Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

نصیر مهرین

مژدۀ دیگر به

علاقمندان تاریخ

کتاب "چهرۀ پنهان امیر دوست محمد خان در صفحۀ تاریخ"، تألیف مؤرخ سختکوش و پرتلاش، جناب کریم پیکار پامیر ارجمند، انتشار یافته است.

این کتاب را که درواقع گام پیشرونده تر و تکمیلی کتاب "امیران دست نشانده در افغانستان" میتوان ارزیابی نمود، با درمیان نهادن و طرف توجه قرار دادن دوست محمد خان، به نیاز تاریخنگاری دقیقتر ومشخص تر نیز پاسخدۀ در خور اعتنا، محل ستایش و مراجعه است. کاری که مطالعه کننده گان تاریخ و به ویژه آنانی را که میخواهند امیر دوست محمد خان را نه از روی آن تاریخ سرکاری وکسالت آور وجعل آمیز، بلکه بربنیاد مدارک واسناد موثق چنانکه بوده است، بشناسند، کمک شایانی می نماید.

جناب کریم پیکار پامیر در مقدمۀ این کتاب، نخست برداشت های دقیق از آموزش دهی های غلط تاریخ را، با رویکرد انتقادی نشان میدهد. از تدریس آن "تاریخی" می گوید که برای آموزگار و شاگرد، نه سخنی ار تاریخ داشت و نه کمکی برای فهم تاریخ می نمود. این برداشت همراه با دلسوزی برای تاریخ واقعی ونشان دادن نمونه های آن، امروز برای آن انسانهای جوان وپیر که تشنۀ آگاهی از تاریخ واقعی استند، سخنی است دلنشین و گامی است در راستای زدودن جعل وتحریف دیرپای.

مؤرخ گرامی، برای تبیین موضوع، کتاب را طی نه (۹) فصل انسجام بخشیده است.

اینجانب که نظر به پارۀ مشغولیت های دیگر، مطالعۀ کتاب را روز های پسین به پایان رسانیدم و از تۀ دل برای دوست گرامی و این فراووردۀ قلمی- پژوهشی ایشان، تحسین ها فرستاده ام، آرزو دارم هموطنان این کتاب ۱۵۰ صفحه یی را بخوانند و از آن چهرۀ پنهان نگهداشته شدۀ امیر دوست محمد خان آگاهی حاصل نمایند. امیری که نماد دست نشانده گی و ستمگری ها و حیله گری های بسیار بود و پیروان او نیز مصیبت های فزاینده یی را بر مردم افغانستان تحمیل نموده اند.

قلم جناب کریم پیکار پامیر را همواره صفاترو درخشنده تر میخواهم.

 این کتاب از سوی انجمن دانش نشر شده است.

..........................................

وحیدر تاجیک

ای هزاره، ازبک، تاجیک، و ترکمن . . .!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

  چرا در  این روز ها غزنه، غزنه می میگوئید؟ یک تاریخ است که خانه و کاشانه شما آتش گرفته است. آیا بلای کمتر ازغزنه سراغ داری که افغان = پشتون سرت نیاورده باشد؟ خانه‌ات را گرفتند، زمینت را به بیگانگان کوچی دادند،  هویت دیگر برایت تراشیدند. گفتن بگو هویتم"افغان" است !!. و پیهم کوشیده اند،  طوق بندگی  را به گردنت بیاویزند.

بیدارشو، حافظه تاریخی ات  را بکار بینداز، وقایع غزنی و آموزشگاه     "موعود"  نمونهء  تازه ای ازعصَبیّت قبیله است.

 به گذشته نگاه کن. به همه چیز که متعلق به توست تجاوز کرده اند. آزادی ‌فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را از تو گرفته اند. مانع آموزش و تحصیل تو با انتحار می شوند، چرا نمی فهمی!!؟ دود برخاسته از آموزشگاه « موعود » و شعله های آتش غزنی پیامی دارد آشکار از قبیله که پیش از غزنی، غزنی های دیگر را نیز با آتش بیداد خود سوخته است.

ای هزاره، ازبک، تاجیک و ترکمن . انتحاری طالب پشتون = افغان شما را به قیاس این به ظاهر رهبرا مواجب گیر هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن از خزانه استبداد ، بنده « قبیله پشتون = افغان»  فرض کرده اند  و در لابلای  دود و آتش برخاسته از " غزنی " واضح  به شما می گویند: دیگر حق ندارید  شاد باشید و امید وار و تلاش کنید برای آیند بهتر،  تا رویی سلحشوری – دلاوری را در شما کشته باشند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن ، پشتون = افغان تمامیّت خواست و خصلت  رژیم مبتنی براین قوم نمی تواند  توتالیترِنباشد. جرات کن، به عملکرد  این دژخیم  در طول تاریخ  نگاه کن نه مقطعی .

استعمار این دژخیم دست آموز خود  را در این مرکز مهم تمدنی جهان ( ایران زمین) خلق نموده تا این تمدن «زندگی اقوام رنگارنگ بصورتی دوستانه و تعاونی در کنار و جوار يکديگر » را نابود  و انسانش را درآتش تعصّبات مذهبی – قومی  بطور هولناک بسوزاند و قتل عام نماید.

  باتوجه به حضورِ سنگین " آمریکا – انگلیس " در کشور و حمایت شان از این دژخیم به اضافه "پاکستان"، سعودی  و . . . ، چه بسا در بهترین حالت، نابودی ظرفیت های مقابله و مقاومت مستقل در سطح جامعه هزاره، ازبک، تاجیک، ترکمن  و کنترل پذیر کردن اینها  هدف باشد و در بدترین شکل اش گورستانِی به بزرگی هر چهار  تان  چاله کنند.

هزاره، ازبک، تاجیک وترکمن . پشتون = افغان  ستیزه جو و اصلاح ناپذیر ست و در همه حال تهدیدی است برای امنیت جانی، ناموسی، هویتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دیگران . تا خصلت ستیزه جوی و تهاجمی پشتون = افغان  از طرف شما پاسخ معادل خود را دریافت نکند، تهدید و خطر همچنان پا برجاست. حتی اگر گردن نهید و "امان نامه" دریافت کنید!!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

 که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

.........................................

 حسین مهدوی

ملیشه های غنی از چه کسی انتقام می گیرند؟

ما می دانیم که گروه های مسلح غیر مسئول ، مسئول بسیاری از شکنجه ها، قتل ها و ویرانی های کشور است. این گروه ها برای رسیدن به اهداف شان به بسیاری از ارزش های انسانی و مدنی پشت پا زده اند. اما زمانی که حکومت دقیقا مانند همین گروه ها رفتار می کند و درست مثل گروه های غیر مسئول، دست به شکنجه و کشتار مردم می زند، نام آن را باید فاجعه قانون و مسلخ مدنیت نهاد. ملیشه های غنی به بهانه ی تعمیم و گسترش حوزه ی اقتدار قانون و تعمیم نظم عامه بسی بیشتر از ملیشه های بدنام تاریخ کشور به شکنجه و کشتار سربازان قیصاری پرداختند. به گزارش بی بی سی حتی چند نفر غیر نظامی نیز پیش از مرگ آن قدر توسط ملیشه های بد نام غنی شکنجه شده اند که صورت شان قابل شناسایی نیست. به راستی چه کسی پشت این کشتار کور و شکنجه ی قرون وسطایی قرار دارد؟ آیا کسانی از وابستگی های قومی این مردم نفرت دارند و می خواهند بدین وسیله خشم شان را فروکش کنند؟ و یا این که مشکل شخصی با تک تک این کشته شدگان دارند؟

هرچه باشد، ملیشه های آدم کش غنی بیرحم تر و درنده خو تر از دیگر ملیشه های بی رحم این سرزمین اند. زور ملیشه های غنی به طالب و داعش نمی رسد، تنها می توانند دست کسانی را که علیه طالب و داعش جنگیده اند بسته و با شکنجه های قرون وسطایی به قتل برسانند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

شاه محمود محمود  


صنایع ماشینی کشورما

چه حسرت بار فروریخت !

 

 

پیشگفتار :


ما مردمی هستیم که هر روز میگذرد حسرت و افسوس آن را میخوریم و به همین روال اکنون در قرن ۲۱ به گذشته هایمان میروم و میبینیم که با اندک ترین امکانات چه کار های بزرگی انجام دادند ٬ ولی هیچگاه از خود نمیپرسیم که اگر آنان قرن ها قبل و در شرایط حد اقل امکانات به چنین ابداعات و افتخارات دست می یازیدند ما را چه شده است . ۴۰ سال میگذرد داشته هارا ویران نمودیم دروازه ها کشور را باز نمودیم فرهنگ ناآشنای وارداتی ؛ سرزمین مارا با خود میبرد و ما نظاره گر آن هستیم گذشته را به تاریخ میسپاریم اما در طول صد سال اخیر کشورمان با تلاش های دولتی ومردمی به دستاوردهای دست یافته بود که افغانستان را به سمت خودکفایی میکشاند . به خصوص قلم عمده که مردم روز تا روز بی نیاز میشد همان تولید غله بود . و مقدار قابل ملاحظه میوه جات نه تنها برای کشور کافی بود مقدار معتنابهی آن به بیرون افغانستان صادر میگردید در مورد منسوجات تولیدات داخلی نیز نیمی از ضروریات مردم مارا تکافو مینمود .
اقلام غیر صنعتی مانند قالین و گلیم وقره قل و پوست و ظروف سفالی استالفی در کشور خریداران زیادی داشت و در چندین سال قالین وقره قل افغانستان مقام اول را در بازار های جهانی گرفت .
اگر دولت تلاش می کرد از مواد وارداتی غیر ضروری جلوگیری میکرد٬ حداقل فابریکات کشور رشد مییافت . مردم بدون اینکه به خاطر کار پر مشقت؛ به ایران وترکیه بروند مشغول کار در فابریکات داخل کشور میشدند.
فابریکات نساجی گلبهار ٬ بگرامی ٬ گذرگاه ٬ پلخمری و هرات ، پشمینه بافی قندهار و دههای دیگر مانند جنگلک ٬ خانه سازی ٬ حجاری ونجاری ٬ چوب کنر ٬ سمنت جبل السراج ٬ دهنه غوری وهرات ٬ روغن سپین زرقندوز و هلمند و قندبغلان .... و بخشی فابریکات دیګری در پارک صنعتی پل چرخی کابل بود که دهها هزارنفر را در خود به کار مشغول داشته بود .

با نیم نگاهی به این تعداد در حدود ۴۰ سال قبل داشتیم راه رشد صنعت و خودکفایی را مقابل خویش باز کرده بودیم . تا سال ۱۳۵۷ هـ ش افغانستان پلان های انکشافی ۵ ساله و ۲۵ ساله طرح و تا دو مرحله کاملا تطبیق ګردید در مرحله سوم مشکلات سر راه شد اما مرحله چهارم موفقانه به اکمال رسید در نتیجه افغانستان صاحب شاهراه حلقوی ٬ ۱۱ بند بزرگ برق و ده ها بند کوچک و ۵۲۰۰ موسسه صنعتی کوچک وفابریکات گردید . شاید کودتا ها و انقلابات غیر مؤجه صورت نمیگرفت تاریخ مسیر خویش را طی مینمود این روز ها را اصلا نمیدیدیم .

پیشینه ماشینی افغانستان :
امیر شیرعلی خان اولین پادشاه بود کوشید تا در کشور تجارت٬ تولیدات زراعتی وصنعت رشد یابد٬ مطبعه لیتوگرافی، کارخانه توپ ریزی، تفنگ سازی و باروت سازی ساخته شد. تولید سالانه (ماشین خانه کابل) بر طبق احصائیه میر غلام محمد غبار مولف "افغانستان در مسیر تاریخ" یکصدو چهار توپ جلو پر و دنباله پر صحرا، توپ طاهری، توپ بزرگ استحکام قلعه، ماشیندار و
۲۵۰۰ تفنگ نوع هنری مارتین، تفنگ ۳۰۳ بور، تفنگ بغل پر، تفنگ ۱۲ تکه، تفنگ پنج تکه، جاغر دار، تفنگ دومیله شکاری، خنجر، کارد، چاقو، باروت، کارتوس، پتاقی، توپ و تفنگ فیوز برنجی و چوبی بود. هکذاتولیدات زراعتی بلند رفت و در عرصه سرمایه گذاری خصوصی و دولتی پا نهاده شد. اما در تجاوز دوم انکلیس بالای افغانستان در پهلوی ویران نمودن بالا حصار ، ماشین خانه که اولین بنیاد ماشینی نظامی و اقتصادی افغانستان بود ویران شد.
بعدا امیر عبدالرجمن خان ماشین خانه را ترمیم و احیا نمود و به همین منظور در سال
۱۸۸۶ م به مشوره انجنیر فرانسوی بنام شوم کریشگر یک فابریکه که به واسطه بخار ، کار میکرد خریداری نمود و به کابل انتقال داد و در همان ماشین خانه قبلی در باغ علم گنج تهداب گذاری کرد .که امروز به نام فابریکه حربی مشهور است
در حالیکه در این ماشین خانه برعلاوه ساختن سلاح مختلف النوع صنایع دستی مانند دریشی عسکری ، خیمه ، بیرق، بوت و موزه ، دستکش، کلاه ، دوربین ، و لوازم جمناستیکی را شامل بود
در زمانها بعدی ماشین خانه رشد یافت وخط اهن برای بار اول در کابل از همین ماشین خانه به کار افتاد و دارالامان این خط تمدید گردید و مسافران را در بدل یک عباسی انتقال میداد . در روز های جمعه تعداد مسافران بیشتر میشد .شب هنگام واگون های دوباره به ماشین خانه پارک شده و مورد کنترول و پاکی وصفایی قرار میگرفت . اما در سالهای بعدی این خط آهن نه تنها رشد نکرد بلکه به کلی از بین رفت . و لوازم و پارچه های واگون ها ودر کنار تپه تاج بیگ به نظر میخورد
فابریکۀ پشمینه بافی کابل در سال های
۱۸۸۵م در امیر عبدالرحمن خان به کمک و همکاری انجنیران المانی اعمار شده بود که أنواع مختلف پارچه های پشمی و کشمیره و کمپل های عسکری و تکه برای یونیفورم های عساکر و صاحب منصبان اردوی افغانستان تولید می کرد، برای اولین بار برای حاضری مأموران دولت توله های برقی در این فابریکه نصب شده بود و تولۀ اول به ساعت ۷ و ۳۰صبح وتولۀ دوم به ساعت ۸ صبح به صدا می آمد و در کابل و نواحی نزدیک آن شنیده می شد.
بندبرق جبل السراج بعد از سال
۱۲۸۶ هـ ش= ۱۳۲۵ هـ ق = ۱۹۰۷ م به مهندسی انخنیر جویت انگلیسی کار ساختمان آن آغاز گردید و دولت و اهالی کابل و حومه آن از سرحد تورخم تا جبل السراج در تورید و انتقال مواد ساختمانی و ماشین الات زحمات و مصارف زیادی را در طول ده سال متقبل شدند و کار لین دوانی برق توسط کرنیل عزیز الله هندی مسنخدم افغانستان تا قصر دلکشای کابل در سال ۱۲۹۷ هـ ش = ۱۳۳۶ هـ ق = ۱۹۱۸ م تکمیل گردید . ( ۱ )
در زمان شاه امان الله مدیریت ماشینی افغانستان رشد بیشتر یافت و با ورود انجنیران المانی بیشتر از پیشتر کارگران به کار مشغول شدند . دراین دوره ماشین خانه با بکار انداختن خط اهن برای بار اول کشور واگونهای ترن را تجربه نمودند و در بخش ساختمانی پیشرفت های چشمګیری دیده میشود قصر دارالامان و تاج بیگ و دهها قصر دیگر در پغمان نمایانگر رشد ساختمان سازی را نشان میدهد .اما با به میان امدن حبیب الله کلکانی همه این سیر صعودی به شکل نزولی و آنی از بین رفت .

افغانستان به سوی مدرنیزه شدن ماشین :
در سال
۱۳۱۴ هـ شمسی ۴۲ شرکت تجارتی وجوداشت که کوچکترین آن شرکت برادران در رشته چرم و بوت دوزی با سرمایه ۲۵۰۰۰ افغانی و بزرکترین آن بانک ملی افغان با سرمایه ۲۱ ملیون افغانی بود (۲)
۱ ـ در سال ۱۹۳۸ م = ۱۳۱۷ هـ ش قرارداد تفحص و استخراج نفت با شرکت اینلند اکسپلوریشن امریکایی امضا شد اما بنابر کشف ذخایربزرگ نفت در عربستان سعودی ؛ بعدازیکسال امریکا از این قرارداد چشم پوشید .
۲ ـ در سال ۱۹۳۸ م = ۱۳۱۷ هـ ش تهداب فابریکه قند بغلان گذاشته شد و در سال ۱۹۳۹ م = ۱۳۱۸ هـ ش به فعالیت آغاز نمو و هزاران افغان را در مزارع کشت لبلبو، در دستگاه های تولید شکر صاحب کار شغل و درآمد ساخته بود.
۳ ـ اعمار فابریکه نساجی جبل السراج به کمک انجنیران امریکایی که سان کوره، سرج و گامسکوت های مختلف تولید میکرد.
۴ ـ در سال ۱۹۴۳ م = ۱۳۲۲ هـ ش فابریکه نساجی پلخمری به کار افتاد.اعمار فابریکۀ نساجی پلخمری که سان کوره، انواع چیت ساده و گلدار، انواع کتان های مختلف و دستمال های روی خشکی، قدیفه های حمام و غیره تولید می کرد به ریاست افغانها و همکاری انجنیران المانی (المان غرب) اعمار شده بود که در حدود دو هزار نفر کارگر، میخانیک و مأمور را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود،
۶ ـ اعمار فابریکۀ نساجی گلبهار که انواع منسوجات نخی، انواع کتان، انواع چیت و انواع مختلف گامسکوت و دستمال های پخته ای و قدیفه های حمام و غیره تولید می کرد به ریاست افغانها و همکاری انجنیران المانی بکار افتاده بود که در حدود هفت هزار کارگر و میخانیک و مأمور را از گلبهار و نواحی دور و نزدیک آن صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود که در واقعیت نفقۀ هفت هزار خانوادۀ افغان تأمین گردیده بود. کارگران و مأمورین این فابریکۀ بزرگ به شمول فامیل های شان همه دارای کوپراتیف و بیمۀ صحی بودند
۷ ـ اعمار فابریکۀ بزرگ نساجی بگرامی که انواع مختلف منسوجات و غیره تولید می کرد. این مؤسسه به کمک و همکاری کشور چین که (در حدود پنج هزار کارگر و مأمور) را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود. تولیدات مشترک هر دو فابریکه، نساجی افغان و بگرامی، کشور عزیز ما را از وارد کردن اجناس مشابه بی نیاز گردانیده و از این ناحيه کشور ما خود کفاء شده بود.
۸ ـ فابریکۀ نساجی پشمینه بافی قندهار که انواع مختلف پارچه های پشمی و کشمیره تولید میکرد،
۹ ـ فابریکۀ نساجی کشمیره بافی پل چرخی (ساحۀ صنعتی کابل) با کمک و همکاری و سرمایه گذاری المان ها (المان غرب) که از پشم شتر، گوسفند و بز افغانستان بهترین کشمیره های قیمتی برای ساختن البسۀ پشمی و شال ها و پتو های کشمیره به رنگ شتری برای داخل افغانستان و خارج کشور تولید می کرد که از یکطرف ایجاد کار و شغل برای مردم بود و از جانب دیگر از صادرات آن برای دولت عایدی اسعاری متصور بود. همچنان تکۀ سرج عسکری و کمپل های سرجی ضرورت وزارت دفاع ملی و ژندارم و پولیس در این فابریکه تولید می شد که در گذشته چنین اجناس از بازار های خارج وارد میگردید. در این فابریکه قریب به دو هزار نفر کار میکرد.
۱۰ ـاعمار فابریکۀ دوا سازی هوخست المانی در پل چرخی (ساحۀ صناعتی کابل) که افغانستان را از تولید دوا های مروج آنوقت بی نیاز می ساخت. و باز هم از یکطرف سبب تولید کار و درآمد برای افغان ها می شد و از طرف دیگر سبب جلوگیری از مصارف اسعار برای خرید این دوا ها از خارج می شد،
۱۱ ـ اعمارفابریکۀ چینی سازی"شاکر" جنگلک که با همکاری متخصصین جاپانی تولید هرگونه ظروف چینی را در بازار های کشور عرضه مینمود. دراین جا فراموش نکنیم که ظروف سفالی استالف هنوز هم در آن هنګام نقش عمده داشت و مردم ما انرا پشندیده می دانستند .
۱۲ ـ فابریکات صنعتی «سپین زر" که امور انکشاف و ترویج کشت پخته را در آن منطقه متکفل بود، مؤفق گردید تا تولید و صادرات پخته را از ۲۵۰۰۰ تن به ۲۰۰۰۰۰ تن توسعه دهد. صادرات پختۀ افغانستان در بازارهای بین المللی، آلمان، اتحاد شوروی، چکوسلوواکیا وغیره از شهرت نیک برخوردار بود. در کنار جین و پرس پخته و صادرات آن تولید صابون و تولید روغن نباتی از دانه های پخته در قندوز، به کمک و همکاری مهندسین و انجنیران چکوسلوواکیا که هزاران افغان را در مزارع پخته، در جن و پرس پخته صاحب کار شغل و درآمد ساخته بود. قرار راپور آنزمان در دستگاه سپین زر و نمایندگی های آن در ولایات در حدود ده هزار نفر کار دائمی داشته و در وقت کمپاین پخته چند هزار بیشتر بحیث روز مزد تأمین حیات میکردند. فابریکۀ "سپین زر" تولید صابون و روغن نباتی از دانه های پخته در قندز، به کمک و همکاری مهندسین و انجنیران چکوسلوواکیا که هزاران افغان را در مزارع پخته، در دستگاه های تولید صابون و روغن نباتی صاحب کار شغل و درآمد ساخته بود.
۱۳ ـ اعمار فابریکۀ تولید سمنت جبل السراج به ظرفیت یکصد تن سمنت در روز به ریاست افغانی و کمک و همکاری مهندسان و انجنیران چکوسلوواکیا، که (در حدود یک هزار کارگر و مأمور) را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود و سبب معیشت یک هزار خانوادۀ افغان گردیده بود.
۱۴ ـ اعمار فابریکۀ تولید سمنت دهنۀ غوری به ظرفیت چهارصد تن سمنت در روز به کمک و همکاری مهندسان و انجنیران چکوسلواکیا که (در حدود سه هزار کارگر و مأمور) را صاحب کار، شغل و درآمد ساخته بود و سبب معیشت سه هزار خانوادۀ افغان گردیده بود. ( ۳ )
۱۵ ـ فابریکۀ جن و پرس مزارشریف. انکشاف پخته در قندوز محدود نمانده بلکه سیر خود را در ولایات همسایه نیز پیمود. تاجران متشبث مزارشریف بنیاد فابریکات را در چوکات سرمایه گزاری های خصوصی گذاشتند. یکی از این پروژه های عام المنفعه فابریکۀ نساجی بلخ بود که توسط متخصصین فرانسوییکی از مدرنترین فابریکات نساجی در منطقه اعمار گردید
۱۶ ـ اعمار فابریکه های کشمش پاکی و صادرات میوۀ تازه و خشک در کابل و قندهار که نه تنها سبب کار دادن و شغل و در آمد عدۀ کثیری از مردم و خانواده های شان شده بود بلکه در عواید اسعاری مملکت نیز کمک نمود.
۱۷ ـ اعمار میدان و ترمینل هوائی مدرن قندهار که برای پروازهای ترانزیتی کشورهای نیم قارۀ هند و شرق اقصی در نظر گرفته شده بود. این پروژه با در نظر داشت زیبائی فرهنگ مهندسی منطقه (لشکرگاه)، و مزج آن با تکنالوژی مدرن جهان توسط مهندسین ومتخصصین امریکائی اعمار گردید. اعمار اولین میدان بین المللی طیارۀ در کابل
۱۸ ـ فابریکۀ بایسکل سازی پامیر در کابل،
۱۹ ـ فابریکۀ بوت آهو در کابل،
۲۰ ـ فابریکۀ کود و برق مزارشریف،
۲۱ ـ اعمار سیلو ها در کابل و چند ولایت دیگر،
۲۲ ـ فابریکۀ پلاستیک سازی در ساحۀ "پل چرخی"
۲۳ ـ ساحۀ پارک صنعتی کابل،
۲۴ ـ فابدیکه حجاری ، نجاری ( ترکانی )
ـ ایجاد مؤسسات و دستگاه های ساختمانی در کابل:
۲۵ ـ دستگاه ساختمانی افغانی
ACUK که به معیار کمپنی های جهانی فعالیت می کرد
۲۶ ـ دستگاه ساختمانی هلمند،
۲۷ ـ دستگاه ساختمانی افغانی،
۲۸ ـ دستگاه ساختمانی بنائی،
۲۹ ـ دستگاه ساختمانی سپین غر، و غیره
۳۰ ـ دستگاه کابل فلز، و صد های دیگر ..........

پایان سخن :
با مشاهده اوضاع عراق وسوریه و خرابی این دو کشور بزرگ شرق میانه دیگر سوال باقی نمی ماند که چرا فابریکات و داشته هایمان ویران شد . همه این حوادث تصادفی نبوده است . تخریب مکاتب ولیسه ها و سقوط تعلیم و تربیه که تهداب رشد یک کشور میباشد در قدم اول به تخریب گرفته شد٬ بعدا این مردم است که بیل ، کلند گرفته دیوار ها را فرو میریزند.
آنچه که درفوق تذکریافت : مشت نمونه خراوار بود که افغانستان تا سال
۱۳۵۷ هـ ش داشت و منحیث یک کشور روبه رشد معرفی شده بود .اما کشور در مرحله ناخواسته قرار ګرفت که آنهمه دار وندار حیف و میل گردید و امروز با بمیان آمدن بازار آزاد دیګر از آنها خبری نیست . چون همه با سکتور دولتی فعالیت میکرد دلسوزی نیست که برای اعمار مجدد دست به کار شود .
قابل یاداوری میدانم دولت در پهلوی اعمار وایجاد آنهمه مراکز صنعتی وماشینی ؛ تلاش برای استندرد شدن مواد صنعتی به عمل اورد .
برای اینکه پروژه های بزرگ صنعتی در کشور با کیفیت و ستندرد جهانی اعمار گردیده بتواند و در نتیجۀ آن کارگران افغانی به سویۀ ممالک پیشرفته تربیه شده بتواند دولت به دو کمپنی المان غرب: دستگاه ساختمانی هوختیف آلمانی و فلیبپ هولسمن اجازه داد که در افغانستان کار کنند. نمونه های بارز کارهای این دو کمپنی یکی دستگاه تولید برق ماهیپر، هوختیف، و از دومی فابریکۀ پشمینه بافی کابل را میتوان نام برد.
قابل تذکر است که برای بار اول در تأریخ افغانستان خشت پخته به ستندرد قبول شدۀ بین المللی توسط کمپنی هوختیف تولید گردید که این پروسه به نوع خود در منطقه یک نوآوری بزرگ بود. علاوه بر این ما شاهدیم که هزاران کارگر افغانی بسویۀ جهان پیشرفته تربیه گردید که ساختمان های بعدی در پایتخت افغانستان مرهون عرق ریزی آنها می باشد.
ایجاد شرکت های صناعتی و تجارتی که در زندگی اجتماعی و عواید دولتی نقش مهمی داشته اند، از قبیل: شرکت بین المللی ترنسپورتی افسوتر، شرکت صادرات بین المللی،
شرکت تجارت و صادرات قالین افغانی، شرکت تولید و صادرات پوست قره قل افغانی ایجاد بانک های مختلف که در زندگی مادی و مالی و مترقی افغانستان نقش بسزایی بازی کرده اند (
۴ )
فراموش نکنیم صاحبمنصب نظامی و مامور از بالاترین تا پایین ترین انها به شمول کارگر و اجیر در پهلوی حقوق و معاش از : توزیع کوپون مواد اولیه ، ایجاد کوپراتیف ها برای مأمورین و مستخدمین دولت و بیمی صحی مامورین یکی از کار های عمده در سالهای قبل
۱۳۵۷ وجود داشت و هاکذا این سیستم که تا امدن مجاهدین کماکان ادامه داشت .

زیر نویسها :
۱ ـ فوفلزایی ٬ فرهنگ باستان کابل ٬ ج دوم س ۱۳۸۷ ٬ ص ۸۲۸ - ۸۲۹
۲ ـ پادشاهی چهل سالۀ محمد ظاهرشاه٬ دویچه ویله ۲۳ ـ ۶ ـ ۲۰۱‍۱ م
۳ ـ بارکزای ـ نجیب الله ٬ اعلیحضرت بابای ملت در۴۰ سال حکومتش چه کرد؟٬ دعوت ۲۱٫ جولایی ۲۰۱۴ م ( بخش عمده مطلب از یادداشتهای بارکزای گرفته شده است)
۴ ـ بارکزای ـ نجیب الله ٬ اعلیحضرت بابای ملت در۴۰ سال حکومتش چه کرد؟٬ کابل پرس ٬ ۴ ـ ـ ۲۰۱۴ م .

.................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin