Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

خواجه بشیراحمد انصاری

دهلیزهای استراتژیک

و صدای پای طالبان

در هفته‌ای که گذشت از تقابل و تفاهم دو استراتژی در پیوند به افغانستان حرف زدیم که یکی از مسیر واشنگتن- خلیج- اسلام‌آباد عبور می‌کند، و دیگرش از راه مسکو- تهران. یکی دو روز بعد از نشر مقال و در راستای همین قطب‌بندی‌ها ما شاهد دو خبر دیگر هم بودیم که یکی اظهارات «ماریا سخاروفا» سخنگوی وزارت خارجه روسیه بود که گفت «امریکایی‌ها با پشتی‌بانی از کاندید مشخصی، کشمکش‌های سیاسی پساانتخابات افغانستان را شدت بخشیده‌اند»؛ و دیگرش ورود نماینده‌ی ایران در امور افغانستان بود که با شماری از مهره‌های سیاسی دیدار و گفت‌وگو نمود.

پرسشی که مطرح می‌شود: طالبان چه جایگاهی در این استراتژی‌ها دارند. همان طوری که سال‌ها پیش گفته شده بود، طالبان جزء مهم استراتژی واشنگتن-خلیج-اسلام‌آباد بوده‌اند که پیوسته کوشش کرده‌اند ماهیت اصلی‌شان را با شعاری چند ستر و اخفا کنند.

در ۱۸ سالی که گذشت، من هیچ گاهی شعار جنگ با طالبان را جدی نگرفته‌ام. در حالی که تمامی عناصر تروریسم در وجود این گروه دیده می‌شود، ولی باز هم هیچ سازمان بین‌المللی‌ای این گروه را هنوز تروریست نخوانده است که دولت‌مردان کشور ما هم از این امر مستثنا نبوده‌اند.

شماری از سیاست‌مداران افغانستان، طالبان را پیوسته برادران ناراضی خوانده‌اند، که برخی از فعالان سیاسی این سلوک عجیب و غریب آن‌ها را به مشترکات قومی پیوند می‌دهند، ولی به باور من، آن‌چه این سیاست‌مداران را با طالبان برادر ساخته است، پیش از آن که به قومی رابطه داشته باشد، به یکی از این دو چتر بزرگ استراتژیک پیوند دارد. آری! طالبان کودکان گستاخ، نازدانه و مردم‌آزار کوچه، یکی از این دو استراتژی به شمار می‌آیند که اختلاف با آن‌ها چیزی جز یک اختلاف خانواده‌گی نیست.

آخر چه کسی می‌تواند باور کند که این جنگ را می‌توان بدون داشتن سلاح هوایی که ارتش افغانستان از نبود آن رنج می‌برَد، یک‌طرفه نمود. چند سال پیش از زبان یک افسر ارتش شنیدم، سنگین‌ترین سلاحی که در هلیکوپتر‌های جنگی اردوی افغانستان حمل می‌شود «پی‌کا» است.

امروز تلفون‌های همراه به عنوان وسیله‌ای که می‌توان از طریق آن داده‌ها و ارتباطات را ردیابی و شبکه‌ها را کشف کرد، اساسی‌ترین ابزار در جهت تأمین و یا برهم زدن امنیت کشور‌ها به شمار می‌رود. پرسشی که مطرح می‌شود، چرا سیم کارت این تلفن‌ها چون پیاز و کچالو و بدون گرفتن نشان انگشت به فروش می‌رسد؟

خلاصه‌ی سخن، تا زمانی که خیانت ملی بر مبنای منافع ملی تعریف نگردد، و تا زمانی که این منافع، معیار دوستی و دشمنی با استراتژی‌های بیرونی قرار نگیرد و باز از میزان وابسته‌گی‌های ما کاسته نشود، چرخ جهنمی جنگ هم به بهانه‌های مختلفی خواهد چرخید و دور و تسلسل آن ادامه خواهد یافت.

..........................................

عارف منصوری

روزهاى دشوار و پر چالشِ پيشرو !

سرانجام پروسه مهندسى شده، مملو از تقلب و زمانگير انتخابات به آخر رسيد و نقطه پايانى به عمر حكومت تحميلى و مصلحتى وحدت ملى گذاشته شد. ناكامى و جانبدارى امريكا در مديريت نتيجه انتخابات، منجر به دو دستگى سياسى در كشور گرديد كه تحليف همزمان دو تيم پيشتاز ثمره ى آنست.

غنى يك بار ديگر با عدم مشروعيت داخلى اما با حمايت خارجى، ظاهراً تا هنوز در ارگ ابقاء شده كه با مخالفت سياسى و نظامى تيم ثبات و طالبان مواجه است. اينكه با چه سازوكارى اين دو معضل را حل و از اين دو گردنه ى دشوار عبور خواهد كرد، به تحولات آينده بستگى دارد.

و اما داكتر عبدالله كه تهور و ريسك بزرگ سياسى را نموده، با مخالفت صريح با خواست و سياست امريكا در برابر دشوارى هاى زيادى در آينده نزديك روبروست. او كه تا ديروز در خانواده جهادى به نزديكى و همسويى بيش از حد و حرف شنوى از امريكا متهم بود، در يك اقدام غيرمنتظره همه رشته هاى بافته شده روابطش را با امريكا، پنبه نموده و در قد و قامت يك رهبر مردمى ظهور كرد كه در راس يك اجماع بزرگ ملى قرار دارد.

مسلم است كه دو حكومت در يك اقليم نمى گنجد و امكان ندارد افغانستان براى پنج سال آينده از ارگ و سپيدار بطور موازى رهبرى شود. اما سئوال اينست كه تا چه مدتى و با چه ميكانيزمى اينگونه به پيش خواهيم رفت؟ و آنچنانكه هر دو طرف راه هاى تفاهم و مذاكره را همچنان باز گذاشته اند، چطور و با چه سازوكارى تفاهم خواهند نمود و در چنين فضاى بى اعتمادى و تقابل، با چه ميكانيزم و سهمبندى قدرت در ساختار نظام، كنار هم قرار خواهند گرفت؟

قطعاً روزهاى پيشرو، فرصتهاى سريعى براى مانور هاى سياسى خارجى و تحركات نظامى داخلى دو تيم براى تثبيت، تحكيم و تقويت جايگاه و پايگاه شان در مقياس ملى و بين المللى است.

در بُعد داخلى، حمايت هاى مردمى در ولايت، تعين واليان و مقامات محلى، تشكيل كابينه و در دست داشتن ميديا جدى و مؤثر است. و در عرصه خارجى، تأمين رابطه با كشور هاى خارجى و برسميت شناختن كشور هاى ذينفوذ و ذيدخل در افغانستان است كه براى بقاى هر يكى در قدرت لازم و ضرورى پنداشته ميشود.

تا هنوز جامعه جهانى و نيروهاى نظامى داخلى تا حدى و عملاً بيطرفى خود را در ميان دو تيم حفظ نموده اند و كشور هاى تأثير گذارى نظير روسيه، چين، ايران، پاكستان، عربستان، تركيه، هند و برخى ديگر موضع شفافى در خصوص تنش كنونى اتخاذ ننموده اند. كه قطعاً بزودى تصميم خواهند گرفت و اعلان خواهند نمود.

بعيد نيست خواسته امريكا چنين بوده باشد كه در آستانه توافقات آنها با طالبان، حكومت ضعيف و فضاى پُر چالشى در افغانستان حاكم شود تا زمينه و بستر طبيعى براى تطبيق مرحله وار و تدريجى تفاهمات شان با طالبان قرار گيرد.

بى ترديد گماشتگان امريكا و سازمان ملل از همين امروز دست به كار شده اند تا قبل از تشكيل كابينه و هر اقدام ديگر دو تيم كه شگاف را ميان شان بيشتر خواهد ساخت، اسباب گفتگوى رهبران دو جناح را فراهم سازند. و چنانكه تصور ميرود، خواهان انعطاف بيشتر از داكتر عبدالله خواهند بود تا از ادعاى رياست جمهورى اش منصرف شده، با كسب امتيازاتى با غنى تفاهم نمايد. اينكه او چگونه اين مهم را مديريت و هوادارانش را توجيه و اقناع خواهد نمود، دشوارى ايست كه در پيشرو دارد.

نصیرمهرین

معرفی کتاب دل گفته های من

دل گفته ها بردل می نشینند

نام کتاب: دل گفته های من

نویسنده: ویس سرور

ناشر: انتشارات شاهمامه

نشانی نویسنده در فیسبوک:

Wais Soroor

"دلگفته های من"، سخنان ویس سرور، انسان عزیز، اجتماعی و وارسته از قید وبند هرگونه  تعصب، تبعیض، تحجر، ترس آلوده گی و محافظه کاری های مصلحت آمیز است. این ویژه گیها سبب شده اند که شنیده گی ها ویا دیده گیهای نامطلوب وسزاوار اعتراض را به نکوهش بگیرد، از کلیشه کاری و شعاربازی برکنار بماند و در برابر آنها پای صمیمانۀ پیشنهاد اصلاحی را پیش بیاورد.

هنگامی که وقت ابراز برخی از این سخنان را نگاه می نمودم، متوجه شدم که گاهی دست در تهیۀ سرودۀ کنایی و طنز الود داشته، اما به زودی او را خبر تکانۀ انتحار و انفجار ویا سایر زشتی های مردم آزار در میهن، به گریستن واداشته که احساس ایجاد شده وآن گریۀ دل را نیز با خروشنده گی و بی پروایی بر فرق انسانکشان فرو برده است. چنین بود که من پس از خواندن کوتاه نوشت های وی، پیشنهاد ترتیب مطالب را از روی موضوعیت آنها نه نمودم. ترجیح دادم که تنوع مطالب که در سیر زمان خاطر او را مشغول نموده یا آزرده اند، مطابق زمان تهیه شدن بیایند.

شایان یادآوری میدانم که من نیز درکنار چند دوست دیگر، برای ویس سرور گرامی این پیشنهاد را نموده ام که به گلچین نمودن این فراورده ها از "فیسبوک" بپردازد و کتابی فراهم نماید.  زیرا به رغم جاذبه وکششی که "فیسبوک" آفریده از نقش وارزش کتاب و خواندن چنین مطالب در آن نه کاسته است.

آرزو می نمایم سخنانی که از دل پاک وی برخاسته اند و آرزویی جز بهبود خواهی ندارند، بر دلهای درد آشنا بنشینند ونیازهای تحول و دگرگونی پذیری زشتی وپلشتی ها را همراه صمیمی باشند

...............................................

محمد عارف  عباسی

وحدت ملی و همبسته گی

ای فرزندان غیور و نامور کوه پایه های پرهیبت و حماسه ساز تأریخ، ای دلیر مردان هزاره، تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن نورستانی و بلوچ که همه در آزمون های گوناگون پیروز و سربلند برآمدید!

من منادی ام که از بستر مریضی با درد و سوز و گداز می گویم که من به شهامت، شجاعت، خرد و فراست شما ایمان دارم، و یقین کامل دارم که نیروی خلاقۀ ملی شما مثل هر ملت جهان توان مندی تغییر بهبود حال داشته و ممثل واقعی حاکمیت ملی و رهایی از جمیع اسارت ها است.

این ندای من شعار نیست، هورا نیست و نعرۀ تکبیرهم نیست بلکه فریاد قلب افگاریست که با تمام بیچارگی شاهد فروپاشی سقفی ام که نیاکان ما به قیمت خون های پاک خود آن را اعمار و افتخار آزادگی به آن بخشیدند. و من و تو به نام ملت افغان در زیر آن تا حال به افتخار و سربلندی زیستیم.

ندای من توأم به تضرع برخاستن، شکستن، ریختن، ویرانی و قتل و قتال نیست، که همه را تجربه کردیم، ندای من قیام و به پا خیزی است بر بنیاد وحدت ملی و هم بستگی صادقانه و بی شایبه که فراموش کردن خود به خاطر افغانستان عزیز باشد.

خرد و فراست، تعقل و دانش باید انگیزه های مقدم این تحرک باشد. مگذار که دشمنان، نفاق و شقاق و متلاشی شدن خانۀ مشترک ترا جشن گیرند و سگان پروردۀ دم درب شان از این حال اسفناک برای بقای قدرت خود بهره برداری نمایند و لو که از قوم خودت باشد.

من برایت می گویم که وطن به سوی تباهی و نابودی قهقرایی روان است. این صلح پالی و بحث های این جا و آن جا دام های تزویری بیش نیست و بر حلقه های زنجیر اسارت دور گردن من و تو می افزاید.

برخیز و بیدار شو و چشمانت با دستان تعقل بمال و روشنی واقعیت ها بنگر.

والله که هیچ خارجی مسلمان و غیر مسلمان در فکر رهایی تو از این منجلاب باشد. تو استی و فقط تو استی، ای دختر و پسر افغان که توان درهم شکستن این طلسم ننگین اسارت داری.

از خواب غفلت برخیز و راه آزاده گان خردمند پیشه کن و بی تفاوتی را کنار بزن ودر حلقۀ کثیف تفرقه ها که دسایس دشمنان است مه پیوند و وطنت نجات ده.

این است ندای کهن سال عاشق دل سوختۀ وطن از بستر ناجوری.

..........................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر

سابق کارمند رادیو تلویزیون افغانستان

 

خاطرات فراموش ناشدنی

 

ازرادیوافغانستان

روز چهاردهم ماه دلو برای من یک روز نا خوش آیند و دلگیر می باشد، زیرا سی وسه سال قبل از امروز به تاریخ ۱۴ دلو ۱۳۶۲ ناگزیر شدم با خانواده، خانه و کاشانه خویش را رها نموده و بی سرنوشت راه مهاجرت را در پیش بگیرم . این روز غمبار همیشه در خاطرم بود وفراموشم هم نخواهد شد.

 چندی قبل صحبتی با یک تن از عزیزان وهمکاران  خاطره های دیگری رابرایم زنده کرد.

بعد از سی وسال یکی ازهمکاران خوبم ملالی جان، عضو مدیریت ارزیابی  پرورگرام های رادیو افغانستان را از طریق فیسبوک یافتم که درایالات متحده امریکا با خانواده خود زنده گی می کند . امکانات میسرشد وازطریق مسنجر، توانستیم باهم تماس بگیریم وبیشتر ازیک ساعت باهم قصه کردیم. از روز های تلخ وشیرین که باهم در رادیو افغانستان همکار بودیم، یاد نمودیم . زمانی که تماس ما با خدا حافظی قطع شد، تمام خاطرات آن روزگاردوباره درخاطرم زنده شد. ویادم آمد که چگونه ناگزیرشدم درظرف سه روز با خانمم عزیزه مهر اختر( آموزگار ) دخترم مریم اختر( دوساله ) و پسرم مصطفی اختر که، هنوز چهل روزه نشده بود ترک وطن نماییم .

من درسال ۱۳۴۵ هجری شمسی در رادیو افغانستان، تحت نظر محترمه شکریه جان رعد، همکاری خود را با رادیو افغانستان آغازنمودم . شکریه جان مرا همرای خود به استدیوهای رادیو برد ودراستدیو ۴۷ که همکار تخنیکی آن علی احمد جان وزیری ( مشهور به داکترعلو ) بود معرفی کرد وطریق ثبت برنامه اطفال را آموخت وبعدا برنامه خانواده وامثال آن را از شکریه جان فرا گرفتم. 

 ازاول سال۱۳۴۶هجری خورشیدی منحث مامور رسمی به حیث عضو مدیریت عمومی پرگرام های رادیوافغانستان که درآن زمان مرحوم کریم روهینا منحیث مدیرعمومی پرگرام ها ایفای وظیفه میکرد، به کار آغازکردم.  درآن زمان رادیو افغانستان یک فضای بسیاردوستانه داشت، زیرا کار رادیو افغانستان مانند زنجیر، یکی با دیگری درارتباط بود. همکاران رادیو افغانستان مانند اعضای خانواده باهم صمیمی بوده، فرق بین همکاران تخنیکی و نشراتی، آمرو مامور نبود. باهم می گفتیم و می خندیدیم، ولی هرکدام وظیفه خویش را با صداقت، صفا وصمیمیت با شوخی های همان زمان  انجام می دادیم . شایدتعداد زیادی از همکاران سابقه داررادیو افغانستان بامن هم نظر باشند که درآن زمان مامورین رادیو افغانستان به خاطرساعت رسمی کارنمی کردند، بلکه هرکدام وظیفه خود راتاهرلحظه که برنامه شان ثبت و آماده نشر می شد ادامه می دادند. زیرا همه با یک شوق وعلاقه وظیفه محوله اش را  اجرا می کرد

باکودتای نیمه کمونیستی سردارمحمد داودخان فضای رادیو افغانستان کمی تغییر کرد. زیرا تشکیل رادیوافغانستان انکشاف  پیدا نموده وبا روی کار آمدن پروژه تلویزیون ، به تعداد همکاران افزوده شد .  تغییراتی درپالیسی نشراتی رونما گردید. ولی با کودتای ننگین هفت ثور فضای رادیو افغانستان کاملا دگر گون شد. رادیو تلویزیون افغانستان،  به کمتیه رادیوتلویزیون و افغان فلم مسما شد.  همکاران بیشتری جذب گردید اکثرهمکاران جدید سابقه کار درمطبوعات را نداشتند صرف کارت سرخ حزبی ، و داشتن سلاح واسطه حزبی برای جذب شان کفایت می کرد . دربین همکاران جدید واضح است که، اعضای دستگاه جاسوسی اکسا نیز شامل بودند. تعقیب، بگیر وببند ازهمان جا آغاز گردید.  تعداد فراوانی از همکاران رادیو تلویویزیون افغانستان راهی زندان شده، با شکنجه های غیرانسانی مواجه شدند، وتعدادی هم درپلیگون های پلچرخی سربه نیست گردیدند. دربین همکاران رادیوتلویزیون آن همه اعتماد وهمکاری سابق وجود نداشت، هریکی از سایه دیگر درهراس بودند زیرا هیچ کدام نمی دانست که کی با اکسا ارتباط دارد . به خصوص زمانی که  رقابت وروابط  خصمانه بین جناح خلق و پرچم به وجود آمد فعالیت افراد اکسا درهمه جا وخاصتا در رادیو تلویزیون احساس می شد.

پالیسی نشراتی کاملا دگرگون شد. خوب به خاطر دارم که روز دوم کودتای ثور، دو سه نفر از اعضای برجسته کودتاگران ( کمیته مرکزی ) به رادیوآمده، تغییراتی دربرنامه های رادیو آوردند. ازجمله می توان گفت: برنامه موعظه که هرشام پنجشنبه قبل ازساعت ۹ شب انتشار می یافت وهم برنامه سیره النبی که بعد ازآذان پیشین منتشرمی شد وهاکذا موعظه روزجمعه که بعدازنمازجمعه ازطریق رادیو پخش می گردید از برنامه های رادیو حذف نمودند. یعنی در آغاز کودتا گران درمقابل عقیده وایمان مردم افغانستان موضع گرفتند.

با تجاوز قشون سرخ شوروی سابق در افغانستان، در ششم جدی ۱۳۶۸ خورشیدی  وضع درسراسرکشوربرهم خورد، زیرا تمام مردم شریف افغانستان مخالف تجاوز آشکار نیروهای تابه دندان مسلح اتحاد جماهیراشتراکیه شوروی شدند. خیزش های مردمی درکابل و ولایات افغانستان نمونه مخالفت مردم با رژیم دست نشانده شده می تواند . نمی خواهم درزمینه بیشتر بپردازم  صرف در بخش رادیو وتلویزیون افغانستان که، شاهد ماجرا بودم اکتفا می کنم .

در رادیوتلویزیون افغانستان اوضاع شکل دیگری به خود گرفت.  درآن زمان شاخه خلق  عقب شاخه پرچم چراغ به دست می گشت ، بعدازششم جدی  اعضای شاخه پرچم به خصوص  خادیست های رادیوتلویزیون افغانستان، درجستجوی مخالفین رژیم شدند بگیر وببند بکش مانند گذشته ادامه داشت. این که بعضا گفته می شود که درزمان زمام داری پرچمی ها کشت وخون نبوده ویا کمتر بوده از حقیقت به دور است. زیرا بازهم تعداد فراوانی از کارمندان رادیوتلویزیون افغانستان توسط خادیست های شش درک گرفتارشده شکنجه شدند. حتی بعضی ازآن ها دوباره بازنگشتند که اسمای آن عده ازمامورین رادیو تلویزیون که درزمان زمام داری خلق و پرچم  راهی زندان شده اند ویا این که توسط  شکنجه گران خاد به شهادت رسیده است، درمطلب جدا گانه که لینک آن درپایین قرار دارد دیده شده می تواند. گرچه این یادداشت کامل نبوده ومی دانم که تعدادی ازهمکاران ما که آزار واذیت شده اندو یا این که به شهادت رسیده اند  بیشتراز لست می باشد که انتشاریافته است .

http://www.rangin-hamburg.com/اختر-استبداد

درقسمت پالیسی نشراتی رادیو وتلویزیون افغانستان بازهم تغییراتی رونما گردید درزمان زمام داری خلقی ها صرف مطالب وترانه های انقلابی بیشترشده بود، ولی درزمان پرچمی ها برعلاوه سر ود ها وموضوعات انقلابی ، روس ستایی ونوکرمنشی هم اضافه گردید . به قسم مشت نمونه خروار می توان از شعر وآهنگ کابل مسکو را یاد کرد .

برنامه های خبری رادیو تلویزیون افغانستان  تحت نظر مشاوران روسی نشرات داشت. حتی بیانیه رییش جمهورکشورو اعضای کمیته مرکزی هم توسط مشاوران روسی نخست درتلویزیون کنترول می شد وبعد متن کنترول شده به رادیو می آمد وبیانیه ها دوباره « هید د » می گردید. ازجانب دیگر مشاوران روسی که آمر شان فاضل و ویچ نام داشت و ترجمانانش محمداوف . خال نظر اورالف،  جعفر گوجایف و احمدجان بود ،وظیفه داشتند تا فلم ها ، سریال ها وبرنامه های تهیه شده در شوروی سابق را در تلویزیون افغانستان به نشر برسانند. جنانچه بعد از آمدن مشاورین روسی، فلم های درمورد لینین، انقلاب اکتوبر، قهرمانی های ارتش سرخ، جنبش های کارگری وغیر از طریق تلویزیون افغانستان انتشار یافت. برنامه های معلوماتی و ادبی وهنری به شکل عادی نشرات داشتند.  درزمان ریاست دانشمند محترم لطیف ناظمی  برنامه های رادیو به خصوص بخش هنرو ادبیات با محتویات خوب انتشار می یافت . زمانی که محترم لطیف ناظمی به حیث استادزبان فارسی دری  دریکی از دانشگاه ها ، راهی آلمان شرق شدند معاونش اکبرکرگر به حیث رییس نشرات رادیوتقررحاصل نمود. وی که ازشاخه  پرچم و ازگماشته گان  وپای دوان محمود بریالی بود اصلا دردانشکاه، فلسفه تحصیل کرده ودر امور مطبوعات وبه خصوص  رادیو وتلویزیون بلدیت چندانی نداشت، درزمان ریاست وی هیچ برنامه با محتویات عالی روی کار نیامد. یک برنامه به نام ( جام جم ) نظر به هدایت ریاست تبلیغ وترویج کمیته مرکزی حزب که هفته دوبارشام شنبه و چارشنبه به ساعت ۹ شب  تهیه می شد، ومطالب آن را سرمقاله های روزنامه (پرودا) ارکان نشراتی حزب کمونست شوروی سابق تشکیل می دادکه، به زبان های فارسی دری و پشتو برگردانده شده ازطریق مدیریت عمومی اطلاعات رادیو افغانستان  پخش می گردید.

رییس جدید رادیو افغانستان یکی از فعالین خاد بود . نخستین کارش با همکاری سازمان اولیه رادیو تلویزیون که همه اعضای خاد بودند، به تصفیه کارمندان رادیو آغاز گردند .شخص رییس  بعضی ازمامورین رادیو افغانستان را به دفترش می خواست و اظهار می داشت که، چرا خودت عضویت حزب را قبول نمی کنی؟ اگرحزب بد است برایم بگو که من هم از حزب برایم واگر خوب است چرا خود را گوشه می گیری؟ ویا این که بعضی ازمامورین رادیو را با پیشنهاد بست بهترو یا چوکی بهتربه حزب و حتی خاد جذب می کرد . حتی تعداد ازملازمین و دریورهای رادیو رانیز درخاد جذب کردند وماهانه برای شان سه صد افغانی ازطریق خاد تادیه می شد . این کاربه حدی رسید که درهردفتریکی ازاعضای خاد گماشته شد. زیرا خاد حتی به اعضای حزب نیز اعتماد نداشت.  باوجود که دردفترما دونفرحزبی موجود بود ولی بازهم یکی از خادیست هارا نیز وظیفه دادند تا راپور شعبه مارا به خاد برساند. وظیفه آن خادیست گوینده گی در رادیو بود، یعنی که عضومدیریت عمومی نطاقان ، ولی دردفتر ما می آمد و ما را تحت نظر داشت .

هرعضوخاد که دردفاتربودند، روزنه راپور خود را به یکی ازاعضای بلندتر خاد که، درهمان دهلیز قرارداشت تسلیم می کرد.

مدیرعمومی اداری رادیو تلویزیون افغانستان که، خانم منشی سازمان اولیه بود سوانح آن عده از کارمندان رادیو تلویزیون راکه، عضویت حزب را نداشتند منحیث افراد مشکوک به اداره خاد شش درک ارسال کرده بود  .

فضای خفقانزا کارمندان رادیو تلویزیون افغانستان را اذیت می کرد، ولی چارهٔ نبود ناگزیربودند که می سوختند و می ساختند.

 قسمی که  قبلا ذکر کردم من عضویت اداره ارزیابی پروگرام های رادیو را داشتم، دریکی ازشب ها که نوکری بودم، دربرنامه تبصره جراید سرمقاله  روزنامه هیواد که با تاسف تاریخ آن را فراموش کردیم انتخاب شده بود که، درباره مهاجرین افغان درپاکستان بود.  درآن سرمقاله توهین مستقیم به تمام مهاجرین افغان در پاکستان صورت گرفته بود که (بعد از سی وسال من خجالت می کشم آن رابه روی کاغذ بیاورم .) نشر مطلب را از طریق رادیوی افغانستان لازم ندیدم. ونزد رییس رادیو رفته وموضوع را مطرح کردم. وی اظهار داشت که نشرکن. ومن دلیل می آوردم، خلاصه مطلب انتشار نیافت، ولی فردای همان روز زمانی که می خواستم حاضری را امضا نمایم ، دیدم رییس رادیو سوی من آمد گفت : اشرار چطور هستی ؟

ازهمان لحظه فهمیدم که کارم ساخته است و می خواهند مرا از رادیو اخراج نمایند وهمان شد .

ریاست رادیوتلویزیون وقت، سازمان اولیه و تمام خادیست های رادیو تلویزیون به این عقیده بودند که، آن عده ازکارمندان رادیو تلویزیون که، با ایشان نیستند به ویا مخالف تجاوزقشون سرخ شوروی سابق هستند به بهانه های مختلف از صحنه خارج نمایند.و فکر می کردند، همه چیز به ذوق شان برابر بود. وانقلاب ثورشکست ناپذیراست از آینده نمی دانستند که، چه به فرق شان می آید. وهیچ  گمان نمی کردند که روزی ولینعمت شان  یعنی اتحاد جماهیراشتراکیه شوروی سابق پشت شان را خالی نماید .

 اگرما ازدست ظلم وجنایات وطن فروشان خلقی و پرچمی و به خصوص خادیست ها مهاجرشدیم روزی رسید که ازترس ومظالمی که درحق مردم کرده بودند ، خود نیز فرار رابرقرار ترجیح داده. برخلاف شعارهای گذشته شان، راهی کشورهای امپریالیستی شده و ریزه خوار شدند .

 شکر خدا دراین است که، ما دربین اجتماع جا داریم، واز هیچ چیزخوف نداریم .زیرا جنایت نکردیم، و دست ما به خون مردم ما آلوده نیست . ولی تمام اعضای باند خلق و پرچم درهرکشوری که، هستند و درمجالس ومحافلی خوشی وغم اشتراک می کنند، خوف دارند که یک مخالف شان پیدا نشود. واگریکی از مخالفین را دیدند فورا صحنه را ترک می کنند. وازجانب دیگر وجدانا نا آرام هستند، تعداد کثیرشان به شراب پناه برده و زمانی که به گذشته خویش فکر می کنند، رنج می برند واضح است اعصاب شان نارام شده وعصبانیت باعث برخورد های فامیلی شده ومشکلات دیگر برای شان پیدا شده است .

این بود که صحبت با آن همکار عزیز، که خاطرات زیادی را به یادم آورد وبرای شما خواننده گان با احساس نیز نوشتم.

................................................................................................................................................   

 

 

 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin