Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

         عتیق الله نایب خیل

چرا تنبان کشی؟!

 

همین که به خود جراًت دادم عنوان فوق را برای نگاشتن چند سطر پائین انتخاب نمایم عرق شرم بر جبینم نشست. زیرا بکاربرد بعضی کلمات و جملات عبور از خط قرمزهای ادب نگارش و عفت قلم است. اما، همزمان با آن یادم آمد این پرسش را مطرح نمایم که چه گونه کسی به خودش حق داده است از خط قرمزهای اخلاقی جامعه عبور نماید و در محضرعام پیراهن و تنبانش را بکشد و نیکر زرد رنگش را در معرض دید همه گان قرار دهد؟ شاید طرح این پرسش بتواند انتخاب این عنوان را هم توجیه نماید.

اما جالبتر ازین حرکت، به گوش رسیدن نعره هایی بود که ندانستم چه ربطی به لُخت شدن سخنران داشت و چرا عده یی برای خودشان حق می دهند عظمت خداوند را آن قدر کوچک بسازند که حتی یک چنین عمل منفی را نیز با نعره های تکبیر استقبال نمایند.

به باور من انتخاب شخص سخنران و این حرکتش کاملا" حساب شده و از قبل پلان شده بوده و تحریک آمیز ترین عمل برای تحریک آنانی بوده که آن جا حضور داشتند. زیرا لُخت شدن در محضر عام جای صد دلیل و استدلال را برای آن هایی می گیرد که مانند سخنران از نبود عقل و درایت کافی و قدرت استدلال و ارائه دلایل منطقی به دورند. زیرا وقتی پای منطق کسی می لنگد برای به کرسی نشاندن سخنش به راه های غیرمنطقی متوسل می شود.

آنانی که از تبلیغ و دامن زدن به مسایل قومی نفع می برند، برای دستیابی به مقاصد شان کاملا" به همین گونه افراد جاهل ضرورت دارند و حرکاتی ازین نوع برای تحریک احساسات گروه های جاهل هم جای صد دلیل و برهان را می گیرد. افرادی با این حدی از تنزل اخلاقی عقب تریبون سخنرانی قرار نمی گیرند، قرار داده می شوند.

دلیل این تنبان کشیدن هرچه باشد، تشویش من این است که این حرکت به یک نماد دایمی اعتراض مبدل نشود. فردا شاهد خواهیم بود که کسی در اعتراض به بلند رفتن نرخ ها تنبانش را کشیده است و کسی در اعتراض به تقسیم قدرت و کسی هم به دلیل رئیس و یا وزیر نشدن، کسی هم با نگرفتن رتبۀ جنرالی ... و طبعا" دلایل اعتراض درین مملکت بسیار است.

ما از جهات بسیاری در جهان در صف اول قرار داریم. از جهت تولید مواد مخدر، از ناحیۀ فساد و بسیار چیزهای دیگر. نشود که از جهت تنبان کشی هم در صف اول ملل قرار گیریم!

.........................................  

الحاج اسرار خواجه

محاسن سفید

پشنهاد به مادران داغدیده و رنج کشیده و زنان تحصیل کرده افغانستان

نصف پیکر جامعه کشور مامنحیث انسان از مادران و خواهران متشکل است این که در بطن خود طفل را از خون خود تغذیه در تربیه و رشد استعداد کودکان سر سپرده فعال اند درک عشق ناب مادری به فرزندش به معنی مادر گفتن نسبت وجائب انسانی در تامین عدالت با ارزش های معنوی منزلت ان در جامعه است علاوتا مادران برای بهتر آسایش انسان ها در جامعه در تولیدات نعمات مادی و رشد اقتصاد سهم ارزنده دارند با تاسف یک تعداد محدود تعلیم یافته زنان را دولت در جریان بیست سال طور نمایشی در نهاد های سیاسی نصب نموده اند چنانچه در تشکیل پارلمان در قانون حضور زنان را محدود ساخته اند بائیست نصف پارلمان را زنان تشکیل بدهد در مدت اضافه از ده سال حاکمیت محترم کرزی به ارتباط حقوق زنان گلو پاره می کرد از این که برادران ناراضی اش خفه نشود روی بی بی خانمش را از طریق رسانه هیچ کسی ندیده این قلم از چشم دید خود در انتخابات صدر اعظم در یک کشور پیشرفته بعرض برسانم در انتخابات صدراعظم چند حزب اشتراک داشتند ساعت هشت صبح رای گیری اغاز شد ساعت ده شب نتیجه اعلان گردید فردا حزب موفق جلسه رهبری حزب را دایر از جمله هیئت رهبری یک زن را بحیث صدراعظم معرفی فعلا همان زن موفق ترین خدمت گذار جامعه کشورش است.

لازم دیده می شود مادران و خواهران تعلیم یافته وطنم بر ادبیات و فرهنگ سیاسی خود را آراسته سازند تا بدرهر کس و نا کس برای کاریابی مراجعه نکنند بهتر است با دیدگاه وسیع در پرتو علم و خرد رقابت های زنانه را نادیده گرفته یک حزب را مؤسس شان نام گذاری نماید حزب (...........اسلامی ) وزارت زنان را موکلف سازید تا در تشکیل حزب فعال گردیده به نظر من برنامه و اساسنامه حزب را روی اندیشه و اموزه های بی بی خدیجه و فاطمه زهرا و غیره زنان مبارز که در صدر اسلام در زمان حیات پیامبر حضرت محمد(ص) با ایشان کار و پیکار نمودند اساس گذاری نماید شورا های زنان ولایات منحیث سازمان های حزبی و همچنان در ولسوالی های کشور شورای زنان ایجاد نمایند از زنان سرمایه دار کشور های خارجی حمایت مالی بدست اورند کشور های مترقی از حزب شما حمایت می نمایند با سازمان دهی سالم و خردمند صفوف شما سراسری کشور را در برمی گیرد در انتخابات نهادهای سیاسی و خدماتی حزب شما موفق ترین حزب خواهد بود رهبری حزب شما می توانند اشخاص با فهم و دانش را در رهبری دولت تعین و نظارت نمائید با تشکیل حزب شما مادران و خواهران تعلیم یافته اراسته با دانش چه نوع نواوری می نمایند مختار اند از توضیحات بیشتر این قلم عاجز است منظور صرف رسیدن به حقوق حقه تان می باشد بدانید زعامت امروز دولت صرف بدست اوردن قدرت و ثروت اند.

با عشق کور به سوی نامردان مرو دیگر   -  

با خود بنگر و جهان نو بیافرین

.....................................

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

داکتر نعیم اساس، دانشگاه سوربون، پاریس

 

محوراساسی همه یاوه های تاریک انتحاری

 

پیشگفتار •

ارائه موضوع

واقعیت اجتماعی •

تدوین سوال نخستین •

پژوھش، تجزیه و تحلیل و سنتز •

طرح مفاھیم مقوله ھا •

مفھوم نخست

حمله انتحاری

. پژوھشھا و بررسی ھا •

ایمیل دورکھایم: خودکشی •

گزینش دیدگاه ھا •

فرضیه ھای پژوھش

• ایجاد اثبات تجربی به منظور بررسی فرضیه ھا •

اسرائیل / فلسطین

ب. آزمون درک از حقایق

پاسخ به پرسش اصلی •

نتیجه گیری

پیشگفتار!

ھدف از نگارش این برگه داوری بر پدیده تروریسم و بازیگران فکری آن نیست. در این نبشته میکوشیم تا به مطالعه میکانیسم ها و جستجوی عوامل وانگیزه ھایی که افراد را به حملات انتحاری میکشاند بپردازیم. این مقاله در واقعیت به شرح جزئیات یک رویداد اجتماعی که از دوران باستان تا به امروز شکل های بسیاری به خود گرفته است میپردازد که دردوران کنونی، باصبغه ھا و ابعاد جھانی رونما میگردد. درتفکرنگارندٔه این نبشته خشونت در تمام ساختار ھای سرد و گرم آن بویژه حملات انتحاری (مرگ داوطلبانه) و کشتن بی گناه ھان درھر گوشه ای از جھان ما مردود و ناجایز است. این پژوھش بازتاب تفسیرھاو تحلیل ھای مطالعات پسین و انعکاس برداشت ھا ونتایج پژوھش ھای دانشمندان و پژوھشگران علوم اجتماعی در کمال امانت داری علمی و پژوھشی و منطبق بر مقتضیات اکادمیک میباشد.

ارائه موضوع

انتحار در حملات تروریستی، خودکشی ھدفمندی است که پیشاپیش طرح و برنامه ریزی میشود و ھدف آن ویرانی دیگران و آوردن آسیب در قلمروی دشمن است تا با تضعیف روحیه، ارعاب ووحشت دایمی بر ساختار ھای فردی و اجتماعی مخالفان مستولی باشد. در دوران جنگ سرد، تروریسم یک مسأله ای ملی در داخل کشورھا و یا میان دوکشور در نظر گرفته میشد. در این راستا میدانستیم که بازیگران اصلی این جریان کی ھا ھستند و ھم انگیزه ھا و خواست ھای آنھا چه میباشد. تروریسم در آن زمان بیشتر با ابزار دیپلماسی، قھروعصبیت دولتھا را در مناسبت ھا و کشیدگی ھایی معینی نمایش میداد و نه در جنگ با حریف و یا ایجاد ترس در در قلمروھای مورد نظر با کشتن مردمان بیگناه. سازمان ھای تروریستی بیشتر وابسته به کشورھا بودند و در چارچوب ھای تیوریک و عملی(اکسیون ھای مسلحانه) با نظارت و اداره این کشور ھا فرایند رشد و تکامل خود را می پیمودند و دارای اھداف سیاسی بودند.

امروز ماھیت ، شیوۀ مبارزه و اھداف تروریسم تغیر کرده و ابعاد جھانی گرفته است، عملیات این بازیگران جدید غیر قابل پیش بینی و خشونت شان غیر منطقی بوده واز سوی ھم با شیوه ھای پیشرفته نظامی، می جنگند. ھدف حملات تروریستی مدرن بویژه به کار گیری انتحار، تلاش آشکاری است برای تحمیل عقاید، تغیر وضعیت و ایجاد ترس و ارعاب در میان مردم.

تروریست ھا ھمواره به عملیات انتحاری و ویرانگر خود مشروعیت دینی و سیاسی می دھند. آنھا به ادعاھای خود اعتقاد و ایمان دارند. نامزد ھای حملات انتحاری با استفاده از کمربندھای انفجاری ، موترھای پر از بمب و ربودن ھوا پیما ھا... نه تنھا خود را می کشانند ، که بیشتر بی گناھان را نیز با خود به کام مرگ میکشند.

آیا خشم یا نفرت، فرد انتحاری را به این عمل وامیدارد؟ آ یا انتحار کننده گان متعصبان مذھبی، مردمان مالیخولیایی ھستند و بدون کدام علت سیاسی واقعی این عمل را انجام میدھند؟

در این نبشته موضوع تحقیق ام را محوراساسی همه یاوه های تاریک انتحاری نامیده ام، چرا که تلاش دارم دریابم که اھداف و انگیزه ھایی که یک انتحاری را به چنین خشونت تشویق مکنند چیست؟ آ یا انتحار کننده، بی عدالتی، عوامل ایدیولوژیک و یا دیگر عوامل اجتماعی، اقتصادی را پایه و بنیاد عمل خود قرار میدھد ؟

واقعیت اجتماعی

بمبگذاران انتحاری بخصوص افرادیکه دریک جمعیت ناهمگون یکجا شده اند و با شور، اشتیاق و وزنه برداری، خودرا داوطلبان می کشند. از نظر جامعه شناختی، این رویداد رانمی توان بدون ریشه های عمیق ان رمزگشایی و مطالعه کرد.

حملات انتحاری در سیاست برخی سازمانھا و بویژه طیف اسلامیست، انتخاب مؤجه است و می توان آن را به عنوان یک واقعیت همگانی که در پیوند با زندگی اجتماعی است، در نظر گرفت. ھیچ رویداد اجتماعی نه تنھا جدا از جامعه نیست که تابع نظم خاص خود است و با مفاھیم، تئوری ھا و روش ھای پژوھش در علوم اجتماعی مورد تعمق بیشتر قرار میگیرند..

تدوین سوال نخست

- بمب گذاران انتحاری بایک برنامه وحشتناک، با کشتن داطلبانه خود ودیگران، چه اهدافی را تعقیب میکنند؟

-امروز کدام عوامل، انگیزه حملات انتحاری ھستند؟

با تمرکز روی این پرسش ها، میخواهیم در مورد ریشه ها، برنامه ریزی، محاسبات استراتژیک، ابعاد ایدئولوژیک، سیاسی وحتی تحلیل روانشناسی این پدیده بحث و نتیجه گیری کنیم .

رویداد انتحاری به مثابه یک واقعیت اجتماعی در یک چارچوب فشرده ساده محصور نمی شود ، محقق باید ان را به واقعیت آنچه اتفاق افتاده است برگرداند ، زیرا منشا اصلی آن گذشته نیست بلکه آینده است، چون حال آینده را به بردگی می برد.

با این پرسشها باید واقعیت اجتماعی را توضیح کرد. این امر باید درواقع بینی و با پاسخ برخاسته از عنیت فکری و عملی تروریسم صورت بپذیرد. این ارزیابی و پاسخ را نباید با قضاوت ھای ھنجاری، روانی و یا فلسفی از انعکاس و تدوین عوامل راستین این جریان منحرف کنیم.

. تحقیق، تجزیه و تحلیل و سنتز

ا. طرح مفاھیم

مفھوم نخست: حمله انتحاری •

حمله انتحاری نوعی حمله است که مهاجم خود را هم به قتل می رساند این تاکتیک اغلب توسط چریکی ها یا گروه های شبه نظامی مورد استفاده قرار می گیرد.

حملات انتحاری با هدف ایجاد پارانویا دربین جمعیت های مورد هدف انجام می شود ، بنابراین نوعی جنگ درذات خود بیشت روانی به نظرمیخورد.

آیا عمل شخص انتحاری عقلانی است؟ آیا انحتارکننده مطابق با الزامات اخلاقی که به آن پایبند است عمل می کند؟. او ازکدام منطق پیروی می کند؟ او به عنوان یک بازیگر محاسبه گر، تجربه وی از بی عدالتی ، تحقیر و اهداف سیاسی را در نظر گرفته به چنین عمل دست می زند یا خیر.

مرگ انتحاری: تلقین دائمی و درازمدت است. •

انگیزه ھای الھی و عرفانی (دفاع از مذھب) : مرگ در راه خدا و وطن

تقدیس یک علت مھم تر از زندگی افراد •

مرگ محل تحقق خود فرد انتحاری

 

دفاع ازتمامیت ارضی خود : سازمان ھای سکولار حملات انتحاری را در مناطق بحرانی در پاسخ به تجاوز بیگانه علیه اھداف نظامی (به عنوان مثال سیستم غیرعادلانه) انجام میدھند. سازمان ھای اسلامی مانند جھاد اسلامی و حماس در برابر اسرائیل و شھروندان اسرائیل که ھمدست یک سیستم غیرعادلانه اند، از حملات انتحاری بھره برده وانتحار کننده را لقب شھید و فدایی میدھند..

عوامل مذھبی : القاعده، داعش و طالبان انگیزه عملیاتھای انتحاری خود را جھاد و دفاع از دین و مذھب قلمداد میکنند. در واقعیت ھدف این سازمانھا در ھردو گرایش چه دین محور یاسکولار یعنی استراتژی انتحاری کشتن افراد بیشتر و تخریب و وارد آوردن آسیب بیشتر به مخالفان بوده و خواستش بدست آوردن امتیاز بیشتر از از نیروی که با او در جنگ است، میباشد.

. ب. پژوھش ھا و بررسی ھا:

توضیح ایمیل دورکھایم جامعه شناس بزرگ فرانسه در مورد خودکشی انسانها که در این برگھا مشاھده میکنید، بمب گذاران انتحاری بویژه فلسطینی ھا بخاطر ھدفی مبارزه می کنند که از نظر آنھا عادلانه است زیرا جان خود را در راه حق علیه باطل فدا میکنند تا نشان دھند که با بی عدالتی مخالف اند. با اندک دقت درمیابیم که مشخصات و انگیزه ھای ھمه افراد انتحاری در جھان مشابه نیستند و جامعه شناسان ھم تفسیر ھمگون از حملات انتحاری ندارند. از اینرو ما میتوانیم، باتوضیح برازندگی ھای مختلف با استفاده از تقسیم بندی دورکھایم ازخودکشی، انگیزه ھای حملات انتحاری را بیان کنیم.

دورکھایم سوال میکند چه عواملی باعث میشوند تا انسان به زندگی خود پایان دھد. .

دورکھایم خودکشی را به چھار کتگوری متمایز تقسیم کرد وآنرا بربنیاد ھمبستگی اجتماعی بنانهاد.. خودکشی خودپرستانه

خودکشی دیگر دوستانه

خودکشی ناشی از بی هنجاری

خودکشی تقدیرگرایانه

خودکشی ناھنجار یا آنومیک خودکشی مبتنی برقضا و قدر . بنیاد خودکشی خودپرستانه، بیکسی، درون گرایی، انزوا، و یا نوعی اختلال روانیاند. دراین نوع خودکشی ھمبستگی فرد با زندگی خانوادگی گسسته ویا سست است. این افراد به فقدان یکپارچگی مبتلا میگردد. به ھمین اساس رقم خودکشی نسبتا بالا که درمیان مجردان دیده می شود، تایید بر این مدعا است

. خودکشی دگر خواھانه ( نوعدوستانه) این نوع خودکشی حضور گرایش افراطیت را در تفکر و در عملگرایی شدید انتحاریون نشان میدھد. این نوع خودکشی می تواند به فردیت افراطی و ھم به نظم ھای اجتماعی افراطی پیوند ژرف داشته باشد. فرد وظیفه اخلاقی عمیقی درخود احساس می کند و علاقه مند می شود تا خود را فدای دیگران کند . بنابراین ، با حمله انتحاری ، فرد بمب افکن ، نوعی برتری پیدا می کند

احساس ھمبستگی و انسجام قوی نسبت به یک گروه، فرد را از خودبیگانه میکند.

یابی هنجاری خودکشی آنومیک

با تضعیف ھنجارھای اجتماعی در دوران بحران ھای شدید اقتصادی و اجتماعی، فشار تورم در جامعه شدید میشود، احتمال خودکشی نیز ھمپای این بحران گسترده، بیشترمیشود..

خودکشی ناشی از بی ھنجاری درست در برابر خودکشی ھای سنتی که از نوع خودخواھانه است، قرار می گیرد . در این نوع خودکشی، فرد به حیاتش نه از آن رو پایان می دھد که ھنجاری را شکسته، یا به قانون مورد پذیرش گردن ننھاده، بلکه بدین سبب دست به خودکشی می زند که پس از تلاش بسیار زندگی را سراب، پیروزیھا را روبرو با شکست و حیات را بی فرجام و پوچ یافته است.

. خودکشی مبتنی بر قضا و قدر یا نقد گرایانه جبری

زندگی اجتماعی از نظم گسترده برخوردار است و ساختار ھای منظم نقش فرد را نه تنھا کمرنگ که بیرنگ کرده است. زمانی که جامعه به بطور افراطی دست به ایجاد “نظم دستوری “ میزند و فرد به شدت زیرسلطه ساختارھای نظم یافتھای اجتماعی قرار میگیرد انقیاد و تقلید اجتماعی بر افراد جامعه تحمیل میشود و ھمه امور زیر فرمان و ادارٔه منظم، خشک و بی روح قرار میگیرد، أراده در گزینش سلب میگردد. فردزیر نظام و شرایط اجباری، نمیتواند راهھای رسیدن به اھداف و آرمان ھایش را فراھم کند از اینرو تقدیرگرایی و جبریت سرنوشت به امری اجتناب ناپذیری مبدل شده و فرد به قضا و قدر تن میدھد.

گزینش دیدگاهھا

چنانکه در برگھای پیشین به محوراساسی همه یاوه های تاریک انتحاری اشاره کردیم، پژوھشگران ھمواره این پرسش را طرح کرده اند که کدام انگیزه ھا انتحاری را باورمند میکند تا ازجانش بگذرد. آیا انگیزه ھای مادی، معنوی، اجتماعی، روانی و غیره میتوانند انتحاری را به از جان گذشتن وادارند؟. برخی از دانشمندان علوم اجتماعی درست این پرسش را به بحث گرفته اند که ما میتوانیم آنرا دراینجا مورد بررسی قرار دھیم. گروھایی مانند القاعده، بوکوحرام، داعش و طالبان حملات انتحاری را جھاد نامیده و انتحار کننده راشھید میدانند. گروھایی مانند القاعده، بوکوحرام، داعش و طالبان حملات انتحاری را جھاد نامیده و انتحار کننده راشھید میدانند. ولی محققین مانند زیزک، عمل انتحاری را به باورھا یا عقاید متزلزل انتحار کننده پیوند میدھد. او میگوید ً اشخاص افراطی نیستند و از آنچه که دفاع میکنند، به آن عقیده اصلا راسخ ھم ندارند و برای اثبا ِت حقانیت عقاید شان، این افراد میکوشند تا با انجام عمل انتحاری به باورھای خود شکل و صبغه واقعی بدھند..

بیشتر دانشمندان به این عقیده ھستند که انتحارکننده گان ابزار دست محرکین، بازیگران وطراحان اصلی اند و قربانی دسایس آنھا میشوند. بیشتر عوامل اجتماعی گونه گون باعث میشوند تا آنھا به چنین عمل دست بزنند. طوریکه ج-کرشمبولت داکتر روانکاو، عمل انتحاری را باعوامل اجتماعی پیوندمیدھد:

 

منبع الھام و انگیزهای تفکر افراطی بیش از همه در برداشت ھای نادرست از زندگی احتمالا اجتماعی نھفته است.

برخی از دانشمندان انگیزه افراد انتحار کننده را مذھبی و داوطلبانه قلمداد میکنند. در حالیکه تعداد دیگری از محققین، نسل نو تروریسم را فاقد ھمه اندیشه ھای اسلامی

دانسته و عمل آنھا را با قھرمان سازی تخیلی که مرگ وخشونت را با خود به ھمراه دارد، مقایسه میکند.

«پذیرش مرگ ، از دیدگاه آنها (انتحاریون) ، اثبات قدرت بر خود و دیگران است. بنابراین ، آنها با فدا کردن جان خود ، فکر می کنند که به برادران هم رزم خود، ارزش موجودیت وابتکار خود را نشان میدهند. این به آنها مشروعیت مسلمانان "خوب" را می دهد ، آنهایی که از تسلیم شدن به سبک مساوات غربی ها خودداری می کنند. با قربانی کردن خود ، دیگر مانند مردم عادی نیستند. آنها به جای وضعیت نامناسب و ناتوانی خود موقف شهید را ترجیح میدهند» .

بوکی لیتیسیا در مقاله خود تحت عنوان « اخلاق جدید خشونت» می نویسد که

هدف از بمب گذاران انتحاری دراسرائیل ایجاد ترس است تاجامعه را آسیب پذیر جلوه دهند و از زندگی آن جلوگیری کنند تا از حاکمان امتیازات بگیرند.

• ھمچنان پرفسیور فتحعلی مـقدم ،استاد روانشناسی دانشگاه جورج تاون معتقد است که بحران ھویت جمعی، عوامل یأس و ناامیدی ریشه ھای اساسی اعمال انتحاری ھستند. به ھمین سان داکتر یوسف یادگاری استاد دانشگاه طب کابل ادعا می کند که حدود شصت درصد از بمبگذاران انتحاری درافغانستان به بیماری ھای روانی و یا جسمی مبتلا بوده اند. .

همینطور مارک سگمن جامعه شناس و روانشناس امریکائی در کتاب خود «تصویر واقعی تروریستان» می نویسد که وجه مشترک ھمه تروریستان یا سلافیست ھای جھانی، ایده جھاد است که عنصر مرکزی روابط شبکه ھای تروریستی را تشکیل میدھد. .

بر عکس پروفسور روبر پاپ از دانشگاه شیکا گو امریکا، در نبشته خود«از جان گذشته برای فتح» چنان استدلال میکند که دلیل عملیات انتحاری نه مذھب و نه افراطیون اسلامی استند بلکه یک استراتیژی جنگی است که برای وادار کردن اشغالگران میباشد تا از خاک شان بیرون شوند . وی با آمارو ارقام نشان میدھد که «تیگر تمول» یک گروه مارکسیتی در سریلانکا اولین دستھای است که مقام اول را د ر انجام عملیات ھای انتحاری در جھان داشته است. به گفته وی، تجربه بیست سال قبل نشان میدھد،« زمانیکه اشغالگران خاک تروریستان را ترک کردند، دیگر خبری از عملیات انتحاری در آنجا نبوده است.»

پروفسیور برایان ویلیام استاد اسلام شناسی دانشگاه دورتمند المان عقیده دارد که بخشی از داوطلبان بمبگذار و انتحاری دارای افکار و گرایشاھای ”خودکشی کلاسیک“ میباشند. آنھا به نام اسلام و خلوص و با استفاده از شیوهھای خشونت وتخریب تروریست از فداکردن جان خود ھم روگردان نیست

« خلوص و فداکاری قطب مھم این عمل است، از بین بردن دیگران در واقعیت تقویت خود

تروریست است.

خشونت تروریستی جدید ناشی از درک جهانی شدن جنگ درنظر گرفته شده است و پاسخی برای آینده جهان بعنوان یک جنگ مؤثر برای هژمونی جهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. .

بااقتباس از نظرماکس ویبر، فرنسوا جره می نویسد که با توجه دقیق باانگیزه ھای روانی، ماکس ویبر میان ورت و زورت را شنالیتت تفاوت میگذارد :

« اعمال که در بافت مان اھداف مادی صورت میپذیرند با اعمالی که بربنیاد اھداف معنوی و یک ایدآل انجام میابند، متفاوت اند و بنا به شرایط فرھنگی و ماھیت درگیری بستگی دارد. »

شماری از پژوھشگران، عملیات ھای انتحاری تروریستان را با اندیشه جھاد اسلام در پیوند تنگاتنگ مطالعھ میکنند..

پیر منونی استاد دانشگاه در رشته روانشناسی در شھر نیس فرانسه ایدیولوژی را منبع عملیاتھای

میداند و می نویسد که «ایدیولوژی یک نھاد نیرومند و آفریننده افکار یا فعالیت واحد است.

پال برمن نویسنده امریکایی در مقاله خود «جھادیسم عامل اجتماعی ندارد»، می نویسد که دکتورین عوامل ً غلط است. به گفته وی ، «بنیاد خشم تروریستی نفرت است و نفرت یک احساس عمیق (تروریسم) عمیقا است که در سخن تبارز میکند، یعنی سخن می تواند اشعار، آھنگ، سخنرانی ھا و ھر آنچه که یک سیستم ایدئولوژیک کاملا از آن تغذیه شود، باشد.

جیل کپل در کتاب خود «ترور وشھید » طوری استدلال میکند که فدا کردن جان در اسلام بخصوص بخاطر دفاع از دین و خاک عالی ترین درجه یعنی درجه شھادت است که خود یک عمل مثبت در اسلام تلقی میشود. جیل کپل حملات انتحاری فلسطینی ھا علیه اسرائیل را نمونه قرار میدھد و میگوید که علمای اسلام چنین عملیات ھارا تأیید میکنند. به گفته وی، بعد از حملات انتحاری ٢٠٠١ علیه امریکا در نیورک و واشنگتن توسط القاعده و اعلان «جنگ ضد ترور» تعداد کثیر علمای اسلام این عملیاتھا را ضداسلامی دانسته و بدین سبب گفته اند که عاملین این عملیاتھا نتنھا درجه شھادت را نصیب نشدند، بلکه منفور شناخته میشوند واز اینرو عمل انتحاری یک عمل منفی و ضد اسلامی شناخته میشود.

«پروفسور آرئیل ِمراری و تیم او در دانشکده روانشناسی دانشگاه تل آویو با بسیاری از "اعزام کنندگان" و انتحاریون ناموفق فلسطینی در زندان ھای اسرائیل مصاحبه کرده و در این زمینه نتایج تحقیقات گسترده خود را ارائه داده است. او نتیجه گیری می کند که ھیچکدام از انتحاریون ناموفق، از یک فلسطینی معمولی و عادی رادیکالتر و ستیزه جو تر نیستند؛ و ماموریت انتحاری اولین درگیری آنھا با خشونت و تروریسم بوده است.

انگیزه ایدئولوژیکی (مذھبی) دلیل اصلی تبدیل آنھا به بمبگذار انتحاری نیست» فرمولاسیون

فرضیه ھای پژوھش بازگشت به پرسش اصلی:

 

  • کدام عوامل در حال حاضر انگیزه حملات انتحاری ھستند؟

ما پنج عامل مھم را برشمرده وبه مثابه فرضیه پیشنهاد کردیم::

۱.عامل قومی- ملی گرا : یک استراتژی بخاطر بیرون راندن اشغالگران

. • ۲.عامل سیاسی با پوشش دینی: مبارزه در مقابل اسرائیل به منظور انجام ایجاد یک دولت فلسطینی. • ۳.عوامل اجتماعی: بحران ھویت در میان جوانان، به نظر برخی آنھا بی بند باری فرھنگ غرب جامعه را به طرف نیستی وانحطاط میکشاند و در ھنجارھای خانواده خود را به رسمیت نمی شناسند. آنھا می خواھند ارزش ھای جدید اخلاقی و فرھنگی خود را در سراسر جھان تحمیل کنند

. ۴.عامل اقتصادی : بیکاری در میان تحصیلکرده ھای جوان که از دانشگاه ھا فارغ میشوند و آینده ندارند

۵.عوامل ایدیولوژیکی.

ایجاد اثبات تجربی به منظور بررسی فرضیه ھا

آزمون درک از حقایق

اسرائیل / فلسطین

در غرب عملیاتھای مسلحانه فلسطینی ھا بخصوص حملات انتحاری علیه اسراییل بمثابه عمل «تروریستی» نامیده میشود و یک مفھوم منفی را در خود نھفته دارد. ولی فلسطینی ھا ویک عده مسلمانان، بخصوص محافل سیاسی و برخی علمای اسلام، چنین عملیاتھا را جھاد حق علیه باطل نامیده و آنرا قھرمانانه گفته اند. از این نگاه چنین عملیاتھایی شھادت طلبانه، اقدامی مثبت تلقی شده که توسط فلسطینی ھا برای دفاع از خود انجام میشود. آنھائیکه جان خود را در این راه فدا میکنند، نوع زندگی را دفاع می کنند که حق، عدالت و آزادی بر آن حکمفرما باشد و مردم در آن احساس عزت و کرامت کند.

. در اینجا فرضیه اول و دوم مان، یعنی ملی گرا و عامل سیاسی با پوشش دینی، یک استراتژی بخاطر بیرون راندن اشغالگران میتواند تطبیق گردد.

. بعضی پژوھشگران عملیات ھای انتحاری را با اسلام و جھاد ارتباط میدھند ولی بدون اینکه در این مورد به قرآن رجوع کنند. این یک واقعیت است که جھاد در اسلام فرض است ولی آن ھم شرایطی دارد. علمای اسلام، شھادت را بخاطر جھاد ومبارزه و آزادی مسلمانان، اسلامی خوانده ولی عمل انتحاری وکشتن بی گناھان را یک عمل غیر اسلامی و غیر انسانی تلقی کرده اند. به اساس «مقاله تابناک»، در اثر حملات تروریستی، مسلمانان بیشتر از دیگران قربانی شده اند. به طور نمونه از آغاز سال٢٠١۵ تا جولای ٢٠١۶ در حدود ٢٨٠٣١ تن، در حملات تروریستی در جھان کشته شده اند که، ٢٠١٩٣ نفر آن در خاورمیانه و بیشترین آنھا مسلمانان بوده اند.

 

افرادی که عملیاتھای انتحاری را بویژه زیر نام اسلام در اعراق، ترکیه ویا کشورھای اروپایی انجام میدھند، از لحاظ جغرافیائی، فرھنگی، اقتصادی، اجتماعی، مذھبی و وخصوصیت سنی با ھم شباھت ندارند و سطح آگاھی و انگیره ھایی که آنھا را به این عمل ترغیب میکنند متفاوت اند . ھیچگاه نمی توان عملیاتھای تروریستی آنھا را با بنیاد فرھنگی و زبانی شان پیوند داد، زیرا جوانانی که به گروه داعش پیوسته اند، بیشتر آنھا از خانواده ھای مسلمان نبوده و از ١٢٠ کشور جھان آمده اند. برخی از این افراد از خانواد ه ھای کاتولیک ھستند که به دین اسلام رو آورده اند وبرخی دیگر از خانواده ھای یھودی مذھب ھستند که دراین اواخر مسلمان شده اند.

از اینرو این تروریستان ازھمه ادیان ، نژادھا و قاره ھای دنیا گرد آمدهاند واز یک طایفه یا قوم نیستند

یک عده محققان استدلال میکنند که اکثرا عملیات ھای انتحاری را جوانان خورد سال بین ۱۲الا۲۰ ساله انجام میدھند و فاکتور سنی و کم تجربگی در زندگی سبب میشوند که به زودی ابزار دست تروریستان حرفه یی و خط گذاران فکری این جریان قرار گیرند. اولیویه روا، اسلام شناس فرانسوی می نویسد : «تروریست های جوان امروز از رادیکالیسم انقلابی که آنها را به گروه های تروریستی اروپایی نزدیک می کند ، انگیزه می گیرند»

عامل اساسی آماده گی یک عده این افراد به عمل انتحاری نه ناامیدی از جامعه است ونه از وضع نادرست اقتصادی. عواملی که آنھا را به این عمل ترغیب کرده است جای دیگریست. طورمثال یک عده جوانانی که از فرانسه به گروه داعش پیوسته اند و یا در عملیاتھای انتحاری این گروه جان خودرا ازدست داده اند، از طبقه متوسط و یا مرفه جامعه اند، و آنھا دریک جامعه ثروتمند مانند فرانسه بزرگ شده اند. ازاینرو جا دارد تا در این بخش به فرضیه سوم،( عوامل اجتماعی: بحران ھویت در میان جوانان، به نظر برخی آنھا بی بند باری فرھنگ غرب جامعه را به طرف نیستی وانحطاط سوق داده است و در ھنجارھای خانواده خود را به رسمیت نمی شناسند. آنھا می خواھند ارزش ھای جدید اخلاقی و فرھنگی خودرا در سراسر جھان تحمیل کند) یعنی عوامل اجتماعی انتحار را بیشتر در نظر گیریم.

برخی از محققان عملیات ھای انتحاری را به مذھب و اسلامیست ھا پیوند میدھند درحالیکه گروه ھای مارکسیستی ھم در برخی نقاط جھان شیو ٔه انتحاری را وسیله مبارزه خود قرار داده اند. طور مثال ببرھای(تیگر) تامیل، یک گروه سکولار، ملی و مارکسیست-لنینیست است که علیه دولت بودایی سریلانکا مبارزه می کند و ده ھا عمل انتحاری را انجام داده است

ھمینطور در فبروری ٢٠١٣ یک گروه از رادیکال ھای چپ ترکیه سی دی ایچ کا پی در بیانیه ای، مسئولیت حمله انتحاری علیه سفارت ایالات متحده آمریکا در انقره را بر عھده گرفت. ھمچنان در اگست ٢٠١۶، حزب کارگران کردستان که تمایل مارکسیستی دارد، مسئولیت بمب گذاری انتحاری که پلیس ترک را در جنوب شرقی ترکیه در نزدیکی مرز سوریه کشت بدوش گرفت. دراینجا میتوان فرضیه پنجم،(عوامل ایدیولوژیکی) عوامل معنوی یا ایدیولوژیکی را تطبیق کرد.

 

پاسخ به پرسش ھای اصلی

 

- ایا افراد انتحاری از یک منطق خاص برخوردارند؟

 

-کدام انگیزه ھا افراد را به عمل ا نتحاری واداشته است؟

 

قبل از پاسخ به این پرسش باید یاد آور شد که حملات انتحاری تنھا پدیدۀ قرن ٢١ و یا اختراع افراطیون اسلامیست نیستند، زیرا طیارات کامیکاز ژاپنی در دوران جنگ جھانی دوم عملیات های انتحاری را ھم انجام میدادند . زنان انتحاری الجزایر بر علیه ارتش فرانسه ، تیگر یا ببر ھای تامیل ھندو مذھب در سریلانکا، نمونه ھای بارز این شیوه خشونت قبل از اسلامیست ھا در جھان می باشند. دوركھایم، خودكشي و مذھب را با ھم ارتباط میدھد. وی دو زمینه افـراط و تفریط را به تصویر میكشد و میگویـد انـسجام و یكپـارچگي بـسیار ضـعیف یـا انـسجام و یكپارچگي بسیار قوي ھر دو باعث خودكشي میشوند. در تحلیل دورکھایم، خودکشی یک نوع گریز از جامعه است و فرد به خود فکر میکند در حالیکه درپس عمل انتحاری اندیشه واھداف جمعی پنھان است.

اگر کمی به عمق مسأله بنگریم، انگیزه ھای عمل انتحاری متعدد بوده و ریشه ھای اجتماعی، روانی و ایدیولوژیکی بسیار عمیق دارد که در وجود یک مقاله تحقیقاتی نمی توان آنرا خلاصه کرد. طور مثال اگر ریشه ھای پدیده تروریسم معاصر بخصوص افراطیت که از حملات انتحاری بھره میجوید، را جستجو کنیم، فاکتورھای متعدد مانند جھانی شدن اقتصاد ونفوذ فرھنگ غرب درجوامع سنتی اسلامی ومخالفت یک عده گروھای تندرومذھبی دراین کشورھا با طرز زندگی غرب نمونه ھای بارز از عوامل تروریسم اند.

. سرج البوی جامعھ شناس فرانسوی چنین مینویسد : " جامعۀ سنتی"، کھ برخی ھا آنرا "بی حرکت"، خصمانه مینگرند.

" پایدار" و یا "محافظه کار" نامیده اند، میراث ھای فرھنگی را ارج میگذارد و به تغییرات اجتماعی به نظر خصمانه مینگرند.

ھمچنان میتوان از عواملی مانند اشغال نظامی افغانستان توسط عساکر شوروی و بعدا توسط عساکر امریکائی، اھانت به مقدسات وکشتن ملیونھا افغان بی گناه، رشد اسلام بنیادگرا و فرھنگ شھادت، موجودیت ارتش امریکا در سرزمین ھای اسلامی، ویران نمودن کشورھایی مانند عراق،لیبیا وسوریه ورفتار غیرانسانی نظامیان امریکائی با زندانیان درزندان بگرام، ابوغریب و گوانتانامو نام برد. آیا سرکوب مسلمانان در چیچنیا توسط روسھا، سرکوب مسلمانان ایگور در چین ، قتل عام مسلمان در یوگوسلاوی توسط صرب ھا، قتل عام مسلمانان در بیرمنی، قتل ھزاران انسان به جرم مسلمان بودن در مرکز افریقا بر افکار افراد انتحاری تأثیر گذار نیست؟ مسأله فلسطین و پشیبانی بیدریغ آمریکا و غرب ازاسرائیل و سیاست تبعیض آمیز بعضی کشور ھای غربی مانند فرانسه و بلژیک در مقابل خانواده ھای مسلمان، فقر اقتصادی کشورھای اسلامی و تاثیرات روانی این ھمه فاکتور ھا بدون تردید بر شخصیتھا و افراد انتحاری تاثیر گذاشته است و میتوان این عوامل را به مثا ٔبه بنیاد محوراساسی همه یاوه های تاریک انتحاری بر شمرد..

عوامل دیگری ،مانند استفاده از اسلام و تروریسم به عنوان ابزار سیاسی برخی دولت ھا، تفکر

استفاده ازپدیده انتحاری را گسترش بیشترداده است.

طور مثال پاکستان در مبارزه و خرابکاری علیه افغانستان و ھند با ایجاد صدھا مدرسه دینی، افراطیت را بطور گستردهای دامن زده است و صدھا انتحاری را آموزش داده و به این دوکشور ھمسایه و رقیب صادر کرده است..

جوامع علمی، محوراساسی همه یاوه های تاریک انتحاری را وقتی درک خواھد کرد که با یک روش پژوھشی گسترده، تمام ابعاد و انگیزه ھای اجتماعی، فرھنگی، اقتصادی، تاریخی، روانی، مذھبی، ایدیولوژیکی و فزیولوژیکی افراد انتحار کننده را در نظر گیرد و باارائه آمارھای دقیق به معمای این پدیده راه حلی را نشان دھد.

نتیجه گیری:

حملات انتحاری در عین زمان که نمایشی، تئاتری و رسانه ای است از سوی ھم افراد انتحار کننده خودرا به عنوان بمب ھای انسانی زیر نام شھدا، قھرمانان، مجاھدین، سربازان خدا، تلاش میورزند تا به عنوان الگو ھای حق و عدالت شناخته شوند.در محوراساسی همه یاوه های تاریک انتحاری بیشتر از ھمه، ایجاد جاذبه ای است تا بیرحمی ووحشت بر روان دیگران تأثیرداشته و حضور پیدا کند. به نمایش گذاشتن قساوت عنصر اساسی حملات انتحاری است. حملات انتحاری تصاویر بی رحمانه را به نمایش میگذارند، و ھدف بمب گذارن انتحاری ایجاد آسیب روانی بر دیگران است.

با این اعمال، اعضای جامعه مورد نظر، در تھدیِد گسرده، حس ناامنی ودست پاچگی زندگی میکنند احساس ترس مداوم آنھا را به وحشت میآورد و تغییر بزرگی در طرز زندگی شان بوجود می آورد. از رفتن به اماکن عمومی اجتناب می ورزند، سفر خود را لغو میکنند، به ھمین سان در مسیر آرام زندگی، اختلال اجتماعی پدید میآید و روان عموم مردم تحت تاثیر قرار میگیرد.

استراتژی انتحاری سه ھدف رادنبال میکند:

با کشتن دیگران تحمیل ترور در جامعه مورد ھدف، آگاه ساختن اذھان عامه از ادعاھا یا خواست ھای شان و در نھایت آگاه ساختن افکار عمومی بین المللی از موجودیت وخواست ھای شان و واکنش مراجع ذیربط از دیدگاه این منطق اقدامات تروریستی صرفا جنبه روانی برای رسیدن به اھداف سیاسی دارد.

بنابراین به نمایش گذاشتن نتایج حملات تروریستی در رسانه ھا، دو نوع قربانی را به جا میگذارد. اول قربانیان مستقیم که کشته میشوند و قربانیانی غیرمستقیم افکار عمومی ملی و بین المللی است.

رسانه ھا در حال حاضر میدان جنگ و وسیله گسترش تروریسم جھانی اند. ھدف انتحاری به مثابه یک ماشین واقعی مرگ، ایجاد وحشت و ترس بشمار میرود.

جھان نه تنھا با تروریسم سیاسی دینی بین المللی ، بلکه با تروریسمی که منبع اجتماعی، اقتصادی، منطقوی و فرھنگی که مشخصات خود را به اشکال مختلف در ھر کشوردارد نیز روبرو میباشد. بیشتر انگیزه ھای انتحاری را مذھبی قلمداد کرده اند و شھادت طلبی را محور اصلی آن بر شمرده اند. ولی واقعیت چنین نیست، زیرا تروریسم بخصوص حملات انتحاری پدیدهای است که تاریخ کھن دارد و تنھا مذھب یا شھادت طلبی انگیزه این حملات نیستند. ببرھای تامیل درسریلانکا، حزب گارگر کوردستان و یا کمیکاز ھای جاپانی که حملات انتحاری را انجام داده اند ھیچ انگیزه مذھبی نداشتند بلکه بخاطر یک آرمان، جان خود را فدا کرده اند.

فداکردن جان، آخرین شیوۀ مبارزۀ گروه ھای مقاومت فلسطین است که از نا امیدی از جامعۀ بین المللی سرچشمه میگیرد. چون آنھا وسیله دیگری جز شھادت داوطلبانه که بر اسرائیل فشار آرند، ندارند، ازاینرو خود را بصورت «بمب ھای انسانی» در آورده و «امنیت» رقیب یعنی اسرائیل را بر ھم میزنند.

در عراق بیشتر افرادی که عملیات ھای انتحاری را انجام میدھند مردمان بومی نیستند درحالیکه شورش توسط گروه ھای عراقی اعم از گروه ھای اسلامی، ناسیونالیستی و بعثی صورت می پذیرد. بیشترافراد انتحاری از کشورھای مراکش، عربستان، الجزایر، تونس و کشورھای غربی میباشند. شرح این پدیده یعنی "پدیده شھادت بدون مرز" به یک تحقیق عمیق نیاز دارد. زیرا درک چنین پدیدۀ مبھم و گنگ سخت و دشوار است. سوال در اینجاست: چگونه یک مسلمان مقیم غرب باتمام رفاه وآسایش و یا یک یھودی یا مسیحی مذھب تازه مسلمان شده حاضر می شود به ھمراه خانواده اش به عراق برود ودر یک عملیات انتحاری باعث مرگ خود و از بین بردن دیگران شود؟ ھدف این عملیات ھا نیروی نظامی آمریکائی و متحدینش در عراق نیست بلکه متوجه نیرو ھای امنیتی عراق و جامعه شیعه این کشور میباشد..

در افغانستان فقط انگیزه ھای مذھبی، شھادت طلبی ( وعده ٧٢ دختر باکره در بھشت) و اندیشه جھاد برعلیه الحاد در پس حملات انتحاری نبوده بلکه مشکلات اقتصادی، گرسنگی، بیکاری ،فقر مردم یک عده جوانان را مجبور به پیوستن به این گروه ھا و سرانجام آماده به جنگ و انتحار میکند. برخورد نادرست ارتش افغانستان وخارجی ھا با مردم در عملیات ھای نظامی یک عده را عقده مند ساخته و وابسته گان قربانیان بیگناه به خاطر گرفتن انتقام از دولت، به سازمانھا و گردانندگان انتحاری رومیآورند. پایان

....................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin