Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تـحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

میرحسین مهدوی

حکمتیار و جنگ قومی قدرت

 گلبدین حکمتیار سرانجام مجبور شد که حرفش را پس بگیرد و بگوید که جنگ در افغانستان قومی نیست. البته قبلا به صورت بسیار واضحی گفته بود که جنگ قومی است و ریشه های کاملا قومی دارد. فشار جمعی و اعتراض گسترده ی رسانه های اجتماعی و نیز موضع گیری های برخی از سران گروه های سیاسی حکمتیار را به عقب نشینی واداشت. عقب نشینی حکمتیار نشانه ی شکل گیری قدرت تازه ای است که رسانه های احتماعی نام دارد. این رسانه ها در کنار دیگر عوامل سیاسی نقش مهمی در شکل دادن تحولات اجتماعی- سیاسی ایفاء می کنند.

به نظر من اگر حکمتیار یک سخن راست گفته باشد، همین قومی خواندن جنگ در افغانستان است. جنگ در افغانستان درست در اولین روزهای جهاد شکل قومی گرفت وگرایش های قومی تا کنون به صورت جدی ترین مسئله و سرنوشت ساز ترین عامل در گسترش جنگ نقش بازی می کند.

من اما بر خلاف حکمتیار بحران افغانستان را نه جنگ بین دو قوم، که جنگ اقوام می دانم، جنگ بین اقوام و جنگ درون قومی. احزاب از همان روزهای تاسیس شان شکل قومی داشته ولی نام و عنوان ایدئولوژیک را به دنبال خود می کشیدند. حزب اسلامی یک حزب کاملا پشتون محور، جمعیت اسلامی همیشه یک حزب تاجیکی بوده، حزب وحدت یک حزب هزارگی و جنبش نیز بی تردید یک حزب ازبکی بوده است. اسلامی خواندن این احزاب پوششی بود که گرایش ها و حرکت های قوم محور را زیر این نام های گرامی پوشش می دادند. حتی احزاب چپی نیز از این قاعده مستثناء نبودند، دو شعبه شدن حزب خلق صرفا ریشه های قومی داشت و این دو حزب در ایدئولوژی مارکسیستی شان اختلاف جدی نداشتند. جنگ های درون قومی را نیز نباید از نظر دور داشت. جنگ و رقابت دوامدار بین اقوام خردتر در میان اقوام بزرگ یک مسئله ی جدی در شکل دادن جنگ و توسعه ی نفاق به حساب می آید.

در حال حاضر، به باور این قلم در یک سوی جبهه نه آن گونه که داکتر عبدالله می گوید جهل و تاریکی و در طرف دیگر نور و روشنایی، بلکه در یک طرف یک جریان بیرون - درون حکومتی با گرایش های بسیار افراطی پشتونیستی قرار دارد و در طرف دیگرجمع نا موفق و نا متحد اقوام دیگر. افراط گرایان و آرمان گرایان پشتونیست خواب و خیال بازگشت به دوران حکومت های تمامیت خواهانه ی پشتونیستی شاهی ( همانند عبدالرحمن خان) را به سر می پرورانند ودر برابر این خواب شاهانه اقوام دیگر به هیچ قیمتی حاضر نیستند که به دوران برده گی تاریخی شان برگردند. اگر پاکستان طالب می سازد و نقش و نظم جامعه ی ما را بهم می ریزد و اگر ایران گروه های همسو با منافع خود ایجاد می کند و اگر آمریکا چنان می کند و اروپا چنین، همه و همه ریشه در این جنگ قومی قدرت دارد.

..........................................

پرتو نادری

 

 تفاهم طالب و داعش   در شمال 

در رویداد خونین میرزاولنگ؛ داعش و طالب در کنار هم به کشتار مردم می پردازند. در حالی که در رویدادهای زیادی دیدیم که داعشیان طالبان را سر بریدند؛ اما در شمال کشور چگونه در تفاهم باهم انسان کشی یا می شود گفت نسل کشی می کنند!

فکر نمی کنید داعیش در شمال همان استحاله ی طالب است در چارچوب یک برنامه ی بزرگ که در یک جهت برای درهم کوبی مردمان شمال و در جهت دیگر برای بی ثبات سازی ودر نهایت نفوذ به آسیای میانه !

فکر نمی کنید که این داعش در شمال بر نامه مشترک استخبارات همین حوزه است. یعنی داعشی با ماهیت متفاوت تری از داعش عربی! فکر نمی کنید که داعش و طالب در شمال یک پروژه است به دو نام.

فکر نمی کنید که متفکران طالب ساز می خواهند برای رسیدن به اهداف کوچک قومی خود هستی افغانستان را روی میز قمار گذارند؟

یاوه گویان یاوه می گویند، هیچ کسی انتقام خون شهیدان میرزاولنگ را نخواهد گرفت!

آنانی که سکان این کشتی شکسته را در دست دارند، در این رابطه چنان واکنش نشان دادند که گویی آب آز آب تکان نخورده است!

مردم خود باید برخیزند. هر زن باید یک قومندان کفتر شود و هر مرد یک آرش کمان دار. گاهی این تفنگ است که آزادی را تضمین می کند!

.........................................

میرحسین مهدوی

حزب وطن یا سوسیال انتحاریون دموکرات

عده ای از هواداران حزب وطن ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) اعلام کرده اند که فعالیت های این حزب را از سر می گیرند. در میان اینهمه هوادار کاش یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا از خلق و وطن بشرمد و جنازه ی این حزب لعنتی را از زباله دان تاریخ بیرون نیاورد.

حزب دموکراتیک خلق با کودتا و کشتار بنیاد نهاده شد. این حزب نه تنها با کشتار اعضای خانواده ی داوود خان، کارش را با کشتار جمعی شروع کرد، بلکه هر لحظه از تاریخ این حزب سرشار از قتل و کشتار جمعی است. شعار این حزبِ سیاه عدالت و دموکراسی بود اما عملا جنایت های دوره ی داوود جلاد را ضرب در هزار کرد. اگر نظام استبدادی داوود یک نفر را بی حساب و کتاب می برد و زیر شکنجه های قرون وسطایی می کشت، حزب مثلا دموکراتیک و مثلا خلق افغانستان هزار هزار نفر را بی حساب و بی کتاب در سیاه چال های دموکراتیک خود زیر غیر انسانی ترین شکنجه های تاریخ بشریت به قتل می رساند. لیست پنج هزار شهید بی مزار یکی از این نمونه هاست.

شباهت های عجیبی بین طالبان و حزب وطن ( دموکراتیک مثلا خلق ) وجود دارد. یکی به نام خدا جنایت می کند و دیگری به نام خلق اما دلیل اصلی کشتار و جنایت هر دو جناح در واقع نه خدا یا خلق بلکه تصاحب یک جانبه ی قدرت و زر اندوزی است.

طالبان به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی شان آدم های اتوماتیک تربیت کرده اند تا آنها را همانند بمب های کور و بی زبان منفجر کنند. حزب دموکراتیک مثلا خلق نیز با انفجار پی در پی عدالت، برابری، آزادی و دموکراسی، همه ی ارزش ها و آرمان های ملی مان را به خاطر جهالت و جاه طلبی شان منفجر کردند.

حزب خلق بنیانگذار کشتار جمعی و مسئول درجه یک همه ی جنایت ها در تاریخ معاصر کشور است. کشتار بی رویه ی این حزب و اقدام پی در پی به نسل کشی مردم بی گناه باعث به وجود آمدن جنایت های جهادی و سیستم کشتار جعی طالبان گردید.

از میان این همه هوادار، کاش فقط یک نفر وجدان دار هم پیدا می شد تا جنازه ی متعفن این حزب و رهبران جنایت پیشه ی آن را از زباله دانی تاریخ بیرون نیاورد و از خلق و وطن بشرمد اما.... 

..........................................

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

میرحسین مهدوی

چــیز بـــــــازی

قضیه ی ایشچی نشان داد که برای دولت وحدت ملی و شرکای بین المللی اش همه چیز نقش ابزاری دارد، حتی آبروی یک پیرمرد افغان. ایشچی که سال ها به عنوان یکی از فرماندهان طالبان علیه دولت مبارزه کرده و در افراط گرایی دینی دست داعشیان را نیز از پشت بسته، اسیر این توطئه ی سیاه شد. بیایید اصلا فرض را بر این بگذارید که همه ی ادعا های ایشچی درست باشد. پیرمردی که مخالف ماست و علیه امنیت و ارزش های مدنی ما سال ها جنگیده اما حالا برای اعاده ی آبروی خود به ما پناه آورده است. وظیفه ی ما چیست؟ اصلا فرض را بر این بگذارید که ادعای ایشچی کاملا درست باشد و معاون اول رئیس جمهور آن کار سیاه را با این پیرمرد محاسن سفید کرده است، وظیفه ی رئیس جمهور و نهاد های قضایی چیست؟

ما می دانیم که رئیس جمهور اول مدتی صبر کرد و بعد اولین اقدامش رسانه ای کردن این ماجرای شرم آور بود (نه اقدام جدی قضایی) و بعد هم چند خانه جنگی نمایشی، و بعد هم ظاهراهیچ. ظاهرا شرکای بین المللی آقای غنی نیز در آن زمان تمایلی به اجرای عدالت و یافتن حقیقت ماجرا نداشتند. البته خانه نشینی معاون رئیس جمهور ربط چندانی به این ماجرا نداشت، چون دوستم تقریبا از همان روزهای اول خانه نشین بود و اقتدار سیاسی اش به عنوان معاون رئیس جمهور از سوی غنی به رسمیت شناخته نشده بود. این ماجرا وقتی روشن تر می شود که شما موقعیت مرحوم مارشال فهیم در زمان کرزی را در نظر بگیرید، آن وقت به درستی خانه نشینی دوستم برای تان روشن خواهد شد.

دوستم به ترکیه می رود و بعد از مدتی اتئلاف نجات افغانستان شکل می گیرد. بعد ازاین ائتلاف است که آبروی رفته ی ایشچی هم برای غنی و هم برای شرکای بین المللی اش یک بار دیگر مهم می شود. آمریکا و اتحادیه ی اروپا حالا مسئله ی ایشچی را بسیار جدی گرفته و ظاهرا قصد دارند که این مسئله ی از یاد رفته بازهم بر سر بازار بکشانند. در شرایط فعلی نه تنها     ( وبه ادعای غنی) ایزار ایشچی توسط دوستم و سربازانش پایین کشیده شده، بلکه غنی و شرکای بین المللی اش نیز این ایزار را پایین کشیده و از آن بیرقی برای بازی قدرت ساخته اند.

..........................................

محمد نصیر مهرین

 

عامل پیوند تنی وحکمتیار*

نتایج تأمل و پژوهش روی بسا تنش ها، بحران ها و پیوند یابی های سیاسی ویا بحران آفرین در کشورما، نقش عامل قومی را برجسته نشان می دهد. رویکرد جامعه شناسانۀ داشتن برای تحلیل مسائل افغانستان، چنین نتایجی را در دست ما می گذارد. متأسفانه مشتی عناصر سانسورگر و یا سیاست بازانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین رویکرد ونتایج آن را موزیانه"قوم ستیزی" تبلیغ می کنند.

من در خلال جمع آوری نسبی مدارک برای جلد دوم کتاب قتل ها واعدام های سیاسی،(کاری که هنوز پایان نیافته است) توجه یافتم که بیشترین قربانیان انسان کشی حزب اسلامی را پشتون ها (افغان ها) تشکیل داده اند. اما در اوضاعی که نقش عامل قومی برجسته تر در جامعه سربلند نمود و رژیم وابسته به شوروی را نیز می تکاند، حزب اسلامی ومشخص، شخص حکمتیار به استفاده از آن، تمایل قوم باوری را بر دین باوری ترجیح داد.   شایان یادآوری است که چنان عاملی تنها شامل حال حزب اسلامی حکمتیار نبود ونیست، بلکه بیشترین نیروهای سیاسی- نظامی را نیز به سوی خویش کشانید.

دیدارهایی را که نماینده گان حزب اسلامی با خلقی های تحت رهبری شاهنوار تنی دایر نموده بودند وبه کودتای ناموفق 16 حوت سال 1368 انجامید، پاسخگوی جهل آمیز به جنگ قدرت و بهره گیری از عامل قومی بود.

در کتاب "جنگ قدرت(وقایع سه دهۀ اخیرافغانستان" (تألیف "لعلستانی" در 710 صفحه) که از طرف یک تن از آرایشگران حکمتیار نوشته و انتشار یافته، توجیـــه چنان پیوند یابی چنین مطرح شده است:

" تنی با دور انداختن پیوندهای نژادی وقومی، عملاً تنفر خود را در برابر نجیب الله اعلان داشته و او را مانعی در راه ایجاد صلح وامنیت در افغانستان معرفی نمود."

در حالی که تنی و حکمتیار با چنگ زدن به عامل قومی و دور انداختن پیوند های عقید یی خویش آن وحدت عمل را پاسخ گفته بودند.

• این کوتاه نوشت را از یادداشت های برداشتم که زیر "عنوان کودتاها درافغانستان معاصر کودتاهای ناموفق - کودتای تنی- حکمتیار" در آینده انتشار می یابد.

..........................................

داکتر شکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

 

بازهم جنایت وبازهم جنایت

درغم کابلیان عزیزم شریکم

 

کرزی غنی وگلبدین غرغره شوند

ای وای از این جنایات نابخشودنی

تا کی مردم بیچاره ما قربانی حکومتداری

غدر وخیانت اشرف غنی ، حامدکرزی شوند

  روز 5 ماه مبارک رمضان بازهم شرکای جرم حامدکرزی , اشرف غنی وگلبیدین با انفجار مهیبی درشهر کابل عزیر ما, مرتکب جنایات نابخشودنی شده وصدهاتن ازشهریان هردم شهید کابل عزیز ما را به خاک وخون کشانیدند.

این جنایت نابخشودنی درحال حاضر بیش از 100 کشته و500 زخمی بجا گذاشته است که تعدادی از کارمندان رسانه های داخلی وخارجی نیز درجمع کشته شدگان اند وشاید رقم آن بیشترشود ومسؤلیت آن مستقیما برمیگردد به حامد کرزی واشرف غنی که هزاران جنایتکار طالب وگلبیدین را از زندانها رها کردند تا بروند وبازهم مرتکب چنین جنایات نابخشودنی شوند.

نتیجه رهایی زندانیان طالب وگلبیدین وآوردن گلبیدین شیطانیار وهزاران پاکستانی وجابجایی آنها در اطرف شهرکابل وشمال کشور, همین حملات انفجاری وانتحاری است که بازهم ادامه خواهد داشت. در روز اول ماه مبارک رمضان طالبان تبهکار در خوست هموطنان عزیز مارابه خاک وخون کشانیدند وحالا نوبت کابل عزیز ما بود.

اگر اشرف غنی وحامدکرزی وگلبیدین یک زره وجدان وشرافت وانسانیت و آنچه بدورغ ننگ اوغانی(پشتونوالی) داشته باشند, بروند در پل باغ عمومی کابل دار بزنند و خودشان را خود غرغره نمایند, درغیر آن فورا استعفا بدهند ورییس شورای ملی حکومت موقت را تشکیل بدهد ویا هم مردم انقلاب نمایند واین انسان نماهای بی وجدان را با همه شرکای جرم شان بدار بزنند. این انسان نماهای بی وجدان بجز چور وچپاول دارایی عامه وامداد های جهانی کار دیگر ندارند که مثال آن سرمایه 900 میلیون پوند انگلیسی حامدکرزی در دوبی وفرستادن 120 میلیون دالر از طرف اشرف غنی به دختر وپسرش در امریکا است.

  برای قیضه زدن به دهن حیوانات وحشی طالب وگلبیدین,  شدیدا به (شخصیت های ضد طالب) نیاز است تا از ریشه طالبان+ گلبیدین + شبکه حقانی ودیگر  تروریست های تبهکار را خشک نماید.  حالا وقت آن است تا داکتر طالب کُش (دوستم پادشاه) بیایید ودست بکار شود وثابت نماید که واقعا داکتر طالب کُش است.

   اگر یک حکومت با وجدان در کشور وجود داشته باشد که نیست, ساده ترین راه بمانند پاکستان این خواهد بود که با هر حمله انتحاری وانفجاری, آنعده از تروریست های تبهکار راکه در زندان دارد, بی هیچ معطلی, به دار بزند.

 

  رهبران کشورها وهمچنان سازمان های بین المللی این انفجار را محکوم کرده اند. این محکوم کردن ها جای را نمی گیرد تا اینکه حکومت غدر وخیانت اشرف غنی- حامدکرزی جایش را به یک حکومت ضد طالبان خالی نکند. دست طالبان- گلبیدین وهمه گروه های تروریستی وحامیان شان در داخل حکومت غدروخیانت  اشرف غنی- حامدکرزی دراین جنایت خونین دخیل است.

     بی هیچ تردیدی طالبان خاین در داخل ارگ کابل زیر حمایت اشرف غنی وحامدکرزی بمانند عبدالحکیم مجاهد, عبدالسلام ضعیپ, عبئدالوکیل متوکل و گلبیدینی ها در همه حملات انتحاری وانفجاری در داخل شهرکابل دست قوی دارند.

  تا کی مردم ما خاموش بمانند  تا یکی پی دیگری بدست شرکای جرم حامدکری واشرف غنی کشته شوند؟

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

 

اندوه سرِاندوه،

از کودتای ثور تا

ریاست اشرف غنی

 

 بازهم ما  در آستانه سالروز کوتای منحوس هفتم ثور قرار داریم . همان روز شوم و نامیمونی، که درکشورعزیزما  ثمره اش جز بگیرو ببند وبکش  چیزی دیگری نبود . به همان سلسله شرایط تا امروز  برای مردم افغانستان اندوه بار و خونین بوده است . گلیم  غم واندوه از خانه های مردم چیده نشده ، هنوز اشک در چشمان مردمانی که عزیزان شانرا از دست داده اند، خشک نمی شود که مصیبت دیگری،  دریکی از گوشه های کشور به وقوع می پیوندد .

 هنوز مردم ما واقعه المناک  بلخ باستانی و بدخشان را فراموش نکرده بودند، که در هفته گذشته واقعه دلخراشی در ولایت ننگرهار به وقوع  پیوست . بازهم تروریستان حرفوی وقسم خورده،  مصیبت دیگری را برمردم ما روا داشتند، که تعداد زیادی را به شهادت رسانیده و هم زخمی های بی شماری را به کجا گذاشت .

حکومت متقلب افغانستان ، در مقابل این همه جنایات، مانند گذشته ها اعمال  ضد انسانی،  تروریستان را تقبیح کرد، ولی اشرف غنی رئیس جمهوری غیر قانونی افغانستان  اظهار داشت که این عمل انتحاری را مخالفین سیاسی اش یعنی طالبان اجرا نکرده، بلکه توسط  گروه داعش  صورت گرفته است . درحالی که هیچ گونه تفاوتی دربین اعمال تروریستی و غیر انسانی  طالبان و داعش دیده نمی شود. اگربه گفته اشرف غنی، طالبان درواقعۀ انتحاری جلال آباد دست نداشتند ولی در واقعه بدخشان وسربریدن انسان های بی گناه که در دفاع از وطن شان، کمر بسته بودند دست داشتند،خود طالبان مسوولیت این عمل شنیع  را به افتخار پذیرفتند .  پس فرق درکجاست ؟

برای جنایت کاران وتروریستان، هیچ گونه تفاوتی ندارد ، که مربوط به کدام سازمان و گروهی باشند، هر سازمان و گروهی که بیشتر برای شان پول داد، به همان دسته می پیوندند . کاملا روشن وهویداست، که تروریستان ، بیرق سفید طالبان را پائین می آورند وبیرق سیاه داعش را بر بالای سرخود می آویزند. یعنی دیروز به نام طالبان به امر "آی اس آی" پاکستان از کشتن  مردمان بی گناه دریغ نمی کردند وامروز به هدایت  به اصطلاح دولت اسلامی " خلیفه  البغدادی " وبه نام داعش دست به جنایت غیر انسانی می زنند .

 اشرف غنی دریک سخنرانی خود، از طالبان خواست تا درزیر بیرق افغانستان، آمده واز جنگ وخونریزی دست بکشند، در غیر آن با علما ی افغانستان مشوره کرده، درزمینه  مقابله با مخالفین اقدام جدی صورت خواهد گرفت .  آقا ی اشرف غنی فراموش کرده حکومتی که در راس آن توسط جان کری قرار گرفته است، بنام حکومت اسلامی افغانستان مسما می باشد، شاید رئیس جمهور در اسلامی بودن حکومتش شک دارد که، بازهم علمای اسلامی را می طلبد و از ایشان فتوا می خواهد  .

در هفته گذشته مردم افغانستان بعد از هفت ماه تاخیر،  چانه زنی ها بین رهبران حکومت متقلب افغانستان یعنی اشرف غنی و داکتر عبدالله  شانزده تن نامزد وزیران راتعیین وتوانستند که  از پارلمان افغانستان رای اعتماد کسب کنند . گرچه گفته شد که در شمارش آرا و زیر زدن رای، توسط  هئیت اداری پارلمان، و نرسیدن سند دو تابعیتی آقای باری جهانی  جارو جنجالی  در بین وکلا صورت گرفت، ولی بالاخر حکومت از حالت سرپرستی نجات یافت.  این که درصد روز آینده که رئیس جمهوری برای وزرا تعیین کرده ، تا راپور فعالیت های کاری شانرا تهیه نمایند ، چه تغییراتی در وزارت خانۀ های مربوط شان می آورند از امکان بدور خواهد بود  زیرا وزرا در طول صد روز نمی توانند چار اطراف شانرا بلد شوند چه رسد به  فعالیت های کاری شان .

..........................................................................

 

 

داکتر سخی اشرف زی سید کاغذ

 

ذخایر آب های افغانستان مانند نفت یک ثروت ملی است

 

استراتیژی کنترول آب بهترین وسیله فشارهای اقتصادی و سیاسی درمقابل همسایگان

 

قبل از اینکه در مسایل آب های افغانستان توضیحات بعمل آید بائیست نخست یاد آور شد طوری که خوانند گان محترم معلومات دارند این جانب  یک سلسله مضامین اقتصادی بطور متمادی از چندین سال به اینطرف ذیر عنوان" پیوسته به گذشت درمسایل اقتصادی" , به نشرمی رسانم  و سال گذشته یکی ازاین مضامین راجع به مسایل آب های افغانستان بودکه تحت عنوان:" کشور قحطی زده سالانه پنجاه بلیون دالر به ممالک همجوار اهدا می کند " دریازده تارنگار( ویپ سایت )های درون وبیرون مرزی مربوط به افغانستان وهمچنان به هفته نامه امید به نشر رسید ومزید بر آن برای آنکه توجه مقامات مسئول درمورد مسایل آب های کشورجلب شود این مقال هم به  آدرس های وزرات زراعت وآبیاری وزرات انرژی  وآب وسائیر نهاد های دولتی مربوط توسط ای میل فرستاده شد وهم درمورد این نوشته یک تعداد از خوانندگان محترم تبصره هائی جالبی داشتند که درتارنگارهای ذکرشده به نشر رسید. و این که این مضمون وهمچنان مضامین دیگر دانشمندان محترم درمسایل آب توسط مقامات مسئول کشورمطالعه می شود دراین باره متاسفانه معلوماتی دردست نیست ولی چندی بعد ازنشراین مضامین , در لویه جرگه پیشین  (پارلمان کشور) کمیسیون مشورتی بنا یافت که به اساس آن یک مجلس استماعیه درتالار مجلس بر گزار وافراد مسئول وزرات آب وانرژی  ووزارت زراعت دعوت شدند تا درمسایل آب های افغانستان معلومات ارائه کنند. ودراین اواخر نیز درتلویزیون طلوع درپروگرام  میز مدور"گفتمان" مسایل آب های افغانستان را به بحث کشیده و اشخاص چیز فهم  وخبره دعوت شده بودند تا در مسایل آب کشور معلومات ارائه نمایند و دراین میز مدور تحلیل ها ومعلومات دلچسپ  توسط این اشخاص صورت گرفت  واین که این مضمون ویا نوشته های دیگر درمسایل آب توجه مقامات مسئول را جلب کرده باشد این ادعا را کرده نمی توانم ولی اگراین مقاله ها وتحلیل ها درمورد آب تاثیرگزار بوده باشد البته برای من وسایروطندارانی که در مورد پروبلم های آب کشور نشراتی داشته اند به حیث افغان مایه خوشی است .

اهمیت بزرگ  اقتصادی ذخایر آب های افغانستان :

 ذخایر آب های افغانستان یک اهمیت بزرگ اقتصادی وسیاسی را دارا است . به اساس سروی های مختلف مقدار آب های سالانه افغانستان پنجا وهفت ملیارد ( بلیون ) متر مکعب (1 ) آب است  ولی صرف 25 الی 30 فیصد یعنی 25 بلیون متر مکعب آن در بخش زراعت در افغانستان به مصرف می رسد ومتباقی 75 فیصد این آب ها که آن را پنجا ه بلیون متر مکعب تخمین می زنند بدون استفاده از افغانستان خارج و به سرسبزی ,شگوفائی و پیشرفت اقتصادی کشورهای همسایه کمک بزرگ        می کند .

(1) مقدار ذخایر آب ها بصورت تخمین است که در بعضی مصاحبه ها مقدار آب ها را هفتادو پنیج ملیارد مترمکعب تذکرداده اند ودرمصاحبه های بعدی مقدارکلی ذخایر پنجا وهفت ملیارد مترمکعب ذکرشدقیمت آب در ساحه بین المللی فی متر مکعب یک ونیم الی دو دالر تعین شده  بطور مثال ایران توسط لوله ها ی بزرگ آب خود را برای کشور کویت به همین قیمت بفروش می رساند. ولی آب هلمند که ازرش آن بلیون ها دالر است به ایران بطور مفت ومجانی داده می شود.اگرما ازکشورهای همسایه به قیمت فی متر مکعب آب صرف یک دالر تقاضا کنیم سالانه می توانیم که ازدرک صادرات آب به کشورهای همسایه به مبلغ پنجا ه بلیون دالرعاید داشته باشیم ,  پنجاه بلیون مترمکعب آب یک سرمایه بیکران , دارائی طبیعی  وثروت مهم ملی کشور است که ارزش آن  جمعاٌ نسبت به ذخایر گاز  ونفت ومس ومعدن افغانستان وهرمعدن دیگر که در افغانستان  تصورمی شود بلند تر است . طوری که ایران نفت خودرا که ثروت ملی کشور است به کشور های همسایه وجهان صادر می کند ما هم حق داریم که آب خودرا که ثروت ملی است به ایران , پاکستان و همسایه های کشورهای شمالی صادر   کنیم .

امروز در افغانستان مشکل بزرگ نداشت آب وانرژی است ونظر به شرایط وتغیرنا مساعد اوضاع جوی درسرتاسردنیا کشورها به قلت آب وخشکسالی های منطقوی وحتی قاروی روبرواند. افغانستان باو جود داشتن منابع سر شارآبی همه ساله با خشک سالی وقحطی مواد غذائی روبرو می شود اما مشکل عمده کشور مدیریت وبهره بردارای اقتصادی آب در افغانستان است در اثرخشکسالی های پیهم وکمی ریزش برف وباران های موسومی از مقدار آب در یاها کاسته شده وحتی در آب در یای هلمند به اندازه سی فیصد تقلیل بعمل آمده است. ولی بازهم درافغانستان ذخایر عظیم آب موجود است.

دشت های وسیع وبزرگ در شمال وهمچنان در جنوب وجنوب غرب کشور وجود دارد که با کیفیت خوب و قابلیت زرع را دارا می باشد که متا سفانه نسبت نبودآب بصورت بائیر وبراخ افتاده است وامید است که  بند کمال خان دردریای هلمند که درولسوالی چهار برجک ولایت نیمروز تکمیل شود توسط آب هلمند دشت های وسیع ولایت نیمروز تحت زرع  گرفته خواهد شد واگر مبالغه نشود احتیاجات مواد غذائی کشوررا تنها ولایت نیمروز تکافو خواهد نمودو مزید برآن بند کمال خان دریک محلی موقعیت دارد که ازنگاه توپوگرافی زمین برای احداث بند خیلی مساعد و مواد ساختمانی درنزدیکی این بند بصورت وافر وجود دارد و سد کمال خان اگرتکمیل شود در پهلوی این بند رود خشک است که آب اضافی هیرمند توسط رود خشک به مسیر( گود زریع)  که یک کاسه بزرگ طبیعی است هدایت ودر آن جا  ذخیره می شود  وظرفیت 33ملیون متر مکعب را دارد. که سالانه 33 هزار متر مکعب سالانه تبخیر می شود واگر این بند اعمار می شود در آب وهوا, شرایط اقلیمی ومحیط زیست ولایت نیمروز که  منطقه بائیر کشور است  تاثیر زیاد خواهد داشت و بند کمال خان در زمان حکومت سردار محمد داود خان مرحوم به قیمت 33 ملیون دالر توسط حکومت چک وسلواکیا قرارداد گردید که متاسفانه جامه عمل نپوشید وعلاوتاٌ قراراحصائیه وزرات برق  وآب از بند کمال خان به مقدار کافی برق تولید می شود وقراریک احصائیه وزارت آب وبرق اگر این احصائیه مطابق به حقیقت باشد به مقدار 32 ملیون کیلو وات فی ساعت برق تولید خواهد نمود که  ارزش برق تولید شده از این بند ها به بیست ودو ملیارد دالر خواهد رسید که می توان  برق به کشور پاکستان که گرسنه به انرژی است صادرکرد.جریان کار بند کمال خان چندی قبل از سر گرفته شده ودر اعمارآن شاید پیشرفت های صورت گرفته باشد.

بند دیگری که بالای رودهریرود تحت ساختمان است بند سلما است وکاراعمار بند سلما با کمک مالی حکومت هند وتوسط  یک کمپنی هندی درست پینج سال قبل با بوجه هفتاد ملیون دالر شروع شد بند سلما ظرفیت ذخیره بیش از پینجصد ملیون متر مکعب  آب را دارد که از آن به منظور آبیاری زمین های بائیر استفاده خواهد شد وبه اساس آمار وزیر انرژی افغانستان این بند توان آبیاری هفتاد هزار هکتار زمین کشاورزی را دارد. واز بند سلما می توان 42 ملیون کیلو وات برق تولید نمود که قسمتی از کمبود برق در هرات که هم اکنون از کشور های ترکمنستان وایران تامین میشود رفع خواهد شد. بند سلما نیز در زمان حکومت داودخان به کمک هند تهداب گزاری شد اما جنگ ها کار احداث این بند را متوقف ساخت . احداث بند سلما  بار دیگرتوسط هندی ها بسال 2005شروع گردید که بائیست تا حال تکمیل می شد ولی کمپنی هندی عقب افتادن کار بند سلما را وضع خراب امنیتی گفته است . ناامنی ها دربخش های از جنوب وغرب این کشور کار باز سازی این دوبند مهم را به چاش ها روبرو ساخته وامید است که اهالی منطقه مسولیت امنیتی را بدست گرفته به فعالیت های تخریبی تروریستان ودشمنان کشور خاتمه بخشند

ریزش مجانی آب به کشور پاکستان:

کابل بزرگترین در یائی است که در قسمت دورونته با دیگر رودخانه های فراوان آب مانند دریای پنجشیر, علی شنگ , علینگار , کنر ملاقی شده ودریای با عظمت را میسازد که بایک سرعت بسوی خاک پاکستان در جریان است ودر منطقه اتک با دریای سند یک جا شده وبه سمت جنوب پاکستان روان است که سر زمین های ملتان , علی پور وحیدر آباد را سیر آب وسرسبز می سازد.

در شمال هم دریای آمو وکوکچه است که همسایه های شمال از آن بهره برداری می کنند ولی افغانستان تا حال نتوانسته که از این دریای ها استفاده زراعتی کند در حالیکه دشت های وسیع  سمت شمال وشمال شرق کشور برای زراعت خیلی مساعد است ولی نسبت نبود آب این دشت های به این بزرگی بدون استفاده باقی مانده .

افغانستان دومنبع مهم وبزرگ تولیدی را در اختیار دارد که به اقتصادکشور رول  خیلی مهم را بازی می کند یکی آب های دریا ها در شمال , شرق وجنوب غرب ودیگر زمین با کیفیت وکمیت خوب در مناطق شمال است که می تواند در اقتصاد این کشور جنگ زده کمک بزرگی نموده وهم برای افراد بیکار کار خلق نماید واز جانب دیگر این دشت های وسیع افغانستان است که  کشور قحطی زده را در یک مدت کوتا ازنگاه مواد غذائی اکتفا بخود بسازد.نتنها از دریای آمو استفاده نمی شود بلکه در شهرهای حیرتان , کلدار , شور تیپه وقرقین در اثر آب خیزی سالانه بستر در یا تغیر خورده و چون درامتداد رود آمو به جانب افغانستان استحکامات  وجود ندارد هر سال ما زمین های زیاد شمال کشور را به مفاد کشور همسایه ازدست می دهیم . ----

استراتیژی هیدروپولیتک کشور های همسایه درمقابل افغانستان  :

آب ها ی افغانستان متعلق به این کشور است و کدام تعامل بین المللی  وجود ندارد که افغانستان را مکلف به آن ساخته باشد که احتیاجات آب کشورهای همسایه را بصورت  مجانی تآمین کند وصرف  درسال 1351( مطابق 1973 عیسوی)  یک توافقنامه  بین موسی شفیق صدراعظم وقت افغانستان و عباس هویدا صدراعظم ایران به امضا رسید که سالانه کشور ایران به مقدار 850 ملیون متر مکعب آب هلمند را بطور مجانی  بدون کدام موافقه جبران پولی به کشور ایران واگذار نموده است  اما امروز در اثر جنگ های سی ساله مقدار زیادترین آب های  دریای هلمند , هیررود  ومرغاب به ایران سرازیرواین کشور استفاده اعظمی را از آب های افغانستان میکند . در ایران سد کوهک تعمیر شده که  آب های افغانستان در آن جمع میشود وهم مقدار اضافی آب در گودال های بزرگی که ایرانی ها به آن چاه های نیمه نام گزاری کرده اند که درحقیقت  کاسه های بزرگ طبیعی است که آب های افغانستان بدانجا سرازیر وبعد توسط پمپ های بزرگ به مزارع  رهنمائی میشود وهمچنان پاکستان از آب های افغانستان استفاده اعظمی را برده و برای تولید گندم در منطقه حیدرآباد , ملتان وعلی پور از آب افغانستان استفاده میکنند و افغانستان درمقابل به قلت مواد غذائی دچاراست دردو سال گذشته افغانستان دراثرخشک سالی پیهم به  کمبود مواد غذائی رو برو بود وبخصوص در ولایت اروزگان, بامیان ودیکندی اهالی مناطق مذکور به قحطی وگرسنگی  دچار شدند ودرسال روان نیز در اثر خشک سالی این مناطق را گرسنگی تهدید میکند و ملل متحد ازهمین حالا تقا ضای کمک مواد غذائی را برای افغانستان از جامعه بین المللی نمود و پاکستان در آن زمان یعنی دوسال قبل مشکلات زیادی را ایجاد کرد و تورید گندم را به افغا نستان ممنوع نمود وکشور ما مجبور شد که به مقدار 170هزار تن آرد از روسیه وارد کند حتی امروزهم که کشور ما به مضیقه مواد غذائی روبرو است و اتباع کشوررا قحطی تهدید میکند ولی پاکستان  برای آنکه افغانستان رابه تنگنای اقتصادی قرار دهد بطورحتم روشی را در مورد صادرات گندم به افغانستان اتخاذ خواهد نمود که  تورید گند م را به افغانستان ممنوع اعلان نماید.

 پاکستان نه تنها در مورد تورید گندمی که از آب های مجانی کشور ما تولید میشود  مشکلات ایجاد میکند بلکه ازمدت مدیدی است که راه ترانزیتی را به حیث یک وسیله موثر فشارسیاسی واقتصادی در مقابل افغانستان استفاده  و صد ها ملیون دالرمال ا لتجاره کشور را به بهانه جوئی های مختلف درگدام های پاکستان تحت نظارت قرار داده وخسارات هنگفتی رابرای تاجران افغان واردنموده است  وبا وجودیکه در این نزدیکی افغانستان  یک موفقه ترانزیتی جدید با کشور پاکستان امضا نموده ولی بازهم  پاکستان بدفعات  این موافقه نامه را نقض نموده است , و لی درعوض مال التجاره پاکستان داخل افغانستان شده وبدون قید وشرط اموال پاکستانی  توسط لاری ها از داخل کشورما عبوروبه کشورهای شمال انتقال داده میشود. 

کشور ایران نیز طرزالعمل پاکستان را تعقیب نموده و برای اینکه افغانستان را تحت فشارهای اقتصادی قرار د اده باشد  حکومت  ایران  نیز در قهر زمستان نفت مال افغانستان را که از مارکیت کشورهای دیگر مانند عراق وترکمنستان  تهیه دیده شده بودوتوسط لاری های افغان نظر به قرارداد ترانزیتی که افغانستان با ایران دارد  این مواد نفتی بایستی از خاک ایران عبور وبه افغانستان وارد میشد که متاسفانه ایران حمل نقل  مواد نفتی را از خاک خود به افغانستان ممنوع نمود که دراثر آن هزارها لاری نفت افغانستان در سرحد ایران متوقف شد کشورما را به یک بحران انرژی  واقتصادی دچار نمود .

چطور میتوان با فشار های اقتصادی پاکستان وایران مجادله نمود:

ما هم وسایل موثر ترانزیتی واقتصادی در اختیار داریم  که برضد استراتیژی های مخرب پاکستان وایران بکار ببریم که عبارت از راه های ترانزیتی بسوی شمال وکنترول آب است که  ضرورت به یک سلسله پالیسی, استراتیژی وبرنامه های موثر که می توان برای دفع فشارهای اقتصادی پاکستان وایران ازآن استفاده نمود , پالیسی  آب مربوط به یک مدیریت قوی وبرنامه ریزی طویل المدت  بازسازی منابع آبی درکشوراست  افغانستان نظر به شرایط مساعد جیوفزیکی وتوپور گرافی که دارد  دارای  کاسه های بزرگ طبیعی ویا وادی های پهن وعمیق است که اطراف آنرا کوها احاطه نموده که به سهولت وبا مصرف کم میتوان مسیر رود خانه را توسط کانال ها به سمت این کاسه های طبیعی تغیر داد و بند های آب گردان خورد وبزرگ احداث کند و همچنان سد های بزرگ آب درمسیر دریا ها که ضرورت به  سرمایه  گزاری های  نسبتاٌ بزرگ  دارد با حمایه وکمک جامعه بین المللی این پلان ها را عملی سازد, برای باز سازی بند های کوچک , تمدید کانال ها وانهار به مبلغ  ده ملیارد دالر نیا ز است . حکومت افغانستان با ئیست بازسازی  بند وانهار را دراولیت کاری وروش های اقتصادی و سیاسی خود  قرار داده با یک برنامه مشخص وقبلا تعین شده این پروزه ها را در نشست بن دوم که  شصت کشور جهان دراین مجلس بین المللی اشتراک دارند   مطرح کند واز این کشورها تقاضای کمک بکند.

واگر در مسایل آب  افغانستان غفلت میکند شاید روزی برسد که پاکستان با یک نیرنگ جدید پیش از اینکه افغانستان متوجه شود اقداماتی نماید که حق آبه مجانی دریای کابل را برای کشور خود بدون جبران پولی تضمین نماید.

.............................................................................................................................................

 

 

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin