Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

ضیا ضیا ناشر هفته نامه افق

قدر دانی از دکتور اسد الله حیدری  

به گزارش هفته نامۀ "افق" ؛ انجمن همکاری افغانهای نیو ساوت ویلز روز یکشنبه 25 مارچ از پوهنوال دکتور اسدالله حیدری ضمن محفلی در هال آن انجمن تقدیر به عمل آورد. درین محفل بزرگان، نخبه گان وفرهنگیان اعم از زنان ومردان اشتراک ورزیده بودند.

محفل که با تلاوت قرآن کریم آغاز شد، پس ازان آقای انجنیر عزیز دقیق ضمن خوش آمدید از سوی انجمن به حاضرین، زندگینامه پر بار دکتور حیدری را به خوانش گرفت که مختصر آن به این گونه است:

دکتور حیدری یکتن از استادان سابقه پوهنتون کابل میباشند. او در دانشکده های انجنیری و پولیتخنیک کابل در تربیت جوانان وطن خدمت نموده و مضاف بر آثار متعدد علمی از بیشتر از سی سال به این سو خدمات شایان را در امور اجتماعی کمونیتی افغانها در سیدنی به انجام رسانده است. همچنان  دکتور حیدری در زمینه های تدریس قرآنکریم و تجوید برای جوانان افغان در سیدنی همت گماشته و نیز چند مجموعۀ شعری اش به چاپ رسیده که مورد استفاده هموطنان قرار گرفته است. باید افزود که سروده های میهنی و مقالات اجتماعی شان در هفته نامه "افق" منتشره استرالیا و سایتهای انترنیتی کانادا و اروپا نیز به نشر رسیده است.

آقای اعظمی رئیس انجمن و دیگر فرهنگیان هریک  محمد آصف نهان نویسنده و شخصیت فعال اجتماعی، انجنیر کریمی رئیس شورای هماهنگی اتحادیه های افغانهای مقیم ایالت نیو ساوت ویلز، نذیر روشن سابق استاد در دانشکده هنرهای زیبا، ضیا کبیری از انجمن المهدی، حجت الاسلام ذکی حسینی از مرکز اسلامی نبی اکرم و انجمن نور، محقق و نویسنده محمد عمر وردک ،  نظامی سابق اکرم ابوی که از همصنفی های دوره ابتدای دکتور حیدری در لیسه نجات بود، بالنوبه پیرامون شخصیت علمی، فرهنگی و اجتماعی و خدمات دکتور حیدری با قدر دانی یاد نمودند. سپس دستۀ گل و لوح تقدیر که از سوی انجمن افغانها تهیه شده بود، همچنان دسته های گل که دوستان و علاقمندان تهیه کرده بودند به دکتور حیدری اهدا گردید.

در اخیر آقای حیدری از قدر شناسی انجمن افغانهای نیوساوت ویلز، از فرهنگیان و حاضرین اظهار سپاس و تشکر نموده، دسته گلی را که خود تهیه نموده بودند به عنوان قدر شناسی از خانم محترم شان که همسفر زندگی و مشوق کارهای علمی و سایر موفقیت های شان به حساب میرود، تقدیم کرد که با کف زدنهای حاضرین استقبال شد.

در ختم برنامه دانشمند روحانی دکتور عبدالرحیم لطیفی به خاطر صلح و تامین امنیت سراسری در افغانستان، اتحاد و همدلی و برادری میان افغانها، طول عمر با عافیت و پر از موفقیت های بیشتر به محترم حیدری را استدعا نمودند.

محفل که به ساعت 4 عصر آغاز شده بود، پس از ادای نماز مغرب و صرف شام حوالی ساعت 7 خاتمه یافت.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

محمد اکرام اندیشمند

 

"استشهادی" یا "انتحاری"!

هیچ "هدف مقدسی" با کُشتن خود و کُشتن دیگران، چه آنکه بر آن نام "انتحاری" گذاشته شود و یا "استشهادی"، به دست نمی آید. به خصوص اگر این هدف، دعوت به راه خدا و دین خدا باشد. خداوند رسالتِ رسول خود که دینش را با رسالت او به انسان رساند، رحمت برای عالمیان می خواند:

«وَمَآ اءَرْسَلْنَكَ إِلا رَحْمَةً لِّلْعَلَمِینَ»(و ما تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم)

کجای این کُشتن خود و کُشتن انسان ها، آن هم انسان های بیگناه و بیدفاع، از نام "استشهادی" و یا "انتحاری"، رحمت است؟

کسانی که به خدا و تقدس راه او ایمان دارند و دعوت در راه خدا را هدف مقدس می دانند، این هدف، از میان خون آدم ها نمی گذرد؛ چه آنکه نامش را "انتحاری" گذاشت یا "استشهادی". رسیدن به این هدف را خداوند اینگونه دستور می دهد:

«ادعُ إِلىٰ سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ۖ وَجادِلهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ ۚ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!»

کُشتار آدم ها چه با نام "انتحاری" و چه به بهانۀ "استشهادی"، نه، راه خدا است، نه حکمت، نه موعظۀ حسنه و نه جدال احسن.

کُشتار انسان، یک جنایت هولناک و بزرگ است که خداوند حتا قتل یک انسان را بمثابۀ قتل تمام بشریت می داند (مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً)

..........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

اسعد الله صافی ــ مونشن

 

سوالی که ، خود جوابش را یافت

 

پرسشی به میان آمده که:

 

(( اگر نیروهای محدود نظامی ناتو که حالا در افغانستان حضور دارند، پیش از امضای یک توافق صلح تضمین شده میان کابل و طالبان، این کشور را ترک کنند، دولت کنونی افغانستان هم سقوط می کند ؟ . کشورهای عضو ناتو و روسیه هم نباید اشتباه استراتژیک یلتسین را تکرار کنند. سیاست حمایت از نهاد دولت باید محور سیاست خارجی این کشورها باشد. یالتسین باگذاشتن این سیاست نتوانست امنیت آسیای میانه و روسیه را حفظ کند. با سقوط نهاد دولت در افغانستان در سال                ۱۹۹۲نیروهای بنیادگرا رودخانه آمو را عبور کردند و جنگ را تا چچن وداغستان بردند ))  . 

آیا درنبود نیرو های متحد خارجی  ( ناتو )  افغانستان ، توسط طالبان سقوط می کند ویا توسط مافیای قدرت ویا هم ،  با همدستی ( ستون پنجم ) . ؟ که در تقسیم منافع شخصی و قومی و سمتی ، حالِ ملت و کشور را بروز سیاه مبدل نموده اند ؟

درین جای تر دید نیست ، طالبان یک پتنسیال ، قوی ، و یک نیروی جنگی باتجربه ای استند . که با تمرینات مهم نظامی در ، در پلیگون های نظامی پاکستان ، بصورت خاص تربیه و آمادهء نبرد ساخته شده اند.  آن ها پانزده سال علیه ء نظام های حاکم دست نشانده ، بصورت سیتماتیک ، هم در جبهه و هم در نبرد های چریکی ، باقوت های مجهز ناتو در زمین و هوا ، جنگیدند.

شاید در نبود قوتهای ناتو و  ( امریکا ) ، طالبان ظرف چند ساعت محدود ، بتوانند ، بیرق شان را در برجهای بلند ارگ کابل در اهتزاز درآرند. اما در سیاست  جنگی آمریکا نسبت به افغانستان چه راضی پنهان است ؟

بزرگان پنتاگون ، ( محل قوماندهء تعرض و دفاع آمریکا )  در ین آواخر اذعان نموده که : القاعده در افغانستان و کشور های همسایه و شرق میانه تا شاخ افریقا ، شکار ضربات کوبندهء آمریکا قرار گرفت و متلاشی شد. ودر ادامه بیان می دارد که : جهت جلوگیری از انسجام و تحدیدات دوبارهء آن بر منافع آمریکا ؛ افغانستان را حمایت و پشتیبانی می نمایند .  ولی اضافه می کنند  که : ازبین بردن طالبان و جنگ با آن ها  برای آمریکا ، نا ممکن است .

ودرین حال ، مقامات دیپلوماتیک بلند پایهء روسیه ، در کابل ، نگرانی های شان را در رابطه با تروریزم ابراز داشته و اما : تماس های نزدیک روسیه با طالبان را نیز بخاطر امنیت روسیه ، برملا می سازد.

سفیر روسیه در نشستی خبری در کابل ، از تماس های بعضی از کشور های عضوء ناتو ( پشتیبان دولت کنونی افغانستان ) نیز پرده می بردارد :

به این خیر ؛ کاپی شده از سایت بی بی سی فارسی ، لطفاً توجه فرمائید :

«الکساندر مانتیتسکی، سفیر روسیه در افغانستان، می‌گوید تماس کشورش با گروه طالبان با هدف حفاظت از شهروندان روسیه و کمک به روند صلح در افغانستان است.

آقای مانتیتسکی که امروز (پنجشنبه ۷ دسامبر/۱۷ قوس) در یک نشست خبری در کابل صحبت می‌کرد، گفت: "ما برای حفاظت از دفاتر سیاسی و کنسولگری‌های روسیه و همچنین امنیت آسیای میانه با طالبان در تماس هستیم. روسیه همچنین بدین باور است که روند مصالحه ملی به سود افغانستان است. این روند باید به رهبری و مالکیت افغان‌ها به پیش برده شود.»

آقای مانتیتسکی با ابراز ناخرسندی در مورد انتقادات از رابطه روسیه و طالبان، گفت که این تنها روسیه نیست که با طالبان ارتباط دارد، بلکه به گفته او آمریکا، بریتانیا، آلمان، ایتالیا، ایران، پاکستان، چین و قطر با طالبان ارتباط دارند.

سفیر روسیه گفت که آمریکا در مبارزه موثر علیه تروریسم در افغانستان ناکام مانده است.

به گفته او آمریکایی‌ها گفته بودند که برای از بین بردن القاعده و تروریستان به افغانستان آمده‌اند اما برعکس تروریسم در افغانستان افزایش یافته و گروه‌های جدید "تروریستی" مانند گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در این جا پیدا شده‌اند.

آقای مانتیسکی گفت در این مدت ناامنی از مناطق جنوبی افغانستان به جانب شمال این کشور گسترش یافته است و روسیه در این مورد ۵ سال پیش هشدار داده بود؛ اما سفیر روسیه می‌گوید غربی‌ها این هشدارهای روسیه را نادیده گرفتند.

الکساندر مانتیسکی گفت که موجودیت داعش در افغانستان برای روسیه نگران کننده است و خطر این گروه تنها افغانستان را تهدید نمی‌کند، بلکه متوجه آسیای میانه، روسیه، چین و پاکستان هم است و احتمال حملات داعش به این کشورها وجود دارد.

نگرانی از رابطه روسیه و طالبان

مقام های آمریکایی و افغان به صورت فزاینده نگران روابط روسیه و طالبان هستند.

ژنرال جان نیکولسون، فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان، هفته پیش در واشنگتن گفت که روسیه هم به جمع ایران و پاکستان پیوسته و مانند آن ها به اعمال "نفوذ زیان بار" در افغانستان می‌پردازد. به گفته ژنرال نیکولسون، مسکو در تلاش مشروعیت بخشید به طالبان است.

ژنرال نیکولسون گفت که داعش بهانه‌ای شده برای توجیه سیاست‌های روسیه. او گفت: "استدلال روسیه این است؛ این طالبان است که با داعش می‌جنگد، نه دولت افغانستان. این مشروعیتی که روسیه به طالبان می‌دهد، مبنای واقعی ندارد، اما برای تضعیف دولت افغانستان و تحت شعاع قرار دادن تلاش‌های ناتو در افغانستان است."

راز پنهان ، در همین نکته ، پنهان شده است. زیرا :

این آمریکا بودکه رژیم طالبان را که ساقط کنندهء رژیم مجاهدین نامیده می شد و بنام دولت امارت اسلامی افغانستان حکومت داشتند ؛ با راکت های کروز و بمبارد های هوایی طیارات ب۵۲ و بم های چند تنی ، به نفع حکومت انتقالی را، معدوم نمود.

درآن زمان که کشور آمریکا و متحدان شان هیچ گونه قرارداد ستراتیژیک و قرارداد امنیتی  با هیچ دولتی در گذشته افغانستان تاآن موقع نداشتند ، توانستند ، زیر نام از میان بردن تروریزم بر افغانستان حمله نموده ، و یک کشور آزاد و مستقل را تحت نام همکار تروریست ها اشغال نموده و دولت مد نظر خودرا ، بر شانهء ملت سوار نمایند. آن موقع چطور با گرفتن رای ملل متحد ، بر ننگینترین عمل خود مهر تآئید گذاشته  و خودسرانه وارد افغانستان شده و حکومتی را به حیث تحفه  با خود آورند. ؟

اما حالا که با دولت  طرفدار و حکومت  آوردهء خود قرارداد های ستراتیژیک و امنیتی را با رسوایی ها ، به امضاء رسانیدند ، و افغانستان ضعیف در مقابل همسایگان حریص در حال بلعیده شدن  دشمنان قرار دارد ، و رسمأً تقاضا بعمل می آید که مطابق تعهدات امنیتی و قرار داد دوستی ستراتیژیک ، باید ازین کشور ، تا رفع کلی مداخلات خارجی و بد امنی های موجود ، و آوردن یک حکومت قانونمند و دوموکراسی ، در مدافعهء پایدار ، همکار بوده ، در قطع جنگ های موجود به هر نوع مطلوب ، می بایست صادقانه ، با ملت شریف افغانستان همکاری نمایند.  اما طوری که دیده شد ، آمریکا گفته است :  به بلندی های آسمان خراش ها بردمت ، حالا خودتان ، به ترتیبی که خواسته باشید ، فرود آئید .

اما بخاطر داریم این سخن مسئول امنیتی آمریکا را در چند ماه قبل که گفته بود : جنگ در افغانستان ، پنجاه سال دیگر ، جریان خواهد داشت. 

آیا این طور نباشد که :  منافع دولت و مردم آمریکا در اشتغال و تداوم جنگ ها در گوشه گوشه ء جهان  قرار دارد ؟. و هیزم و باروت این جنگ ها ، بصورت متداوم ، کشور های شکنن از  فقر اقتصادی  مانند افغانستان ، قرار گرفته است.  ؟

به این ترتیب ، دیده شد که آمریکا برای بدست آوردن منافع منطقوی خودش در افغانستان لانه گرفته ، هم با رژیم دست نشاندهء خودش دوستی دارد و هم با دشمنی که اورا از امارت خلع کرده بود .

این جاست که گمان زده می شود : آمریکا ،  چراغ سبز  برای مداخلهء مکرر روسیه در افغانستان داده و از جانبی با نشان دادن چراغ نارنجی ، شانه هایش را با بی تفاوتی در برابر حملات طالبان بر مواضع حکومتی ، بالا می اندازد و به اصلاح ( به مه غرض نیس ) تماشا می کند .؟  آمریکایان به وضوح این را گفته اند که : اگر طالبان ،  به منافع آمریکا صدمه وارد نه نماید ، با ایشان دشمنی ندارد .

در عین حال آمریکا ، بازهم پنهان کاری های با دوست خودش ( حکومت وحدت ملی ) نیز دارد. بدین معنی که : بازهم ژنرالی دیگر، از پنتاگون بیانیه صادر می نماید که : هیچگاهی افغانستان ، بدست رژیم طالبان سپرده نمی شود.

و  این سخن را می شود یک دلخوشی خوشباورانه پنداشت  ؟ ویا نا هم آهنگی سیاست جنگی در قبال افغانستان در پنتاگون . به کدام سخن باید باورمند بود .؟

اما لحظهء این طور بیندیشیم که در نبود قوای محدود آمریکا وناتو ، آیا دولت فعلی سقوط می کند ؟

اگر بگوییم آری . شاید گفته شود ، توسط طالبان ! 

مگر قریبتر از طالبان ، قوت های چپاولگری که گاهی از حمایت کنندگان دولت و زمانی از حریفان بالقوهء ارگ نشینان بشمار می روند  و با یک گروه دیگر ( ستون پنجم )  در ارتباط بوده  نیز ، دم نخت وجود دارند .

با وجود آن که امروز ، اردوی ملی کشور ، بکمک مادی و معنوی ، ایالات متحدهء امریکا و ناتو ، تا حدودی تجهیز و آموزش های حرفوی نظامی را کسب نموده اند وملت افغان ، از جانبازی ، صداقت و وطندوستی افراد تحت امر ( تأکید می دارم افراد با شهامت و غیرتی ،  سپاهیان واقعی افغانستان ) . مگر تاسفبار این است که ؛ قومانده و آمریت آن ،  به دو جهت تحت سوال هموطنان قرار دارد. که اسباب نگرانی متحدین نظامی کشور را نیز اکثراً در بر گرفته .

اول اینکه :  اکثر آمرین در سطوح بالایی، الی قدمه های یک کندک را اکثراً اشخاصی تشکیل می دهند که تحصیلات مسلکی در زمینهء نظام عسکری نداشته ، ولی با رتب بالای نظامی ، در حساسترین وظایف ، گماشته می شوند.

دو م :     شمولیت تعداد کثیری از قدمه های  ذکر شده ، اشخاصی استند که : بیشتر به یکی از تنظیم های جهادی سابق تعلق داشته و وفاداری شان نسبت به مسلک  ووظیفه ، به امیر حزب مربوط شان است  .

 و همین است که ، هرباری ، نزاکت های سیاسی تا جایی به بن بست رسیده ، رهبر یا امیری ، از جایی فریاد زده که  :  می تواند ده ها هزار تن را به سرک ها بکشد و هزاران مسلحش را بگوه ها صعود داده در برابر  دولت بجنگد. و این صرف یک تحدید نیست ، بلکه واقعیت هم است که سلاح های زنگزدهء دوران شوروی سابق در اردوی افغانستان را ، از ثقیل و خفیف ، همین ها ، هر کدام ، به غنیمت ! !!  گرفتند.  وحال هر بار دولت را تحدید با همان وسایل دستداشته کرده ، باج می گیرند که ، با وجود،  پروسهء DDR توافق شده در بُن جرمنی ،  گروه های مسلح اعم از مجاهدین و وافراد مسلح زور گیر را در بر گیرنده بود ، اما این پروسه فقط بالای  افراد عادی از بقایای جهاد ، کوچیان صحرا نورد خانه بدوش  و بعضی از افراد مسلح غیر قانونی ، جبراً تعمیل گردید.

تا جای که مردم ما شاهد استند ، و اطلاعات موثق و کافی حتی بدسترس دفاتر امنیت ملی  و وزارت امور داخله موجود است حاکیست که ، به صدها هزار قبضه تفنگ ، راکت و راکت انداز های خفیف و ثقیل و ضد تانک و ضد طیاره ، با ده هاواسطهء تانک های چین دار و بردیم ها ، هم اکنون در سلاح کوت های سران یا رهبران و قوماندانان در جه اول و دوم مجاهدین سابق ،  موجود و برای روز مبادا وقتأ فوقتاً ازآن ها در روغنکاری و فعال بودن شان ، شدیداً مواظبت صورت می گیرد.  چنان که یکسال و چند ماه قبل ، به اثر بر خورد راکتی از راه دور ،  بر یک سلاح کوت عظیم قوماندان یکی از تنظیم های جهادی در ولایت پروان ، سلاح کوټ منفجر گردید. که موجب آزردگی شدید تنظیم موصوف و جناب قوماندان و هواخواهان شان نیز شد. و ازین عمل غیر مجاز و غیر قانونی ، نه دولت کدام حساب خواست و نهم قوت های ناتو و جامعهء بین المللی سیل بین درکشور موضوع را جداً دنبال کردند . 

واین یک نمونهء از  چنین چپاول در ،  بیت المال بود که  آن هارا نزد ملت رسوا ساخت. لذا همان طور که گفته شد ، بیم آن می رود که ،  گوشه گوشه هریک از شهر ها و ولسوال های کشور ، مملو ازچنین سلاح کوت ها است. که در فردای نبود، ناتو و نظامیان خارجی ، کابل سال های ۱۳۹۲  را  ، بخاطر خواهد آورد.  

و همین نکته است که  که قبلاً در سخنان سفیر روسیه در کابل ، گفته شد ،. مقاومت در برابر طالبان نه در گذشته وجود داشته و نه هم در آینده چنان مقاومتی صورت خواهد گرفت. اما تا رسیدن طالب به کابل ، کافیست که همین سران گفته شده وپسرک های  نازدانهء اربابان چپاول که بالاتر از رتبه های  دگروالی و جنرالی رسیده اند ، و هر روز بدست های مبارک پدر های شان مدال ها و نشان ها مطلا بر شانه های ارجمندان نصب می گردد ، با سلاح دست داشته ، برای ملت نه خزانه خواهند گذاشت و نه هم قصر و دفتری ، چنان که  در سال ۱۳۹۲ کابلیان شریف دهن بسته و خموش ؛ با چشمان باز چنین کوچ کشی های چپاولگرانه  را از ارگ ریاست جمهوری تا دفتر یک ناحیه مشاهده نموده و خوب بیاد دارند. 

تفرقه اندازان زیر نام های حرکت های مدنی ، چنان به اعمال غیر مدنی دست خواهند زدکه ؛ از گذشته به ارث برده اند . بعضی ها بوجی  و ریسمان های محکمی را برای چور  روز های آینده در پیشرو ، سررشته دیده  وعدهء از ین ماهرین ، راه های اکمالات را تا دهلی  ودوبی و تهران ، خوب برای شان هموار نموده اند.  و چند تای هم ، با مستفید بودن  از ملاحظات دیپلوماتیک و اعتبار دولتی ، قبلاً و تا امروز ، با هر وسیلهء ممکن ، بیش از چند ملیارد دالر نقد و طلا و زمرد ، با بکس های دیپلومات تا کارگو های تجارتی  را ، خارج از کشور برده اند. 

 وبازهم قیاس نمایید که ؛ در نبود  قوای خارجی و ناتو  ؛ و یا بیشتر ، در موجودیت یک اردوی  اکثراً تنظیمی ، طالبان اگر زده و کنده ، داخل کابل شوند ، کابل سال های ۱۳۹۲را دوباره خواهند دید ، کابل ویران شده ، با دود وآتش  سوخته و جوی های مملو از خون هم شهریان که در جنگ های چور ، همدیگر را مانند گرگان و خرسان وحشی دریده اند. 

آیا این تصور خطر ناک ، که ناتو و قوت های اشغالگر نباشند ودر نبود آن ها ، چنین  اتفاقی تکرار نخواهد شد ؟

اگر بگویم ؛ نه چنین کاری ممکن نیست ، یقین که ؛ این یک معجزهء الهی خوا هد بود.            یاهو

..............................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin