Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

 علی اصغر اکبر زاده

  مانور سیاسی انتخارات 

آیا حنیف اتمر بدون تفاهم اشرف غنی احمدزی ارگ را ترک گفت ؟

حنیف اتمر که مهندس اصلی تقلبات انتخابات قبلی ریاست جمهوری بود چگونه میتواند در مقابل غنی احمدزی صف آرایی کند.

بعد از استعفای حنیف اتمر همه منتظر بودند تا مسولان بی کفایت سکتور امنیتی .یعنی وزیر دفاع .وزیر داخله وریس امنیت ملی که هر سه تن ازجمله بی کفایت ترین مسولان سکتور امنیتی در تاریخ افغانستان استند وبه اثر تلاش حنیف اتمر در این پستها گماشته شدند. نیز استعفا میدهند در ظاهر امر این سه تن استعفا دادند که این برنامه از قبل ترتیب شده بود که گویا بعد از حنیف اتمر اینها نیز از حکومت خارج میشوند بعد سروصدا ها قسمی بلند شد که سفارت آمریکا به غنی احمدزی دستور داده که استعفای این سه تن را منظور نکند که چنین هم شد.

حال پرسش اساسی این است که اگر حنیف اتمر در خط مخالف اشرف غنی احمدزی قرارداشت چرا غنی احمدزی این سه تن را در آستانه ی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۸ سبکدوش نکرد؟

جواب بسیار ساده وسهل است که حنیف اتمر با تمام قوت بازهم در کنار غنی احمدزی می ایستد این حرکت ففط یک مانور سیاسی وانتخاباتی ومتفرق نمودن تیمهای انتخاباتی مقابل غنی احمدزی است وبس وهیچ گاه این دوتن از هم جدا نمیشوند.

حال که غنی احمدزی خود نامزد ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ است. ومیگوید که(( کارهایم ناتمام مانده است ))

کد ام کارها ؟قتل عام مردم؟ .سقوط ولایات.؟گسترش ناامنی ها؟گسترش تعصبات قومی؟گسترش فساد اداری؟ خفه نمودن صداهای عدالتخواهی؟انفجار تکایا و مساجد؟

تقلبات انتخاباتی؟بخاک وخون کشاندن مردم افغانستان؟

بلند رفتن میزان بیکاری؟معتاد شدن سه ونیم میلیون تن به مواد مخدر؟تقدیر وتمجید کردن از فاسد ترین افراد بی کفایت حکومتی؟بی نتیجه بودن گزارشات ۴۸ هیات حقیقت یاب؟و کشتار خبرنگاران توسط دستهای پنهان وآشکار؟وصدها موارد مستند دیگر که مانند آفتاب روشن است وکشور رادر پرتگاه سقوط قرارداده. حال معلوم است که این دوتن شامل یک تیم استند وبس.

..........................................

محمد حیدر اختر

  یک خادیست جنایتکار و سرخم درشهر هامبورگ

دوستان عزیز، با سقوط رژیم دست نشاندۀ شوروی فروپاشیده، تعداد فراوانی از خادیست ها، شکنجه گران و اعضای باند خلق و پرچم، برخلاف شعارهای سابق شان به کشور های امپریالیستی، به خصوص کشور آلمان، هالند، انگلستان، بلجیم، سویس و . . .  سرازیر و پناهنده شدند. قسمی که بار بار گفته شده است، آن عده از شکنجه گران دستگاهٔ جهنمی خاد برای این که شناخته نشوند نام های فامیلی خود را تغییر داده و هم از انظار مردم خویش را پنهان می کردند. سال هاست از بعضی از دوستان شنیده بودم که یکی از شکنجه گران خادیست ومسوول خاد پنج زمان داکتر نجیب الله در شهر هامبورگ آلمان زنده گی می کند، ولی درطول همین سال ها چنان مخفیانه و دور از چشم مردم گشت و گذار می کرد تا کسی وی را نشناسد. راستش را بگویم من هم اورا درجایی ندیده بودم تصادف به روز جمعه گذشته زمانی که با یکی از دوستان جهت ادای نماز جمعه به ترن های شهری راهی مسجد ابراهیم خلیل الله بودم، یک تن ازدوستانم شخصی را برایم نشان داده گفت که این کثافت را می شناسی؟ گفتم نه خیر نمی شناسم. سرخود را تکان داده گفت این همان جنایت کار معروف و شکنجه گر خاد و رئیس خاد پنج به نام کریم بها می باشد  که تعداد فراوانی از هموطنان مارا شکنجه کرده راهی زندان پلچرخی نموده ویا این که سر به نیست کرده و هیچ کس از وی تاکنون پرسان نکرده وامروز هم در پهلو پهلوی ما قرار گرفته است. زمانی که به چهره کثیف ووحشتناکاش نگاه کردم دیدم سرخود را پایین انداخته قسمی درترن جایی برای نشستن پیدا نموده که باما چشم به چشم نشود. ازهمان لحظه درفکر فرو رفته ام که ایا جای چنین جنایت کاران شهر هامبورگ آلمان و یا بقیه شهر ها وچنین گشت وگذار است، یا دیدن روی محکمه و زندان. اگر اینها چنان ظلم و جنایت نمی کردند، مردم بیچارۀ ما غمهای موجود را نمیدیدند.

....................................

 

پرتو نادری

               بوی خون از دیک مدرن دموکراسی

دوستی با زبان طنز آمیز نوشته است : امی انتخابات یک رقم ده شاخ آهو مالوم میشه !

من درپاسخ نوشتم : پس آهو را باید شکارکرد. انتخابات را از شاخ آهو جدا ساخت، اگر شاخ آهو انتخابات را سوراخ سوراخ نکرده باشد! بازهم انتخابات سوراخ سوراخ خود غنیمت است!

از قدیم گفته اند: در بیابان کفش کهنه نعمت است!

باز می شود پوست آهو را بر کند و با آن فابریکه ی بوت آهو را دوباره به کار انداخت!

شاخ آهو را باید شکست و دوباره صنعت چاقو سازی چاریکار را راه اندازی کرد!

با خود گفتم هرکس که انتخابات را سر شاخ آهو کرده حکیم بزرگی بوده است که با یک تیر سه فاخته شکار کرده است که می توان با آن فاخته شوربای وحدت ملی را در دیگ مدرن دموکراسی پخت تا مردم از خطر گرسنه گی خشک سالی نجات یابند!

تا به این جا رسیدم پیرمردی که همیشه با من است و خرچ و برچش هم از کیسه ی من ، زد به خنده ، چنان می خندید که دل مرا از دل خانه بر می کند!

گفتم : چرا می خندی ؟

گفت: به تو چه !

آزادی بیان است و هر انسان به اندازه ی که می خندد انسان است!

اشک هایم جاری شدند.

پیر مرد پرسید : تو چرا گریه می کنی ؟

گفتم : به تو ارتباط ندارد. در این سرزمین انسان به اندازه ی که گریه می کند انسان است!

دیدم که پیر مرد هم زده به گریه و شورای وحدت ملی در دیگ مدرن دموکراسی می جوشید و از دیگ بوی خون بلند می شد!

..........................................

وحیدر تاجیک

ای هزاره، ازبک، تاجیک، و ترکمن . . .!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

  چرا در  این روز ها غزنه، غزنه می میگوئید؟ یک تاریخ است که خانه و کاشانه شما آتش گرفته است. آیا بلای کمتر ازغزنه سراغ داری که افغان = پشتون سرت نیاورده باشد؟ خانه‌ات را گرفتند، زمینت را به بیگانگان کوچی دادند،  هویت دیگر برایت تراشیدند. گفتن بگو هویتم"افغان" است !!. و پیهم کوشیده اند،  طوق بندگی  را به گردنت بیاویزند.

بیدارشو، حافظه تاریخی ات  را بکار بینداز، وقایع غزنی و آموزشگاه     "موعود"  نمونهء  تازه ای ازعصَبیّت قبیله است.

 به گذشته نگاه کن. به همه چیز که متعلق به توست تجاوز کرده اند. آزادی ‌فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را از تو گرفته اند. مانع آموزش و تحصیل تو با انتحار می شوند، چرا نمی فهمی!!؟ دود برخاسته از آموزشگاه « موعود » و شعله های آتش غزنی پیامی دارد آشکار از قبیله که پیش از غزنی، غزنی های دیگر را نیز با آتش بیداد خود سوخته است.

ای هزاره، ازبک، تاجیک و ترکمن . انتحاری طالب پشتون = افغان شما را به قیاس این به ظاهر رهبرا مواجب گیر هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن از خزانه استبداد ، بنده « قبیله پشتون = افغان»  فرض کرده اند  و در لابلای  دود و آتش برخاسته از " غزنی " واضح  به شما می گویند: دیگر حق ندارید  شاد باشید و امید وار و تلاش کنید برای آیند بهتر،  تا رویی سلحشوری – دلاوری را در شما کشته باشند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن ، پشتون = افغان تمامیّت خواست و خصلت  رژیم مبتنی براین قوم نمی تواند  توتالیترِنباشد. جرات کن، به عملکرد  این دژخیم  در طول تاریخ  نگاه کن نه مقطعی .

استعمار این دژخیم دست آموز خود  را در این مرکز مهم تمدنی جهان ( ایران زمین) خلق نموده تا این تمدن «زندگی اقوام رنگارنگ بصورتی دوستانه و تعاونی در کنار و جوار يکديگر » را نابود  و انسانش را درآتش تعصّبات مذهبی – قومی  بطور هولناک بسوزاند و قتل عام نماید.

  باتوجه به حضورِ سنگین " آمریکا – انگلیس " در کشور و حمایت شان از این دژخیم به اضافه "پاکستان"، سعودی  و . . . ، چه بسا در بهترین حالت، نابودی ظرفیت های مقابله و مقاومت مستقل در سطح جامعه هزاره، ازبک، تاجیک، ترکمن  و کنترل پذیر کردن اینها  هدف باشد و در بدترین شکل اش گورستانِی به بزرگی هر چهار  تان  چاله کنند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن . پشتون = افغان  ستیزه جو و اصلاح ناپذیر ست و در همه حال تهدیدی است برای امنیت جانی، ناموسی، هویتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دیگران . تا خصلت ستیزه جوی و تهاجمی پشتون = افغان  از طرف شما پاسخ معادل خود را دریافت نکند، تهدید و خطر همچنان پا برجاست. حتی اگر گردن نهید و "امان نامه" دریافت کنید!!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

.........................................

 حسین مهدوی

ملیشه های غنی از چه کسی انتقام می گیرند؟

ما می دانیم که گروه های مسلح غیر مسئول ، مسئول بسیاری از شکنجه ها، قتل ها و ویرانی های کشور است. این گروه ها برای رسیدن به اهداف شان به بسیاری از ارزش های انسانی و مدنی پشت پا زده اند. اما زمانی که حکومت دقیقا مانند همین گروه ها رفتار می کند و درست مثل گروه های غیر مسئول، دست به شکنجه و کشتار مردم می زند، نام آن را باید فاجعه قانون و مسلخ مدنیت نهاد. ملیشه های غنی به بهانه ی تعمیم و گسترش حوزه ی اقتدار قانون و تعمیم نظم عامه بسی بیشتر از ملیشه های بدنام تاریخ کشور به شکنجه و کشتار سربازان قیصاری پرداختند. به گزارش بی بی سی حتی چند نفر غیر نظامی نیز پیش از مرگ آن قدر توسط ملیشه های بد نام غنی شکنجه شده اند که صورت شان قابل شناسایی نیست. به راستی چه کسی پشت این کشتار کور و شکنجه ی قرون وسطایی قرار دارد؟ آیا کسانی از وابستگی های قومی این مردم نفرت دارند و می خواهند بدین وسیله خشم شان را فروکش کنند؟ و یا این که مشکل شخصی با تک تک این کشته شدگان دارند؟

هرچه باشد، ملیشه های آدم کش غنی بیرحم تر و درنده خو تر از دیگر ملیشه های بی رحم این سرزمین اند. زور ملیشه های غنی به طالب و داعش نمی رسد، تنها می توانند دست کسانی را که علیه طالب و داعش جنگیده اند بسته و با شکنجه های قرون وسطایی به قتل برسانند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

اسعد الله صافی  ـ  مونشن

 

ابعاد و تبعات ادامهء جنگ ها در افغانستان

 

در آینهء روز :

 

مطالعهء این بحث ، از نظر اهمیت ستراتیژی سیاسی بین المللی و  منطقوی و اوضاع جاری با برداشت های سطحی نگرانهء در چهار چوب یک حرکت جنگی یک و یا چند گروه ، بنام مخالفین سیاسی و یا عقدتی دولت کنونی افغانستان ، هرکدام جایگاه تدقیق و ارزیابی دقیق خودرا داراست که شاید درسنجش انسیتوت مطالعات ستراتیژیک ، به سویهء منطقه و جهانی مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته و می گیرد . اما ، به صورت واضح و آشکار ، نتایج مطالعات انجام شده ، در پردهء ابهام و دور از دسترس مدیا ، قرار گرفته . گرچه بعضاً تبصره های در نشرات معتبر جهان وقتاً فوقتاً صورت می گیرد که همه در حد حدس و گمانه زنی هاست. بناٖ آن چه این قلم ناتوان و عاجز می نویسد ، بازهم از دید گمانه زنی و حدسیات بیشتر نخواهد بود ، اما مطمئنأً گفته می توانم ، آن چه از رویدادها و شواهد بدست آمده می رساند که ، سنجش های بعمل آمده ، آن قدر مبالغه و دور از حقیقت نخواهد بود.

بعد از هجوم نظامی امریکا به نام قلع و قم نمودن القاعده و رژیم طالبان ( دولت امارت اسلامی ) در افغانستان ، جنگ نیروی های نظامی امریکا بنام ، تعقیب القاعده و محو کشت کوکنار و قاچاق مواد مخدر ، روز تا روز وسعت بیشتر بخود اختیار نموده و بالاخره با تقاضای آمریکا از شورای امنیت ملل متحد ، حدود چهل کشور جهان حاضر شد ، زیر عنوان بازسازی افغانستان ، با فرستادن قوت های نظامی و سازبرگ آن حدود یکصدو پنجاه هزار قوای پیاده و هوایی و بحری ، را به کشور ما گسیل نمایند.

درحقیقت ازهمان تاریخ بود که که افغانستان ، به حیث سربازخانهء جهان غرب در برابر روس ها ، دولت کمونیست چین و کشور اسلامی ایران ، در آورده شد  :

با رسیدن اکثریت نیرو های آمدهء غرب و دوستان شان در کشور ، با وصف کمک های بزرگ چند ملیارد دالری و مصرف بدون سنجش و مراقبت پول ها ، متاسفانه موج فساد و پولزنی و غارت ها بنام تشکیلات انجیو ها و قراردادی های بدون مدرک تخصصی در شیوه های کاری ، دسته بندی ها و تشکیلات بزرگ و کوچک مافیایی ، افزایش در کشت ، قاچاق و ترانسپورت بین المللی تریاک ، افزایش گروهای جنگی در صفوف طالبان یا مخالفین دولت ، و شدت جنگ ها ، وسعت و دایره جنگ از جنوب به غرب و نقاط دور دست شمال ، در حالیکه در شرق ، در وازه های عبوری جنگجویان همچنان باز نگداشته شده بود و ، با هرچه داد و فریاد دولت و مردم افغانستان مبنی بر دشمنی پاکستان با مردم و دولت این کشور و شکایات رسمی دولت بخاطر پشتبانی دولت پاکستان از جنگجویان در خاک خودش و پناه دادن عموم سران و قوماندان جنگی ضد دولت افغانستان در خاک پاکستان ، کمتر از جانب جامعهء جهانی شنیده شد. برعکس جامعهء جهانی در طلسم پاکستان تا جایی در جال تذویر ماندند که : حتی دیدند  نمایندگان جنگجویان ضد دولت افغانستان که در ظاهر نیرو های بین المللی در کشور ما علیهء آن ها می رزمند ، از کراچی و اسلام آباد ذریعه طیارات مسافبری پاکستان ( PIA) جهت مذاکرات به قطر ، بیجنگ و یا تهران و مسکو ، انتقال داده می شود ، ولی بازهم ،  پاکستان با بیشرمی و چشم لقی اظهار می دارد که : یکتن از مخالفین ضد دولتی در خاک پاکستان قرار ندارد.

در حالیکه : ملا محمد عمرآخوند رهبران طالبان و امیر دولت اسلامی ، ملامحمد اختر منصور جانشین ملا محمد عمر وغیره ، جنازه های شان از گراچی و کوئته ، برداشته می شود. اما پاکستان اظهار بی خبری کرده و جامعهء جهانی ازان ، چشم می پوشد.

تا این که نیرو های بنام داعش ، ( امارت اسلامی خراسان ) از بدنهء طالبان ، با تغیر لباس و بیرق ، و در بی رحمی چند قدم بجلو ، بمیدان های شرقی کشور ، کشیده می شوند. و جنگ ها نیز تاکتیک بدل می کند.

جنگ ها منطقوی می شوند :

طالبان اذعان می دارند که : مخالف سیاست و روال داعشیان استند .  تبلیغیات صورت می گیرد که :  داعشیان ، هدفشان کشور های آسیایی میانه  و شرق چین ( سیکیانک ) مردمان ایغور است . روس ها وارخطا شده ، از طالبان به حیث مدافعین آسیا میانه به نفع روس ها ، کمک می خواهند . و طالبان نیز با استفاده از موقعیت ، با شرایط گرفتن تسلیات جنگی و مالی از روس ها ، حاضر می شوند که با داعش ( باخودشان ) بجنکند .

روسیه ، رسماً طالبان را یک گروه سیاسی دولت افغانستان خطاب کرده و مذاکراتی را باایشان در مسکو ، انجام می دهد . ولی از نشر این مذاکرات انکار می نماید.

اما واضح می سازد که حاضر است برای پروسهء صلح در افغانستان ، با طالبان در مسکو به مذاکره بنشیند.

روسیه تاکنون سه بار ، مذاکرات صلح افغانستان را بهانه نموده ، با طالبان روی میز مذاکره نشسته اند.  یک بار بدون دعوت از دولت افغانستان و دوبار هم با تاء نی از دولت این کشور دعوت آورده که در میز مذاکرات ، روسیه ، هند ، پاکستان و چین ، و شاید هم ایران و بعضی از کشور های آسیایی میانه ، شرکت ورزد.

آیا این نشست های چند جانبهء روس ها ، تا کنون در آوردن صلح در افغانستان ، ممد واقع شده است ؟.

از مذاکرات مستقیم و پنهانی ، امارت اسلامی مخلوع با روس ها تا گرفتن کمک های نظامی و حتی ، آموزش سربازان طالبی در قبایل اجنسی پاکستان ، آمریکایی ها اطلاع کامل داشتند. دولت افغانستان و مدیایی آن کشور ، نیز ازین روند ، اطلاع رسانی میکرد ، اما بازهم امریکا و ناتو ، کدام اقدام موثر درین رابطه بعمل نیاورند.

شاید  در عقب این تأنی امریکا هدفی پنهان بود . و آن این که بگذارد ، تا همه پنهان کاری های مسکو ، را یکباره با مشت پر ، به جهان افشاء نماید ، و آن وقت بار ملامتی ، مداخله ء آشکار روسیه علیه نظام حاکم افغانستان را ، تخطی از اصول قرارداد های ملل متحد دانسته ، اقدام بین المللی را انجام دهد.

حالا که روسیه در میدان جنگ های افغانستان ، علیه دولت و نظام فعلی از یک طرف ، و روی مصلحت های ستراتیژیک امریکا در منطقه از جانب دیگر وارد صحنه می گردد ، وزیر دفاع آمریکا با سفرش در کابل چنین اظهاراتی بعمل می آرد .

منبع صفهء انترنیتی صدای امریکا : مورخ ۲۶ آپریل ۲۰۱۷ :

جیم متیس وزیر دفاع آمریکا روز دوشنبه گفت که ایالات متحده و ناتو مجبور خواهند بود تا به دلیل حمایت روسیه از طالبان با روسیه مقابله کنند.

آقای متیس این اظهارات را چند روز پس از کشته شدن سربازان آمریکایی در داخل مسجدی در افغانستان و همزمان با بررسی استراتژی آمریکا در افغانستان ایراد کرد.

ژنرال متیس چند روز پس از حمله شبه نظامیان به پایگاه ارتش افغانستان و کشته شدن بیش از ۱۴۰ سرباز و مجروح شدن ده ها تن به کابل سفر کرد. حمله فوق موجب شد تا دو مقام ارشد دفاعی افغانستان روز دوشنبه استعفا دهند.

دیدار وزیر دفاع آمریکا از افغانستان و دیدار با اشرف غنی رئیس جمهوری و مالکوم ترنبال نخست وزیر استرالیا آخرین ایستگاه از تور خاورمیانه و آفریقای آقای متیس است. ژنرال متیس در این سفر با ژنرال جان نیکلسون، فرمانده ارشد آمریکا و ناتو نیز دیدار کرد.

ژنرال نیکلسون پیشتر در سال جاری به سنای آمریکا گفت که به هزاران سرباز آمریکایی برای مشاوره به نیروهای افغان نیاز دارد. در  حال حاضر حدود ۸۴۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان خدمت می کنند.

روزنامه یو.اس.ای.تودی می گوید یک مقام نظامی ارشد آمریکایی که نخواست نامش فاش شود گفته است که روسیه اخیرا موجی از تسلیحات و حمایت مالی را روانه طالبان کرده است. نیکلسون نیز تایید کرد که گزارش هایی در تایید اخبار حمایت روسیه از طالبان دریافت کرده است.

ژنرال متیس وزیر دفاع آمریکا گفت: «ما با روسیه مقابله خواهیم کرد.» او گفت حمایت تسلیحاتی از طالبان نقض قوانین بین الملل است.

                                              ……………

اگر به سطر اول این خبر دقت بعمل آید : آمریکا ، مستقیماً اولتیماتومی نظامی ، به کشور روسیه ، از خاک افغانستان ( کابل )  به مسکو می دهد. در یک جملهء کوتاه. ( ایالات متحدهء امریکا ، مجبور ! ! !  خواهند بود ، تا به دلیل حمایت روسیه از طالبان ، با روسیه ، مقابله کنند )

پیوسته یک مطلب در نشرات بیرون مرزی و داخلی و صحبت های سیاسی اعضای پارلمان و شخصیت های جامعهء مدنی کشور ما هم در سطح ملی و هم در مواقعش در سطح بین المللی گفته شد که : کشمکش های داخلی امروز افغانستان ، در حقیقت یک جنگ نیابتی بوده که از جانب استخبارات منطقه و جهان منشآٔ گرفته و پیشبرده می شود.

وسر زمین سوخته افغانستان ، قربانی جنگ قدرت های منطقوی و بین المللی خواهد بود.

استعمال بم مادر اچین ننگرهار ، را همه دانستند که برهدف آزمایش در قدرت تخریب و کشتار و نشان دادن قدرت جنگی امریکا ، در یک جنگ غیر هسته ای تا چه حد فاجعه بار بوده می تواند.

نشانه های یک جنگ تمام عیار در منطقه منتفی نیست . هم اکنون کشتی های کوچک و بزرگ مخرب و طیاره بردار امریکا ، سواحل کوریای جنوبی را بقصد ، در نظر گرفتن کوریایی شمالی ، دور می زند. و کشور کمونیست چین ، از جابجایی راکت های کد ، آمریکا ، سخت نگران بوده و شکایت دارد.

مانور های نظامی آمریکا با جاپان و کوریایی جنوبی ، نشانهء از قدرت رزم آوران آن ها در سرعت عمل ، یک اخطار به حریفان بود.

حال درین مقطع ، اوضاع متشنج و شکنندهء کشور ، که بیشتر با قدرت نمایی های رقابتی در یک اجندایی تصمیم های بیگانه ، برای اعمال نفوذ قوم پرستانه بکار برده میشود ، بیشتر زمینه را برای پر نمودن خواسته های غیر ملی عمیقتر ساخته و بجایی این که در بدست داشتن وحدت ملی ، کشور و ملت خودرا ، از بربادی های بیشترکه در راه نابودی قرار دارد نجات دهند ، بفکر تاراج و بدست آوردن امتیاز ات ، قربان هوس های ناپاک خود می نمایند.

 ................................................................................................................ 

 

مروری خیلی مختر به اوضاع افغانستان

آنچه را که تاریخ ، خود شاهد است

 

جنگ ها در افغانستان ، با سپری شدن روز ها و ماه ها ، ابعاد ووسعت پهناور را بخود اختصاص می دهد. واقعیت جیو پلوتیک این کشور ، را اکثراً بهانهء برای گذرگاه جنگ ( خون) توصیف می کنند .این منطقه در آسیا ، از گذشته های بسیار دور ، مورد یورش سوار کاران تیر و کماندار بوده و گوشه گوشهء های آن از بدخشان و یا مناطق پامیر تا امتداد غرب و جنوب به میدان های وسیع و آباد و سرسبز و حاصل خیز رود گنگا  در شرق و جنوب شرق ، و در شمال تا نقاط قفقاز امروز و و در غرب تا نیشاپور از جانب جهانگیران وقت  ، در مقاطع مختلف ،  مورد هجوم  اغیار قرار گرفته ، که گاهی لشکریان زود گذر  و زمانی هم  ایستیلاگران طماع ، طرزحکومت ها های برای شان ایجاد کرده اند که بعداً میراثی به اعقاب و خانواده های آن ها نیز ، گوشهء و یا بیشهء به زمادرای هایشان داخل شده است.

چنین کشمکش های خونین باستانی را، در سینهء تاریخ این خاک  ، بعدی قرن ها هنوزهم در خاکستر های بجامانده ازان ویرانی ها ، میشود لمس کرد.

سا لها سپری گردید ، غازیان و فاتحین و سرداران سلحشور ، از تاخت و تاز ماندند و با جهان یکی بعدی دیگر وداع گفتند ، وسعت جغرافیایی و نام  و نشان ها هم به مرور زمان ، یا محو شدند و یا با توته شدن و شکستگی ، با نام و ساحات جدید و سرحدات دگر به میان آمدند . و با این تحولات طائیفه ها و مردمان گره خورده به فرهنگ هم ، نیز در حرکت افتاده ، یا با ملتی یک جا شدند ویا ملتی را درخود جادادند. با نام و نشان و محتوی یک نظام مستقل و مستکحم  با همه ابعاد و پیچیدگی های انیتیکی آن .

سخن خلص  این که :  بعد از تشکیل افغانستان امروز در حد اقل سه قرن و اند ، تا اوایل قرن بیستم ، بازهم افغانستان بود که  در کشمکش های بین المنطقوی ، دهلیزی برای عبور و مرور کاروان های تجارتی و یا هم  راه سپاهیان شمال به جنوب و شرق به شمال  و هم چنان گذشتن غرب از وسط  افغانستان بقصد رسیدن به شرق که در تحولات سیاسی منطقه ، نقطهء بارز و با اهمیت ،  به شمار می رفت  .

مثلاً  انگلیس ها سعی نمودند خود را ازین منطقه به آسیایی مرکزی کشانده و روس ها را زیر نظر داشته باشند و برعکس روس ها آرزو داشت به رسیدن به هند ، مالک آب های گرم نیز باشد . ایران بکمک انگلیس ها ، همواره تلاش داشتند تا ادعای مالیتک های در غرب و شمال غرب کشور مارا نمایند ، گاهی سبز وار گفته به شیندند و فراه  حمله نمودند و زمانی به جنوب سرحدات نیمروز چشم دوختند و یک زمانی هم به بهانهء تسخیز هرات خودرا به قندهار هم رسانیدند.

این همه کشمکشهای منطقوی در هر زمان ، بخصوص ، در سه  قرن  اخیر ،  مهلت دولتداری مقتدر را که باعث فرصت های بسیار زیاد زیز بنایی در انکشاف و تحول اقتصادی  می شد را ازمردم کشور ما سلب نمود. این تنها نبود بلکه ، زد وبند های حکومتهای ایلجاری و تشکیل گروه های باج گیرانه  در مناطق دور از مرکز در داخل کشور مانند امروز و هم چنان ، توطه های بزرگ خانوادگی در دولت های متشکل افغانستان در متصرفات قدیمش را متاثر می ساخت. با نبود امکانات ترانسپورت ویا امکانات لوژستیکی و راه های ناهموار و کوتل های سعب المرور ، رسیدن قوت های دولتی درآن زمان ، بزودی ممکن ، قطعاً میسر نبود ، و عوامل دیگر از همین قبیل سبب تاخیر در رسیدن قوت های امنیتی  باعث می گردید  که مسئولین دولتی  نتوانند ، فرصتی مناسب ، برای انجام ماموریت شان اعمال  نمایند. وچنین حالات ، زمینه های خوبی ، برای شورشگری علیه  دولت  مرکزی را فراهم کرده بود.  

در چهل سال اخیر ، بعد از سقوط جمهوریت اول ( سردار محمد داود ) و به قدرت  رسیدن  چپروان با ایدیالوژی مسکو ، که با هجوم قوت های نظامی شوروی وقت همراه بود ، واقعآً صدای تانک ها و غرش طیارات شکاری میگ های ۲۷ دنیارا به لرزه و وهشت آورد.

بزرگترین قدرت های جنگی جهان چنان پنداشتند که ، دیگر کار تمام است و افغانستان را فرو رفته در کام نهنگ تصور نموده و هند را با آب های گرمش ، از دست رفته قیاس کردند . مگر یگانه گزینه وجود داشت ، و آن ، رفتن به جنگ های تسلیحانی که منجر به جنگ سوم جهانی شده و شاید ، از گزینه های اتومی نیز ، استفاده می گردید .

ازین رو ، سیاست  جنگ های روانی و شوراندن مردم کشور های تحدید شده ، با استفاده از احساسات و عقاید آن ها ، راهی بود کوتاه و کم مصرف که بسیار خوب می توانست ،  رسیدن به هدف  ( شکست غول اتحاد شوروی)  را کوتاهتر سازد  ، می بایست در بازی  قواعدی بکار برده میشد که به مزاح و عقاید ایشان کاملاً برابر می بود . واین در فرصتی بود که اکثریت  مردم افغانستان ، در مخالفت با  رژیم چپی ها ، تصمیم شان را برای خارج ساختن قوت های شوروی و مزدوران شان اتخاذ نموده بودند.

غرب این را کاملاً صلاح خود می دانست که موج حاصل شده از احساسات دینی بهترین گزینه برای زدن کم مصرف دشمن ، توسط خود همین مردم است.

تاریخ  جهاد  وحقایق این واقعات  و کارنامه های مثبت و منفی  رهبران با نفوذ دوران ( جهاد ) بسا مفصل در کتاب ها ذکر شده است ، لزومی به تشریح واقعات آن دوران ها نیست. مگر در بُعد ، در خدمت آوردن عدهء از رهبران جهاد و گروه های بزرگ و کوچک آن ، به نفع کشور های خارجی را ، هنوز تاریخ  کارش تمام نشده ، زیرا ، روند خیانت ها سیاسی و ملی ، هم چنان برای تضعیف دولت های نوپای کشور ، جداً و با سرعت ادامه دارد.

دوران ده سالهء دموکراسی ( دوم ) از زمامداری آقای کرزی تا محمد اشرف غنی ، دستخوش چنان بحرانی در کشور گردیده که ، از گذشته های دور تا حال کم نظیر بوده است . کشور ما بیاد ندارد که درین خطه جنگهای داخلی( متشکل از اقوام مختلف ) در میان مردم کشور ، تا این  حد دوام آورده باشد و از جانبی هم شکل کشتار و گذشتن از جان برای جان گرفتن ، تا این حد از اسلامیت و انسانیت خارج شده باشد.

سر نخ این جنگ ها در کجاست ؟ آیا مردمان خیلی ساده و عام کشور ما بنام طالب و ملا ، آمده اند که خلافت اسلامی را بدست گرفته و بخاطر آن از عیال و مال و سر خود هم گذشته اند ؟ و برادر و وطندار قریهء خودرا که برایش جان می داد ، چنان بی رحمانه بکشند. ؟

بیاییم سخن کوتاه و خلص نماییم. امروز یک بار دیگر ، دست درازی های چهار جانبه به کشور ما صورت می گیرد . این که کی دوست ما و دشمن ماست ، ما خود هم موضوع را نمی دانیم.

امریکا و ناتو را ، قوت های اشغالگر گفتیم   . پاکستان و ایران راجایگاه اصلی دشمنان وطن خود یاد می کنیم.  و حالا روس ها ، نیز مانند اژدهای زخم خورده ء فرار گردگی دوباره سر خودرا دور داده و به جانب کشور ما به سینه می خزد.

در داخل کشور : دولتی با ساختاری وجود دارد که خلاف قانون اساسی عمل می کند.

انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم محکوم به تقلب گسترده شد.

یکبار دیگر تقابل قومی صورت می گرفت.

آمریکا ، نقشه اشرا به کمک انگلیس ، ماهرانه تطبیق کرد .

نتیجه اش ، بازی حکومت وحدت ملی شد. یعنی ، حکومتی اندر حکومت. دو ریئس و دو اختیار دار. و جنگ تقسیم قدرت.  تشکیلات ستون های پنجم ، مربوط :  امریکا ، انگلیس ، آلمان ، فرانسه با هذف روسیه.

هم چنان مزدوران حلقه بگوش و فرمانبردار ، ایران ،  پاکستان و هند ، و حالا هم با بی شرمی و اعتراف سران کشور روسیه در بازی های کهنهء امریکا و غرب ، یعنی  ( دشمن را توسط دشمن خود زدن و خود دست زیر الاشه و نگرستن )  همان بازی که غرب ، دربرابر روس ها در افغانستان انجام داده بود.

 حالا روس ها ، افغانستان را ، از لحاظ امنیتی ، خطرناکترین منطقهء در آسیا می داند. باید خطر را با تدابیر خودش رفع نماید. و یکی ازین تدابیر ، استفاده از چال دشمن خودش  ( غرب ) در برابر اتحادشوروی بود. یعنی ، تسلیم دهی امکانات جنگی و کمک پولی ، به جنگ جویان ، و آن ها را در مقابل امریکا و ناتو ایستاد نمودن ، به کمک و همیاری منطقوی یعنی مثلث ؛ ایران ، پاکستان و روسیه .

آن چه تا این جا گفته آمد ، داستان به اتمام نرسیده ، بلکه ، شاهد و تماشاگر پرده های نهایت خوفناک این درامهء تباه کن در سال پیشرو و آینده خواهیم بود . نمایش غم انگیز برای فرد فرد این ملت جز آنانی که ، خود را افغانستانی می پندارند.

حملهء مرگبار ، در شفاخانه ء سردار محمد داود ، انداخت  آزمایشی بم مادر در اچین ننگرهار که تبعاتش هنوز معلوم نیست.  وبالاخره حملهء خونین در قول اردوی ۲۰۹ شاهین در بلخ  و شهادت بیش از ۱۴۰تن از جوانان مدافع وطن .

، این که ، شعله های این انفجار ها تاکجا خواهد رسید ، زمان در پیشرو با حوادث در حرکت است. و در آخر این که : یکی از دوستانم می گفت : ای کاش غرب احمق نمی شد و افشا نمی کرد که در دل کوه های افغانستان ، بیش از سه تریلیون دالر سرمایه است. بمن گفت : تو خوب می دانی که این وطنفروشان نامدار !!!   روزانه ( یکصدو سی دالر ) مزد می گیرند تا به نفع باداران شان کار نمایند ، حال فکر کن که مبلغ ذکر شده ، چه مصیبت های را بار خواهد آورد . ) و دعا می کرد که  :(خدا کند یکروز به همی زودی ها بگویند ، ما ، ( امریکایی ها) در محاسبات جیو لوجیکی خود سهو کردیم ، اصلأ جز سنگ و ریگ ، در افغانستان چیزی پیدا نمی شود. باور کن که  چپاولگران همان روز  ، بار و بستره ای خودرا بسته نموده والله اگر یکی شان را به بینی. ) .#

.....................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin