانند" نه می خواهم به نمائندگی از آنها وارد گود مشاجره وگفتگو شوم اما به عنوان یک شهروند آزاد و کسی که از هرنوع خشونت و استبداد  به هر نام واسمی که باشد سخت نفرت دارم با نوع نظام سیاسی و اقتصادی ای که جناب شما آنرا از نعمت های الهی می شمارید نیزسخت مخالفم .

البته هیچکسی نه میتواند ازنقش قاطع و نهادینه سازجناب شما درترکیب وتشکیل این نظام که ازچندسال بدینسوهمه داشت وناداشت ملت بزرگ ما را درحلقومی ازدیپلوماسی جهانی فریب ودروغ فروبرده اند انکارکند واغلبأروی همین دلیل است که با مشاهده هرجرقه ای ازامید مردم دچارنوعی سرگیچی عجیبی می شوید اما اطلاعأ جهت اطمینان شما باید احترامانه به عرض تان رساندکه جناب شما درحمایت ازاین نظام سیاسی و اقتصادی تنها نیستید بلکه بسیاری ازشوالیه های مذهبی ومؤتلفین اقتصادی تان نیز به دلائیل گوناگون از این نظام مبارکه بویژه درحوزه اقتصادی به روش مدیریت آزآد ولبرال درخط اول دفاع ایستاده اند شاید به دلیل اینکه گفتمان مذهبی باساس فقه تاریخی بستروتعبیراصلی ومناسب برای چنین شیوه مدیریت بوده و بر تمامی جغرافیای جهان اسلام اعم ازتشیع وتسنن به عنوان یک قرئت مذهبی حاکم مستولی گردیده است درهمدستی بانیروهای تکنوکرات وسکولاری برهبریی حضرت شماکه هرچندبصورت ریأکارانه وعوام فریبانه خواهان تلفیق مسجد باارگ هستید شمشیرهای شانرا دردفاع ازاین نظام کشیده اند .

 

                                      زن وصلح حرم سرائی  !

 

https://www.youtube.com/watch?v=XAM-_NXtwow

مسخره ترین و درعین حال پارادُکسیال ترین سخنان  اشرف خان غنی سر قوماندان اعلی و رئیس جمهور منتخب !! مردم افغانستان که  در تالارمعروف لویه جرگه  و در جمع کثیری از خانم ها بیان داشت و شما خواننده گان ارجمند این یادداشت نیز کلیپ کوچک  آنرا مشاهده و استماع فرمودید تحلیل معیوب وی ازتاریخ افغانستان ونقش زن درآن بوده است زیرا حضرت رئیس غنی فرمودند که : امروز دوچیز را دیدیم یکی زنان افغانستان امروزاست !هم ملت افغانستان هم منطقه و هم جهان بدانند که زن امروزافغانستانزن پریروزافغانستان نیست ! زنامروزافغانستان تواناست ، فعال است،مدبراست، آگاه  است،آئنده نگراست ومتعهد به وحدت ملی افغانستان!اماقسمت دیگرزن پریروزافغانستان متأسفانه هنوزهم اکثریت جامعه افغانستان را تشکیل میدهند .!!! ما شاهدیم و بارها دیده ایم وشنیده که حضرت رئیس غنی عادت دارد این نوع شعارهای پاردُکسیال وسرا پا مسخره را معمولأ درآغازکمپائین انتخابات به سمع عوام الناس میرسانند بنأ ازاین گونه فرمائیشات حضرت رئیس غنی تعجب نخواهیم کرد ،اما نه میتوانیم بربی اطلاعی حضرت رئیس از نقش زنان درتاریخ به قول اشرف خان غنی " پنج هزارساله افغانستان " چشم پوشید که هیچ مورخ منصفی ازکارنامه ها، تدبروعقلانیت،آئنده نگری وتعهد به وحدت ملی آنهـا  نـه میـتوانند چشم پوشی کنند ، زیرا حــضــورو مشارکت عــــقلانـــی آنــها ( ملالی ها ، نازو آنا ها ، رابعه بلخی ها و ده ها زن دیگر)  درساختارفرهنگی و تمدنی این خیطه نقش فروانی را ایفا نموده اند ومانند نگین های نابی درتاریخ و فرهنگ مردم افغانستان می درخشند.  اگر منصفانه و علمانه  به این فرایند نگاه کنیم همین زن امروز جامعه افغانستان که حضرت رئیس از آن بصورت بُریده با تاریخ گذشته و احیانأ متعلق به دوره حکومت وحدت ملی درافغانستان میداند و از همین بابت نیزخود رامدیون سپاسگذاریی عیال اش بی بی گل یا همان رولا سعده غنی  Rulla Saade می شمارد  نطفه بسته ای همان زنان نامور تاریخ پر افتخار ما اند البته عکس العمل خشونتهای ضد انسانی و مرتجعانه برخی از حاکمان در طول تاریخ گذشته که بنام مذهب و بنام دین حضور زن در جامعه را تقبیح کردند و در همدستی و تیوریزه سازیی این جنایات هولناک  توسط  دلالان روشنفکر نمای جامعه افغانستان  ذلیل و برده اش ساختند ، از استقلال اقتصادی ازحق مالکیت بر اموال  حتی فرزندان خویش محرومش کردند ، حتی عامل فساد ومجرم اصلی درافتادن آدم ازبهشت به زمین وانمودش کردند . چنانچه می بینید  در همین حرم سرایی مبارکه نیز که به فرمائیش شما زنان پریروز نیست بلکه "ترقی خواه و متجدد " و در کنار عیال مکرمه  شما در هم فشرده شده اند وبه قول جناب شما  زنان آگاه و آئنده نگر اند تعداد زیادی از این بانوان "آئنده نگر!" عروسکهای  گچی پشت ویترین اند که نه احساس زن دیروز و پریروز ما را دارند و نه هم شعور و تدبر زن امروز را ! نه زن خانه اند و نه زن کار ! نه در برابر همسر و فرزند احساس مسؤلیت میکنند و نه در برابرتاریخ و مردم تعهد دارند ! شتر مرغ های اند که نه بارمی برند که مرغ اند و نه می پرند که شترند ! این ها نسلی از من در آوردیی از زن اند که با مونتاژ قلابی مذهبی وبا خواندن صیغه محرمیت مخصوص مصرف بازار های شرقی و اسلامی سفارش و قالب ریزی  شده اند . باید با احترام به تمامی زنان برومند و آزاده ای  از تاریخ این سرزمین گفت وبه عرض رساند که برای اسارت معنوی و ایجاد موانع در راه مسؤلیت تاریخی زن امروزی ، سنت گرایان مذهبی و سرمایه داران متجدد که مدیریت شرکت های بزرگ تجارتی را بر عهده دارند با هم عملأ همکار ی میکنند تا چنین تیپ تازه ای بوجود بیاید ،  یکی بنام "اخلاق و مذهب " ودیگری بنام " آزادی وپیشرفت "،متحجران مذهبی زن را با تازیانه تعصب و غرور مردانه گی میزنند و بی آب و نانش می کند با خشونت و بی رحمی با وی رفتار میکنند تا زن دیوانه وار و چشم وگوش بسته با زندگی درفرهنگ مذکرعادت کند.وقتی نهاد ها وشبکه های گوناگونی بنام حمایت از آزادی زن و حقوق بشرتلاش میکنند تا زن شرقی بویژه زن افغان را تغییر دهند  این سرمایه داران متجدد از همان آغاز برای تخلیه و فراموش گردانیدن ارزشهای انسانی در تک تکی از وجود زنان کار شبکه ای و گروهی میکنند. و با کمک همین بنیاد ها و نهاد های به ظاهر حامی حقوق زن نه تنها اسکلیت سنت های زندگی گذشته را که بخش بزرگی ازتاریخ ما را تشکیل میدهد میشکناند  بلکه نسبت به ارزش ها وسنت های متعالی تاریخ گذشته مان به چشم نفرت می نگرند تا آنجا که رجال برجسته ومسؤل درجامعه پرورش دهنده گان آن ارزشهارااشارتأفاقد پتانسیل وحدت ملی،تدبر وعقلانیت می خوانند ،چنین است که درمسیرغارت شرق بویژه کشورما افغانستان استعماروپادوهای داخلی شان هرروزی وهرلحظه ای شیوه های تازه ای راتجربه میکنند گاهی بنام صلح و گاهی بنام جنگ ،البته اینگونه صلح را باید صلح کاذب حرم سرائی نامید وجنگ رانیزجنگ فرمائیشی وزرگری خواند.!

...................................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin