Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

پرتو نادری

                   پرسش و پاسخ 

پرسش: از بدخشان تا کابل، کندز، بغلان، فاریاب، غور، هلمند

دریای خون جاری شده است، شما چه هوایی در سر دارید؟

پاسخ: هیچ هوای در سر ندارم، مرا از انسان متکبر بدم می آید!

پرسش : هدفم این است که در برابر این کشتار مردم چه پاسخی دارید؟

پاسخ: هیچ از قدیم گفته اند: جهان را آب بگیرد مرغابی را تا به زانو است!

پرسش: جناب این دریای خون است نه دریای آب!

پاسخ: خوب در هردو یش می شود شنا کرد!

پرسش: هدف این است که تا چه وقت مردم کشور کشته شوند!

پاسخ: هیچ افغان از هیچ افغان کم نیست. آن که می کشد خود نیز کشته می شود؛ در همین فاریاب داعش 50 طالب را کشته است، حالا طالبان خون نداشتند، جان نداشتند، داشتند، داعش هم همان طالب، مردم می گویند خر همان خر است ،پالان اش عوض شده است ! ما به سوی دموکراسی روانیم ، وقتی طالبان کشته می شوند؛ اگر طالبان نکشند، اعتدال جامعه از بین می رود، ما باید جامعه متعادل داشته باشیم! آیا متعادل است که از یک مردم کشته شود و از مردم دیگر نه ؟

این اعتدال ماست که سبب می شو تا هر ساله پنج ملیون گردشگر به افغانستان بیاید!

پرسش: مخالفان شما می گویند که اینان گردشگران نیستند، هراس افگنان اند، شما چه می گویید؟

پاسخ: این گز و این میدان، من به یک مناظره حاضر هستم، مگر هراس افگنان گردشگری نمی کنند، شما فکر کنید آنان برای اجرای کار خود هزاران کیلومتر راه را گردشگری می کنند، مسافرت می کنند ، از شهری به شهری می روند. پس آنان گردشگران نیز هستند! گردشگران اند !

ما باید از گردشگری تعریفی افغانی خود را داشته باشیم!

پرسش: باوجود که شما 16 ساعت کار می کنید چرا یک ذره هم کار ها به سامان نمی شود!

پاسخ: کار می کنم یا نمی کنم باشد به جای خود، اما من بیماری بیدار خوابی هم دارم، این یک نعمت خدایی است برای مردم افغانستان . من بیدار می مانم، تا ملت خاطر جمع بخوابد! خوب یگان انتحاری منتظری می شود ، در آمریکا و پاریس هم می شود!

می خواستم چیز دیگری بپرسم که آسمان بر سرم فرو ریخت، فکر کردم در نزدیکی ها انفجاری رخ داده است؛ متوجه شدم که چنین نیست؛ بلکه جناب شان با حنجره ی پنج هزار ساله ی تاریخی فریاد می زند:

گر نداری غیرت افغانی ام

چون به میدان آمدی می دانیم

..........................................

:

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

ارسالی عبدالغفار شهاب

بــــــــرده گی

تجارت انسان و عواید ملیاردی

 

دوستان عزيز!

كتاب برده گى را كه در ذيل مشاهده مى نمايد، اثر گرانبهاى خانم ليديا " كچو" برنده جوايز جهانى آزادى مطبوعات، فرانسيسكو اوجدا و گينه تاسا است كه با اسناد و شواهد مستقيم قاچاق وتجارت انسان و بخصوص زن ها را و عوايد ملياردى  ناشى از اين معاملات ضد انسانى را به رشته تحرير درآورده است.

دكتور عزيز گرديزى دانشمند و نويسنده چيره دست  بادرك و اهميت اين كتاب براى هموطنان عزيز ما با ادبيات پسنديده، شيوا و روان به ترجمه آن مبادرت ورزيده واكنون در افغانستان مى توانيد آنر از طريق چاپ خانه : مطبعه صنعتى سعادات و يا احيانن ميديوتيك افغانستان در كابل بدست بيآوريد،

جا دارد كه از بزرگوار و عالم علم و معرفت دكتور عزيز گرديزى اظهار تشكر و قدر دانى نماييم ، و همچنان از محترم داكتر صيب رسول رحيم نويسنده ، اديب ، خبرنگار و داكتر طب كه محتواى كتاب را با قلم زيبايش فشرده در اختيار ما قرار داده است اظهار امتنان و قدردانى نماييم براى هردو ارجمندان و نويسنده كتاب موفقيت و سلامتى آرزو مى كنم . شهاب عبدالغفار

بررسی کتاب: رسول رحیم

برده گی- تجارت انسان و عواید میلیاردی

نویسنده : خانم لیدیا کچو

مترجم: داکتر عزیز گردیزی

 

شناسنامه:

عنوان کتاب: بردگی۰ تجارت انسان و عواید میلیارذی

نویسنده: لیدیا کچو

مترجم : دوکتور عزیز گردیزی

ویراستار:معراج امیری

بازنگری: عبدالله رسولی

طرح روی جلد: مسعود مؤمن

صفحه آرایی: شجاع الدین جهانی

سال:۱۳۹۵ هـ ش

چاپخانه: مطبعه صنعتی، کابل

قیمت: ۱۵۰ افغانی

حق چاپ برای میدیوتیک افغانستان محفوظ است

 

خانم لیدیا کچو  ژورنالیست مکزیکی نامدار و برنده جایزه های حرفه یی مهم بین‌المللی در این کتابش که در سال ۲۰۱۰ میلادی پایان یافته است در مورد  تجارت انسان و عواید میلیاردی اش به تحقیق همه جانبه می‌پردازد که سالانه به دلیل فقر اقتصادی، ستم اجتماعی و فشارهای درون خانوادگی دو میلیون زن و دوشیزه را طعمه  کاسبی برده داران جنسی می گرداند که از آن جمله دست کم صد هزار تن این قربانیان دوشیزگان خردسال حتا کمتر از ده سال می باشند. این پژوهشگر شجاع در طی یک کار طولانی که اولین ثمره آن کتاب «الماس در باغ عدن» بود که در سال ۲۰۰۵ میلادی انتشار یافت و برای کتاب حاضر پنج سال مشقت بار را اختصاص داد که در هرگام با خطر کشته شدن و مورد تجاوز قرار گرفتنش توأم بوده است.

نویسنده پیشاپیش می‌خواهد بر این اعتقاد تأکید نماید که :«فاحشه گری بدون تقاضا اصلاْ نمی‌تواند وجود داشته باشد. روسپی گری با تمایلات جنسی زنان هیچ ربطی ندارد. روسپیگری در اصل اختراع مردان است. اگر مردان در سراسر عالم از تقاضا برای خرید آن دست می کشیدند، در آن صورت می‌شد قاطعانه گفت که نه میلیون‌ها زن و دختر در جهان اختطاف می شدند، نه با آن‌ها بد رفتاری صورت می‌گرفت  و نه تحت شرایط غیر انسانی در بند و اسارت به سر می بردند.»

او در حالی که بی باکانه در پی افشای این پدیده شوم محصول جهانی شدن اقتصاد نو لبرال است، با توجه به جهانی شدن مافیاهای رنگارنگ و سندیکاهای جنایتکاران و همدستی مقامات دولتی، پولیس و قضا با آن، قسماْ در مورد چشم انداز ریشه‌کن ساختنش اظهار درماندگی می کند.

نویسنده نظام اقتصادی حاکم برجهان را که بر بتواره پول سرسجود فرود آورده است، فقر و محرومیتی که برای میلیاردها انسان انتخاب تأمین معیشت شرافتمندانه را دشوار می گرداند و ستم اجتماعی زن ستیز و فشارهای درون خانوادگی را عوامل اصلی  جلب زنان نگونبخت به این پدیده نفرین شده قرن ۲۱ می داند.

کتاب با اسلوب دل‌نشینی نتایج پژوهشهای دقیق و ذره‌بین را که سرشار چشمدیدهای دست اول، روایت های قربانیان، دست اندرکاران، سازمانهای بین المللی، تصامیم دولتها و تاملات شخصی خودش می‌باشد با خوانندگان شریک می گرداند. از نگاه نویسنده کتاب، جنگ و مهاجرتها زمینه‌های بسیار مساعدی برای رویش و گسترش این سرطان است. او بر ارتباط تنگاتنگ مافیاهای مواد مخدر و تجارت انسان پا می فشرد و با استناد به منابع تحقیقی راه‌های پولشویی و سفید گردانیدن پولهای سیاه را به نمایش می گذارد.

 

دانشمند ارجمند، دوست گرانقدر و همکارم عزیزم داکتر عزیز گردیزی با ترجمه این کتاب کار بیسابقه ای را انجام داده است و یا  دست کم شخصاْ برگردانی در مورد چنین موضوع حاد و مهم جهانی از هموطن دیگری ندیده ام.

داکتر گردیزی در ضمن پابندی به متن با چنان استادی و زبان شیوا و روان این اثر را ترجمه نموده است که خواننده کمتر فکر می‌کند برگردانی از زبان دیگر است.

اهمیت این کار به‌موقع داکتر گردیزی از چندین نگاه قابل یادآوریست:

نخست، افغانستان یکی از مهمترین کانونهای داغ رقابت خونین جناح های جهانی سرمایه داری نیولبرال است که از حدود چهل سال به اینسو جنگ و اغتشاش بر کشور حاکم بوده، در میزان تولید تریاک در سقف جهانی جایگاه اول دارد، اداره اقتصاد آن به روایت مقامات رسمی و مؤسسات پژوهشی در دست جنگسالاران، سرمایه داران دلال و تجار لاشخوار یعنی لومپن بورژوازی است که حتا شخص اول کشور نیز بارها آن را «اقتصاد  جرمی»  خوانده است. بنابراین جامعه‌ای چنین آسیب‌پذیر نزدیک‌تر از هر جامعه و کشور دیگر در تیر رس این طاعون تاریخی قرار دارد.

دوم اینکه، داکتر گردیزی از نخستین فارغان شعبه ژورنالیسم دانشگاه کابل می باشد. تاجایی که من می‌دانم با وجود سمینار ها و ورکشاپهای آموزشی و حتا محافل نیمه دولتی و دولتی در مورد ژورنالیسم تحقیقی و علی‌رغم موجودیت یک صف گسترده و صاحب صلاحیت ژورنالیست در درون کشور، تا هنوز اثر قابل ذکری توسط خود افغانها در این عرصه  به جامعه عرضه نشده است. گردیزی با ترجمه این اثر شاز در حقیقت به یکی از تعهدات مهم حرفه پی اش عمل کرده است.

سوم،با رواج یافتن بیش از حد برنامه‌های پر سر وصدای تلویزیونی که بیشتر دنباله رو حوادث روزمره اند از یک طرف، و با فراهم شدن تسهیلات فیبسبوکی که مجالی جز لغازخوانی برای عمیق اندیشیدن نمی‌گذارند از سوی دیگر، جامعه  در قبال ظهور فاجعه‌های در حال وقوع مغفول نگاه داشته می شود. ترجمه این اثر بیم دهنده توسط داکتر گردیزی نوعی سنت شکنی در روال اندیشگی چیز فهمان ماست و زنگ خطر را به صدا در می آورد.

چهارم، گردیزی این اثر بیش از ۳۰۰ صفحه یی را  در عمر بالاتر از ۷۰ سال و در یکی از بحرانی ترین مراحل وضع صحی اش از زبان آلمانی به فارسی ترجمه نموده است. همزمان با این اثر او کار ترجمه کتاب دیگری در مورد داعش را به پایان رسانده است. اگرچه اکنون خوشبختانه کاملاْ شفایاب گردیده اند، اما نمونه پرکاری ایشان می‌تواند سرمشقی برای همه قلمبدستان باشد.

بررسی و معرفی  کتابی با این اهمیت و غنای محتوایی می‌تواند از زوایای مختلفی صورت گیرد. چنانکه به تنهایی پیشگفتار میدیوتیک افغانستان به قلم زورنالیست ارجمند  سید ضیاالدین صدر، مقدمه شخص داکتر گردیزی مترجم توانمند کتاب، مقدمه کارولین ایمکه و مقدمه خانم لیدیا کچو مؤلف کتاب، هر یک به نحوی معرف این اثر می باشند. من به فحوای اینکه «آفتاب آمد دلیل آفتاب»، کوشیدم تا با گزینش پاره هایی از متن ترجمه و افزودن جملات کوتاه و اشارت دهنده، این کار را انجام دهم:

 

:نگرانی واقعی نویسنده از تباهی اخلاقی گسترده

 «من در این مورد می‌اندیشم که در پناه تصورات جهانی شدن روزی فرا خواهد رسید که از  آزادی،سعادت،تامینات اجتماعی، خانواده و عزت نفس انسان‌ها دیگر چیزی باقی بماند؟... من از خود می‌پرسم که با این گستردگی که سٰو استفاده از اطفال به عنوان فرهنگ پذیرفته شده و در شماری از کشورها به مشاهد می رسد، آیا روزی فرا خواهد رسید که به حالت عادی برگردد و آیا می‌توان آن را از بین برد، بی‌آنکه به جزم دینی و به گفتمان فلسفی آزادی مطلق توسل جسته شود؟ هستند کسانی به این عقیده می‌باشند که دیگر نورمها و قوانین روابط جنسی دییگر کهنه شده وو بایستی سوای تصورات اخلاقی آن را از نو بنا کرده و نوسازی نمود. یکی از نمایندگان این طرز تفکر ایزا برلین می باشد. او نگاشته است که آزادی آزادیست. این آزادی نه مساوات است، نه عدالت و نه هم می‌توان آن را سعادت بشر دانست و نه هم وجدان آرام. من که هوای مرطوب کمپوچیا را در ششهایم فرو می برم، از خود می‌پرسم، پس برای این دختران و زنان دیگر آزادی چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟»

«تاجران انسان دریافته‌اند که چگونه حرکت خود را با حرکت تمدن عصری و حدید متوازن بسازند. به همین سب آن‌ها با توسل به گفتمان دانشمندان و زنانی که طرفدار احقاق زن  حقوق زن و آزادی جنسی اند، روسپی گری را مساوی به آزادی خواهشات جنسی زنان در اقتصاد بازار آزاد سرمایه داری نوین  تعبیر کرده و می‌گویند که دیگر لزومی ندارد که زنها معتاد به مواد مخدر گردند، لت و کوب شوند، در ترس و اضطراب فرو برده شوند.»

نویسنده جهانی شدن مافیا و سندیکاهای حنایتکاران را از قول یک پولیس با وجدان ترکیه چنین روایت می کند:

« در سال ۱۹۹۸ هنگامی که مافیای ترکیه، البانیا

 و صربستان در ترکیه فعال بودند، برای حکومت ترکیه آسان بود دست  روی دست بنشیند و به اقدامی دست نزند. ترکیه سرزمین بخشیده شدگان و نفرین شدگاه قاره آسیا و اروپا به حساب می آید. پلی است میان دو جهان.راه های عبور و مرور از طریق بالکان همواره با دشواریهایی همراه بوده است. ما نمی‌توانیم ادعا کنیم که مامورین و کارمندان ترکیه به فساد اداری آلوده نیستند. در سراسر جهان ما می‌توانیم سیاستمداران و پولیسهایی را در یابیم که به چند دالر و یا یورو خود را می فروشند. ما اداره بین‌المللی مهاجرت (آی ام  او ) را به ترکیه آوردیم. با این اقدام خویش انتظار داشتیم اروپاییها و امریکاییها با ما رفتار و برخورد مساوی الحقوق نمایند.هیچ کس در این مورد لب به سخن نمی گشاید و گپ نمی‌زند که ساختار های مافیایی دستخوش تغییر گردیده است... ولی آن‌ها زمانی دست به اقدام می‌زنند که برای‌شان این احساس دست دهد که علایق ملی و یا اقتصادی شان مورد تهدید قرار گرفته است.برای مافیای روسیه و البانیا که از مقدونیه به اداره و سازمان بخشیدن تجارت بر سر زنان می پردازند، با مافیای ترکیه هم وارد معامله و داد و ستد هستند... جهانی شدن مافیا ها بخش جدایی نا پذیر اقتصاد بین‌المللی گردیده است.»

 

امکان دارد تجارت انسان در سایه جهانی شدن از مواد مخدر پیشی گیرد:

از کوستاریکا تا ایالات متحد آمریکا، از روسیه تا جاپان، از ویتنام تا قطر من درجریان سفرهای که داشته‌ام، پیوسته فقط یک چیز را می‌شنیدم و آن اینکه در تجارت بر سر ارضای جنسی میل گپ بر سر میل و شوق مطرح نیست، بلکه مطلب اصلی بدست آوردن پول است.

جهان گستری بازاری به وجود آورده است که اشتهای سیری ناپذیر تقاضا، بهره مند می باشد، درست مثل تجارت مواد مخدر. دامنه تجارت بر سر انسان هم پیوسته در حال گسترش و شگوفایی بوده، حتی بسیار احتمال دارد که دومی از اولی پیشی بگیرد.

:تجارت مواد مخدر و ترغیب فحشا ارتباط تنگاتنگی دارند

این تاجران بزرگ مواد مخدر اند حه از خیرات سر آن‌ها اقتصاد مواد مخدر جان می‌گیرد و جریان پیدا می کند، زیرا آن‌ها اموال مورد فروش را تحویل می‌دهند. و از بازار معتادین باید سپاسگزار بود که پیوسته تقاضای ثابت ایجاد می کنند. به همین سان بایستی از معامله گران خرده پا و فروشندگان ابراز شکران نمود زیرا آن‌ها مشتریان جدید را دست و پا می نمایند. در اخیر از بانکها و تصدیها باید تشکر کرد، چه آن‌ها پولهای حاصل از آن را شستشو می‌کنند و در بازار به صورت پو لهای مشروع به گردش در می آورند. تجارت بر سر انسان هم درست به همین سان جریان پیدا می کند، همان مسیری را می پیماید حه مواد مخدر در آن ره می سپارد. بنابر معلومات سازمان مواد مخدر و جنایت سازمانیافته ملل متحد(UNDOC)در ۱۵۵ کشور عصو این سازمان معلوم گردیده است که ۷۹ فیصد تجارت بر سر انسان به مقصد و منظور  روسپی گری صورت می گیرد. همواره عده زیادی زنانی که در فقر و ستم و زورگویی مردها و خانواده به سر می برند، به فاحشه گری کشانده می شوند.

دلایل و طرقی که زنان به بردگی جنسی و فاحشه گری کشانده می شوند:

جنگ‌ها و خطر بردگی جنسی:

« برخی از زنان جوان پس از آنکه از چنگال توسل به قهر در دررون خانواده نجات یافته اند، به فاحش گری روی آورده اند. آری، گرفتار شدن به وضع غیر قابل تحمل در کشورهایی چون مکسیکو، افغانستان، فلیپاین، کولمبیا و تعداد زیادی از کشورهای دیگر و همچنان به سر بردن در جامعه درگیر تبعیض و عدم مساوات برای زنان غالباْ راه و چاره دیگری نمی‌ماند جز اینکه به فاحشه گری روی آورند و از این طریق امرار حیات نمایند. از آنجایی که تاجران انسان هم بر این وضع وقوف و آگاهی دارند، از تمامی امکانات و راهکارها به سود خود بهره برادری می‌کنند تا آن‌ها را به دام بکشند.»

زنان جوان پناهجو به طور خاص در معرض خطر قرار دارند:

«ماگان- بنیاد غم خورشی برای پناهجویان- که در سال ۲۰۰۴ تاسیس شده است، از آن زمان تاکنون(سال ۲۰۱۰ که این کتاب نوشته شده است) ۱۳۰ زن را از قید اسارت تاجران انسان آزاد و جهت پرستاری و غم خورشی پذیرفته است.»

سو استفاده مافیاها از انترنت و فضای مجازی:

در گزارش روزنامه مکسیکویی «له ژورنال» آمده است که :« مدعی العموم عالی در مقابل اعضای پولیس جنایی و مامورین اداره مهاجرت که به یک شبکه جنایی ارتباط دارند، اقامه دعوا نموده است.بنا به اظهارات مدعی العموم اختصاصی علیه جنایات سازمانیافته این شبکه موفق گردیده است که در زیر چتر حمایتی صفحه انترنتی () از مکسیکو تماسهایی را با سندیکاهای جنایی در اروپای شرقی و امریکای جنوبی برقرار نماید و از همین طریق یک سازمان فعال و گسترده تجارت انسان و عرضه لذت جنسی را در مکسیکو به وجود آورد.... این سازمان در چندین کشور جهان با زنان تماس می‌گرفتند و با آن‌ها قرار دادهای کار کردن را در کشورهای چون ارجنتاین، چلی و مکسیکو پیشنهاد می کردند. در جریان پنج سال بنیاد گذاران این صفحه موفق گردیده بودند که با حمایت و پشتیبانی نیرومندی ... اطریق انترنت یک شبکه روسپی گری را به وجود آورند و با سندیکاها و شبکه‌های جنایت پیشه که در سطح جهانی فعالیت دارند و در کار  روسپی گری و تجارت با انسان تخصص دارند، تماس برقرار نمایند.»

خانه‌های امن و سازمان ها آن جی او یی قادر به مقابله نیستند:

«سازمانهای  امدادی که به قربانیان تجارت انسان مدد می رسانند یک ضعف بزرگ دارند و آن اینکه با کارهایی که انجام می‌دهند در‌واقع به طور غیر مستقیم از سازمانهای جنایت پیشه حمایت می کنند. به گفته یک تاجر انسان از نیکاراگوا، وقتی زنی که مورد استفاده جنسی قرار گرفته است، نجات پیدا می کند، در آن صورت تصدی ای که زیان دیده است، شبکه‌های خود را فعال می گرداند تا هرچه زودتر جنس و یا گوشت تازه را برای خود تهیه نماید. قاعدتاْ دلالان در ظرف ۷۲ ساعت، به جای زن نجات یافته، بدیل دیگری پیدا می کنند.»

جنگها بهترین زمینه تجارت انسان و فاحشه گری اند:

«در جریان جنگ هند و پاکستان زنانی که مورد تجاوز قرار گرفتند، به صفت بردگان جنسی به فروش رسیدند. دو سال بعد از پایان جنگ سه چهارم زنانی که قربانی استفاده جنسی گردیده بودند، هنوز هم در زندان ها به منظور استفاده به سر می بردند. چنانکه باری بردگان آفریقایی داغ اسارت را بر بدن و جبین داشتند، در هند و پاکستان هم  بسیاری آن‌ها را  با قوغ آهن داغ می‌کردند تا داغ اسارت را در بدن خود حمل نمایند. همجو زنها هرگز نمی‌توانند به خانه‌های خویش برگردند، زیرا از نظر وابستگان و همسایه ها آن‌ها زنانی هستند که آلوده و کثیف شده اند.

در جریان جنگهای بوسنیا از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ شبه نظامیان صربی به صورت پیگیر بر زنان مسلمان بوسنیایی تجاوز نموده بودند تا از این طریق مسلمانان را از دهات شان بیرون رانند.

در سال ۱۹۹۴ هنگامی که قتل عام در روندا به راه انداخته شد، عساکر هوسی ها بر هزارها زن قبیله توتسی تجاوز کردند.

در جریان قیام ژاپاتیست در ایالت شی یاپاس مکسیکو، عساکر اردوی این کشور در همین منطقه روستایی نشین بر زنان تجاوز کردند تا از مردان منطقه انتقام بکشند و از این راه مقاومت دهقانان را درهم شکنند. به طور مجموعی هفت صد مورد تجاوز کشف و شناسایی شد. مگر حکومت مکسیکو تا امروز از این خودداری ورزیده است که عاملین این تجاوز را به دادگاه بکشد.

در سال ۱۹۹۷ شماری از زنان  الجزایری که ددر مقابل شورشیان اسلامگرای آن کشور اقامه دعوی نموده بودند، مدعی شدند که شورشیان اسلامگرای آن کشور آن‌ها را اختتطاف نموده و به بردگی جنسی کشانده اند.

در کانگو که از یک و نیم دهه به اینسو جنگ داخلی جریان دارد، بیش از نیم میلیون زن و صدها مرد مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند. بنا به اظهار کدی اسویا خانم خبرنگار، توسل به قهر در برابر زنان هدفمندانه به عنوان اسلحه مورد استفاده قرار می گیرد.

در سال ۲۰۰۶ پنج تن از عساکر آمریکایی بعد از آنکه پدر و مادری را کشتند، بر عبیر قسیم حمزه الجنانی دختر ۱۴ ساله عراقی تجاوز جنسی کردند. این عاملین قتل محمدیه در نزدیکی بغداد «متاثر از نشه الکهول و علاقه‌مندی به خونریزی» دست به چنین عمل زدند. دیده می‌شود که بند و باری زاده الکهول چه گونه مایه نجات عاملین جنایت می‌گردد و توسل به قهر در توضیحات مقامات رسمی به عنوان عمل جنسی پرده پوشی می گردد.»

قاجاقبران مواد مخدر و تجارت انسان چگونه پولشویی می کنند؟

«روبین سون چهار اصل پل شویی را که تاحال اعتبار دارد بدین سان تشریح می نماید:

۱- نام صاحب پول باید مغشوش گردانیده شود، زیرا تا زمانی که تا زمانی که مرجع ارسال و هدف آن روشن باشد، پول را نمی‌توان شستشو نمود.

۲- تماشای فیلم‌های سینمایی در فکر و ذهن ما این باور را القاء می‌ نماید که یک میلیون دالر را در بکس دستی هم می‌توان جا داد. ولی این فهم درست نیست. صرف نظر از اینکه نوت ها چه اندازه بزرگ می باشند، وقتی یک میلیون دالر نوت روی هم گذاشته شدند، یک بندل به ارتفاع دو متر به وجود می‌آید و وزن بس سنگینی روی ترازو قرار می گیرد.به همین سبب پول نقد باید به شکلی در آورده شود که چشم خور نباشد، یعنی بی آنکه توجه را به خود جلب کند، انتقال داده می شود.

۳- روند پولشویی تا جایی که ممکن و مقدور است، باید غیر قابل دید و به دور از انظار، پوشیده و پنهان انجام گردد تا هیچ‌کس از آغاز تا انجامش  را تعقیب کرده نتواند.

۴- سر انجام صاحب پول بایستی تاحدی کنترول و نظارت را بر روند پولشویی داشته باشد، زیرا در صورت به سرقت رفتن پولها نمی‌تواند کسی را به محاکمه بکشد چون پول‌های که پولشویی می گردند، اصلاْ موجودیت رسمی ندارند.»

در مورد تجارت انسان تا هنوز قوانین و هنجارهای قابل اجرای بین‌المللی به وجود نیامده است:

«در سال ۲۰۰۹ « پروژه حمایت » قوانین ۱۷۵

کشور جهان را در رابطه با فاحشه گری مورد تحقیق و پژوهش قرار داد. نتیجه تحقیقات آن‌ها بدینسان می باشد:

۹۵کشور تجارت بر سر انسان و روسپی گری را ممنوع قرار داده است.

۷۶ کشور دیگر تجارت بر سر انسان و روسپی گری را در حد عمل‌کرد قابل مجازات بالا برده است.

۱۳ کشور دیگر در مورد طرح قوانین طرف نیاز جامعه شان کار می کنند.

۶ کشور جهان مجازات بر سرتجارت انسان را وارد قانون مهاجرت گردانیده است.

۶ کشور دیگر فاحشه گری زیر سن قانونی را ممنوع ساخته بودند.

۱۶کشور جهان در مورد تجارت با انسان و روسپی گری هیچ قانون و مقرراتی ندارند.»

....................................................................................................................................

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin