Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

         عتیق الله نایب خیل

چرا تنبان کشی؟!

 

همین که به خود جراًت دادم عنوان فوق را برای نگاشتن چند سطر پائین انتخاب نمایم عرق شرم بر جبینم نشست. زیرا بکاربرد بعضی کلمات و جملات عبور از خط قرمزهای ادب نگارش و عفت قلم است. اما، همزمان با آن یادم آمد این پرسش را مطرح نمایم که چه گونه کسی به خودش حق داده است از خط قرمزهای اخلاقی جامعه عبور نماید و در محضرعام پیراهن و تنبانش را بکشد و نیکر زرد رنگش را در معرض دید همه گان قرار دهد؟ شاید طرح این پرسش بتواند انتخاب این عنوان را هم توجیه نماید.

اما جالبتر ازین حرکت، به گوش رسیدن نعره هایی بود که ندانستم چه ربطی به لُخت شدن سخنران داشت و چرا عده یی برای خودشان حق می دهند عظمت خداوند را آن قدر کوچک بسازند که حتی یک چنین عمل منفی را نیز با نعره های تکبیر استقبال نمایند.

به باور من انتخاب شخص سخنران و این حرکتش کاملا" حساب شده و از قبل پلان شده بوده و تحریک آمیز ترین عمل برای تحریک آنانی بوده که آن جا حضور داشتند. زیرا لُخت شدن در محضر عام جای صد دلیل و استدلال را برای آن هایی می گیرد که مانند سخنران از نبود عقل و درایت کافی و قدرت استدلال و ارائه دلایل منطقی به دورند. زیرا وقتی پای منطق کسی می لنگد برای به کرسی نشاندن سخنش به راه های غیرمنطقی متوسل می شود.

آنانی که از تبلیغ و دامن زدن به مسایل قومی نفع می برند، برای دستیابی به مقاصد شان کاملا" به همین گونه افراد جاهل ضرورت دارند و حرکاتی ازین نوع برای تحریک احساسات گروه های جاهل هم جای صد دلیل و برهان را می گیرد. افرادی با این حدی از تنزل اخلاقی عقب تریبون سخنرانی قرار نمی گیرند، قرار داده می شوند.

دلیل این تنبان کشیدن هرچه باشد، تشویش من این است که این حرکت به یک نماد دایمی اعتراض مبدل نشود. فردا شاهد خواهیم بود که کسی در اعتراض به بلند رفتن نرخ ها تنبانش را کشیده است و کسی در اعتراض به تقسیم قدرت و کسی هم به دلیل رئیس و یا وزیر نشدن، کسی هم با نگرفتن رتبۀ جنرالی ... و طبعا" دلایل اعتراض درین مملکت بسیار است.

ما از جهات بسیاری در جهان در صف اول قرار داریم. از جهت تولید مواد مخدر، از ناحیۀ فساد و بسیار چیزهای دیگر. نشود که از جهت تنبان کشی هم در صف اول ملل قرار گیریم!

.........................................  

الحاج اسرار خواجه

محاسن سفید

پشنهاد به مادران داغدیده و رنج کشیده و زنان تحصیل کرده افغانستان

نصف پیکر جامعه کشور مامنحیث انسان از مادران و خواهران متشکل است این که در بطن خود طفل را از خون خود تغذیه در تربیه و رشد استعداد کودکان سر سپرده فعال اند درک عشق ناب مادری به فرزندش به معنی مادر گفتن نسبت وجائب انسانی در تامین عدالت با ارزش های معنوی منزلت ان در جامعه است علاوتا مادران برای بهتر آسایش انسان ها در جامعه در تولیدات نعمات مادی و رشد اقتصاد سهم ارزنده دارند با تاسف یک تعداد محدود تعلیم یافته زنان را دولت در جریان بیست سال طور نمایشی در نهاد های سیاسی نصب نموده اند چنانچه در تشکیل پارلمان در قانون حضور زنان را محدود ساخته اند بائیست نصف پارلمان را زنان تشکیل بدهد در مدت اضافه از ده سال حاکمیت محترم کرزی به ارتباط حقوق زنان گلو پاره می کرد از این که برادران ناراضی اش خفه نشود روی بی بی خانمش را از طریق رسانه هیچ کسی ندیده این قلم از چشم دید خود در انتخابات صدر اعظم در یک کشور پیشرفته بعرض برسانم در انتخابات صدراعظم چند حزب اشتراک داشتند ساعت هشت صبح رای گیری اغاز شد ساعت ده شب نتیجه اعلان گردید فردا حزب موفق جلسه رهبری حزب را دایر از جمله هیئت رهبری یک زن را بحیث صدراعظم معرفی فعلا همان زن موفق ترین خدمت گذار جامعه کشورش است.

لازم دیده می شود مادران و خواهران تعلیم یافته وطنم بر ادبیات و فرهنگ سیاسی خود را آراسته سازند تا بدرهر کس و نا کس برای کاریابی مراجعه نکنند بهتر است با دیدگاه وسیع در پرتو علم و خرد رقابت های زنانه را نادیده گرفته یک حزب را مؤسس شان نام گذاری نماید حزب (...........اسلامی ) وزارت زنان را موکلف سازید تا در تشکیل حزب فعال گردیده به نظر من برنامه و اساسنامه حزب را روی اندیشه و اموزه های بی بی خدیجه و فاطمه زهرا و غیره زنان مبارز که در صدر اسلام در زمان حیات پیامبر حضرت محمد(ص) با ایشان کار و پیکار نمودند اساس گذاری نماید شورا های زنان ولایات منحیث سازمان های حزبی و همچنان در ولسوالی های کشور شورای زنان ایجاد نمایند از زنان سرمایه دار کشور های خارجی حمایت مالی بدست اورند کشور های مترقی از حزب شما حمایت می نمایند با سازمان دهی سالم و خردمند صفوف شما سراسری کشور را در برمی گیرد در انتخابات نهادهای سیاسی و خدماتی حزب شما موفق ترین حزب خواهد بود رهبری حزب شما می توانند اشخاص با فهم و دانش را در رهبری دولت تعین و نظارت نمائید با تشکیل حزب شما مادران و خواهران تعلیم یافته اراسته با دانش چه نوع نواوری می نمایند مختار اند از توضیحات بیشتر این قلم عاجز است منظور صرف رسیدن به حقوق حقه تان می باشد بدانید زعامت امروز دولت صرف بدست اوردن قدرت و ثروت اند.

با عشق کور به سوی نامردان مرو دیگر   -  

با خود بنگر و جهان نو بیافرین

.....................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

شاه محمود محمود  


صنایع ماشینی کشورما

چه حسرت بار فروریخت !

 

 

پیشگفتار :


ما مردمی هستیم که هر روز میگذرد حسرت و افسوس آن را میخوریم و به همین روال اکنون در قرن ۲۱ به گذشته هایمان میروم و میبینیم که با اندک ترین امکانات چه کار های بزرگی انجام دادند ٬ ولی هیچگاه از خود نمیپرسیم که اگر آنان قرن ها قبل و در شرایط حد اقل امکانات به چنین ابداعات و افتخارات دست می یازیدند ما را چه شده است . ۴۰ سال میگذرد داشته هارا ویران نمودیم دروازه ها کشور را باز نمودیم فرهنگ ناآشنای وارداتی ؛ سرزمین مارا با خود میبرد و ما نظاره گر آن هستیم گذشته را به تاریخ میسپاریم اما در طول صد سال اخیر کشورمان با تلاش های دولتی ومردمی به دستاوردهای دست یافته بود که افغانستان را به سمت خودکفایی میکشاند . به خصوص قلم عمده که مردم روز تا روز بی نیاز میشد همان تولید غله بود . و مقدار قابل ملاحظه میوه جات نه تنها برای کشور کافی بود مقدار معتنابهی آن به بیرون افغانستان صادر میگردید در مورد منسوجات تولیدات داخلی نیز نیمی از ضروریات مردم مارا تکافو مینمود .
اقلام غیر صنعتی مانند قالین و گلیم وقره قل و پوست و ظروف سفالی استالفی در کشور خریداران زیادی داشت و در چندین سال قالین وقره قل افغانستان مقام اول را در بازار های جهانی گرفت .
اگر دولت تلاش می کرد از مواد وارداتی غیر ضروری جلوگیری میکرد٬ حداقل فابریکات کشور رشد مییافت . مردم بدون اینکه به خاطر کار پر مشقت؛ به ایران وترکیه بروند مشغول کار در فابریکات داخل کشور میشدند.
فابریکات نساجی گلبهار ٬ بگرامی ٬ گذرگاه ٬ پلخمری و هرات ، پشمینه بافی قندهار و دههای دیگر مانند جنگلک ٬ خانه سازی ٬ حجاری ونجاری ٬ چوب کنر ٬ سمنت جبل السراج ٬ دهنه غوری وهرات ٬ روغن سپین زرقندوز و هلمند و قندبغلان .... و بخشی فابریکات دیګری در پارک صنعتی پل چرخی کابل بود که دهها هزارنفر را در خود به کار مشغول داشته بود .

با نیم نگاهی به این تعداد در حدود ۴۰ سال قبل داشتیم راه رشد صنعت و خودکفایی را مقابل خویش باز کرده بودیم . تا سال ۱۳۵۷ هـ ش افغانستان پلان های انکشافی ۵ ساله و ۲۵ ساله طرح و تا دو مرحله کاملا تطبیق ګردید در مرحله سوم مشکلات سر راه شد اما مرحله چهارم موفقانه به اکمال رسید در نتیجه افغانستان صاحب شاهراه حلقوی ٬ ۱۱ بند بزرگ برق و ده ها بند کوچک و ۵۲۰۰ موسسه صنعتی کوچک وفابریکات گردید . شاید کودتا ها و انقلابات غیر مؤجه صورت نمیگرفت تاریخ مسیر خویش را طی مینمود این روز ها را اصلا نمیدیدیم .

پیشینه ماشینی افغانستان :
امیر شیرعلی خان اولین پادشاه بود کوشید تا در کشور تجارت٬ تولیدات زراعتی وصنعت رشد یابد٬ مطبعه لیتوگرافی، کارخانه توپ ریزی، تفنگ سازی و باروت سازی ساخته شد. تولید سالانه (ماشین خانه کابل) بر طبق احصائیه میر غلام محمد غبار مولف "افغانستان در مسیر تاریخ" یکصدو چهار توپ جلو پر و دنباله پر صحرا، توپ طاهری، توپ بزرگ استحکام قلعه، ماشیندار و
۲۵۰۰ تفنگ نوع هنری مارتین، تفنگ ۳۰۳ بور، تفنگ بغل پر، تفنگ ۱۲ تکه، تفنگ پنج تکه، جاغر دار، تفنگ دومیله شکاری، خنجر، کارد، چاقو، باروت، کارتوس، پتاقی، توپ و تفنگ فیوز برنجی و چوبی بود. هکذاتولیدات زراعتی بلند رفت و در عرصه سرمایه گذاری خصوصی و دولتی پا نهاده شد. اما در تجاوز دوم انکلیس بالای افغانستان در پهلوی ویران نمودن بالا حصار ، ماشین خانه که اولین بنیاد ماشینی نظامی و اقتصادی افغانستان بود ویران شد.
بعدا امیر عبدالرجمن خان ماشین خانه را ترمیم و احیا نمود و به همین منظور در سال
۱۸۸۶ م به مشوره انجنیر فرانسوی بنام شوم کریشگر یک فابریکه که به واسطه بخار ، کار میکرد خریداری نمود و به کابل انتقال داد و در همان ماشین خانه قبلی در باغ علم گنج تهداب گذاری کرد .که امروز به نام فابریکه حربی مشهور است
در حالیکه در این ماشین خانه برعلاوه ساختن سلاح مختلف النوع صنایع دستی مانند دریشی عسکری ، خیمه ، بیرق، بوت و موزه ، دستکش، کلاه ، دوربین ، و لوازم جمناستیکی را شامل بود
در زمانها بعدی ماشین خانه رشد یافت وخط اهن برای بار اول در کابل از همین ماشین خانه به کار افتاد و دارالامان این خط تمدید گردید و مسافران را در بدل یک عباسی انتقال میداد . در روز های جمعه تعداد مسافران بیشتر میشد .شب هنگام واگون های دوباره به ماشین خانه پارک شده و مورد کنترول و پاکی وصفایی قرار میگرفت . اما در سالهای بعدی این خط آهن نه تنها رشد نکرد بلکه به کلی از بین رفت . و لوازم و پارچه های واگون ها ودر کنار تپه تاج بیگ به نظر میخورد
فابریکۀ پشمینه بافی کابل در سال های
۱۸۸۵م در امیر عبدالرحمن خان به کمک و همکاری انجنیران المانی اعمار شده بود که أنواع مختلف پارچه های پشمی و کشمیره و کمپل های عسکری و تکه برای یونیفورم های عساکر و صاحب منصبان اردوی افغانستان تولید می کرد، برای اولین بار برای حاضری مأموران دولت توله های برقی در این فابریکه نصب شده بود و تولۀ اول به ساعت ۷ و ۳۰صبح وتولۀ دوم به ساعت ۸ صبح به صدا می آمد و در کابل و نواحی نزدیک آن شنیده می شد.
بندبرق جبل السراج بعد از سال
۱۲۸۶ هـ ش= ۱۳۲۵ هـ ق = ۱۹۰۷ م به مهندسی انخنیر جویت انگلیسی کار ساختمان آن آغاز گردید و دولت و اهالی کابل و حومه آن از سرحد تورخم تا جبل السراج در تورید و انتقال مواد ساختمانی و ماشین الات زحمات و مصارف زیادی را در طول ده سال متقبل شدند و کار لین دوانی برق توسط کرنیل عزیز الله هندی مسنخدم افغانستان تا قصر دلکشای کابل در سال ۱۲۹۷ هـ ش = ۱۳۳۶ هـ ق = ۱۹۱۸ م تکمیل گردید . ( ۱ )
در زمان شاه امان الله مدیریت ماشینی افغانستان رشد بیشتر یافت و با ورود انجنیران المانی بیشتر از پیشتر کارگران به کار مشغول شدند . دراین دوره ماشین خانه با بکار انداختن خط اهن برای بار اول کشور واگونهای ترن را تجربه نمودند و در بخش ساختمانی پیشرفت های چشمګیری دیده میشود قصر دارالامان و تاج بیگ و دهها قصر دیگر در پغمان نمایانگر رشد ساختمان سازی را نشان میدهد .اما با به میان امدن حبیب الله کلکانی همه این سیر صعودی به شکل نزولی و آنی از بین رفت .

افغانستان به سوی مدرنیزه شدن ماشین :
در سال
۱۳۱۴ هـ شمسی ۴۲ شرکت تجارتی وجوداشت که کوچکترین آن شرکت برادران در رشته چرم و بوت دوزی با سرمایه ۲۵۰۰۰ افغانی و بزرکترین آن بانک ملی افغان با سرمایه ۲۱ ملیون افغانی بود (۲)
۱ ـ در سال ۱۹۳۸ م = ۱۳۱۷ هـ ش قرارداد تفحص و استخراج نفت با شرکت اینلند اکسپلوریشن امریکایی امضا شد اما بنابر کشف ذخایربزرگ نفت در عربستان سعودی ؛ بعدازیکسال امریکا از این قرارداد چشم پوشید .
۲ ـ در سال ۱۹۳۸ م = ۱۳۱۷ هـ ش تهداب فابریکه قند بغلان گذاشته شد و در سال ۱۹۳۹ م = ۱۳۱۸ هـ ش به فعالیت آغاز نمو و هزاران افغان را در مزارع کشت لبلبو، در دستگاه های تولید شکر صاحب کار شغل و درآمد ساخته بود.
۳ ـ اعمار فابریکه نساجی جبل السراج به کمک انجنیران امریکایی که سان کوره، سرج و گامسکوت های مختلف تولید میکرد.
۴ ـ در سال ۱۹۴۳ م = ۱۳۲۲ هـ ش فابریکه نساجی پلخمری به کار افتاد.اعمار فابریکۀ نساجی پلخمری که سان کوره، انواع چیت ساده و گلدار، انواع کتان های مختلف و دستمال های روی خشکی، قدیفه های حمام و غیره تولید می کرد به ریاست افغانها و همکاری انجنیران المانی (المان غرب) اعمار شده بود که در حدود دو هزار نفر کارگر، میخانیک و مأمور را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود،
۶ ـ اعمار فابریکۀ نساجی گلبهار که انواع منسوجات نخی، انواع کتان، انواع چیت و انواع مختلف گامسکوت و دستمال های پخته ای و قدیفه های حمام و غیره تولید می کرد به ریاست افغانها و همکاری انجنیران المانی بکار افتاده بود که در حدود هفت هزار کارگر و میخانیک و مأمور را از گلبهار و نواحی دور و نزدیک آن صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود که در واقعیت نفقۀ هفت هزار خانوادۀ افغان تأمین گردیده بود. کارگران و مأمورین این فابریکۀ بزرگ به شمول فامیل های شان همه دارای کوپراتیف و بیمۀ صحی بودند
۷ ـ اعمار فابریکۀ بزرگ نساجی بگرامی که انواع مختلف منسوجات و غیره تولید می کرد. این مؤسسه به کمک و همکاری کشور چین که (در حدود پنج هزار کارگر و مأمور) را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود. تولیدات مشترک هر دو فابریکه، نساجی افغان و بگرامی، کشور عزیز ما را از وارد کردن اجناس مشابه بی نیاز گردانیده و از این ناحيه کشور ما خود کفاء شده بود.
۸ ـ فابریکۀ نساجی پشمینه بافی قندهار که انواع مختلف پارچه های پشمی و کشمیره تولید میکرد،
۹ ـ فابریکۀ نساجی کشمیره بافی پل چرخی (ساحۀ صنعتی کابل) با کمک و همکاری و سرمایه گذاری المان ها (المان غرب) که از پشم شتر، گوسفند و بز افغانستان بهترین کشمیره های قیمتی برای ساختن البسۀ پشمی و شال ها و پتو های کشمیره به رنگ شتری برای داخل افغانستان و خارج کشور تولید می کرد که از یکطرف ایجاد کار و شغل برای مردم بود و از جانب دیگر از صادرات آن برای دولت عایدی اسعاری متصور بود. همچنان تکۀ سرج عسکری و کمپل های سرجی ضرورت وزارت دفاع ملی و ژندارم و پولیس در این فابریکه تولید می شد که در گذشته چنین اجناس از بازار های خارج وارد میگردید. در این فابریکه قریب به دو هزار نفر کار میکرد.
۱۰ ـاعمار فابریکۀ دوا سازی هوخست المانی در پل چرخی (ساحۀ صناعتی کابل) که افغانستان را از تولید دوا های مروج آنوقت بی نیاز می ساخت. و باز هم از یکطرف سبب تولید کار و درآمد برای افغان ها می شد و از طرف دیگر سبب جلوگیری از مصارف اسعار برای خرید این دوا ها از خارج می شد،
۱۱ ـ اعمارفابریکۀ چینی سازی"شاکر" جنگلک که با همکاری متخصصین جاپانی تولید هرگونه ظروف چینی را در بازار های کشور عرضه مینمود. دراین جا فراموش نکنیم که ظروف سفالی استالف هنوز هم در آن هنګام نقش عمده داشت و مردم ما انرا پشندیده می دانستند .
۱۲ ـ فابریکات صنعتی «سپین زر" که امور انکشاف و ترویج کشت پخته را در آن منطقه متکفل بود، مؤفق گردید تا تولید و صادرات پخته را از ۲۵۰۰۰ تن به ۲۰۰۰۰۰ تن توسعه دهد. صادرات پختۀ افغانستان در بازارهای بین المللی، آلمان، اتحاد شوروی، چکوسلوواکیا وغیره از شهرت نیک برخوردار بود. در کنار جین و پرس پخته و صادرات آن تولید صابون و تولید روغن نباتی از دانه های پخته در قندوز، به کمک و همکاری مهندسین و انجنیران چکوسلوواکیا که هزاران افغان را در مزارع پخته، در جن و پرس پخته صاحب کار شغل و درآمد ساخته بود. قرار راپور آنزمان در دستگاه سپین زر و نمایندگی های آن در ولایات در حدود ده هزار نفر کار دائمی داشته و در وقت کمپاین پخته چند هزار بیشتر بحیث روز مزد تأمین حیات میکردند. فابریکۀ "سپین زر" تولید صابون و روغن نباتی از دانه های پخته در قندز، به کمک و همکاری مهندسین و انجنیران چکوسلوواکیا که هزاران افغان را در مزارع پخته، در دستگاه های تولید صابون و روغن نباتی صاحب کار شغل و درآمد ساخته بود.
۱۳ ـ اعمار فابریکۀ تولید سمنت جبل السراج به ظرفیت یکصد تن سمنت در روز به ریاست افغانی و کمک و همکاری مهندسان و انجنیران چکوسلوواکیا، که (در حدود یک هزار کارگر و مأمور) را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود و سبب معیشت یک هزار خانوادۀ افغان گردیده بود.
۱۴ ـ اعمار فابریکۀ تولید سمنت دهنۀ غوری به ظرفیت چهارصد تن سمنت در روز به کمک و همکاری مهندسان و انجنیران چکوسلواکیا که (در حدود سه هزار کارگر و مأمور) را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود و سبب معیشت سه هزار خانوادۀ افغان گردیده بود. ( ۳ )
۱۵ ـ فابریکۀ جن و پرس مزارشریف. انکشاف پخته در قندوز محدود نمانده بلکه سیر خود را در ولایات همسایه نیز پیمود. تاجران متشبث مزارشریف بنیاد فابریکات را در چوکات سرمایه گزاری های خصوصی گذاشتند. یکی از این پروژه های عام المنفعه فابریکۀ نساجی بلخ بود که توسط متخصصین فرانسوییکی از مدرنترین فابریکات نساجی در منطقه اعمار گردید
۱۶ ـ اعمار فابریکه های کشمش پاکی و صادرات میوۀ تازه و خشک در کابل و قندهار که نه تنها سبب کار دادن و شغل و در آمد عدۀ کثیری از مردم و خانواده های شان شده بود بلکه در عواید اسعاری مملکت نیز کمک نمود.
۱۷ ـ اعمار میدان و ترمینل هوائی مدرن قندهار که برای پروازهای ترانزیتی کشورهای نیم قارۀ هند و شرق اقصی در نظر گرفته شده بود. این پروژه با در نظر داشت زیبائی فرهنگ مهندسی منطقه (لشکرگاه)، و مزج آن با تکنالوژی مدرن جهان توسط مهندسین ومتخصصین امریکائی اعمار گردید. اعمار اولین میدان بین المللی طیارۀ در کابل
۱۸ ـ فابریکۀ بایسکل سازی پامیر در کابل،
۱۹ ـ فابریکۀ بوت آهو در کابل،
۲۰ ـ فابریکۀ کود و برق مزارشریف،
۲۱ ـ اعمار سیلو ها در کابل و چند ولایت دیگر،
۲۲ ـ فابریکۀ پلاستیک سازی در ساحۀ "پل چرخی"
۲۳ ـ ساحۀ پارک صنعتی کابل،
۲۴ ـ فابدیکه حجاری ، نجاری ( ترکانی )
ـ ایجاد مؤسسات و دستگاه های ساختمانی در کابل:
۲۵ ـ دستگاه ساختمانی افغانی
ACUK که به معیار کمپنی های جهانی فعالیت می کرد
۲۶ ـ دستگاه ساختمانی هلمند،
۲۷ ـ دستگاه ساختمانی افغانی،
۲۸ ـ دستگاه ساختمانی بنائی،
۲۹ ـ دستگاه ساختمانی سپین غر، و غیره
۳۰ ـ دستگاه کابل فلز، و صد های دیگر ..........

پایان سخن :
با مشاهده اوضاع عراق وسوریه و خرابی این دو کشور بزرگ شرق میانه دیگر سوال باقی نمی ماند که چرا فابریکات و داشته هایمان ویران شد . همه این حوادث تصادفی نبوده است . تخریب مکاتب ولیسه ها و سقوط تعلیم و تربیه که تهداب رشد یک کشور میباشد در قدم اول به تخریب گرفته شد٬ بعدا این مردم است که بیل ، کلند گرفته دیوار ها را فرو میریزند.
آنچه که درفوق تذکریافت : مشت نمونه خراوار بود که افغانستان تا سال
۱۳۵۷ هـ ش داشت و منحیث یک کشور روبه رشد معرفی شده بود .اما کشور در مرحله ناخواسته قرار ګرفت که آنهمه دار وندار حیف و میل گردید و امروز با بمیان آمدن بازار آزاد دیګر از آنها خبری نیست . چون همه با سکتور دولتی فعالیت میکرد دلسوزی نیست که برای اعمار مجدد دست به کار شود .
قابل یاداوری میدانم دولت در پهلوی اعمار وایجاد آنهمه مراکز صنعتی وماشینی ؛ تلاش برای استندرد شدن مواد صنعتی به عمل اورد .
برای اینکه پروژه های بزرگ صنعتی در کشور با کیفیت و ستندرد جهانی اعمار گردیده بتواند و در نتیجۀ آن کارگران افغانی به سویۀ ممالک پیشرفته تربیه شده بتواند دولت به دو کمپنی المان غرب: دستگاه ساختمانی هوختیف آلمانی و فلیبپ هولسمن اجازه داد که در افغانستان کار کنند. نمونه های بارز کارهای این دو کمپنی یکی دستگاه تولید برق ماهیپر، هوختیف، و از دومی فابریکۀ پشمینه بافی کابل را میتوان نام برد.
قابل تذکر است که برای بار اول در تأریخ افغانستان خشت پخته به ستندرد قبول شدۀ بین المللی توسط کمپنی هوختیف تولید گردید که این پروسه به نوع خود در منطقه یک نوآوری بزرگ بود. علاوه بر این ما شاهدیم که هزاران کارگر افغانی بسویۀ جهان پیشرفته تربیه گردید که ساختمان های بعدی در پایتخت افغانستان مرهون عرق ریزی آنها می باشد.
ایجاد شرکت های صناعتی و تجارتی که در زندگی اجتماعی و عواید دولتی نقش مهمی داشته اند، از قبیل: شرکت بین المللی ترنسپورتی افسوتر، شرکت صادرات بین المللی،
شرکت تجارت و صادرات قالین افغانی، شرکت تولید و صادرات پوست قره قل افغانی ایجاد بانک های مختلف که در زندگی مادی و مالی و مترقی افغانستان نقش بسزایی بازی کرده اند (
۴ )
فراموش نکنیم صاحبمنصب نظامی و مامور از بالاترین تا پایین ترین انها به شمول کارگر و اجیر در پهلوی حقوق و معاش از : توزیع کوپون مواد اولیه ، ایجاد کوپراتیف ها برای مأمورین و مستخدمین دولت و بیمی صحی مامورین یکی از کار های عمده در سالهای قبل
۱۳۵۷ وجود داشت و هاکذا این سیستم که تا امدن مجاهدین کماکان ادامه داشت .

زیر نویسها :
۱ ـ فوفلزایی ٬ فرهنگ باستان کابل ٬ ج دوم س ۱۳۸۷ ٬ ص ۸۲۸ - ۸۲۹
۲ ـ پادشاهی چهل سالۀ محمد ظاهرشاه٬ دویچه ویله ۲۳ ـ ۶ ـ ۲۰۱‍۱ م
۳ ـ بارکزای ـ نجیب الله ٬ اعلیحضرت بابای ملت در۴۰ سال حکومتش چه کرد؟٬ دعوت ۲۱٫ جولایی ۲۰۱۴ م ( بخش عمده مطلب از یادداشتهای بارکزای گرفته شده است)
۴ ـ بارکزای ـ نجیب الله ٬ اعلیحضرت بابای ملت در۴۰ سال حکومتش چه کرد؟٬ کابل پرس ٬ ۴ ـ ـ ۲۰۱۴ م .

.................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin