Rangin
Rangin
Rangin
Rangin

تحت نـظـر حیـدر اخـتر

 

استفاده از مطالب  رنگین با ذکر ماخذ آزاد است

داکترشکرالله کهگدای

سابق استاد دانشگاه کابل

شورای ملی باید رئیس جمهور را عزل

و به دادستانی ودادگاه معرفی نماید

  حمله انتحاری به دانشگاه کابل بدنبال حمله هفته پیش به مرکز آموزشی کوثر دانش درکابل ورشته حملات بی وقفه طالبان شیطان پرست به همه مراکز آموزشی و ملکی که آینده سازان میهن ما اند, چنان غم جانکاهی را درکشور سبب شده که قلب همه را به شدت داغدار ساخته است.

با این که در غم جانسوز قربانیان دانشگاه کابل خود را شریک می دانیم و مقام ارواح شهدای گلگون کفن را در بهشت برین میخواهیم مگر این همدردی وافسوس وغم شریکی به تنهایی خود کافی نیست وباید در بدل این همه جنایات طالبان شیطان پرست, باید نخست خط سرغ ارگ نشینان فاسد به خط زرد شان در رهایی طالبان شیطان پرست, رنگ نمی باخت وحالا که اشرف غنی احمدزی نسبت همنوایی با طالبان تروریست, حدود شش هزار  شیطان پرست را به اثر دستور زلمی خلیلزاد رها کرده, در بدل حملات خونین طالبان به دانشگاه کابل ودیگر مراکز آموزشی چون کوثر دانش وغیره, تقاضا می نمایم بمانند رهبران با وجدان کشورهای عدالت خواه, از رییس جمهور تا وزرای دفاع وداخله وامنیت استعفا بدهند و حکومت بعدی, هرچه طالب شیطان پرست در بند زندان اند بی درنگ به دار آویخته شوند و امرالله صالح, صالح بودن خود رابه اثبات برساند ودر بدل هر حمله انتحاری وانفجاری, هم مراکز طالبان را به شدت از هوا وزمین بکوبد وهم طالبان زندانی را هماندم به دار بیاویزد. طالبان یعنی مزدور آی ای پاکستان اصلا آدم شدنی واصلاح شدنی نیستند وباید مذاکرات قطر همین حالا قطع گردد. دانشگاه کابل که بایست امن ترین ومصؤن ترین مکان کشور می بود باثر بی کفایتی حکومت فاسد به چنین فاجعه جانسوز تبدیل شده است. پس باین وضع موجود هیچ مکانی از شر طالبان شیطان پرست در امان نیست تا که رگ وریشه این جنایت کاران سوزانده نشود

  مسؤل این همه حملات انتحاری وانفجاری وقتل وکشتار بی امان مردم بی گناه ما, در دو دهه اخیر,  درپهلوی طالبان شیطان پرست, حامیان آن ها بمانند:حامد کرزی, اشرف غنی احمدزی, حنیف اتمر, معصوم ستانکزی جمع وزرای بی کفایت فعلی دفاع وداخله وامنیت ملی است. همه این ها باید به دادستانی معرفی و محاکمه ومجازات شوند.

..........................................

عتیق الله نایب خیل

 

شنیدم ازینجا سفر

می کنی...!

 

وقتی آهنگِ «شنیدم ازین جا سفر می کنی» با هر صدایی زمزمه می شود، ناخودآگاه به یاد هنرمند همیشه جاویدان، ظاهرهویدا، می افتم. آهنگی که از اعماق دل او برمی خاست و براعماق دل شنونده می نشست.

این آهنگ اما، تنها یک سروده نیست که با ریتم موسیقی و صدای مانده گار ظاهرهویدا گوش شنونده را نوازش می دهد. قصه ی است از اتفاقاتی که شاید ملیون ها بار در کشورما اتفاق افتاده و تکرار شده است. قصه یی که مسافرِ آن به انتخاب خودش عزم سفر و آهنگ شهر دیگر نکرده و حتی حق انتخاب شهری را که عزم سفر کرده، نداشته است. بلکه سیر حوادث و جبر زمان او را به گوشۀ از گیتی پرتاب کرده و این آمد و شد در یک دَور و تسلسل خسته کننده ی ادامه یافته است. سوگمندانه که سیر ناگوار حوادث عده ی بی شماری را هم روانۀ سفری کرد که دیگر هرگز برنگشتند. هشت سال قبل ظاهرهویدا هم به کاروانی پیوست که راه بازگشت نداشت.

طبعا" سفری از آن گونه که ظاهر هویدا می سرود، برای آن هایی که درعقب می مانند و گاهی دست تکان می دهند ناگوار است.

وقتی به گذشته می نگرم، نمی دانم چند صد بار زمزمه کرده ام که: «شنیدم ازینجا سفر می کنی...»

........................................

 

 

 

         عتیق الله نایب خیل

چرا تنبان کشی؟!

 

همین که به خود جراًت دادم عنوان فوق را برای نگاشتن چند سطر پائین انتخاب نمایم عرق شرم بر جبینم نشست. زیرا بکاربرد بعضی کلمات و جملات عبور از خط قرمزهای ادب نگارش و عفت قلم است. اما، همزمان با آن یادم آمد این پرسش را مطرح نمایم که چه گونه کسی به خودش حق داده است از خط قرمزهای اخلاقی جامعه عبور نماید و در محضرعام پیراهن و تنبانش را بکشد و نیکر زرد رنگش را در معرض دید همه گان قرار دهد؟ شاید طرح این پرسش بتواند انتخاب این عنوان را هم توجیه نماید.

اما جالبتر ازین حرکت، به گوش رسیدن نعره هایی بود که ندانستم چه ربطی به لُخت شدن سخنران داشت و چرا عده یی برای خودشان حق می دهند عظمت خداوند را آن قدر کوچک بسازند که حتی یک چنین عمل منفی را نیز با نعره های تکبیر استقبال نمایند.

به باور من انتخاب شخص سخنران و این حرکتش کاملا" حساب شده و از قبل پلان شده بوده و تحریک آمیز ترین عمل برای تحریک آنانی بوده که آن جا حضور داشتند. زیرا لُخت شدن در محضر عام جای صد دلیل و استدلال را برای آن هایی می گیرد که مانند سخنران از نبود عقل و درایت کافی و قدرت استدلال و ارائه دلایل منطقی به دورند. زیرا وقتی پای منطق کسی می لنگد برای به کرسی نشاندن سخنش به راه های غیرمنطقی متوسل می شود.

آنانی که از تبلیغ و دامن زدن به مسایل قومی نفع می برند، برای دستیابی به مقاصد شان کاملا" به همین گونه افراد جاهل ضرورت دارند و حرکاتی ازین نوع برای تحریک احساسات گروه های جاهل هم جای صد دلیل و برهان را می گیرد. افرادی با این حدی از تنزل اخلاقی عقب تریبون سخنرانی قرار نمی گیرند، قرار داده می شوند.

دلیل این تنبان کشیدن هرچه باشد، تشویش من این است که این حرکت به یک نماد دایمی اعتراض مبدل نشود. فردا شاهد خواهیم بود که کسی در اعتراض به بلند رفتن نرخ ها تنبانش را کشیده است و کسی در اعتراض به تقسیم قدرت و کسی هم به دلیل رئیس و یا وزیر نشدن، کسی هم با نگرفتن رتبۀ جنرالی ... و طبعا" دلایل اعتراض درین مملکت بسیار است.

ما از جهات بسیاری در جهان در صف اول قرار داریم. از جهت تولید مواد مخدر، از ناحیۀ فساد و بسیار چیزهای دیگر. نشود که از جهت تنبان کشی هم در صف اول ملل قرار گیریم!

.........................................  

اسد شامل

تاملی بر کتاب " اشک قلم و فریاد کفش "

اخیرن کتاب " اشک قلم و فریاد کفش ".نوشته ی نویسنده ی فرزانه و توانا جناب آقای نصیرمهرین با محبت ایشان که بر بنده منت گذاشتند و از ایشان سپاسگزارم بدستم رسید . این کتاب با دقت خاص تهیه شده و از قطع و صحافت خیلی عالی برخوردار است . تصویر روی جلد که خود بیانگر محتوای کتاب است خیلی موزون و با ذوق عالی طراحی شده , کتاب دارای ۵۲ فصل و یا عنوان است, در واقع می توان گفت همه حکایات و زبان حال "قلم" و " کفش "است که از طرف نویسنده به شکل خیلی زیبا و دلچسب برشته تحرر درآمده. از خاطرات ناگوار و دردناک "قلم" در می یابیم که چگونه ضحاکان روزگار و اهل زر و زور با فشردن گردنش فرمان قتل و تاراج انسان های بیگناه ر ارقم زدند, با جوهرش بروی کتاب خدا برای بدام انداختن دیگران سوگند نوشتند و اما دیدیم که چه نامردانه آن را زیر پا گذاشتند و امثال این نامرادی ها, همچنان است حکایت "کفش" که چه گونه زمانی چاپلوسان روزگار گرد و خاکش را پاک می کردند و در بسا مواقع صاحبانش را سر می بریدند و اما باز هم همین کفش های باهمت با پرواز شان به سوی دروغ گویان و یاوه سرایان دهان شان را         می بستند. 

این کتاب واقعن از ارزش والای فرهنگی و ادبی برخوردار است, این است که مطالعه ی آنرا به همه فرهنگیان و دوستان اهل کتاب صمیمانه توصیه می کنم . اینک شما را به مطالعه ی متن مختصری از این کتاب ذیلن دعوت می نمایم :

من در دست دشمن

انسان ها !

کسی از جمع شما " اشرف المخلوقات "، روزی مرا ارزان خرید، در روی میز نهاد . شب که تاریک شده بود، با چشمان مست، خرامان سوی من آمد. در آغاز پنداشتم که مرا با معشوقه ی خویش اشتباه گرفته است. چراغی را روشن کرد و دست بسوی من و کاغذ برد . گلویم را چندین بار فشرد، من همچنان بی زبان و خاموش گریان می نگریستم و شکنجه می شدم . دقایقی گذشت " اشرف مخلوقات " تبسم های رضایت آمیز نمود، سر در بالین گذاشت. سخنان دل برخاسته ی من و کاغذ و آن شب، فریادی بود که می گفت :

" که ای نیکبخت این نه شکل من است

و لیکن قلم در کف دشمن است"

..........................................

 

نصیرمهرین                  

      آیا جنایت نیست؟

در ادامۀ انتشار سلسله یی از خبرهای فضیحت بار از دستگاه حکومتی افغانستان، آنچه که مقامات مسؤول در برابر زنان ودختران معیوب ومعلول انجام داده اند، حکومت افغانستان را در این زمینه و نیزخرابی نظام صحی، در سطح جهان مقام نخست بخشید.

به نقل از آژانس خبررسانی آلمان Dpa، دیده بان حقوق بشر، شام دوشنبه( 27 آپریل 2020) در نیویارک (همجنان درکابل) اعلام داشت که "در افغانستان، زنان معیوب در سطوح گوناگون در معرض استفادۀ سؤ مقامات مسؤول قرار گرفته اند."

در این گزارش درحالی که از بی مسؤولیتی مقامات حکومتی افغانستان در برابر همه معیوبین یادآوری شده، اما اشارۀ ویژه بر رفتارهای دارد که در برابر دختران و زنان چهره نموده است.

بی اعتنایی درامورصحی، آموزشی ونیازهای اجتماعی معیوبین را عمل وحشیانۀ استفادۀ سؤ جنسی نیز به نمایش نهاده است که هنگام مراجعه برای رفع نیازها از طرف مقامات مسؤول حکومتی مواجه شده اند.

مظلومان و دردمندانی را در نظر آوریم که با تأثیر پذیری از ناهنجای های گوناگون در جامعه، از نظر بدنی ویا روحی معیوب شده و ملیونها دالر برای آنها اختصاص داده شده است، اما حکومتی های فاسد، آنرا نه در خدمت معیبوبین، بلکه معیوبین را در خدمت اغراض بیشرمانۀ خود قرار داده اند.

نمی گویم که شنیدن رفتارسؤ با زنان و دختران معلول ومعیوب و ظلم در حق آنها برایم تکاندهنده بود. حتا نمی گویم که آزاردهنده بود. زیرا شنیدن چنین خبری دور از تصور وانتظارنبود ونیست. امتیازگیران و گرداننده گان حکومتهای خائن، دست نشانده وپوشالی از جمله مافیایی که اشرف غنی گردآورده است، چنان لگام گسیخته برجان و مال و ناموس مردم تاخته و آزارها رسانیده اند که من و مایی با آن آزارها زیسته وشب را به یاد آزار دیده گان به سحر برده، به قدر کافی رنج نویس  و درد سرا شده ایم. شنیدن چنین خبرها به دامنۀ نفرت واندیشیدن به نیازگم شدن روی این دارودسته های فاقد احساس انسانی و بی اعتنا به حد اقل وظایفی که در محافظت حتا انسان معیوب و معلول دارند، می انجامد.                                     ***

یادآوری: عکس از متن انگلیسی گزارش  Human Rights Watch گرفته شده است. برای مراجعه به این منابع: https://www.hrw.org/video-photos/video/2020/04/27/afghanistan-women-disabilities-face-systemic-abuse.

 

.................................................................

محمد عارف منصوری

 

چرا از گذشته عبرت  نمى گيريم ؟

 

سقوط حكومت داكتر نجيب، از اقدام قومگرايانه و تعصب آلودى آغاز شد كه بقول فريد مزدك از اعضاى رهبرى حزب وطن، نجيب مى خواست يك جنرال پشتون را روى سينه اقوام غير پشتون بنشاند و توسط جمعه اسك، شمال را كه آبستن بحران بود، مهار كند. اما علاوه بر آن كه مهار نشد. وخامت روزافزون وضعيت، منجر به سقوط رژيم و برچيده شدن حاكميت چهارده ساله چپ در افغانستان گرديد.

حالا نيز اشرف غنى احمدزى، سلاله نجيب احمدزى، يكى ديگر از هم قبيله هايش را بنام جنرال ولى احمدزى قوماندان قول اردوى ٢٠٩ شاهين در شمال تؤظيف نموده تا زهر چشمى باشد به سه محورقدرت محلى يعنى جنرال عبدالرشيد دوستم، استاد عطاء محمد نور و حاجى محمد محقق كه هر يكى از نفوذ گسترده ىدرشمال برخوردارند.

بى ترديد اين گونه اقدامات قومگرايانه، آن هم در آستانه خروج احتمالى سربازان خارجى و ورود احتمالى طالبان در ساختار قدرت كه امكان بروز مجدد تقابل هاى قومى و استخوان شكنى هاى دهه نود را بعيد نمى نماياند، نه تنها به ضرر حاكميت نيمبند و فاقد مشروعيت ارگ است بلكه هرگز با منافع و مصالح كل افغانستان مطابقت ندارد.

شايد غنى چنين محاسبه نموده باشد كه جنرال دوستم مهره ى منزوى صحنه سياسى افغانستان است كه ديگر توان مانور هاى قبلى را ندارد و خطرى از ناحيه وى متصور نيست. اما تاريخ نشان داده كه بزرگترين بحرانات سياسى و اجتماعى از جرقه ى حوادث كوچكى مشتعل گرديده.

همان طور كه زوال حكومت كمونيستى از اختلاف درون حزبى و سركشى و بغاوت جنرال مومن اندرابى كه خود عضو حزب وطن بود، آغاز و دامنه ى آن با مخالفت هاى ديگران وسعت پيدا كرد تا منجر به دو پارچگى رهبرى حزب و دولت و فروپاشى كامل آن شد.

نمي دانم چرا سياستمردان بى درايت و بى كفايت افغانستان هيچ گاهى از گذر زمان و وقايع تلخ آن نمى آموزند و عبرت نمى گيرند.

..........................................

الحاج اسرار خواجه  محاسن سفید

پیشنهاد به کمیسیون محترم انتخابات افغانستان

افغانستان کشور اسلامی از زمان نبوغ اسلام در جوامع اسلامی موضوعات حقوقی و جزائی و انتقال اموال منقول و غیر منقول و غیره در محاکم شرعی در چوکات اصول شرعیت اسلامی صورت گرفته و میگیرد .

مردم رنج کشیده افغانستان در طول تاریخ تحلیف های زمامداران کشور را تجربه نموده -اند زمانی که به قدرت رسیده اند اعمال شان چیزی دیگری بوده از جانبی در شرایط کنونی احزاب و جریانات سیاسی نا متجانس و عاطفی زبانی و قومی و غیره بدون این که عقلانی باندیشند صفوف شان کم سواد و بیسواد فاقد شعور سیاسی و ساختار دولت را  به شرکت سهامی تبدیل نموده اند و ائتلاف های احزاب بدون برنامه همگانی موقت و زمان بر ، خلاصه چنین دولت داری یک تعداد محدود اشخاص جاه طلب را به قدرت و ثروت رسانیده که نتیجه آن فقر ، بیکاری ، مهاجرت و  جوانان را معتاد به مواد مخدر و مردم را به خون آغوشته که اکثراً آگاهانه صورت گرفته که محکوم عامه مردم و وجدان خود اند .

اینجانب منحیث یک شهروند و محاسن سفید  در صورتی که کمیسیون محترم انتخابات واقعاً مستقل باشند به ارتباط پذیرش کاندیدان در عموم نهادهای انتخاباتی پیشنهاد ذیل را بعرض می رسانم .

۱- عموم کاندیدان محترم خط مش و برنامه خویش را با تحصیلات و تجارب کاری شان ثبت وثیقه شرعی درمحاکم مربوط محل خویش نمایند .

۲- دارایی مالی و جایداد شخصی فامیل اش درج وثیقه گردد .

۳- کاندید محترم تعهد بسپارد افتخار خدمتگذاری به مردم را عقلانی در پرتو علم و خرد بدون بادیگارد انجام می دهد .

۴- کاندیدان محترم می توانند فوتو کاپی وثیقه شرعی را که روشن و خوانا باشد در محلات که لازم دانند نصب نمایند با تنظیم چنین اسناد می توانند هر قدر پول مصرف نمایند مجاز باشند با پیشنهادیه فوق در کمیسیون محترم انتخابات از اتحادیه حقوق دانان کشور و استادان محترم دانشگاه ها و نخبگان و اتحادیه ژورنالیستان و جامعه مدنی توقوع می رود که در اصلاح پیشنهاد بهتر و خوبتر نظری داشته باشند از طریق وسائل لازم ابراز نظر نمایند یگانه منظور این قلم افغانستان عزیز دارای پارلمان مردم سالار تا نظام پارلمانی را تمثیل در پرتو ارزش های موازین اسلامی نهاد های عدلی و قضایی در حاکمیت قانون و دفاع از حقوق عامه دست باز داشته باشند . مولانا بزرگ بلخ فرموده ،

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 

    هم به رای عقل خود اندیشه کن .

تاریخ - ۱۳ حوت ۱۳۹۶ 

................................................................. 

نصیر مهرین

چهره ی کمک و برادری

با تروریست ها عیانتر می شود

از قراین لشکر کشی هایی حکومت پاکستان که از دوماه به این سو علیه طالبان پاکستانی در پیش گرفته است، از دیدارهای ابلاغ نشده ی مقامات پاکستان و افغانستان، هجوم بخش وسیعی از تروریست ها از وزیرستان به سوی افغانستان، عیانترشدن آرزوهای جفا آمیز وضد مردمی رئیس جمهورکرزی ،که برای بازگشت طالبان دارد ( نه وفا به عهد وسوگند به قانون اساسی و نظامی که در رأس آن قرارگرفت) ، فرستادن پیام های علنی برای گروه جنایتکاری که هر روز دهشت و وحشت می آفریند، مانع شدن سهمگیری سلاح ثقیل علیه عملیات جمعی تروریست ها، آزاد نمودن تروریست ها از زندان ها وانکار از نقش تروریستی دگر باره ی آن ها، همه وهمه، از ایجاد فضایی حاکی است که کرزی و گروه ارگ نشین وی در واپسین ایام نکبت بارحکومت خویش ، خدمت به تروریسم را عیانتر می نمایند.

سوکمندانه نبود جنبش گسترده ومؤثر ضدتروریستی، که در برابر چنین خیانتی ایجاد مانع کند، فریبکاری قدرت های بزرگ و دروغ بودن مبارزه ی ضد تروریسمی که مردمان رنجدیده ی جوامع مانند افغانستان را تهدید می کند، دیدارها وعهد وپیمان هایی که در خفا با تروریست ها می بندند، همنوایی بیشتر وعمیق تر قدرت خواهان متقلب با تروریست ها و موجودیت اشخاص ونهاد های شبیه طالبان در جامعه؛ فضای پرمخاطره تری را در چشم انداز قرار می دهد. فضایی که می گوید: زندگی زنان ومردان، کودکان وشاگردان مکاتب ودانشگاهیان، مدافعین آزادی بیان، مدنی اندیشان، مدافعین رعایت کرامت انسانی، ومخالف اعمال اپارتاید اجتماعی وجنسی وملیون ها انسانی را که چند دهه است بار رنج و درد را بر شانه دارند، بازگشت وحشت آمیز ترین دست پرورده گان بن لادنی تهدید می کند.

سخنانی را که دیروزحامد کرزی بر زبان آورد، بوی عیانترشدن خدمت به طالبان و رشد خطری را می دهد. حامد کرزی با وجود جنایت های که طالبان انجام داده است، وهر روز سیر فزاینده یافته، به برادری محکم تر با آن ها اصرار ورزید. در کمال دیده درایی نقش تروریست هایی را که از زندان ها آزاد کرده بود، انکار کرد.

 

جدی گرفتن این خطر ومقابله با آن، مستلزم گسست از بی تفاوتی ،هماهنگی تحرکات پراگنده، سمت وسو یافتن فعال وهماهنگ آن علیه جهالت اندیشی هایی است که از دل خویش، تبهکاری ونابودی انسان و آرزو های انسانی را باز تولید می کند.

..........................................

محمداکرم اندیشمند

  گروه های تکفیرگرا وستیزه جو

ظهور گروه های تکفیر گرا و ستیزه جو از نام و آدرس اسلام و جهاد مانند گروه های داعش، القاعده، طالبان، بوکو حرام و ..... از زوایۀ دینی و آیدئولوژیک، به فهم، باور و قرائت آن ها از اسلام و به خصوص از آموزه ها و احکام اسلام در مورد جهاد بر می گردد.

این گروه ها در معرفت دینی و اسلامی خویش تنها به قرائت سَلَفی، یعنی قرائتی مبتنی بر قرآن و حدیث و سنت دوران حیات پیامبر(ص) و اصحاب، اهمیت و اعتبار می دهند و هر گونه برداشت، تفسیر و قرائتِ غیر از این را نادرست و باطل تلقی می کنند. آن ها با این قرائت نه تنها به ظواهر آیات و احادیث پیامبر توجه می کنند و در صدد تطبیق و اجرای برداشت و دریافت خود از این معنای ظاهری آیات به عنوان حقیقت دین و شریعت می شوند و آن را حقیقت مطلق اسلام میدانند، بلکه از لحاظ زمانی و مکانی و اجتماعی خود را در همانزمان و مکان و جامعۀ حیات پیامبر قرار می دهند و دنیا را به مدینۀ پیامبر و به جامعۀ نامسلمان و مشرکین بیرون از آن تبدیل می کنند. این گروه ها نه به آرای مذاهب اسلامی و امامان این مذاهب در مورد تفسیر و استنباط احکام و معرفت دینی توجه دارند و نه به شان نزول آیات و شرایط خاص زمانی و مکانی دوران پیامبر و صدر اسلام اعتنا و التفاتی نشان می دهند. آن ها با این احساس و این باور در صدد آن هستند تا جهاد را با نامسلمانان و کفار و مشرکین همچون جهاد دوران پیامبر و عهد صحابه انجام دهند و به زعم خود شان اسلام دوران مدینه و سلف صالحین را بی کم و کاست محقق کنند تا مسلمانان به همان دوران عظمت و اقتدار مورد نظر آن ها برگردند.

وقتی به عمق وحشت و فاجعه در برداشت و قرائت این گروه های افراطی تکفیر گرا و ستیزه جو از اسلام پی می بریم که آنها با این قرائت در واقع جهان امروز را به دو مکان و شهر مدینۀ پیامبر یعنی مکان و جغرافیای حضور خودشان و شهر مکه یعنی مکان حیات اقامت مشرکین مکه تقسیم می کنند و آنگاه خود را مکلف به تطبیق و اجرای حکم آیاتی چون: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ می بینند و می دانند.

گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی خون ریز با نام جهاد و اسلام بر مبنای باور و قرائت خودشان از اسلام و جهاد، حتی مسلمانی جوامع و کشورهای اسلامی و مسلمان را نمی پذیرند و این جوامع و کشور های مسلمان را نیز مشمول جهاد مورد باور و تلقی خود می پندارند؛ هر چند که به صورت علنی این ادعا را مطرح نمی کنند، اما در عمل به این باور و برداشت پابندی نشان می دهند. نکتۀ شگفت آور و ترسناک این فهم، باور و قرائت این است که گروه های تکفیر گرای ستیزه جوی خون ریز که خود را جهادگر معرفی می کنند، نه به تفاوت مکانی و جغرافیایی دوران پیامبر(ص) و صحابه با جغرافیای امروز توجه می کنند و نه فاصله و گذشت زمانی این دوران را که در حدود یک و نیم هزار سال را در بر می گیرد، مد نظر قرار می دهند. به این معنی که آن ها انتشار اسلام را در این فاصلۀ دور زمانی در سرزمین های مختلف و مسلمانی جوامع و کشور های مختلف دنیا را در طول این سده ها، ناقص و پر از تحریف و ضلالت می دانند و در صدد آن هستند تا با به زعم و برداشت خود جهادی همچون جهاد عصر پیامبر و اصحابش به گمراهی و شرک مسلمانان جهان پایان دهند و دنیای کفر و نامسلمان را هم با جهاد خود وادار به پذیرش اسلام سازند.

برداشت و قرائت داعش و گروه های تکفیر گرا و ستیزه جوی اسلامی از اسلام و قرآن نوعی از برداشت و قرائت دینی محسوب می شود، اما برداشت نادرست و قرائت خطر ناک و غیر واقعی است. این قرائت، اسلام را دین خصومت و جنگ معرفی می کند و پیامی جز خون و ویرانی برای بشریت و مسلمانان ندارد.

..........................................

محمد حیدر اختر

کودتای ننگین هفت ثور

 به روز پنجشنبه هفتم ثور ( 1357)، خلقی ها وپرچمی ها علیه حکومت محمد داود خان کودتا کردند. آمادگی کودتا را از وقتی گرفته بودند که داودخان از تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی خود را کنار کشید وبا کشورهای عربی و ایران و روابط اقتصادی را روی دست گرفت. معلوم بود که امریکا هم خوش بود. قتل میر اکبر خیبر، مراسم دفن او وسخنرانی های سیاسی سبب شد که داود خان امر توقیف تعدادی از رهبران خلق وپرچم را بدهد. در آن وقت به خواهش شوروی و ضرورت کودتا هر دو جناح وابسته به شوروی وحد ت کرده بودند.

بلی آن ها کودتا کردند. از همان روز فجایع، جنایات ومردم آزاری تمام افغانستان را فرا گرفت. ملیون ها انسان آسیب دیدند. در اول وبرای چند ماه هر دو جناح در شکنجه واعدام ده ها هزار انسان سهم مشترک داشتند. بعدا خلقی های بی سواد، به همکاری دستگاهٔ جاسوسی " اکسا" تعداد زیادی را زندانی و یا به قتل رسانیدند. پرچمی ها از جنایات مشترک خودشان با خلقی ها چیزی نمی گویند. پرچمی ها که لفاظ وحیله گر تر ومنافقتر ازخلقی ها استند، جنایات زمان حکومت مشترک را به حفیظ الله امین ( خونخوار جاهل ) ارتباط می دهند. ولی وقتی که خودشان به وسیلۀ تجاوز شوروی قدرت را گرفتند، خاد دستگاه شکنجه وجاسوسی را به جای اکسا به کار انداختند. در وقت حکومت پرچمی ها خلقی های جنایتکار هم مشارکت داشتند. غیر از چند نفر آن ها . دروقت پرچمی ها چیزی که بسیارتر دامنه یافت، همان جنگ وبمبارد قوای شوروی و افغانستانی بود . قصبات ودهات ، شهرها ویران گردیدند. مهاجرت بیشتر شد. ملیون ها انسان سرگردان شدند.

بلی، کودتای سیاه روز هفتم ثور، یک فاجعه بود. مگر فاجعه آفرین ها که تعدادی با بدنامی مرده ویا کشته شده اند، تعدادی از آن ها با بی حیایی ، با پر رویی به لجبازی پرداخته حاضر نمی شوند که جنایات خود را قبول کنند. این عدم قبولی معلوم می کند که جهالت وو خونریزی های زیادی را مرتکب شده اند.

کار دیگر جانیان قاتل و وطنفروش خلقی – پرچمی، این است که دورۀ بعد از سقوط  خود را از قدرت یا دوره حکومت جنگی مجاهدین را به رخ می کشند. وبه گفتۀ مردم " غت مغتولی " می کنند. هرکس که از تأثیر جنگ های مجاهدین انکار کند، دل خلق خدا را آزار می دهد که آزار دیده اند. مگر جنگ های مجاهدین قبلی جنایات، وطنفروشی خلقی پرچمی را  به هیچ صورت پت وپنهان ویا توجیه نمی کند. هرکدام آن ها تقصیر ومسوولیت خود را به گردن دارند. واین هم قابل تذکر است که جنرال های قاتل عضو "کی جی بی" وعضو خلق وپرچم، در جنگ های ویرانگر مجاهدین وبربریت زمان طالبان،هم مشارکت داشتند.

پیام ما در این روز به مردم شریف ما، ،به اولادها و نواسه های جنایتکاران خلقی وپرچمی این است که آن ها را خوب وخوبتر بشناسند. آن ها را محکوم کنند. آن ها باید محاکمه شوند. وقتی گروه خادیست از فیس بوک وانترنیت وخارج نشینی استفاده می کند و به دفاع دوران وحشت می پردازد، ویا رئیس جنایتکاران خاد، داکتر نجیب را ستایش وتوصیف می کند، در زخم های مردم مظلوم، به بیوه های آن دوران، به مادران داغدیده وبه یتیم ها نمک پاشیده وتوهین می کنند.

در این روز به خانواده های محترمی که شهید داده اند و ستم کشیده اند، همدردی خود را ابراز داشته  وبه روح شهدای پاک درود می فرستیم . هزاران نفرین به جانیان خلقی و پرچمی و خادیست ها.

...........................................

محمد حیدر اختر                 

                      

       فرهنگیانی که قربانی استبداد شدند

برهمگان معلوم است که در طول تاریخ و به خصوص  از سه دهه  به این سو  تعداد فراوانی از نخبه گان کشور، نویسنده گان ، شعرا ،  روزنامه نگاران ، هنرمندان ،  همکاران مطبوعاتی  متحمل زجر، شکنجه  ، آزار و اذیت قدرتمندان و  دولتمداران قرار گرفته یا این که  جان های شیرین شان را از دست داده ویاهم سال های سال عقب میله های زندان جوانی را به پیری رسانیدند.  اما از طرف دیگر متأسفانه  تاکنون کسی از ایشان  به درستی یادی نکرده، و اگریادی صورت گرفته، قناعت بخش  نیست .

من خواهان آن هستم  تا در وبسایت رنگین و سایت های دیگری که علاقمند موضوع باشند،  تا حد امکان نام ها و شرح حال هریکی از ژورنالیستان ، نویسنده گان ،  شعرا، هنرمندان  و همکاران مطبوعات را، که قربانی  استبداد رژیم های مستبد شده اند انتشار بدهم.

 همان قسمی که بزرگان ما گفته اند،  از یک دست صدا بر نمی خیزد . من به تنهایی خود نمی توانم از عهدۀ این کار دشوار برایم.  نا گزیر رو به سوی شما دوستان وهموطنان محترم  کرده، خواهان کمک و همکاری میشوم .

تعدادی از دوستان با تماس های تیلفونی ویا ایمیل ها،  اسمای بعضی از شخصیت ها را تذکر داده اند،بعضی اوقات  نام ها در لیستی که من تهیه کرده ام، قبلاً شامل بوده اند . اما در هر حال برای ترتیب نهایی کمک قابل احترام انجام میدهند.

برای آسانی کار، لازم می بینیم که نخست لستی را که تاکنون تهیه گردیده  به نشر برسانم، تا دوستان وهمکاران محترم، کسانی را که بعد تر برای ما معرفی می کنند، توجه نمایند که شامل این لست نباشد . از همکاری و همیاری همه دوستان قبلا اظهار سپاس وامتنان می نمایم . " حیدر اختر "

 

 در زمان سلطنت امیر شیرعلی خان:

 سید جمال الدین افغان که همه عقیده دارند، آدم با سویه و دارای قدرت رساندن ترقی خواهی ووحدت جویی بود، نظر به توطئۀ  درباریان از افغانستان خارج شد

 

در زمام داری امیرعبدالرحمن خان:

 

غلام محمد خان طرزی که شاعروآدم با فهم بود،مجبور به ترک خانه وکاشانه شد.

 

درعصر امیر حبیب الله خان:

 

 محمد سرور واصف و برادرش نویسنده وشاعربا تعدا دیگر درعصر امیر حبیب الله خان به شهادت رسیدند. برعلاوۀ این که تعدادی به شهادت رسیدند ، یک تعداد دیگر محبوس شدند. 

 ـ  میرسید قاسم خان « مشهور به میرصاحب »،  غلام محمد میمنه گی ، مولوی غلام محی الدین افغان ، شاعر پشتو سراج الاخبار ، محمد انوربسمل ،  ملا عبدالخالق ، عبدالرحمن لودین ، میرزا محمد حسن راقم اچکزایی  نویسنده ،درارگ محبوس شدند

 

در عصر امان الله خان:

 

زمانی که امان الله خان غازی پس ازین که شنید اختر جان قصد قتل شاه را دارد، تعدادی را به قتل رسانید و یک تعداد رامحبوس کرد. دربین محبوسین نزدیکان اختر جان هم بودند که از نقشۀ اخترجان هیچ اطلاع نداشتند. ازآن جمله می توان از ناظر محمد صفرخان و استاد محمد انوربسمل نام برد. 

 غلام محی الدین انیس، ناشر جریدۀ ملی وغیر دولتی انیس، دروقتی که شاه در اروپا مسافرت نموده بود، مدت کوتاهی حبس شد. مگربه وسیلۀ محمد ولی خان که کفیل شاه بود آزاد گردید. سرنوشت او را در وقت پادشاهی نادرشاه ملاحظه می نماییم .

ناگفته نماند که در همان وقت امان الله خان بود که شاخه های مطبوعات بیشترگردید. بطور مثال : علاوه بر اخبارنویس ها، نویسنده های زیادی به شعر وداستان،ترجمه، هنرتیاتر،رسامی ونقاشی،آواز خوانی که دارای سابقه بودند،درهمین عصرمشغول شدند.

 

 درعصر 9 ماهۀ حبیب الله کلکانی:

 

تعداد زیاد مطبوعاتی ها ی قبلی مجبور به خان نشستن شدند.ویا مجبور شدند که نویسندۀ دولتی باشند.  غلام محی الدین خان انیس چند وقت مجبورساخته شد که مدیرجریدۀ حبیب الاسلام شود. او از کابل گریخت وطرف نادرخان به جنوبی رفت. برهان الدین خان کشککی که نویسندۀ درباری امان الله خان بود، و همیشه وصف ومدح او را می کرد، مدیر جریدۀ حبیب السلام شد.

  مؤرخ کبیرفیض محمد کاتب،مجبور ساخته شد که به سوی مناطق هزاره نشین برود برای امیر حبیب الله کلکانی بیعت بگیرد. چون مردم هزاره از امان الله خان راضی وخوش بودند،بعیت نکردند.وقتی کاتب برگشت،  به اثر لت وکوب مریض شد وبعدترجان سپرد. افندی که درحین یکی از مسافرت های محمود طرزی همراه وی ازفرانسه به کابل آمده بود،و"به هزارهنرآراسته واستاد استادان بود، نیمه مخفی در سرایی محقر، دستکش وجوراب می بافت،"

 

 درعصرنادرخان وهاشم خان جلاد:

 

درپهلوی سایر پروبلم ها، بلا وجفای بزرگ نصیب مطبوعاتیان قبلی شد که نوکر وخدمتگار دولت نشدند. 

 عبدالرحمن لودین یکی ازمحررین سراج الاخبار و امان افغان که رئیس بلدیۀ کابل بود، درارگ به امر مستقیم نادرشاه تیرباران شد وبه شهادت رسید. و تعداد فراوانی از شاعران ونویسنده گان و گل های سرسبد فرهنگ افغانستان را راهی زندان کرد.

 عبدالهادی داوی ،  میرسید قاسم خان ، محمد انوربسمل  مدیر انجمن ادبی ، بابا عبدالعزیز قندهلاری ، محمد ابراهیم صفا شاعر، محمد اسمعیل سودا شاعر،  عبد الله خان افغان نویس  نویسنده ، حافظ محمد اکبر فارغ  نویسنده وشاعر ، محمد هاشم زمانی،محمداسلم بسملزاده عضو آژانس باختر،محمد اکبراخترمترجم ، میرغلام محمد غبار مدیرستاره افغان و عضو انجمن ادبی کابل، خالد صدیق ازخانواده چرخی  شاعر ونویسنده ،  سید حسن پاچا شاعر متخلص به شیون ، سعد الدین بها نویسنده ، سید غلام حیدر پاچا ، غلام احمد خان اعتمادی ، میریاربیگ خان دروازی ، فیض محمد ناصری نویسنده ، غلام محی الدین انیس  روزنامه نگار ، حیدر نیسان شاعر، خلیل الله خلیلی شاعر، محمد سرورجویا مدیراتفاق اسلام  هرات ، میرغلام حامد بهار نویسنده ومترجم ،  میر عبدالرشید بیغم مترجم ،محمد ابراهیم خلیل شاعر، خطاط ، صفرعلی امینی شاعر ونویسنده ، عبدالصبورغفوری شاعر، بشیرشور نویسنده ،شاعر،محمد اسلم چرخی  برادر جنرال شیرمحمد خان چرخی شاعر ، ملا عبدالخاق مشروطه خواه شاعر ، شیخ بهلول شاعر ، سید ظهورالدین خان شاعر معلم مکتب نجات  استاد محمد صابر هنرمند

 

 درزمان صدارت شاه محمود خان :

 

مردمان صاحب قلم وفکر ترقی خواهی ومشروطه طلبی  زندانی شدند.

 میرغلام محمد غبار، علی احمد نعیمی ،  برات علی تاج ؛  میر محمد صدیق فرهنگ، محمد نعیم شایان، علی محمد مدیرخروش محمد آصف آهنگ، داکترعبدالرحمن محمودی  صاحب امتیازومدیر ندای خلق ، انجنیرعطایی ، داکتر غلام فاروق اعتمادی،  عبدالحلیم عاطفی ، سید اسماعیل بلخی  سید علیم گوهری، مولوی  خال محمد خسته .

 

 در زمان  ریاست جمهوری سردار محمد داود:

 

تقریبا ًمانند دوران امیر حبیب الله کلکانی وسردار هاشم خان شد. مطبوعاتی های نویسنده مجبور شدند، دست ودهن خودرا ببندند.اما موسیقی وفلم تیاتر فعال بود.

 محمد هاشم میوند وال مدیر روزنامه  اتفاق اسلام  روزنامه انیس رییس مستقل مطبوعات ، وزیرمطبوعات  به شهادت رسیدو احمدظاهر هنرمند نامدار کشور مدتی را به زندان گذشتاند البته زندانی شدن احمد ظاهر جنبه سیاسی نداشت .

 

در دوره حکومت نوراحمد اعتمادی :

 

  به اثر مظاهرات دانشگاه کابل تعداد از دانش اموزان دانشکده های کابل  زندانی شدند  که ازجمله می توان از فرید شایان گوینده رادیو افغانستان ،  طاهر محسنی نویسنده ، و حبیب الله رفیع شاعر ونویسنده  نام برد .

 

 درزمان رژیم دست نشانده شوروی سابق یعنی پس از کودتای 7 ثور:

 

 نخستین قربانی در آغاز روز های کودتا   ورزیده ترین گوینده رادیو تلویزیون افغانستان مهدی ظفر به شهادت رسید وبه تعقیب وی  کشته شده گان دیگرعبارت اند :  علی حیدر لهیب ، شاعر ، نجیب الله رحیق نویسنده و اهل مطبوعات محمد یونس حیران  مدیرسابق روزنامه انیس ،  محمد ابراهیم عالمشاهی نویسنده، غلام شاه سرشارشمالی معاون روزنامه جمهوریت شاعر ونویسنده ، محمد شریف ایوبی مدیرجریده مساوات،غلام سخی انتظارژورنالیست ،( در قسمت خیرخانه توسط نیرو های روسی به شهادت رسید ) محمد شاه ارشاد مدیر تربیه افکار در مطبوعات ، محمد موسی شفیق داستان نویس گوینده عربی رادیو افغانستان ،  امان الله سیلاب صافی شاعر پشتو مدیر در رادیو افغانستان ،  سید حسن شاه  شاعر ونویسنده ، جان محمد فنا شاعر ، مولوی محمد نبی مفتون  شاعر ، سید نورالدین  شاعر ، عبدالروف ترکمنی  نویسنده ، ، انجنیر کریم  انجنیر ورکشاپ رادیوافغانستان ، سید امیر مودودی مدیرشعبه برق رادیورادیو افغانستان ، رشید جان تخاری آمر ورکشاپ تخنیکی رادیو تلویزیون ، نصرالله مشکوری  مدیر شعبه موسیقی تلویزیون، ؛ میرنعمت الله حباب ژورنالیست و عضو اداره سیاسی واجتماعی تلویزیون ، جان احمد کهیار معاون تخنیکی افغان فلم ،چمن علی  عضو مدیریت موسیقی رادیوافغانستان ،  علم نورستانی استاد دانشگده  ادبیات  دانشگاه کابل ،عبیدالله نورستانی عضو مدیریت  تخنیکی رادیو افغانستان ،  احمد ظاهر  هنرمند ،  فضل احمد نینواز هنرمند جلال الدین غازی یار ( برادر دوگانگی جواد غازی یار ) هنرمند ، استاد دری لوگری توسط راکت روسها در راه لوگر به شهادت رسید  شریف خیرخواه هنرپیشه سینما در حال شوتنگ فلم با هشت نفر هنر پیشه دیگردراثر اصابت راکت به شهادت رسیدند. عارف الدین هنر پیشه سینما  درسینمای پامیر به اثر اصابت راکت به شهادت رسید. غلام نبی کوهنورد عضوشاخه پرچم از آژانس باختر. خانم صایمه مقصودی  ممثله و گوینده زبان پشتو رادیو تلویزیون  رزمان رژیم دست نشاند ه توسط مجاهدین به قتل رسید. خان قره باغی و ماستر فضل غنی  بخت مینه درزمان رژیم دست نشانده توسط مجاهدین به قتل ر سیده اند  ظریفه جان عضو مدیریت عمومی روزنه رادیو افغانستان دراثر راکت به شهادت رسیده است . امیر خان واختر محمد همکاران شعبه اخبار رادیو افغانستان در ولایت غزنی توسط  مجاهدین به شهادت رسانیده شده اند 

 

 محبوسین رژیم دست نشانده شوروی سابق :

 

 داکتر عبدالرحیم نوین  صاحب امتیاز جریده ترجمان ،  محمد نجیم آریا مدیر روزنامه انیس ، استاد لطیف ناظمی شاعر ونویسنده،استاد رهنورد زریاب، داستان نویس مشهور، استاد واصف باختر شاعر ونویسنده ، صباح الدین کشککی صاحب امتیاز روزنامه کاروان ،  عبدالحق واله مدیر مسول کاروان ، قدرت الله حداد مدیر اخبار افغان ملت ،  داکتر سید عبدالله کاظم استاد دانشگاه و نویسنده ، عبدالحکیم مژده  مدیر جریدۀ اتحاد ملی ، علی مدنی ،محمد ظریف لودین مدیر گوینده گان رادیو تلویزیون ، محمود فارنی نویسنده وشاعر، انجنیر کریم عطایی وزیر مخابرات، غلام محمد نیاز نطاق فرانسوی رادیوافغانستان ،شمس راد ژورنالیست وکارمند رادیو تلویزیون افغانستان ، الحاج محمد امین فروتن نویسنده وناشر نشریۀ خواهرشهید درکابل، محمد حسن ولسمل  مدیر مجاهد ولس ،  داکتر عبدالغفور روان فرهادی  نویسنده ، پرتو نادری شاعر نویسنده ،  فاروق فارانی شاعر ، غلام علی آیین  نویسنده ،  جنرال ذکریا ابوی نویسنده ،  داکتر عبدالقیوم کوچی  نویسنده ،  شکرالله کهگدای استاد دانشگاه کابل و ، سرور رنا نویسنده و گوینده سابقه دار رادیو افغانستان ،  روز نامه نگار و ناشر وصاحب امتیازدوردوم ماهنامه کاروان  ، حبیب الرحمن هاله استاد دانشگاه کابل ، محمد یوسف میرنی همکاره اداره انکشاف پشتو ، احمدشاه پسر مولانا ارشاد عضو نشرات داخلی وزارت اطلاعات وفرهنگ ، عبدالرزاق ارسلایی  ژورنالیست  در رادیو افغانستان ،  محمد رفیع ژورنالیست  در رادیو افغانستان،  داکتراسد الله شعور ژورنالیست در رادیو افغانستان ، نثارعلی فریاد ژورنالیست  در رادیو تلویزیون ، عبدالمحمد غیاثی رئیس افغان فلم و مدیرعمومی پروگرامهای رادیوافغانستان ، محمد حسین میترا ژورنالیست و عضو مدیریت عمومی اطلاعات رادیو افغانستان ،محمد قسیم همکار تخنیکی رادیو تلویزیون ، سردار محمد طاهرمدیر آخذه رادیو افغانستان ، نورالدین بدر عضو مدیریت نشر رادیو افغانستان ، محمد ظاهر کاظمی مدیر موج اف ام  رادیو افغانستان ،انیس آزاد شاعر ،  گل آقا بیرنگ شاعرو  سرمعلم دانشکده نادریه ، داکتر غلام مصطفی رسولی ریس افغان فلم و رییس تلویزیون ، ، رازق مامون نویسنده  ، انجنیر حبیب الر حمن تخنیک رادیو، فیض محمد عضو ثبت رادیوافغانستان ( در واقعه بم گزاری که در استدیوی 49 رادیوافغانستان ، گرچه بم گزارشخصی دیگری بود اما خاد فیض محمد را شکنجه وزندانی نمود.  ، انجنیر خالقداد کامران رییس تخنیکی رادیو تلویزیون ، خلیل غیاثی عضومدیریت موسیقی رادیو افغانستان ، استاد صفدرتوکلی هنرمند محلی هزاره تبار

دراثر مخاصمت های ذات البینی بین جناح های خلق و پرچم  تعداد فراوانی از طرفین ، شکنجه و محبوس شده اند . زمانی که خلقی ها می خواستند یکه تاز میدان شوند اکثرپرچمی ها را زندانی ساختند وزمانی که پرچمی ها  تحت سایۀ قشون سرخ  شوروی سابق  به قدرت رسیدند تعداد فراوانی از خلقی ها را در بند کشیدند، ظاهر کاظمی  عضو مدیریت آرشیف رادیو افغانستان .

 

 گفته می شود که  سید بهاوالدین مجروح  مدیر خبر گزاری  افغان وناشر مجله  آن به زبان  انگلیسی و فرانسوی در پشاور،عزیرالرحمن الفت نویسنده ومولف ،  عبدالرحیم چنزایی مدیرجریده  فریاد ، توسط حزب اسلامی حکمتیار در پشاور ترور شده اند .

 

درزمان جنگ های داخلی وقدرت طلبی میان تنطیم های جهادی سابق :

 

 قهارعاصی  شاعر؛ سید کبیر استوار شاعر، فیض محمد و پسرش هنرمندان بدخشی ، بنیگیچه  هنرمند محلی ، زمان شوقی هنرمند محلی  ، آصف جبلسراجی هنرمند محلی ،  کبیر دلربانواز پسر استاد رحیم گل  توسط راکت باری تنطیم ها ، وسلیم سحاب آوازخوان رادیو تلویزیون .

 

درزمان رژیم فرهنگ ستیز طالبان:

 

  اجمل نقشبندی  توسط گروه طالبان گروگان گرفته شده و بعدأ سر بریدند بین 8 تا 10 اپریل 2007

 تعداد بیشتر دیگر نیز آزار و اذیت دیده اند که با تاسف نام های شان را در اختیار ندارم .

 

درزمان رژیم کرزی :

 

خانم ذکیه ذکی ژورنالیست ومدیر مسوول  رادیوی صلح جبل السراج ، شیما رضایی  گوینده تلویزیون طلوع  شکیبا  سانگه  آماج  از تلویزیون شمشاد ، سلطان محمد منادی زورنالیست  پرویز کامبخش ،

 

۲۰ سال گذشته ۳۹ خبرنگار، نویسنده و دست اندرکار رسانه های خبری جان خود را در افغانستان از دست داده اند که از آن جمله ۲۳ تن هدف قرار گرفته اند و به قتل رسیده اند و ۱۶ تن از آنان بر اثرانفجارو یا در جریان درگیری کشته شده اند.


۱۴ تن از این افراد از سوی مجرمان مسلح، چهارتن از آنان توسط طالبان، سه تن توسط وابستگان و یا اعضای خانواده شان، یک تن توسط سربازان امریکایی و یک تن توسط سربازان بریتانیایی به قتل رسیده است. میرویس جلیل نخستین خبرنگاری است که در سال ۱۳۷۳ پس از مصاحبه با گلبدین حکمتیاررهبرحزباسلامی درمسیرراه برگشت به محل سکونت اش به قتل رسید
اولف استرامبرگ، ماریا گارسیا کتولی، جولیو فیونتز، عزیزالله حیدری، هری بورتون، کریستین استرو، کارن فیشر، شیما رضایی، شکیبا سانگه آماج، اجمل نقشبندی، رحمان قل، ذکیه ذکی، عبدالصمد روحانی، جاوید احمد، سلطان محمدمنادی، سید حامد نوری، امید خپلواک، سادم خان بهادورزوی، مزمل صادقی، محسن هاشمی و سوشمیتا بنرجی مشهور به سیده کماله افرادی هستند که در جریان ۱۲ سال گذشته هدف قرار گرفته و به قتل رسیده اند.
افزون برآن، جان الله هاشم زاده و انور صالح دو خبرنگار آزاد افغان هستند که در قلمرو پاکستان از سوی افراد مسلح هدف قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

در اخیر از اتحادیه ژورنالیستان افغانستان که تحت ریاست مطبوعاتی سابقه دار جناب  عبدالحمید مبارزکارمی کندوهم از بنیاد ژورنالیستان آریانا در امریکا که تحت نظر داکتر شکر الله کهگدای  فعالیت دارد، وهم از تمامی نویسنده گان ،شعرا ، و اهل خبره وتمام رسانه های کتبی ، صوتی ، تصویری  والکترونی تقاضامی نمایم تا از روی لطف ومهربانی و دلسوزی به حال آن هایی که قربانی استبداد شده اند،ا مرا یاری رسانیده تا جایی که امکان داشته باشد شهرت مکمله ، یک قطعه عکس و نمونه کلام قربانیان را برای ما ارسال دارند. ازهمکاری های بی شایبه همه قبلاً  وقلباً اظهار سپاس وامتنان می نمایم. ومن الله توفیق .

 

 

 

...........................................................................................................................................................................

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
استفاده از مطالب رنگین با ذکر ماخذ آزاد است © Rangin