Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

داکترشکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

شورای ملی باید رئیس جمهور را عزل

و به دادستانی ودادگاه معرفی نماید

  حمله انتحاری به دانشگاه کابل بدنبال حمله هفته پیش به مرکز آموزشی کوثر دانش درکابل ورشته حملات بی وقفه طالبان شیطان پرست به همه مراکز آموزشی و ملکی که آینده سازان میهن ما اند, چنان غم جانکاهی را درکشور سبب شده که قلب همه را به شدت داغدار ساخته است.

با این که در غم جانسوز قربانیان دانشگاه کابل خود را شریک می دانیم و مقام ارواح شهدای گلگون کفن را در بهشت برین میخواهیم مگر این همدردی وافسوس وغم شریکی به تنهایی خود کافی نیست وباید در بدل این همه جنایات طالبان شیطان پرست, باید نخست خط سرغ ارگ نشینان فاسد به خط زرد شان در رهایی طالبان شیطان پرست, رنگ نمی باخت وحالا که اشرف غنی احمدزی نسبت همنوایی با طالبان تروریست, حدود شش هزار  شیطان پرست را به اثر دستور زلمی خلیلزاد رها کرده, در بدل حملات خونین طالبان به دانشگاه کابل ودیگر مراکز آموزشی چون کوثر دانش وغیره, تقاضا می نمایم بمانند رهبران با وجدان کشورهای عدالت خواه, از رییس جمهور تا وزرای دفاع وداخله وامنیت استعفا بدهند و حکومت بعدی, هرچه طالب شیطان پرست در بند زندان اند بی درنگ به دار آویخته شوند و امرالله صالح, صالح بودن خود رابه اثبات برساند ودر بدل هر حمله انتحاری وانفجاری, هم مراکز طالبان را به شدت از هوا وزمین بکوبد وهم طالبان زندانی را هماندم به دار بیاویزد. طالبان یعنی مزدور آی ای پاکستان اصلا آدم شدنی واصلاح شدنی نیستند وباید مذاکرات قطر همین حالا قطع گردد. دانشگاه کابل که بایست امن ترین ومصؤن ترین مکان کشور می بود باثر بی کفایتی حکومت فاسد به چنین فاجعه جانسوز تبدیل شده است. پس باین وضع موجود هیچ مکانی از شر طالبان شیطان پرست در امان نیست تا که رگ وریشه این جنایت کاران سوزانده نشود

  مسؤل این همه حملات انتحاری وانفجاری وقتل وکشتار بی امان مردم بی گناه ما, در دو دهه اخیر,  درپهلوی طالبان شیطان پرست, حامیان آن ها بمانند:حامد کرزی, اشرف غنی احمدزی, حنیف اتمر, معصوم ستانکزی جمع وزرای بی کفایت فعلی دفاع وداخله وامنیت ملی است. همه این ها باید به دادستانی معرفی و محاکمه ومجازات شوند.

..........................................

عتیق الله نایب خیل

 

شنیدم ازینجا سفر

می کنی...!

 

وقتی آهنگِ «شنیدم ازین جا سفر می کنی» با هر صدایی زمزمه می شود، ناخودآگاه به یاد هنرمند همیشه جاویدان، ظاهرهویدا، می افتم. آهنگی که از اعماق دل او برمی خاست و براعماق دل شنونده می نشست.

این آهنگ اما، تنها یک سروده نیست که با ریتم موسیقی و صدای مانده گار ظاهرهویدا گوش شنونده را نوازش می دهد. قصه ی است از اتفاقاتی که شاید ملیون ها بار در کشورما اتفاق افتاده و تکرار شده است. قصه یی که مسافرِ آن به انتخاب خودش عزم سفر و آهنگ شهر دیگر نکرده و حتی حق انتخاب شهری را که عزم سفر کرده، نداشته است. بلکه سیر حوادث و جبر زمان او را به گوشۀ از گیتی پرتاب کرده و این آمد و شد در یک دَور و تسلسل خسته کننده ی ادامه یافته است. سوگمندانه که سیر ناگوار حوادث عده ی بی شماری را هم روانۀ سفری کرد که دیگر هرگز برنگشتند. هشت سال قبل ظاهرهویدا هم به کاروانی پیوست که راه بازگشت نداشت.

طبعا" سفری از آن گونه که ظاهر هویدا می سرود، برای آن هایی که درعقب می مانند و گاهی دست تکان می دهند ناگوار است.

وقتی به گذشته می نگرم، نمی دانم چند صد بار زمزمه کرده ام که: «شنیدم ازینجا سفر می کنی...»

........................................

 

 

 

         عتیق الله نایب خیل

چرا تنبان کشی؟!

 

همین که به خود جراًت دادم عنوان فوق را برای نگاشتن چند سطر پائین انتخاب نمایم عرق شرم بر جبینم نشست. زیرا بکاربرد بعضی کلمات و جملات عبور از خط قرمزهای ادب نگارش و عفت قلم است. اما، همزمان با آن یادم آمد این پرسش را مطرح نمایم که چه گونه کسی به خودش حق داده است از خط قرمزهای اخلاقی جامعه عبور نماید و در محضرعام پیراهن و تنبانش را بکشد و نیکر زرد رنگش را در معرض دید همه گان قرار دهد؟ شاید طرح این پرسش بتواند انتخاب این عنوان را هم توجیه نماید.

اما جالبتر ازین حرکت، به گوش رسیدن نعره هایی بود که ندانستم چه ربطی به لُخت شدن سخنران داشت و چرا عده یی برای خودشان حق می دهند عظمت خداوند را آن قدر کوچک بسازند که حتی یک چنین عمل منفی را نیز با نعره های تکبیر استقبال نمایند.

به باور من انتخاب شخص سخنران و این حرکتش کاملا" حساب شده و از قبل پلان شده بوده و تحریک آمیز ترین عمل برای تحریک آنانی بوده که آن جا حضور داشتند. زیرا لُخت شدن در محضر عام جای صد دلیل و استدلال را برای آن هایی می گیرد که مانند سخنران از نبود عقل و درایت کافی و قدرت استدلال و ارائه دلایل منطقی به دورند. زیرا وقتی پای منطق کسی می لنگد برای به کرسی نشاندن سخنش به راه های غیرمنطقی متوسل می شود.

آنانی که از تبلیغ و دامن زدن به مسایل قومی نفع می برند، برای دستیابی به مقاصد شان کاملا" به همین گونه افراد جاهل ضرورت دارند و حرکاتی ازین نوع برای تحریک احساسات گروه های جاهل هم جای صد دلیل و برهان را می گیرد. افرادی با این حدی از تنزل اخلاقی عقب تریبون سخنرانی قرار نمی گیرند، قرار داده می شوند.

دلیل این تنبان کشیدن هرچه باشد، تشویش من این است که این حرکت به یک نماد دایمی اعتراض مبدل نشود. فردا شاهد خواهیم بود که کسی در اعتراض به بلند رفتن نرخ ها تنبانش را کشیده است و کسی در اعتراض به تقسیم قدرت و کسی هم به دلیل رئیس و یا وزیر نشدن، کسی هم با نگرفتن رتبۀ جنرالی ... و طبعا" دلایل اعتراض درین مملکت بسیار است.

ما از جهات بسیاری در جهان در صف اول قرار داریم. از جهت تولید مواد مخدر، از ناحیۀ فساد و بسیار چیزهای دیگر. نشود که از جهت تنبان کشی هم در صف اول ملل قرار گیریم!

.........................................  

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

حرمسرای بی بی گل وروایت زنانه ازصلح !

زمانی بود که غربی ها ؛ شیوخ وسلاطین عرب را به « حرمسرا » های شان می شناختند و در مطبوعات خود با کاریکاتورهر شیخ یا امیر یا سلطان شتری را ترسیم میکردند و یک خیمه ویک صف از زنان حرم سرایی  را! سرانجام و با تغییر اوضاع عمومی و مقتضای منافع کشورها شیوه غربی ها  در برابر این کشورها و جوامع  نیزعوض شد و تغییر یافت که نسلی ازهمان عرب های بدوی را از شمال افریقا ،عربستان ولبنان وغیره کشورهای عربی و افریقائی  به بهانه های گوناگون سیاحتی و تحصیلی به شهر های پررونق غربی مانند نیویورک ، لاس انجلس ، لندن ، پاریس ، امستردام و غیره می آوردند و چند صباحی را در آزمائیشگاه های مجهزی  ازعیش ونوش چنان فرومیبرند که نه تنها از کل وجود و سرنوشت اجتماع  غافل می شدند بلکه درست مانند فیلی که در میان کوران و نابینایان بر دست گذاشتن هرفردی از نابینایان  بر دست زدن بر شاخش ،یابر دمش و یاهم بر دیگر اعضای بدن فیل بر کل وجود آن حیوان قضاوت میکنند و از شناخت وجود عمومی حیوان تنومندی موسوم به فیل عاجز می مانند . کاملأ طبیعی است که با تغییرچنین شیوه ابزار نیز تغییر می یافتند و شترجایش را به بنز و چادر جایش را به قصر مجلل واگذار کرد . اما در همین ترکیب و شیوه جدید نیز بازهم زنان به جایی خیمه ها و چادرها در کاخها و قصرها ی مجلل جابجا می شدند در پرتو چنین میتود استحماری استعمار بود که برخی از جوانانی که از کشور افغانستان به دانشگاه های زنجیره ای امریکا در خاورمیانه و یاهم با استفاده از سکالرشیپ های تحصیلی در ایالات متحده امریکا و دیگر کشور های غربی مشغول آموزش عالی بودند به عنوان نیروهای جاده صاف کن استعمار و نظام سرمایه داری بین المللی در خط مقدم حضور یافته اند  و با روشنی می بینیم که هنوز هم از همان آغازحوادث خونین یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱  میلادی  این مهره ها و شخصیت های کاذب با هزاران ترفند سیاسی و استخباراتی با مختصر تعویض جهت اعتیاد بر قدرت – ثروت و شهرت با چرخ فاسد و فرسوده نظام حاکم بر افغانستان می چرخند

  در حالیکه پس از چندین تعویض مصلحتی و استمرار استخباراتی مهره ها وچهره ها در کمیدیی بنام انتخابات آزاد و عادلانه جابجا شدند و طبیعی است که بخشی مهمی از این کمیدی را شخصی بنام محمد اشرف غنی احمدزی با همسر لبنانی الاصل مسیحی امریکائی اش بنام رولا سعده  Rula Saade به پیش میبرد ، جالب و شگفت انگیز است که در ضلع دیگری از قدرت مافیائی نیز شخصی بنام زلمی خلیلزاد با چرلی بنارد Cheryl Benardهمسراطریشی الاصل یهودی امریکائی یار دبستانی وازجمله کسانی که بنام گروه بیروت درقدرت حاکم برافغانستان مسمی شده اند وازهمان آغازانهدام رژیم طالبان وحتی قبل ازآن ودردوران جهاد وجنگ سرد برارابه ءقدرت می پیچند 

وقتی آخرین بار زلمی خلیل زاد یارغار آقای اشرف خان غنی در کسوت مشاور وزارت خارجه امریکا در امور صلح که در عین حال از سهمداران بزرگ شرکت بین المللی یونوکال سابق و شرون جدید پس از انجام چندین دور مذاکرات با طالبان مسلح که برای وی از دیر زمانی چهره های آشنا است در دوحه پایتخت قطر آغاز کرد رولا سعده غنی  Rula Saade که خود را بانوی اول کشور می خواند تعدادی از بانوان را بروی لستی که نزد منشیان حرمسرای موجود بود نخست به حرمسرای قصر مجلل خود وسپس بسوی تالا رمعروف لویه جرگه ها   فرا خواند و برای آنها در تعیین و تثبیت نقش شان در حکومت های پس از صلح و خط السیر حرکت شانرانیز ترسیم میگردید و با استفاده از ین فرصت طلائی  بود که ناگهان شخصی بنام محمد اشرف غنی احمدزی با ژست فریبنده وارد سالون شد وبا ادای کلیماتی با ضمیر مفرد متکلم سخنان مسخره آوری  را این چنین آغاز کرد:

https://www.youtube.com/watch?v=-pZhNM-8EX0

"ازاین جهت من ازبـانوی اول کشــور ( رولا سعده غنی  Rula Saade که عیال حضرت اشرف خان غنی احمدزی به حساب می آید  ) از خاطر تعهدش به زنهای افغانستان و مخصوصأ تعهدش به بحث های عاقلانه ، مدبرانه و افغانستان شمول اظهار تشکر کنم ..."همچنان حضرت مرشد خانقاه ارگ  مطالبی را ایراد فرمود که قبلأ نه فرموده بود وموجب تعجب بسیاری از شنوینده گان و حاضران را فراهم ساخت که  در خطاب به طالبان البته از زبان  خانم های که به تالار دعوت گردیده بودند چنین اظهارداشت :« پیغام دوم زنان به طالبان این است که جنگ را توجیه کنید !افغان کشی را توجیه کنید که از خاطر کی و برای چه میجنگید ؟

https://www.youtube.com/watch?v=LR5nY0gULbQ

 اگر هدف این بود که قوای بین المللی از افغانستان بیرون رود و قوای بین المللی مانع تان نیست ؟ داگز او دا میدان !! تمامی جهان را قانع ساختم که با شما صحبت کنند تا که من به جهان نه گفته بودم در هفده سال کسی با شما صحبت کرد ؟ این از برکت اجماع بین الافغانی است که برای شما جامعه جهانی توجه میکنند !!!!» دانشمندی گفته است دروغ آنگاه برجایگاه راستی و صداقت قرار میگیرد که گوئنده آن دراوج فراموشی و درمیان مخاطبین اش برآنچه که وی بیان می کند بپذیرد و باورپیداکند که راست میگوید .!!!چه کسی نه میداند که ارتباط طالبان و ایالات متحده امریکا از دیر بدینسو حتی از دوران جنگ سرد و جهاد مردم افغانستان علیه روسها و درست آنگاه که زلمی خلیل زاد یار دبستانی اشرف خان غنی و مشاور کنونی صلح دروزارت امورخارجه امریکا بحیث مسؤل میزجنوب غرب آسیا ایفای وظیفه میکرد وآقای خلیل زاد برخی ازرهبران مجاهدین آنوقت راگروه ، گروه  به قصرسفید منتقل مینمودند برقراربوده است 

 وراستی اگر طالبان را مدیون تلاش های تان مبنی بر قانع ساختن جهان برای گفتگو با طالبان ساخته اید و پس ازهفده سال تمام تنها جهان وقتی حاضر شد با طالبان گفتگو کنند که از سوی شما مرشد معنوی دستور دریافت کنند .!! چرا علی الرغم شعارهای  فریبنده  وعوام پسندانه تان که تنها در قلمروقرانطین شده وتحقیر شده ای بنام افغانستان شنونده دارد و خود را دومین متفکر جهان ، سرقوماندان اعلی و" امیرالبروالبحر" نخستن طراح و بنیانگذار اجماع ملی وبین المللی می شمارید نتوانیستید و دستورصادرنه فرمودید که کمی توجه برای شما نیز مبذول داشته باشند .! فرض کنیم حرف و فرمائیش حضرتعالی کاملأ به جا وبینظیر است و در طی هفده سال تمام جهان بویژه ایالات متحده امریکا با جنگجویانی بنام طالب هیچگونه رابطه ای  نداشت و تنها در مدت قدرت ملکوتی شخص حضوراعلیحضرت محمد اشرف خان غنی دامت برکاته" رئیس حکومت وحدت ملی افغانستان " تمامی جهان با گروهی بنام طالبان ارتباط برقرار کرد  ! نقش ومؤقیعت  حضرتعالی در هفده سال گذشته در حکومت  افغانستان چه بوده است ؟ و آیا به جز تلاش های پیگیر و شبانه روزی خود برای رهایی نعیم کوچی احمدزی پسر کاکای تان اززندان گوانتانامو که به اتهام کشتار اهالی شریف هزاره جات در دوران ولایت اش در حاکمیت طالبان از سوی نیروهای امریکائی به زندان گوانتانامو امریکا انتقال یافته بود و با تلاشها پیگیر و ضمانت  شخص حضرتعالی ازبند رها وبا انتقال به افغانستان بحیث عضو شورای عالی صلح گماشته شد و تا هنوز هم از من وسلوای آن شوری بهره میبرد ؟ درحالیکه جناب اشرف غنی  ازهمان آغاز کنفرانس بن و با تشکیل نخستین دولت موقت از مشاوریت عالی اقتصاد تا وزارت مالیه ، ریاست پوهنتون کابل  و ریاست کمیسیون انتقال قدرت امنیتی شریک جرم وتمامی شکست هاوناکامی های گانگسترهای حاضردرصحنه شناخته میشود طبیعی است که باچنین وضعیت دعوای جناب شما باطل وغیرقابل سمع می باشد.هرچند حضرت اشرف خان غنی درسخنانش جنگجویان طالب راموردخطاب قرارداده اندوبه تعبیری" مصلحت ملک راخسروان دانند" نه می خواهم به نمائندگی از آنها وارد گود مشاجره وگفتگو شوم اما به عنوان یک شهروند آزاد و کسی که از هرنوع خشونت و استبداد  به هر نام واسمی که باشد سخت نفرت دارم با نوع نظام سیاسی و اقتصادی ای که جناب شما آنرا از نعمت های الهی می شمارید نیزسخت مخالفم .

البته هیچکسی نه میتواند ازنقش قاطع و نهادینه سازجناب شما درترکیب وتشکیل این نظام که ازچندسال بدینسوهمه داشت وناداشت ملت بزرگ ما را درحلقومی ازدیپلوماسی جهانی فریب ودروغ فروبرده اند انکارکند واغلبأروی همین دلیل است که با مشاهده هرجرقه ای ازامید مردم دچارنوعی سرگیچی عجیبی می شوید اما اطلاعأ جهت اطمینان شما باید احترامانه به عرض تان رساندکه جناب شما درحمایت ازاین نظام سیاسی و اقتصادی تنها نیستید بلکه بسیاری ازشوالیه های مذهبی ومؤتلفین اقتصادی تان نیز به دلائیل گوناگون از این نظام مبارکه بویژه درحوزه اقتصادی به روش مدیریت آزآد ولبرال درخط اول دفاع ایستاده اند شاید به دلیل اینکه گفتمان مذهبی باساس فقه تاریخی بستروتعبیراصلی ومناسب برای چنین شیوه مدیریت بوده و بر تمامی جغرافیای جهان اسلام اعم ازتشیع وتسنن به عنوان یک قرئت مذهبی حاکم مستولی گردیده است درهمدستی بانیروهای تکنوکرات وسکولاری برهبریی حضرت شماکه هرچندبصورت ریأکارانه وعوام فریبانه خواهان تلفیق مسجد باارگ هستید شمشیرهای شانرا دردفاع ازاین نظام کشیده اند .

 

                                      زن وصلح حرم سرائی  !

 

https://www.youtube.com/watch?v=XAM-_NXtwow

مسخره ترین و درعین حال پارادُکسیال ترین سخنان  اشرف خان غنی سر قوماندان اعلی و رئیس جمهور منتخب !! مردم افغانستان که  در تالارمعروف لویه جرگه  و در جمع کثیری از خانم ها بیان داشت و شما خواننده گان ارجمند این یادداشت نیز کلیپ کوچک  آنرا مشاهده و استماع فرمودید تحلیل معیوب وی ازتاریخ افغانستان ونقش زن درآن بوده است زیرا حضرت رئیس غنی فرمودند که : امروز دوچیز را دیدیم یکی زنان افغانستان امروزاست !هم ملت افغانستان هم منطقه و هم جهان بدانند که زن امروزافغانستانزن پریروزافغانستان نیست ! زنامروزافغانستان تواناست ، فعال است،مدبراست، آگاه  است،آئنده نگراست ومتعهد به وحدت ملی افغانستان!اماقسمت دیگرزن پریروزافغانستان متأسفانه هنوزهم اکثریت جامعه افغانستان را تشکیل میدهند .!!! ما شاهدیم و بارها دیده ایم وشنیده که حضرت رئیس غنی عادت دارد این نوع شعارهای پاردُکسیال وسرا پا مسخره را معمولأ درآغازکمپائین انتخابات به سمع عوام الناس میرسانند بنأ ازاین گونه فرمائیشات حضرت رئیس غنی تعجب نخواهیم کرد ،اما نه میتوانیم بربی اطلاعی حضرت رئیس از نقش زنان درتاریخ به قول اشرف خان غنی " پنج هزارساله افغانستان " چشم پوشید که هیچ مورخ منصفی ازکارنامه ها، تدبروعقلانیت،آئنده نگری وتعهد به وحدت ملی آنهـا  نـه میـتوانند چشم پوشی کنند ، زیرا حــضــورو مشارکت عــــقلانـــی آنــها ( ملالی ها ، نازو آنا ها ، رابعه بلخی ها و ده ها زن دیگر)  درساختارفرهنگی و تمدنی این خیطه نقش فروانی را ایفا نموده اند ومانند نگین های نابی درتاریخ و فرهنگ مردم افغانستان می درخشند.  اگر منصفانه و علمانه  به این فرایند نگاه کنیم همین زن امروز جامعه افغانستان که حضرت رئیس از آن بصورت بُریده با تاریخ گذشته و احیانأ متعلق به دوره حکومت وحدت ملی درافغانستان میداند و از همین بابت نیزخود رامدیون سپاسگذاریی عیال اش بی بی گل یا همان رولا سعده غنی  Rulla Saade می شمارد  نطفه بسته ای همان زنان نامور تاریخ پر افتخار ما اند البته عکس العمل خشونتهای ضد انسانی و مرتجعانه برخی از حاکمان در طول تاریخ گذشته که بنام مذهب و بنام دین حضور زن در جامعه را تقبیح کردند و در همدستی و تیوریزه سازیی این جنایات هولناک  توسط  دلالان روشنفکر نمای جامعه افغانستان  ذلیل و برده اش ساختند ، از استقلال اقتصادی ازحق مالکیت بر اموال  حتی فرزندان خویش محرومش کردند ، حتی عامل فساد ومجرم اصلی درافتادن آدم ازبهشت به زمین وانمودش کردند . چنانچه می بینید  در همین حرم سرایی مبارکه نیز که به فرمائیش شما زنان پریروز نیست بلکه "ترقی خواه و متجدد " و در کنار عیال مکرمه  شما در هم فشرده شده اند وبه قول جناب شما  زنان آگاه و آئنده نگر اند تعداد زیادی از این بانوان "آئنده نگر!" عروسکهای  گچی پشت ویترین اند که نه احساس زن دیروز و پریروز ما را دارند و نه هم شعور و تدبر زن امروز را ! نه زن خانه اند و نه زن کار ! نه در برابر همسر و فرزند احساس مسؤلیت میکنند و نه در برابرتاریخ و مردم تعهد دارند ! شتر مرغ های اند که نه بارمی برند که مرغ اند و نه می پرند که شترند ! این ها نسلی از من در آوردیی از زن اند که با مونتاژ قلابی مذهبی وبا خواندن صیغه محرمیت مخصوص مصرف بازار های شرقی و اسلامی سفارش و قالب ریزی  شده اند . باید با احترام به تمامی زنان برومند و آزاده ای  از تاریخ این سرزمین گفت وبه عرض رساند که برای اسارت معنوی و ایجاد موانع در راه مسؤلیت تاریخی زن امروزی ، سنت گرایان مذهبی و سرمایه داران متجدد که مدیریت شرکت های بزرگ تجارتی را بر عهده دارند با هم عملأ همکار ی میکنند تا چنین تیپ تازه ای بوجود بیاید ،  یکی بنام "اخلاق و مذهب " ودیگری بنام " آزادی وپیشرفت "،متحجران مذهبی زن را با تازیانه تعصب و غرور مردانه گی میزنند و بی آب و نانش می کند با خشونت و بی رحمی با وی رفتار میکنند تا زن دیوانه وار و چشم وگوش بسته با زندگی درفرهنگ مذکرعادت کند.وقتی نهاد ها وشبکه های گوناگونی بنام حمایت از آزادی زن و حقوق بشرتلاش میکنند تا زن شرقی بویژه زن افغان را تغییر دهند  این سرمایه داران متجدد از همان آغاز برای تخلیه و فراموش گردانیدن ارزشهای انسانی در تک تکی از وجود زنان کار شبکه ای و گروهی میکنند. و با کمک همین بنیاد ها و نهاد های به ظاهر حامی حقوق زن نه تنها اسکلیت سنت های زندگی گذشته را که بخش بزرگی ازتاریخ ما را تشکیل میدهد میشکناند  بلکه نسبت به ارزش ها وسنت های متعالی تاریخ گذشته مان به چشم نفرت می نگرند تا آنجا که رجال برجسته ومسؤل درجامعه پرورش دهنده گان آن ارزشهارااشارتأفاقد پتانسیل وحدت ملی،تدبر وعقلانیت می خوانند ،چنین است که درمسیرغارت شرق بویژه کشورما افغانستان استعماروپادوهای داخلی شان هرروزی وهرلحظه ای شیوه های تازه ای راتجربه میکنند گاهی بنام صلح و گاهی بنام جنگ ،البته اینگونه صلح را باید صلح کاذب حرم سرائی نامید وجنگ رانیزجنگ فرمائیشی وزرگری خواند.!

...................................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin