Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

میرحسین مهدوی

حکمتیار و جنگ قومی قدرت

 گلبدین حکمتیار سرانجام مجبور شد که حرفش را پس بگیرد و بگوید که جنگ در افغانستان قومی نیست. البته قبلا به صورت بسیار واضحی گفته بود که جنگ قومی است و ریشه های کاملا قومی دارد. فشار جمعی و اعتراض گسترده ی رسانه های اجتماعی و نیز موضع گیری های برخی از سران گروه های سیاسی حکمتیار را به عقب نشینی واداشت. عقب نشینی حکمتیار نشانه ی شکل گیری قدرت تازه ای است که رسانه های احتماعی نام دارد. این رسانه ها در کنار دیگر عوامل سیاسی نقش مهمی در شکل دادن تحولات اجتماعی- سیاسی ایفاء می کنند.

به نظر من اگر حکمتیار یک سخن راست گفته باشد، همین قومی خواندن جنگ در افغانستان است. جنگ در افغانستان درست در اولین روزهای جهاد شکل قومی گرفت وگرایش های قومی تا کنون به صورت جدی ترین مسئله و سرنوشت ساز ترین عامل در گسترش جنگ نقش بازی می کند.

من اما بر خلاف حکمتیار بحران افغانستان را نه جنگ بین دو قوم، که جنگ اقوام می دانم، جنگ بین اقوام و جنگ درون قومی. احزاب از همان روزهای تاسیس شان شکل قومی داشته ولی نام و عنوان ایدئولوژیک را به دنبال خود می کشیدند. حزب اسلامی یک حزب کاملا پشتون محور، جمعیت اسلامی همیشه یک حزب تاجیکی بوده، حزب وحدت یک حزب هزارگی و جنبش نیز بی تردید یک حزب ازبکی بوده است. اسلامی خواندن این احزاب پوششی بود که گرایش ها و حرکت های قوم محور را زیر این نام های گرامی پوشش می دادند. حتی احزاب چپی نیز از این قاعده مستثناء نبودند، دو شعبه شدن حزب خلق صرفا ریشه های قومی داشت و این دو حزب در ایدئولوژی مارکسیستی شان اختلاف جدی نداشتند. جنگ های درون قومی را نیز نباید از نظر دور داشت. جنگ و رقابت دوامدار بین اقوام خردتر در میان اقوام بزرگ یک مسئله ی جدی در شکل دادن جنگ و توسعه ی نفاق به حساب می آید.

در حال حاضر، به باور این قلم در یک سوی جبهه نه آن گونه که داکتر عبدالله می گوید جهل و تاریکی و در طرف دیگر نور و روشنایی، بلکه در یک طرف یک جریان بیرون - درون حکومتی با گرایش های بسیار افراطی پشتونیستی قرار دارد و در طرف دیگرجمع نا موفق و نا متحد اقوام دیگر. افراط گرایان و آرمان گرایان پشتونیست خواب و خیال بازگشت به دوران حکومت های تمامیت خواهانه ی پشتونیستی شاهی ( همانند عبدالرحمن خان) را به سر می پرورانند ودر برابر این خواب شاهانه اقوام دیگر به هیچ قیمتی حاضر نیستند که به دوران برده گی تاریخی شان برگردند. اگر پاکستان طالب می سازد و نقش و نظم جامعه ی ما را بهم می ریزد و اگر ایران گروه های همسو با منافع خود ایجاد می کند و اگر آمریکا چنان می کند و اروپا چنین، همه و همه ریشه در این جنگ قومی قدرت دارد.

..........................................

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

اسعد الله صافی  ـ  مونشن

 

ابعاد و تبعات ادامهء جنگ ها در افغانستان

 

در آینهء روز :

 

مطالعهء این بحث ، از نظر اهمیت ستراتیژی سیاسی بین المللی و  منطقوی و اوضاع جاری با برداشت های سطحی نگرانهء در چهار چوب یک حرکت جنگی یک و یا چند گروه ، بنام مخالفین سیاسی و یا عقدتی دولت کنونی افغانستان ، هرکدام جایگاه تدقیق و ارزیابی دقیق خودرا داراست که شاید درسنجش انسیتوت مطالعات ستراتیژیک ، به سویهء منطقه و جهانی مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته و می گیرد . اما ، به صورت واضح و آشکار ، نتایج مطالعات انجام شده ، در پردهء ابهام و دور از دسترس مدیا ، قرار گرفته . گرچه بعضاً تبصره های در نشرات معتبر جهان وقتاً فوقتاً صورت می گیرد که همه در حد حدس و گمانه زنی هاست. بناٖ آن چه این قلم ناتوان و عاجز می نویسد ، بازهم از دید گمانه زنی و حدسیات بیشتر نخواهد بود ، اما مطمئنأً گفته می توانم ، آن چه از رویدادها و شواهد بدست آمده می رساند که ، سنجش های بعمل آمده ، آن قدر مبالغه و دور از حقیقت نخواهد بود.

بعد از هجوم نظامی امریکا به نام قلع و قم نمودن القاعده و رژیم طالبان ( دولت امارت اسلامی ) در افغانستان ، جنگ نیروی های نظامی امریکا بنام ، تعقیب القاعده و محو کشت کوکنار و قاچاق مواد مخدر ، روز تا روز وسعت بیشتر بخود اختیار نموده و بالاخره با تقاضای آمریکا از شورای امنیت ملل متحد ، حدود چهل کشور جهان حاضر شد ، زیر عنوان بازسازی افغانستان ، با فرستادن قوت های نظامی و سازبرگ آن حدود یکصدو پنجاه هزار قوای پیاده و هوایی و بحری ، را به کشور ما گسیل نمایند.

درحقیقت ازهمان تاریخ بود که که افغانستان ، به حیث سربازخانهء جهان غرب در برابر روس ها ، دولت کمونیست چین و کشور اسلامی ایران ، در آورده شد  :

با رسیدن اکثریت نیرو های آمدهء غرب و دوستان شان در کشور ، با وصف کمک های بزرگ چند ملیارد دالری و مصرف بدون سنجش و مراقبت پول ها ، متاسفانه موج فساد و پولزنی و غارت ها بنام تشکیلات انجیو ها و قراردادی های بدون مدرک تخصصی در شیوه های کاری ، دسته بندی ها و تشکیلات بزرگ و کوچک مافیایی ، افزایش در کشت ، قاچاق و ترانسپورت بین المللی تریاک ، افزایش گروهای جنگی در صفوف طالبان یا مخالفین دولت ، و شدت جنگ ها ، وسعت و دایره جنگ از جنوب به غرب و نقاط دور دست شمال ، در حالیکه در شرق ، در وازه های عبوری جنگجویان همچنان باز نگداشته شده بود و ، با هرچه داد و فریاد دولت و مردم افغانستان مبنی بر دشمنی پاکستان با مردم و دولت این کشور و شکایات رسمی دولت بخاطر پشتبانی دولت پاکستان از جنگجویان در خاک خودش و پناه دادن عموم سران و قوماندان جنگی ضد دولت افغانستان در خاک پاکستان ، کمتر از جانب جامعهء جهانی شنیده شد. برعکس جامعهء جهانی در طلسم پاکستان تا جایی در جال تذویر ماندند که : حتی دیدند  نمایندگان جنگجویان ضد دولت افغانستان که در ظاهر نیرو های بین المللی در کشور ما علیهء آن ها می رزمند ، از کراچی و اسلام آباد ذریعه طیارات مسافبری پاکستان ( PIA) جهت مذاکرات به قطر ، بیجنگ و یا تهران و مسکو ، انتقال داده می شود ، ولی بازهم ،  پاکستان با بیشرمی و چشم لقی اظهار می دارد که : یکتن از مخالفین ضد دولتی در خاک پاکستان قرار ندارد.

در حالیکه : ملا محمد عمرآخوند رهبران طالبان و امیر دولت اسلامی ، ملامحمد اختر منصور جانشین ملا محمد عمر وغیره ، جنازه های شان از گراچی و کوئته ، برداشته می شود. اما پاکستان اظهار بی خبری کرده و جامعهء جهانی ازان ، چشم می پوشد.

تا این که نیرو های بنام داعش ، ( امارت اسلامی خراسان ) از بدنهء طالبان ، با تغیر لباس و بیرق ، و در بی رحمی چند قدم بجلو ، بمیدان های شرقی کشور ، کشیده می شوند. و جنگ ها نیز تاکتیک بدل می کند.

جنگ ها منطقوی می شوند :

طالبان اذعان می دارند که : مخالف سیاست و روال داعشیان استند .  تبلیغیات صورت می گیرد که :  داعشیان ، هدفشان کشور های آسیایی میانه  و شرق چین ( سیکیانک ) مردمان ایغور است . روس ها وارخطا شده ، از طالبان به حیث مدافعین آسیا میانه به نفع روس ها ، کمک می خواهند . و طالبان نیز با استفاده از موقعیت ، با شرایط گرفتن تسلیات جنگی و مالی از روس ها ، حاضر می شوند که با داعش ( باخودشان ) بجنکند .

روسیه ، رسماً طالبان را یک گروه سیاسی دولت افغانستان خطاب کرده و مذاکراتی را باایشان در مسکو ، انجام می دهد . ولی از نشر این مذاکرات انکار می نماید.

اما واضح می سازد که حاضر است برای پروسهء صلح در افغانستان ، با طالبان در مسکو به مذاکره بنشیند.

روسیه تاکنون سه بار ، مذاکرات صلح افغانستان را بهانه نموده ، با طالبان روی میز مذاکره نشسته اند.  یک بار بدون دعوت از دولت افغانستان و دوبار هم با تاء نی از دولت این کشور دعوت آورده که در میز مذاکرات ، روسیه ، هند ، پاکستان و چین ، و شاید هم ایران و بعضی از کشور های آسیایی میانه ، شرکت ورزد.

آیا این نشست های چند جانبهء روس ها ، تا کنون در آوردن صلح در افغانستان ، ممد واقع شده است ؟.

از مذاکرات مستقیم و پنهانی ، امارت اسلامی مخلوع با روس ها تا گرفتن کمک های نظامی و حتی ، آموزش سربازان طالبی در قبایل اجنسی پاکستان ، آمریکایی ها اطلاع کامل داشتند. دولت افغانستان و مدیایی آن کشور ، نیز ازین روند ، اطلاع رسانی میکرد ، اما بازهم امریکا و ناتو ، کدام اقدام موثر درین رابطه بعمل نیاورند.

شاید  در عقب این تأنی امریکا هدفی پنهان بود . و آن این که بگذارد ، تا همه پنهان کاری های مسکو ، را یکباره با مشت پر ، به جهان افشاء نماید ، و آن وقت بار ملامتی ، مداخله ء آشکار روسیه علیه نظام حاکم افغانستان را ، تخطی از اصول قرارداد های ملل متحد دانسته ، اقدام بین المللی را انجام دهد.

حالا که روسیه در میدان جنگ های افغانستان ، علیه دولت و نظام فعلی از یک طرف ، و روی مصلحت های ستراتیژیک امریکا در منطقه از جانب دیگر وارد صحنه می گردد ، وزیر دفاع آمریکا با سفرش در کابل چنین اظهاراتی بعمل می آرد .

منبع صفهء انترنیتی صدای امریکا : مورخ ۲۶ آپریل ۲۰۱۷ :

جیم متیس وزیر دفاع آمریکا روز دوشنبه گفت که ایالات متحده و ناتو مجبور خواهند بود تا به دلیل حمایت روسیه از طالبان با روسیه مقابله کنند.

آقای متیس این اظهارات را چند روز پس از کشته شدن سربازان آمریکایی در داخل مسجدی در افغانستان و همزمان با بررسی استراتژی آمریکا در افغانستان ایراد کرد.

ژنرال متیس چند روز پس از حمله شبه نظامیان به پایگاه ارتش افغانستان و کشته شدن بیش از ۱۴۰ سرباز و مجروح شدن ده ها تن به کابل سفر کرد. حمله فوق موجب شد تا دو مقام ارشد دفاعی افغانستان روز دوشنبه استعفا دهند.

دیدار وزیر دفاع آمریکا از افغانستان و دیدار با اشرف غنی رئیس جمهوری و مالکوم ترنبال نخست وزیر استرالیا آخرین ایستگاه از تور خاورمیانه و آفریقای آقای متیس است. ژنرال متیس در این سفر با ژنرال جان نیکلسون، فرمانده ارشد آمریکا و ناتو نیز دیدار کرد.

ژنرال نیکلسون پیشتر در سال جاری به سنای آمریکا گفت که به هزاران سرباز آمریکایی برای مشاوره به نیروهای افغان نیاز دارد. در  حال حاضر حدود ۸۴۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان خدمت می کنند.

روزنامه یو.اس.ای.تودی می گوید یک مقام نظامی ارشد آمریکایی که نخواست نامش فاش شود گفته است که روسیه اخیرا موجی از تسلیحات و حمایت مالی را روانه طالبان کرده است. نیکلسون نیز تایید کرد که گزارش هایی در تایید اخبار حمایت روسیه از طالبان دریافت کرده است.

ژنرال متیس وزیر دفاع آمریکا گفت: «ما با روسیه مقابله خواهیم کرد.» او گفت حمایت تسلیحاتی از طالبان نقض قوانین بین الملل است.

                                              ……………

اگر به سطر اول این خبر دقت بعمل آید : آمریکا ، مستقیماً اولتیماتومی نظامی ، به کشور روسیه ، از خاک افغانستان ( کابل )  به مسکو می دهد. در یک جملهء کوتاه. ( ایالات متحدهء امریکا ، مجبور ! ! !  خواهند بود ، تا به دلیل حمایت روسیه از طالبان ، با روسیه ، مقابله کنند )

پیوسته یک مطلب در نشرات بیرون مرزی و داخلی و صحبت های سیاسی اعضای پارلمان و شخصیت های جامعهء مدنی کشور ما هم در سطح ملی و هم در مواقعش در سطح بین المللی گفته شد که : کشمکش های داخلی امروز افغانستان ، در حقیقت یک جنگ نیابتی بوده که از جانب استخبارات منطقه و جهان منشآٔ گرفته و پیشبرده می شود.

وسر زمین سوخته افغانستان ، قربانی جنگ قدرت های منطقوی و بین المللی خواهد بود.

استعمال بم مادر اچین ننگرهار ، را همه دانستند که برهدف آزمایش در قدرت تخریب و کشتار و نشان دادن قدرت جنگی امریکا ، در یک جنگ غیر هسته ای تا چه حد فاجعه بار بوده می تواند.

نشانه های یک جنگ تمام عیار در منطقه منتفی نیست . هم اکنون کشتی های کوچک و بزرگ مخرب و طیاره بردار امریکا ، سواحل کوریای جنوبی را بقصد ، در نظر گرفتن کوریایی شمالی ، دور می زند. و کشور کمونیست چین ، از جابجایی راکت های کد ، آمریکا ، سخت نگران بوده و شکایت دارد.

مانور های نظامی آمریکا با جاپان و کوریایی جنوبی ، نشانهء از قدرت رزم آوران آن ها در سرعت عمل ، یک اخطار به حریفان بود.

حال درین مقطع ، اوضاع متشنج و شکنندهء کشور ، که بیشتر با قدرت نمایی های رقابتی در یک اجندایی تصمیم های بیگانه ، برای اعمال نفوذ قوم پرستانه بکار برده میشود ، بیشتر زمینه را برای پر نمودن خواسته های غیر ملی عمیقتر ساخته و بجایی این که در بدست داشتن وحدت ملی ، کشور و ملت خودرا ، از بربادی های بیشترکه در راه نابودی قرار دارد نجات دهند ، بفکر تاراج و بدست آوردن امتیاز ات ، قربان هوس های ناپاک خود می نمایند.

 ................................................................................................................ 

 

مروری خیلی مختر به اوضاع افغانستان

آنچه را که تاریخ ، خود شاهد است

 

جنگ ها در افغانستان ، با سپری شدن روز ها و ماه ها ، ابعاد ووسعت پهناور را بخود اختصاص می دهد. واقعیت جیو پلوتیک این کشور ، را اکثراً بهانهء برای گذرگاه جنگ ( خون) توصیف می کنند .این منطقه در آسیا ، از گذشته های بسیار دور ، مورد یورش سوار کاران تیر و کماندار بوده و گوشه گوشهء های آن از بدخشان و یا مناطق پامیر تا امتداد غرب و جنوب به میدان های وسیع و آباد و سرسبز و حاصل خیز رود گنگا  در شرق و جنوب شرق ، و در شمال تا نقاط قفقاز امروز و و در غرب تا نیشاپور از جانب جهانگیران وقت  ، در مقاطع مختلف ،  مورد هجوم  اغیار قرار گرفته ، که گاهی لشکریان زود گذر  و زمانی هم  ایستیلاگران طماع ، طرزحکومت ها های برای شان ایجاد کرده اند که بعداً میراثی به اعقاب و خانواده های آن ها نیز ، گوشهء و یا بیشهء به زمادرای هایشان داخل شده است.

چنین کشمکش های خونین باستانی را، در سینهء تاریخ این خاک  ، بعدی قرن ها هنوزهم در خاکستر های بجامانده ازان ویرانی ها ، میشود لمس کرد.

سا لها سپری گردید ، غازیان و فاتحین و سرداران سلحشور ، از تاخت و تاز ماندند و با جهان یکی بعدی دیگر وداع گفتند ، وسعت جغرافیایی و نام  و نشان ها هم به مرور زمان ، یا محو شدند و یا با توته شدن و شکستگی ، با نام و ساحات جدید و سرحدات دگر به میان آمدند . و با این تحولات طائیفه ها و مردمان گره خورده به فرهنگ هم ، نیز در حرکت افتاده ، یا با ملتی یک جا شدند ویا ملتی را درخود جادادند. با نام و نشان و محتوی یک نظام مستقل و مستکحم  با همه ابعاد و پیچیدگی های انیتیکی آن .

سخن خلص  این که :  بعد از تشکیل افغانستان امروز در حد اقل سه قرن و اند ، تا اوایل قرن بیستم ، بازهم افغانستان بود که  در کشمکش های بین المنطقوی ، دهلیزی برای عبور و مرور کاروان های تجارتی و یا هم  راه سپاهیان شمال به جنوب و شرق به شمال  و هم چنان گذشتن غرب از وسط  افغانستان بقصد رسیدن به شرق که در تحولات سیاسی منطقه ، نقطهء بارز و با اهمیت ،  به شمار می رفت  .

مثلاً  انگلیس ها سعی نمودند خود را ازین منطقه به آسیایی مرکزی کشانده و روس ها را زیر نظر داشته باشند و برعکس روس ها آرزو داشت به رسیدن به هند ، مالک آب های گرم نیز باشد . ایران بکمک انگلیس ها ، همواره تلاش داشتند تا ادعای مالیتک های در غرب و شمال غرب کشور مارا نمایند ، گاهی سبز وار گفته به شیندند و فراه  حمله نمودند و زمانی به جنوب سرحدات نیمروز چشم دوختند و یک زمانی هم به بهانهء تسخیز هرات خودرا به قندهار هم رسانیدند.

این همه کشمکشهای منطقوی در هر زمان ، بخصوص ، در سه  قرن  اخیر ،  مهلت دولتداری مقتدر را که باعث فرصت های بسیار زیاد زیز بنایی در انکشاف و تحول اقتصادی  می شد را ازمردم کشور ما سلب نمود. این تنها نبود بلکه ، زد وبند های حکومتهای ایلجاری و تشکیل گروه های باج گیرانه  در مناطق دور از مرکز در داخل کشور مانند امروز و هم چنان ، توطه های بزرگ خانوادگی در دولت های متشکل افغانستان در متصرفات قدیمش را متاثر می ساخت. با نبود امکانات ترانسپورت ویا امکانات لوژستیکی و راه های ناهموار و کوتل های سعب المرور ، رسیدن قوت های دولتی درآن زمان ، بزودی ممکن ، قطعاً میسر نبود ، و عوامل دیگر از همین قبیل سبب تاخیر در رسیدن قوت های امنیتی  باعث می گردید  که مسئولین دولتی  نتوانند ، فرصتی مناسب ، برای انجام ماموریت شان اعمال  نمایند. وچنین حالات ، زمینه های خوبی ، برای شورشگری علیه  دولت  مرکزی را فراهم کرده بود.  

در چهل سال اخیر ، بعد از سقوط جمهوریت اول ( سردار محمد داود ) و به قدرت  رسیدن  چپروان با ایدیالوژی مسکو ، که با هجوم قوت های نظامی شوروی وقت همراه بود ، واقعآً صدای تانک ها و غرش طیارات شکاری میگ های ۲۷ دنیارا به لرزه و وهشت آورد.

بزرگترین قدرت های جنگی جهان چنان پنداشتند که ، دیگر کار تمام است و افغانستان را فرو رفته در کام نهنگ تصور نموده و هند را با آب های گرمش ، از دست رفته قیاس کردند . مگر یگانه گزینه وجود داشت ، و آن ، رفتن به جنگ های تسلیحانی که منجر به جنگ سوم جهانی شده و شاید ، از گزینه های اتومی نیز ، استفاده می گردید .

ازین رو ، سیاست  جنگ های روانی و شوراندن مردم کشور های تحدید شده ، با استفاده از احساسات و عقاید آن ها ، راهی بود کوتاه و کم مصرف که بسیار خوب می توانست ،  رسیدن به هدف  ( شکست غول اتحاد شوروی)  را کوتاهتر سازد  ، می بایست در بازی  قواعدی بکار برده میشد که به مزاح و عقاید ایشان کاملاً برابر می بود . واین در فرصتی بود که اکثریت  مردم افغانستان ، در مخالفت با  رژیم چپی ها ، تصمیم شان را برای خارج ساختن قوت های شوروی و مزدوران شان اتخاذ نموده بودند.

غرب این را کاملاً صلاح خود می دانست که موج حاصل شده از احساسات دینی بهترین گزینه برای زدن کم مصرف دشمن ، توسط خود همین مردم است.

تاریخ  جهاد  وحقایق این واقعات  و کارنامه های مثبت و منفی  رهبران با نفوذ دوران ( جهاد ) بسا مفصل در کتاب ها ذکر شده است ، لزومی به تشریح واقعات آن دوران ها نیست. مگر در بُعد ، در خدمت آوردن عدهء از رهبران جهاد و گروه های بزرگ و کوچک آن ، به نفع کشور های خارجی را ، هنوز تاریخ  کارش تمام نشده ، زیرا ، روند خیانت ها سیاسی و ملی ، هم چنان برای تضعیف دولت های نوپای کشور ، جداً و با سرعت ادامه دارد.

دوران ده سالهء دموکراسی ( دوم ) از زمامداری آقای کرزی تا محمد اشرف غنی ، دستخوش چنان بحرانی در کشور گردیده که ، از گذشته های دور تا حال کم نظیر بوده است . کشور ما بیاد ندارد که درین خطه جنگهای داخلی( متشکل از اقوام مختلف ) در میان مردم کشور ، تا این  حد دوام آورده باشد و از جانبی هم شکل کشتار و گذشتن از جان برای جان گرفتن ، تا این حد از اسلامیت و انسانیت خارج شده باشد.

سر نخ این جنگ ها در کجاست ؟ آیا مردمان خیلی ساده و عام کشور ما بنام طالب و ملا ، آمده اند که خلافت اسلامی را بدست گرفته و بخاطر آن از عیال و مال و سر خود هم گذشته اند ؟ و برادر و وطندار قریهء خودرا که برایش جان می داد ، چنان بی رحمانه بکشند. ؟

بیاییم سخن کوتاه و خلص نماییم. امروز یک بار دیگر ، دست درازی های چهار جانبه به کشور ما صورت می گیرد . این که کی دوست ما و دشمن ماست ، ما خود هم موضوع را نمی دانیم.

امریکا و ناتو را ، قوت های اشغالگر گفتیم   . پاکستان و ایران راجایگاه اصلی دشمنان وطن خود یاد می کنیم.  و حالا روس ها ، نیز مانند اژدهای زخم خورده ء فرار گردگی دوباره سر خودرا دور داده و به جانب کشور ما به سینه می خزد.

در داخل کشور : دولتی با ساختاری وجود دارد که خلاف قانون اساسی عمل می کند.

انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم محکوم به تقلب گسترده شد.

یکبار دیگر تقابل قومی صورت می گرفت.

آمریکا ، نقشه اشرا به کمک انگلیس ، ماهرانه تطبیق کرد .

نتیجه اش ، بازی حکومت وحدت ملی شد. یعنی ، حکومتی اندر حکومت. دو ریئس و دو اختیار دار. و جنگ تقسیم قدرت.  تشکیلات ستون های پنجم ، مربوط :  امریکا ، انگلیس ، آلمان ، فرانسه با هذف روسیه.

هم چنان مزدوران حلقه بگوش و فرمانبردار ، ایران ،  پاکستان و هند ، و حالا هم با بی شرمی و اعتراف سران کشور روسیه در بازی های کهنهء امریکا و غرب ، یعنی  ( دشمن را توسط دشمن خود زدن و خود دست زیر الاشه و نگرستن )  همان بازی که غرب ، دربرابر روس ها در افغانستان انجام داده بود.

 حالا روس ها ، افغانستان را ، از لحاظ امنیتی ، خطرناکترین منطقهء در آسیا می داند. باید خطر را با تدابیر خودش رفع نماید. و یکی ازین تدابیر ، استفاده از چال دشمن خودش  ( غرب ) در برابر اتحادشوروی بود. یعنی ، تسلیم دهی امکانات جنگی و کمک پولی ، به جنگ جویان ، و آن ها را در مقابل امریکا و ناتو ایستاد نمودن ، به کمک و همیاری منطقوی یعنی مثلث ؛ ایران ، پاکستان و روسیه .

آن چه تا این جا گفته آمد ، داستان به اتمام نرسیده ، بلکه ، شاهد و تماشاگر پرده های نهایت خوفناک این درامهء تباه کن در سال پیشرو و آینده خواهیم بود . نمایش غم انگیز برای فرد فرد این ملت جز آنانی که ، خود را افغانستانی می پندارند.

حملهء مرگبار ، در شفاخانه ء سردار محمد داود ، انداخت  آزمایشی بم مادر در اچین ننگرهار که تبعاتش هنوز معلوم نیست.  وبالاخره حملهء خونین در قول اردوی ۲۰۹ شاهین در بلخ  و شهادت بیش از ۱۴۰تن از جوانان مدافع وطن .

، این که ، شعله های این انفجار ها تاکجا خواهد رسید ، زمان در پیشرو با حوادث در حرکت است. و در آخر این که : یکی از دوستانم می گفت : ای کاش غرب احمق نمی شد و افشا نمی کرد که در دل کوه های افغانستان ، بیش از سه تریلیون دالر سرمایه است. بمن گفت : تو خوب می دانی که این وطنفروشان نامدار !!!   روزانه ( یکصدو سی دالر ) مزد می گیرند تا به نفع باداران شان کار نمایند ، حال فکر کن که مبلغ ذکر شده ، چه مصیبت های را بار خواهد آورد . ) و دعا می کرد که  :(خدا کند یکروز به همی زودی ها بگویند ، ما ، ( امریکایی ها) در محاسبات جیو لوجیکی خود سهو کردیم ، اصلأ جز سنگ و ریگ ، در افغانستان چیزی پیدا نمی شود. باور کن که  چپاولگران همان روز  ، بار و بستره ای خودرا بسته نموده والله اگر یکی شان را به بینی. ) .#

.....................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin